به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، سید سعید هاشمی در کتاب پادشاه نصفه دماغ، ماجرای حمله لشکر ابرهه به کعبه و نابود شدن آنها به وسیله ابابیل را که داستانی قرآنی است، با زبانی طنز ویژه نوجوانان روایت کرده است
در این نشست، نوجوانان حاضر با طرح پرسشهایی درباره ساختار داستان، میزان طنز، شخصیتپردازی، پایانبندی و حتی برخی جزئیات تاریخی اثر، نویسنده را به پاسخگویی درباره انتخابهای روایی خود واداشتند.
در ابتدای این برنامه، حجتالاسلام احمدپناه، سرپرست دفتر نوجوان کتاب جمکران، با اشاره به متفاوت بودن این نشست گفت تلاش شده است فضای جلسه متناسب با مخاطبان نوجوان پیش برود و پس از سخنان ابتدایی نویسنده، نوجوانانی که کتاب را مطالعه کردهاند، دیدگاهها و پرسشهای خود را مطرح کنند. وی با اشاره به شخصیت «ابرهه» در کتاب «پادشاه نصفه دماغ»، این شخصیت را دارای شباهتهایی با شخصیت دونالد ترامپ دانست و گفت: ابرهه در داستان شخصیتی مغرور، متوهم و خودبین است که به تجهیزات و لشکر خود تکیه دارد و تصور میکند همه دنیا در برابر او تسلیم هستند؛ اما در نهایت در برابر موجوداتی قرار میگیرد که آنها را ناچیز میشمارد.
در ادامه، سیدسعید هاشمی، نویسنده کتاب «پادشاه نصفه دماغ»، ضمن تشکر از نوجوانان حاضر، درباره سابقه فعالیت خود در حوزه ادبیات کودک و نوجوان و علاقهاش به طنزنویسی سخن گفت.
هاشمی با اشاره به اینکه نخستین کتابش حدود ۳۰ سال پیش منتشر شده است، اظهار کرد که از همان آغاز فعالیت ادبی خود با طنز نوشته و آثار متعددی در این زمینه منتشر کرده است. به گفته او، «پادشاه نصفه دماغ» با وجود طنز بودن، تفاوت مهمی با بسیاری از آثار طنز پیشین او دارد و آن، استفاده از یک داستان قرآنی بهعنوان بستر روایت طنز است.
وی در توضیح امکان استفاده از مفاهیم قرآنی در قالبهای هنری گفت طنز و قرآن الزاماً در تقابل با یکدیگر نیستند و ادبیات فارسی نیز از گذشته از آیات و مفاهیم قرآنی بهره برده است. او در این زمینه تأکید کرد که حضور قرآن در هنر میتواند به غنای آن کمک کند و در نگارش این اثر نیز تلاش کرده است ضمن حفظ فضای داستان، از شخصیتها و عناصر مطرحشده در قرآن استفاده کند.
نویسنده «پادشاه نصفه دماغ» همچنین درباره طنز بهعنوان یک ویژگی ذاتی گفت نویسندگی طنز برای او امری طبیعی است و در بسیاری از مواقع، موقعیتها و توصیفهای طنز در جریان نوشتن داستان بهصورت خودجوش شکل گرفتهاند.
اما بخش متفاوت این برنامه زمانی آغاز شد که نوجوانان حاضر، میکروفن را در دست گرفتند و پرسشهای خود را با نویسنده مطرح کردند.
یکی از نوجوانان که کتاب را بهطور کامل مطالعه کرده بود، سه پرسش درباره اثر مطرح کرد؛ از جمله اینکه آیا حجم زیاد طنز ممکن است تأثیرگذاری آن را کاهش دهد، روایت داستان از زبان یک شخصیت منفی چه تأثیری بر برداشت مخاطب از آن شخصیت دارد و همچنین درباره ارتباط «مسروق» در داستان با شخصیتی تاریخی که در روایتهای مربوط به یمن نام او آمده است.
هاشمی در پاسخ به پرسش نخست، تفاوت سلیقه مخاطبان در مواجهه با طنز را مورد توجه قرار داد و گفت میزان تأثیرگذاری طنز میتواند با توجه به فرهنگ، محیط و تجربه مخاطب متفاوت باشد. او همچنین درباره روایت داستان از زبان شخصیت منفی توضیح داد که اگر مخاطب با شخصیت منفی همذاتپنداری کند و او را مثبت ببیند، این میتواند یک ضعف در پرداخت شخصیت باشد؛ اما در این اثر تلاش شده است منفی بودن شخصیت ابرهه برای مخاطب روشن باشد.
یکی دیگر از پرسشهای نوجوانان به پایانبندی داستان مربوط میشد. یکی از دختران نوجوان حاضر پرسید چرا نویسنده چگونگی مرگ ابرهه را بهصورت صریح در پایان داستان بیان نکرده است.
هاشمی در پاسخ، باز گذاشتن پایان داستان را انتخابی آگاهانه دانست و گفت نویسنده نباید همه چیز را به مخاطب تحمیل کند. به اعتقاد او، بخشی از لذت ادبیات در این است که خواننده پس از پایان داستان، خود درباره سرنوشت شخصیتها فکر کند و پایان مورد نظرش را در ذهن بسازد.
وی همچنین تأکید کرد که در برخی آثار داستانی جدید، حتی از چند پایان استفاده میشود تا مخاطب بیش از پیش در شکل دادن به نتیجه داستان مشارکت داشته باشد.
در بخش دیگری از این نشست، یکی از نوجوانان درباره نامهای دشوار شخصیتهای داستان پرسید. نویسنده در پاسخ توضیح داد که داستان در فضایی تاریخی و در سرزمینی با فرهنگ و زبان متفاوت از امروز روایت میشود و استفاده از نامهای متناسب با همان دوره، به انتقال فضای تاریخی اثر کمک میکند.
یکی دیگر از نوجوانان نیز با دقت در جزئیات داستان، درباره علت کم آمدن پول ابرهه پس از دریافت آن از نجاشی، نامگذاری فصلها و همچنین برخی تناقضهای احتمالی در روایت پرسشهایی مطرح کرد.
هاشمی در پاسخ، بخشی از این موارد را ناشی از ضرورتهای روایت رمان دانست و گفت اگر قرار بود به تمام جزئیات تاریخی و فرعی داستان پرداخته شود، حجم اثر بسیار بیشتر میشد و ممکن بود مخاطب نوجوان را خسته کند.
وی با اشاره به اینکه کتاب در ابتدا قرار بوده حدود ۱۲۰ صفحه باشد، گفت اثر در فرآیند نگارش به حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ صفحه رسیده و به همین دلیل ناچار بوده است برخی جزئیات را محدود کند.
در ادامه، یکی از نوجوانان پیشنهاد کرد داستان «پادشاه نصفه دماغ» در قالب یک فیلم یا انیمیشن ساخته شود. هاشمی نیز با استقبال از این پیشنهاد، ظرفیت داستان برای تبدیل شدن به یک اثر تصویری را قابل توجه دانست.
یکی دیگر از حاضران درباره استفاده زیاد از برخی توصیفها و همچنین دشواری تلفظ بعضی نامها نکاتی را مطرح کرد. چند نوجوان دیگر نیز ضمن بیان نظر مثبت خود درباره جذابیت و طنز کتاب، به بخشهایی اشاره کردند که از نظر آنها میتوانست کوتاهتر یا متفاوتتر باشد.
در بخش پایانی، نویسنده درباره دشوارترین قسمتهای نگارش کتاب نیز توضیح داد و فضاسازی مسیر حرکت سپاه ابرهه از یمن به مکه را یکی از بخشهای دشوار کار دانست. به گفته هاشمی، به تصویر کشیدن شرایط سفر یک سپاه بزرگ در حدود ۱۵۰۰ سال پیش، از جمله توقفها، تأمین غذا و آب، بیماری، گرما و واکنش مردم مکه به مشاهده فیلها، نیازمند تحقیق و فضاسازی دقیق بوده است.
وی همچنین گفت در نسخه اولیه، شخصیت عبدالمطلب و برخی توصیفهای مربوط به مکه کمرنگتر بوده که پس از بازخورد کارشناسان انتشارات کتاب جمکران، این بخشها بازنگری و تقویت شدهاند.
کتاب «پادشاه نصفه دماغ» به قلم سید سعید هاشمی در ۳۰۰ صفحه و باقیمت ۵۲۰هزارتومان اخیرا توسط انتشارات کتاب جمکران روانه بازار نشر شده است.
انتهای پیام/
نظر شما