به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، اخیرا کلیپی از علی ضیاء، مجری سابق تلویزیون، منتشر شد هم با این مضمون که حال خوب و رضایت از زندگی را در دوستان و اطرافیان متأهلاش سراغ ندارد و در عوض، به وفور روابط دوستدختر و دوستپسر با حال خوب در اطراف خود میبیند. در این کلیپ چنین وانمود شده بود که ازدواج منجر به لذت و نشاط در زندگی نمیشود. برای بررسی علمی این ادعا به سراغ دکتر ابوالفضل اقبالی، پژوهشگر اجتماعی و فعال در عرصه مشاوره ازدواج و خانواده رفتیم و پرسیدیم که آیا چنین ادعایی در جامعه تایید میشود یا خیر؟
ابوالفضل اقبالی در پاسخ به این سوال گفت: «قطعاً خیر! به نظر من باید دو موضوع را از یکدیگر تفکیک کنیم. یکی هیجان، سرخوشی و حال خوب موقت که قطعاً در روابط پارتنریِ متنوع و متکثر، رِل زدنها و دوستیهای دو جنس مخالف بیشتر به چشم میخورد و دوم رضایتمندیِ عمیق و لذتِ پایدار در زندگی که غالباً بر مؤلفههای متعددی چون امنیت عاطفی، اعتماد، قابلیت اتکا، احساس تعلق، مسئولیتپذیری، امکان ساختن آینده مشترک و حمایت در بحرانها استوار است و به هیچ عنوان در روابط موقتی و متکثر یافت نمیشوند و تنها در بستر ازدواج محقق میگردند.»
وی در ادامه با اشاره به دادهها و پژوهشهای اجتماعی افزود: «یکی از شایعترین عوامل و زمینههای بروز اختلالات جدی نظیر افسردگی، اضطراب، بدبینی و... در جوانان و علیالخصوص دختران، مقوله «شکست عشقی» در روابط عاطفی و پارتنری آنهاست. بسیاری از دختران و پسران نوجوان و جوان در حال حاضر نسبت به جنس مخالف خود بدبینی مفرط داشته و یکی از مهمترین دلایل عدم تمایل خود به ازدواج را همین بیاعتمادی نسبت به آنها میدانند.»
وقتی از ایشان پرسیده شد که چرا این روابط دوستیِ دو جنس مخالف اینقدر کوتاه، بیدوام و ناپایدار است و اساساً «شکست عشقی» چگونه در یک رابطهٔ ناپایدار ایجاد میگردد، پاسخ داد: «به دلیل اینکه این روابط از ابتدا بر پایههای سست و فاقد تعهد و مسئولیت اجتماعی بنا میگردند. خصلت ذاتی این روابط نیز اینگونه است که به صورت تصادفی ایجاد شده و در زمان کوتاهی به اوج وابستگی و لذت و حال خوش میرسد و با کوچکترین بهانهای نیز فروکش کرده و به ترک یکدیگر منجر میگردد. این فرآیند برای پسران شاید واجد درگیری و آسیب کمتری باشد اما دختران را که به لحاظ عاطفی و احساسات نسبت به پسران شکنندهتر هستند، به شدت درگیر میسازد. فقط کافی است یک دختر در طول عمر خود فقط دوباره چنین فرآیندی را تجربه کرده باشد، دیگر تا مدتها آن دختر از رنج افسردگی، اضطراب و بدبینی نسبت به جنس مخالف خود رها نخواهد شد.»
این عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا(س) در خصوص نگاه جامعهشناسان به ماهیت عشق در دنیای مدرن اظهار داشت: «جامعهشناسان و صاحبنظران مختلفی در خارج و داخل ایران درباره ماهیت عشق و روابط زن و مرد در دنیای مدرن بحث و مطالعه کردهاند. به عنوان مثال باومن معتقد است که انسان در دنیای مدرن وضعیت اجتماعی سیالی را تجربه میکند که هیچ امر ثابتی از جنس ارزشها، هویتها و تعاملات در آن وجود ندارد و به تبع آن "عشق" نیز به تجربهای متکثر، منعطف و تکرارپذیر بدل میگردد که افراد ترجیح میدهند به طور ثابت و طولانی در این تجربه توقف نداشته باشند. باومن معتقد است که این معنا از عشق که "فقط مرگ ما را از هم جدا میکند" نزد انسان مدرن دیگر معنا ندارد و او قادر است هر لحظه که بخواهد با فشردن کلید delete، رابطهٔ قبلی را پاک کرده و رابطهٔ جدیدی را با موردی جدید آغاز نماید.»
وی همچنین تصریح کرد: «اساساً در نظر داشته باشید که انسان مدرن در تمام روابط اجتماعی خود از «تعهد» گریزان است و تحقق «فردیت» خود را اولویت زندگی خویش میداند. لذا در زندگی میآموزد که از روابط پایدار مبتنی بر مسئولیت همواره گریزان باشد. زیرا همیشه احتمال این وجود دارد که یک رابطهٔ لذتبخشتر، عاشقانهتر و جذابتر پیش روی انسان قرار گیرد! این وضعیت ناشی از همان روحیهٔ مصرفگرایی انسان در عصر مدرن است که نسبت به همه چیز و همه کس نگاه کالایی و مصرفی دارد. او نه تنها کالاها و خدمات را مصرف میکند بلکه حتی انسانها را نیز به همین چشم مینگرد و پس از مصرف آنها را دور میاندازد و نام این کار را هم میگذارد "سرخوشی"!»
در ادامه، از دکتر اقبالی پرسیده شد که ازدواج چه تفاوت ماهوی با این روابط پارتنری و دوستی دارد و چرا معتقد است در ازدواج لذتها به نحو پایدارتر و عمیقتری تجربه میشوند. وی در پاسخ گفت: «مهمترین و بنیادیترین تفاوت میان ازدواج و رل زدن، تعهد و پذیرش مسئولیت این رابطه است. در ازدواج طرفین رابطه به یکدیگر به چشم «همسرنوشت» مینگرند و با هم متعهد میشوند که یک زندگی مشترک را با تمام بالا و پایینها و فراز و نشیبهایش بسازند و این تعهد زمینهٔ بسیاری از فداکاریها، حمایتهای بیدریغ، مهربانیها و محبتهای سرشار، توجهها و رسیدگیها میگردد و با وجود اختلافات احتمالی در برخی از مسائل و موضوعات زندگی، در مجموع موجب لذتهای پایدار و رضایتمندی عمیق در طول مدت زندگی میگردد.»
دکتر اقبالی در پایان با اشاره به اظهارات علی ضیاء خاطرنشان کرد: «کاش آقای علی ضیاء در صحبتهای خود به این حقیقت هم اشاره میکرد که در اطرافیانش طولانیترین رابطهٔ دوستی و پارتنری چقدر دوام دارد؟ شش ماه؟ یکسال؟ سه سال؟ چقدر؟ بعد آیا در همین مدت کوتاه در این روابط هیچ تنش و دعوا و دلخوری وجود ندارد؟ اینها در نهایت چگونه از یکدیگر جدا میشوند و اصطلاحاً کات میکنند؟ با احترام و دلخوشی؟ یا با نفرت و بددلی؟ آن گریههای شبانه و اشکهای مدام که غالباً هم با شنیدن موسیقیهای غمگین همراه هستند، متعلق به کدام سبک زندگی است؟ ازدواجیها یا پارتنریها؟ مطالعات میدانی و شواهد میگویند مخاطبان و مصرفکنندگان موسیقیهای پاپ غمگین که حاوی محتواهایی دربارهٔ شکست عشقی و فراغ و خیانت و... است، غالباً نوجوانان و جوانانی هستند که تجربهٔ تأهل در زندگی نداشته و درگیر روابط عشقی خارج از چارچوب ازدواج میباشند.»
خبرنگار: حانیه زهدی
انتهای پیام/
نظر شما