بعضی اتفاقها را نمیشود با عدد توضیح داد؛ باید ایستاد، نگاه کرد و روایتشان کرد. ۱۹۰ شب شاید در نگاه اول فقط یک عدد باشد، اما وقتی پای یک میدان، یک شهر و مردمی در میان باشد که شببهشب راهی یک نقطه میشوند، این عدد دیگر فقط عدد نیست؛ بخشی از یک خاطره جمعی است.
از نهم اسفندماه که نخستین تجمع شکل گرفت تا امشب، شبهای زیادی گذشته است. فصلها عوض شدهاند، هوا از سرمای اسفند به گرمای تابستان رسیده و حالا شهریور آرامآرام خودش را برای پاییز آماده میکند؛ اما در میدان شهید بجنورد، یک تصویر همچنان تکرار میشود؛ مردم میآیند.
میدان، هر شب شاهد چهرههایی است که شاید برای رهگذران عادی باشند، اما وقتی کنار هم قرار میگیرند، تصویری متفاوت میسازند؛ پدر و مادری که فرزندشان را همراه آوردهاند، جوانانی که کنار یکدیگر ایستادهاند، سالمندانی که آرامتر قدم برمیدارند و مردمی که هر کدام از مسیری آمدهاند اما برای ساعتی در یک نقطه جمع شدهاند.
شاید راز ماندگاری یک حضور مردمی همین باشد؛ اینکه آدمها احساس کنند تنها نیستند.
۱۹۰ شب یعنی ۱۹۰ بار تاریکی آمده و رفته، ۱۹۰ بار میدان چراغهایش را روشن کرده و ۱۹۰ بار مردم در این نقطه کنار یکدیگر ایستادهاند. در نخستین شب، شاید کسی تصور نمیکرد این قرار تا ماهها ادامه پیدا کند. شاید آن شب، کسی به شب صد و نودم فکر نمیکرد. اما هر شب که گذشت، یک شب دیگر به این روایت اضافه شد و حالا این عدد به ۱۹۰ رسیده است.
میدان شهید در این مدت فقط یک میدان نبوده است؛ برای بخشی از مردم بجنورد، تبدیل به قرار شبانه شده است. جایی که میتوان آمد، کنار دیگران ایستاد، حرف زد، سکوت کرد، دعا کرد و احساس کرد بخشی از یک جمع بزرگتر هستی.
این حضور را میتوان از زاویههای مختلف دید و درباره چرایی آن تحلیلهای متفاوتی داشت؛ اما یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت، وقتی مردم ۱۹۰ شب به یک میدان میآیند، این استمرار خودش یک روایت خبری است.
روایتی که نه در یک شب آغاز شده و نه در یک شب تمام میشود.
اسفند رفت، بهار آمد و تابستان هم به روزهای پایانی خود نزدیک شده است. در تقویم، هر روز ورق خورده و یک عدد از عمر سال کم شده، اما در میدان شهید یک عدد دیگر بزرگتر شده است؛ تعداد شبهایی که مردم در کنار یکدیگر حضور پیدا کردهاند.
امشب، شب ۱۹۰ است. باز هم چراغهای میدان روشن است. باز هم قدمهایی به سمت میدان برداشته میشود. باز هم آدمهایی کنار هم قرار میگیرند که شاید در طول روز هیچ نقطه مشترکی در زندگیشان نداشته باشند، اما اینجا، برای لحظاتی، در یک قاب قرار میگیرند؛ و شاید همین تصویر، مهمترین بخش این روایت باشد؛ یک میدان، هزاران قدم، صدها شب و مردمی که هنوز قرارشان را فراموش نکردهاند.
۱۹۰ شب گذشته است؛ اما داستان این میدان هنوز تمام نشده. شاید فردا شب دوباره چراغهای میدان شهید روشن شود و دوباره مردمی بیایند که باور دارند حضورشان معنا دارد. و اگر چنین شود، عدد ۱۹۱ دیگر فقط یک عدد نخواهد بود؛ ادامه همان قصهای است که از نهم اسفند آغاز شد و هنوز در قلب بجنورد روایت میشود.
* فعال رسانهای
انتهای یادداشت/
نظر شما