فیلم «پلک پریشان پروانه» را میتوان اثری دانست که با نیتی خیرخواهانه و برخاسته از دغدغهای انسانی ساخته شده است؛ دغدغهای که ریشه در یکی از وقایع جنگ دارد و تلاش کرده تا روایتی از درد و رنج آسیبدیدگان آن را به تصویر بکشد. با این حال، فاصله میان نیت سازندگان و آنچه روی پرده سینما نقش بسته، فیلم را به اثری قابل بحث و در عین حال ناکام تبدیل کرده است.
از جمله نکات مثبت فیلم، میتوان به تلاش کارگردان برای ابراز همدردی با جانباختگان و آسیبدیدگان جنگ اشاره کرد. این همدلی در قسمتهای احساسی فیلم قابل لمس است و نشان میدهد که سازنده به دنبال سوءاستفاده احساسی از سوگ جمعی نبوده، بلکه سعی کرده صدای درد را به گوش مخاطب برساند.
همچنین، اشاره به مسئله فرزندآوری در بستر داستان، یکی از معدود لحظات هوشمندانه فیلم است که توانسته گفتمانی متفاوت و متناسب با شرایط پس از جنگ ارائه دهد.
یکی از اصلیترین مشکلات فیلم، تکیه صرف بر واقعیت بدون پرداخت دراماتیک است. واقعی بودن داستان به خودی خود امتیاز محسوب میشود، اما کافی نیست. فیلمنامه میتوانست با کمی «آب و تاب» و پرداخت هنرمندانه، از خامگویی فاصله بگیرد و مخاطب را درگیر کند.
متأسفانه آنچه روی پرده دیده میشود، روایتی کسلکننده است که در بسیاری از لحظات، توجه تماشاگر بهویژه نوجوان را از دست میدهد. تماشاگر در سالن سینما نه با یک تجربه احساسی، بلکه با مجموعهای از تصاویر و دیالوگهای بیرمق روبهرو میشود.
فیلم به وضوح برای مخاطب نوجوان ساخته شده است، اما در عمل نه زبان نوجوان را میفهمد و نه نیازهای او را. سازندگان گویا تصور کردهاند که «دست بالا گرفتن نوجوان» به معنای سادهسازی افراطی محتوا است، در حالی که نوجوان امروز، مخاطبی هوشمند و سختپسند است. نتیجه، اثری شده که از نظر سنی بیش از حد بزرگسالانه به نظر میرسد و همین باعث شده مخاطب هدفش را از دست بدهد. فیلم نه برای نوجوان جذاب است و نه برای بزرگسال و همینطور نه برای کودک.
دیالوگهای فیلم بهشدت ساختگی و غیرطبیعی ادا شدهاند. شخصیتها به جای آنکه مثل آدمهای واقعی حرف بزنند، گویی متن کتاب درسی را از حفظ میخوانند. این مصنوعیت، فاصله عاطفی میان تماشاگر و شخصیتها را عمیقتر میکند و امکان همذاتپنداری را از بین میبرد.
یکی دیگر از ایرادات تکنیکی فیلم، نورپردازی آن است. فیلم برای فضای تاریک و تماشا در سالن سینما نورپردازی مناسبی ندارد؛ صحنهها بیش از حد تیره یا برعکس، بیروح و تخت نورپردازی شدهاند. این ضعف تکنیکی باعث میشود حتی همان لحظات احساسی نیز نتوانند تأثیر لازم را بگذارند و تماشاگر در تاریکی سالن، ارتباط بصری خود را با تصویر از دست بدهد.
«پلک پریشان پروانه» فیلمی است که از دل دغدغهای صادقانه متولد شده، اما در اجرا نتوانسته از سد ضعفهای فیلمنامه، کارگردانی و تکنیک عبور کند. فیلم به جای آنکه روایتی تأثیرگذار از درد جنگ ارائه دهد، به اثری خنثی و کم رمق تبدیل شده که نه مخاطب نوجوان را راضی میکند و نه بزرگسال را.
با این حال، اشاره به مسئله فرزندآوری و تلاش برای همدلی با قربانیان جنگ، نشانههایی از نیت خیر سازندگان است که اگر با پرداخت هنرمندانهتری همراه میشد، میتوانست به اثری ماندگار تبدیل شود.
فعال رسانهای*
انتهای یادداشت/
نظر شما