به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از همدان؛ در سرزمین سرابهای نهاوند، آب تنها عنصری برای زیبایی چشمانداز نیست، بلکه جریان زندگی، تولید و معیشت را در پهنهای از روستاها و زمینهای کشاورزی استمرار میبخشد. چشمههایی که در دامنه ارتفاعات زاگرس جاری میشوند، همزمان ظرفیت جذب مسافر، تأمین نیازهای سکونتگاهها و پشتیبانی از فعالیتهای اقتصادی را در اختیار منطقه قرار دادهاند. با این حال، همین چندکارکردی بودن، توسعه گردشگری را به مسئلهای پیچیده تبدیل میکند؛ زیرا هر تصمیم برای ساخت مجموعههای اقامتی، افزایش دسترسی گردشگران یا گسترش فعالیتهای تفریحی، باید با نیازهای آبی، حقوق بهرهبرداران محلی و ضرورت حفاظت از اکوسیستم هماهنگ باشد.
نهاوند از دیرباز به واسطه موقعیت جغرافیایی، زمینهای حاصلخیز و منابع آبی خود، بخشی از پهنه کشاورزی غرب ایران بوده است. شکلگیری سکونتگاهها در نزدیکی چشمهها و مسیرهای جریان آب، نشاندهنده ارتباط تاریخی منابع طبیعی با استقرار جمعیت و استمرار تولید است. در چنین ساختاری، سرابها تنها جاذبههایی طبیعی نیستند که بتوان ارزش آنها را با تعداد بازدیدکنندگان سنجید؛ بلکه بخشی از زیرساخت حیاتی منطقه محسوب میشوند. این واقعیت سبب میشود توسعه گردشگری نهاوند با مناطق صرفاً تفریحی تفاوت داشته باشد و مسئله حفاظت از منابع آب در مرکز تصمیمگیری قرار گیرد.
در سالهای گذشته، توجه به طبیعتگردی در ایران افزایش یافته و بسیاری از مناطق کوهستانی و روستایی بهعنوان مقصد سفرهای کوتاهمدت شناخته شدهاند. این تغییر، فرصت تازهای برای مناطقی ایجاد کرده که پیشتر اقتصاد آنها بیشتر بر کشاورزی و فعالیتهای سنتی استوار بوده است. بااینحال، افزایش توجه گردشگران الزاماً به ایجاد درآمد پایدار منجر نمیشود. در برخی مقصدها، حضور گسترده مسافران تنها در تعطیلات و فصلهای مشخص اتفاق میافتد و بدون شبکه خدماتی مناسب، بخش قابل توجهی از تقاضای اقتصادی به فرصت شغلی مستمر تبدیل نمیشود.
ظرفیت طبیعی نهاوند را میتوان در مجموعه سرابهای شناختهشده آن مشاهده کرد. وجود ۱۳ سراب در این شهرستان و ثبت ملی پنج مورد از آنها، نشاندهنده اهمیت طبیعی و گردشگری این منابع است. سرابهای گاماسیاب، گیان و فارسبان هرکدام ویژگیهای متفاوتی دارند و نمیتوان برای تمام آنها الگوی یکسانی از سرمایهگذاری تعریف کرد. برخی در مجاورت عرصههای جنگلی قرار گرفتهاند، برخی در تأمین آب آشامیدنی نقش دارند و برخی به شبکه کشاورزی و فعالیتهای تولیدی وابستهاند. تفاوت این کارکردها ایجاب میکند پیش از هر طرح گردشگری، ظرفیت واقعی هر محدوده بهصورت مستقل بررسی شود.
گاماسیاب از مهمترین نمونههای پیوند میان منابع آب و اقتصاد محلی در نهاوند است. این سراب در حدود ۳۰ کیلومتری جنوب شهر قرار دارد و بر اساس اطلاعات اعلامشده، بخشی از آب آشامیدنی ۱۹ روستا و نیاز آبی نزدیک به ۶ هزار هکتار از اراضی کشاورزی را تأمین میکند. همچنین حجم آبی معادل ۱۵۰ میلیون مترمکعب برای آن گزارش شده است، هرچند برای تحلیل دقیق باید دوره زمانی این رقم و شرایط اندازهگیری مشخص باشد. چنین گسترهای از بهرهبرداری نشان میدهد هرگونه توسعه فعالیت گردشگری در اطراف این منبع باید با ارزیابی اثرات احتمالی بر کمیت و کیفیت آب همراه باشد.
اهمیت گاماسیاب تنها به کارکرد آبی محدود نمیشود. برآورد اعلامشده از حضور سالانه حدود ۴۰۰ هزار بازدیدکننده در این محدوده، بیانگر وجود تقاضای قابل توجه برای استفاده گردشگری است؛ با این حال، بدون مشخص بودن روش شمارش و تفکیک بازدیدهای تکراری، نمیتوان این رقم را معادل تعداد گردشگران منحصربهفرد دانست. نکته مهمتر آن است که میان حضور بازدیدکننده و ایجاد درآمد محلی فاصله وجود دارد. اگر مسافران تنها چند ساعت در منطقه توقف کنند و خدمات اقامتی، راهنمایی، پذیرایی و عرضه محصولات بومی در دسترس نباشد، سهم اقتصاد شهرستان از این جریان محدود خواهد ماند.
سراب گیان نیز به دلیل پیوند با پوشش گیاهی و سکونتگاههای پیرامونی، نمونهای متفاوت از ظرفیت طبیعی نهاوند است. وجود حدود ۲۰۰ هکتار عرصه جنگلی پیرامون این سراب، ارزش اکولوژیک محدوده را افزایش میدهد. همچنین تأمین آب آشامیدنی شهر گیان و سه روستای اطراف، نقش حیاتی آن را در زندگی مردم آشکار میکند. در چنین شرایطی، توسعه گردشگری بدون مدیریت پسماند، کنترل ورود خودرو و پیشگیری از آلودگی منابع آب میتواند پیامدهایی فراتر از کاهش زیبایی چشمانداز داشته باشد. حفاظت از این محدوده باید پیششرط سرمایهگذاری باشد، نه اقدامی تکمیلی پس از اجرای پروژهها.
فارسبان نیز با عرصه جنگلی حدود ۴۰ هکتاری و بخشی از آن که به استفاده تفریحی اختصاص یافته، ظرفیت دیگری برای طبیعتگردی شهرستان فراهم کرده است. متوسط دبی سالانه ۴۷۵ لیتر بر ثانیه برای این سراب گزارش شده و آب آن در تأمین نیاز چهار روستا نقش دارد. با این حال، دبی متوسط نمیتواند بهتنهایی وضعیت پایداری منبع را نشان دهد؛ زیرا تغییرات فصلی، دورههای خشکسالی و میزان برداشت بر شرایط واقعی اثر میگذارند. برنامهریزی گردشگری باید بر پایه دادههای چندساله جریان آب انجام شود تا توسعه خدمات، تعهدات مصرفی تازهای فراتر از توان منبع ایجاد نکند.
از منظر اقتصادی، تبدیل سرابها به مقاصد گردشگری نیازمند بازتعریف مفهوم سرمایهگذاری است. ساخت هتل، رستوران و مجموعه تفریحی ممکن است در برخی نقاط توجیه اقتصادی داشته باشد، اما در همه محدودهها بهترین انتخاب نیست. گاهی ایجاد مسیر پیادهروی ایمن، سرویس بهداشتی استاندارد، ساماندهی پارکینگ در فاصله مناسب از چشمه و توسعه خدمات کوچک محلی میتواند با هزینه و مداخله محیطی کمتر، کیفیت بازدید را افزایش دهد. انتخاب نوع پروژه باید بر اساس تقاضای واقعی، ظرفیت پذیرش محیط و میزان مشارکت ساکنان انجام شود، نه صرفاً جذابیت ظاهری طرحهای ساختمانی.
یکی از مهمترین خطرهای توسعه شتابزده، تغییر کاربری زمینهای پیرامون منابع طبیعی است. افزایش ارزش اقتصادی اراضی در اطراف جاذبههای گردشگری ممکن است تقاضا برای ساختوساز را افزایش دهد و بهتدریج عرصههای کشاورزی یا طبیعی را تحت فشار قرار دهد. در مناطقی که معیشت خانوارها به زمین و آب وابسته است، چنین تغییری میتواند پیامدهای اقتصادی و اجتماعی داشته باشد. بنابراین تعیین حریم قانونی منابع آب، رعایت ضوابط منابع طبیعی و ارزیابی محیطزیستی باید پیش از صدور مجوزهای سرمایهگذاری انجام شود. توسعهای که سرمایه طبیعی را تخریب کند، در بلندمدت پشتوانه اقتصادی خود را نیز از دست خواهد داد.
نقش کشاورزان و ساکنان روستاهای پیرامون سرابها نیز در این فرآیند تعیینکننده است. گردشگری زمانی میتواند به توسعه محلی کمک کند که منافع آن تنها در اختیار سرمایهگذاران بزرگ یا مجموعههای خارج از منطقه قرار نگیرد. ایجاد فرصت برای عرضه محصولات کشاورزی، خوراکهای بومی، صنایعدستی و خدمات راهنمایی محلی میتواند به توزیع گستردهتر درآمد کمک کند. همچنین مشارکت ساکنان در تصمیمگیری درباره مسیرهای دسترسی، ساعات فعالیت و مدیریت پسماند، احتمال تعارض میان گردشگران و جامعه میزبان را کاهش میدهد. بدون چنین مشارکتی، افزایش شمار مسافران ممکن است هزینههای بیشتری بر زندگی روزمره مردم تحمیل کند.
در نهاوند، پیوند گردشگری طبیعی با کشاورزی نیز ظرفیتی قابل بررسی است. تولید سیب و دیگر محصولات باغی میتواند زمینه طراحی تجربههای آموزشی و گردشگری کشاورزی را فراهم کند؛ تجربههایی که در آنها بازدیدکننده با فرآیند تولید، شیوه برداشت و فرهنگ معیشتی منطقه آشنا میشود. البته ورود گردشگر به باغها و مزارع باید با رضایت بهرهبرداران، رعایت اصول بهداشتی و حفاظت از محصول همراه باشد. گردشگری کشاورزی زمانی ارزش اقتصادی ایجاد میکند که فعالیت تولیدی را تقویت کند، نه آنکه مزاحم کار کشاورزان شود یا منابع مورد نیاز تولید را به مصرف غیرضروری اختصاص دهد.
در سطح استان همدان، طبیعتگردی نهاوند میتواند مکمل ظرفیتهای شناختهشده گردشگری در دیگر شهرستانها باشد. الوند و جاذبههای تاریخی شهر همدان، غار علیصدر در کبودراهنگ و مجموعهای از آثار فرهنگی و طبیعی ملایر و تویسرکان، امکان طراحی مسیرهای متنوع سفر را فراهم میکنند. با این حال، پیوند دادن این مقاصد باید بر اساس فاصله واقعی، کیفیت راهها و مدت مناسب سفر انجام شود. افزایش شمار توقفگاهها بدون توجه به زمان کافی برای تجربه هر مقصد، ممکن است تنها به سفرهای فشرده و گذری منجر شود و فرصت استفاده از خدمات محلی را کاهش دهد.
مقایسه نهاوند با استانهایی مانند لرستان، کرمانشاه و چهارمحال و بختیاری نیز میتواند آموزنده باشد. این مناطق به دلیل برخورداری از چشمهها، رودخانهها و چشماندازهای کوهستانی، با فرصتها و چالشهای مشابهی در توسعه طبیعتگردی مواجهاند. در چنین مقایسهای، تعداد گردشگران تنها معیار مناسب نیست و باید کیفیت مدیریت پسماند، میزان مشارکت مردم، تأثیر بر منابع آب و درآمد واقعی جوامع محلی نیز بررسی شود. تجربه مقصدهای طبیعی نشان میدهد شهرت یک جاذبه زمانی به مزیت پایدار تبدیل میشود که زیرساختهای خدماتی و نظام حفاظت محیطی همزمان توسعه یابند.
انتهای پیام./
نظر شما