به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کهگیلویه و بویراحمد؛ در روزگاری که بسیاری از نهادهای فرهنگی با کوچکترین تلاطمها فرو میپاشند، انجمن شاهنامه گچساران با ثبت رقم خیرهکننده ۸۱۶ نشست، نشان داد که ماندن در مسیر فرهنگ، خود یک حماسه است. این نشستها، روایتگر تداوم یک باور در برابر فراموشی هستند.
درخت هجدهساله در برابر تندبادهای زمانه
در قلب شهر گچساران، جایی که زمان با سرعت گذری دنیای مدرن در حرکت است، فعالیتی جریان دارد که گویی از دل تاریخ بیرون آمده است. وقتی صحبت از هشتصد و پانزده نشست میشود، ما تنها با یک آمار ساده روبرو نیستیم؛ ما با یک استمرار تاریخی روبهرو هستیم.
در دنیای امروز که پدیدهای به نام فرسایش فرهنگی همهجا را فراگرفته و بسیاری از گروهها پس از چند سال فعالیت، در پی چالشهای مدیریتی یا کمبود مخاطب، فعالیت خود را متوقف میکنند، انجمن شاهنامه گچساران ایستاده است. این ایستادگی، نه یک اتفاق ساده، بلکه حاصل یک باور عمیق است: باور به اینکه اگر ریشهای عمیق در فرهنگ باشد، هرچه باد بوزد، درخت استوارتر میماند.
انجمن شاهنامه گچساران از سال ۱۳۸۷، یعنی در سالهای آغازین دهه جاری، به عنوان یک مؤسسه مستقل با ساختاری مستحکم و دارای اساسنامه، فعالیت خود را آغاز کرد.
در طول این هجده سال، این انجمن شاهد دورههای مختلفی از مدیریت بود؛ از فیروز حسنی که در نقش ریاست شورا بر پایداری این نهاد تأکید داشت تا دوران مدیریتهای دورهای دبیران انجمن همچون مهدی خادمیان و نعیم خورشیدی که در سالهای اخیر مدیریت این مسیر را بر عهده داشتند. اما نکته کلیدی در اینجا، نه نامها، بلکه استمرار است. در اینجا، افراد میآیند و میروند، اما انجمن با تمام شکوه خود باقی میماند.
میراثی از پانصد نقال و شاهنامهخوان
دستاوردهای این انجمن فراتر از جلسات هفتگی است. اگر نگاهی به پشتصحنه این سالها بیندازیم، با میراثی عظیم روبرو میشویم. انجمن شاهنامه گچساران تاکنون بیش از پانصد کودک، نوجوان و جوان را در عرصه نقالی و شاهنامهخوانی پرورش داده است.
این یعنی پانصد ذهنی که با مفاهیم اخلاقی، اسطورهای و تاریخی ایران آشنا شدهاند؛ پانصد دلی که هویت خود را از لابهلای بیتهای فردوسی بازشناختهاند.
این انجمن تنها به سطح محلی محدود نشد؛ برگزاری همایشهای پرشکوه کشوری با حضور اساتید بزرگی چون فریدون جنیدی، استاد خطیب و کزازی، نشان داد که این نهاد مستقل، توانایی تبدیل شدن به یک قطب فرهنگی در سطح کشور را دارد.
از گچساران تا پنج شعبهی استان
قدرت اثرگذاری این انجمن، خود را در گسترش دامنه فعالیتهایش نشان میدهد. آنچه از گچساران آغاز شد، اکنون به پنج شعبه در سراسر استان رسیده است. از جلسات دوشنبهها در یاسوج گرفته تا جلسات چهارشنبهها در گچساران و فعالیتهای دورهای در مناطق باشت، سیسخت و دهدشت، این زنجیره فرهنگی، گسترهای از دانش و هنر را در استان جاری میکند.
در مسیر گذار از یک انجمن محلی به یک نهاد ساختارمند، دوران مدیریت نعیم خورشیدی به عنوان دبیر انجمن، یکی از حساسترین و در عین حال پویاترین دورانها به شمار میرود. در این دوره، انجمن شاهنامه گچساران نه تنها با چالشهای زمانی، بلکه با ضرورتهای مدیریتی جدیدی نیز روبرو بود.
نعیم خورشیدی در دوران مدیریت خود، فراتر از یک مدیر اداری، نقش یک هماهنگکننده فرهنگی را ایفا کرد. وی توانست میان ساختار سنتی برگزاری نشستهای شاهنامهخوانی و نیاز به نظم و انضباط سازمانی، پیوندی مستحکم ایجاد کند.
در این دوران، تمرکز اصلی بر تثبیت جایگاه انجمن در میان نهادهای فرهنگی استان بود. او با مدیریت هوشمندانه، توانست ظرفیتهای موجود را به گونهای سازماندهی کند که نشستهای انجمن، از یک جمع سادهی دوستانه، به یک رویداد رسمی و دارای برنامهریزی دقیق تبدیل شود.
یکی از مهمترین دستاوردهای این دوره، تقویت ساختار ارتباطی انجمن با مخاطبان و هنرجویان بود. در دوران او، تلاشهای ویژهای صورت گرفت تا فرآیند آموزش پانصد نقال و شاهنامهخوان، با دقت و استمرار بیشتری دنبال شود.
وی با درک این نکته که تداوم بدون ساختار، به زودی فرو میپاشد، سعی کرد چارچوبهای اجرایی نشستها را به گونهای بازسازی کند که حتی با تغییر افراد، کیفیت جلسات کاهش نیابد.
همچنین، در دوران مدیریت وی، تعامل با نهادهای دولتی و فرهنگی استان، از اهمیت ویژهای برخوردار بود. این تعاملات باعث شد تا انجمن شاهنامه گچساران، نه تنها به عنوان یک گروه هنری، بلکه به عنوان یک رکن اصلی در بدنه فرهنگی استان شناخته شود.
وی با مدیریت دقیق بر برنامههای هفتگی، توانست فضای لازم برای رشد هنرجویان را فراهم آورد و اطمینان حاصل کند که هر نشست، گامی رو به جلو در مسیر میراثداری است. اگر بتوان گفت که انجمن در دوران او از یک حالت فعالیت پراکنده به حالت ساختاریافته نزدیک شد، اغراق نکردهایم. ایشان با نگاهی آیندهنگرانه، زیربنای لازم برای بقای انجمن در سالهای آتی را تقویت کرد.
ماندن، خود یک دستاورد است
در پایان، باید دانست که هشتصد و پانزده نشست، تنها یک عدد نیست؛ این عدد، صدای خروشی از پایداری است. انجمن شاهنامه گچساران به ما یادآوری میکند که برای ماندن در مسیر درست، باید از تنهایی نترسید، از چالشها نگریخت و بر ارزشهای خود ایستادگی کرد. این چراغ، نه تنها در گچساران، بلکه در کل استان، راهنمای کسانی است که به دنبال معنا و هویت در میان هیاهوی مدرنیته هستند.
خبرنگار: سعیده صداقت نژاد
انتهای خبر/
نظر شما