حمام لیلا خانم و مشتی عباس/ قلعه و حمام قدیمی روبه زوال است/ وضعیت بناهای قدیمی چیتگر در گفت‌وگو با احمد مسجدجامعی و فرزند کدخدای چیتگر

محله‌هایی که در گذشته روستایی بیش نبوده، اما با گذشت زمان، سرنوشت متفاوتی را برای خود رقم زده‌اند. یکی از این محله‌ها، چیتگر جنوبی است. محله‌ای با قدمت 200 سال که اماکن تاریخی زیادی را در دل خود جای داده و اگرچه بیشتر این بناها از جمله قلعه و حمام 150 ساله آن به دلیل بی‌توجهی در معرض خطر تخریب قرار گرفته‌اند، هنوز هم گویای تاریخ چیتگر از گذشته تا به امروز هستند.

به گزارش ایسکانیوز اگرچه منطقه ۲۱ قدمت و تاریخچه چندان طولانی‌ای ندارد، داستان برخی محله‌های آن بسیار متفاوت است و برای پی بردن به سابقه و ماجراهای آنها باید نقبی طولانی و دراز و چندصد ساله به دل تاریخ بزنیم.

برای شناختن چیتگر سراغ «احمد مسجدجامعی» عضو شورای اسلامی شهر تهران و «محمود فردوس‌زاد» پسر دومین کدخدای چیتگر رفتیم. قدیمی‌ترین و سرشناس‌ترین ساکن این محله که هم‌محله‌ای‌ها او را می‌شناسند و این‌گونه می‌شود که تاریخ چیتگر برای ما در این گزارش وضوح بیشتری پیدا می‌کند.

چیتگر چطور چیتگر شد؟
در کوچه‌های چیتگر با احمد فردوس‌زاد قدم می‌زنیم و تاریخ این محله را از لابه‌لای خاطرات آن روزها مرور می‌کنیم. فردوس‌زاد می‌گوید: «بیش از 200 سال پیش در دامنه کوه‌های البرز، روستایی با عنوان چیتگر جنوبی وجود داشت. مرزهای این روستا از شمال به کوه‌های البرز (کت‌مان ‌ـ کن)، از جنوب به نهر یافت‌آباد (شاه‌آباد قدیم، شهرک دانش فعلی)، از شرق به شهرک دانش و از غرب به رودخانه قوری چای می‌رسید. فضای طبیعی زیبا و چنارهای بلند، هوای مناسبی را در این محل ایجاد کرده و باعث شده بود تا چیتگر به تفرجگاه و شکارگاه شهرنشینان تبدیل شود. در آن زمان بیشتر زمین‌ها کشاورزی بود و در آنها صیفی‌کاری می‌شد. همچنین این روستا به داشتن بهترین باغ‌های انار و توت معروف بود و حتی نام چیتگر هم به همان باغ‌های انار مربوط می‌شد؛ چون باغدارها از پوست‌های انار برای رنگ کردن پارچه‌های چیت استفاده می‌کردند، به همین دلیل این محل نام چیتگر به خود گرفت. متأسفانه با گذشت زمان و خشک شدن قنات‌ها این باغ‌ها نیز خشک شدند و در سال 1370 دیگر اثری از این باغ‌ها باقی نماند.»

فردوس‌زاد اندکی تأمل می‌کند و ادامه می‌دهد: «‌مالک این روستا در زمان مظفرالدین شاه قاجار خانمی بود به نام «قمرتاج بهبهانی» یکی از دختران مرحوم «آیت‌الله ‌بهبهانی.» در سال 1290 خانم بهبهانی این روستا را که 24 میلیون مترمربع بود به قیمت 11 هزار تومان به شخصی به نام «سیدمیرزا احمد حسابی» فروخت. میرزا احمد در آن سال‌ها از رجال دولتی وقت بود. میرزا احمد بعد از اینکه مالک چیتگر شد، به فکر افتاد که روستا را‌آباد کند. زمین‌های کشاورزی این روستا از طریق چهار قنات آبیاری می‌شد. او‌درصدد بود تا با استفاده از این قنات‌ها و استفاده از رعیت‌های بیشتر، زمین‌های بیشتری را به زیر کشت ببرد. بنابراین او ابتدا قلعه‌ای برای اهالی چیتگر درست کرد و مباشری را برای خود برگزید و کشاورزان بیشتری را به چیتگر آورد. این قلعه تا سال 1310 پابرجا بود، اما با ساخت جاده مخصوص کرج، به دلیل قرار گرفتن در مسیر ساخت این جاده، تخریب شد. جاده مخصوص کرج، برای عبور و مرور خانواده سلطنتی و رجال درجه یک کشوری ساخته شد.»

چیتگر در زمان دکتر مهدی حسابی
بعد از میرزا احمد، پیگیری کارها و سرکشی به چیتگر و رعیت‌ها همه به عهده پسرش دکتر مهدی حسابی بود. دکتر حسابی نیز به مانند پدرش زیاد به چیتگر سرکشی می‌کرد. دکتر در همان سال‌های اول کمک کرد تا اهالی حمامی در خارج قلعه برای خود بسازند. در سال 1310 همچنین مسجدی به مساحت 150‌متر در داخل قلعه برای آنها ساخت. این مسجد را اهالی مسجد امام حسن مجتبی(ع) نامیدند. قبل از ساخت مسجد، اهالی قلعه در ماه‌های محرم در داخل خانه‌هایشان عزاداری می‌کردند. به مرور زمان این مسجد جوابگوی جمعیت نبود و در سال1370 به همت اهالی محله چیتگر جنوبی در فضایی به مساحت 700 متری بازسازی شد. دکتر حسابی همچنین به فکر بچه‌های چیتگر هم بود. او ابتدا مدرسه کوچکی برای این بچه‌‌ها ساخت که یکی دو اتاق بیشتر نداشت. این مدرسه را در قسمت شمالی باغ خودش بنا کرد، اما بعد از مدتی چون دید این مدرسه فضای کمی برای تحصیل بچه‌ها دارد، مدرسه بزرگ‌تر دیگری در فضایی 5 هزار متری برایشان ساخت. در سال 1344 این مدرسه ساخته شد و علاوه بر بچه‌های چیتگر، بچه‌های بعضی محله‌های دیگر هم به این مدرسه می‌آمدند. اهالی، این مدرسه را مدرسه دکتر حسابی نامیدند، اما امروزه این مدرسه ولی‌عصر(عج) نام دارد.»

خاطره ساخت مسجد امام حسن مجتبی(ع)
فردوس‌زاد با اشاره به خاطره ساخت مسجد در چیتگر می‌گوید:« مسجد امام حسن مجتبی(ع) در سال 1370 تخریب و نخستین گود‌برداری در قسمت غربی آن انجام شد. مراحل ابتدایی ساخت بود و برای ساخت مسجد آجر بهمنی نیاز بود، اما پولی برای خرید آن وجود نداشت. توسط برادرم مطلع شدم شخصی به نام آقای صمصامی که از اهالی یزد بود، حاضر است آجر با قیمت ارزان برای ساخت مسجد ارسال کند. ما هم استقبال کردیم و از وی خواستیم یک ماشین آجر برای‌مان بفرستد. هنوز هفته به پایان نرسیده، 5 ماشین آجر به دست‌مان رسید. در نهایت ناباوری گفتیم که پول کافی برای این همه بار نداریم، اما آقای صمصامی به ما گفت که پول همان بار اول برای من برکت بسیاری داشت و زندگی‌ام را دگرگون کرد. بنابراین من نذر کردم که مابقی آجر مسجد را رایگان تأمین کنم. بنابراین مسجد در فضای 2500 متری ساخته شد و اکنون هزار نفر می‌توانند از فضای معنوی آن بهره‌مند شوند.»

حمام لیلا خانم و مشتی عباس
در سال 1310 همزمان با ساخت قلعه در چیتگر، حمامی نیز به همت الفت میرزا حسابی یکی دیگر از پسرهای میرزا احمد حسابی در ضلع جنوب غربی قلعه ساخته شد. این حمام را زن و شوهری به نام لیلا خانم و مشتی عباس اداره می‌کردند و به همین دلیل به حمام لیلا خانم و مشتی عباس معروف بود. صبح‌ها خانم‌ها تا ساعت 12 از حمام استفاده می‌کردند و از ساعت 14 به بعد این حمام در اختیار آقایان بود. آب گرم این حمام از طریق سوزاندن‌گَوَن‌ها و چوب‌هایی که در چیتگر به وفور یافت می‌شد، تأمین می‌شد. این نخستین حمام در این محدوده بود که از محله‌های دیگر نیز برای استحمام به آن مراجعه می‌کردند. این حمام به اقتضای سبک معماری قدیمی آن دارای پله‌های فراوانی برای رسیدن به خزینه بود. سال‌ها گذشت و لیلا خانم و مشتی عباس فوت کردند و در سال 1375 این حمام به فرزندان آنها واگذار شد. متأسفانه سال‌های زیادی است که در حمام با وجود اینکه میراث فرهنگی شناخته شده، بسته شده و با همه ارزش تاریخی‌اش به دلیل بی‌توجهی و رسیدگی نکردن در حال تخریب است.

اصلاحات ارضی و شکل‌گیری شهرک 22 بهمن
به مرور زمان و در سال 1340 اراضی چیتگر تقسیم‌بندی شد. در سال 1348 و بعد از ساخت شرکت ایران‌خودرو و سایپا، به دلیل افزایش جمعیت ساکنان قلعه به مرور زندگی به بیرون از قلعه کشیده شد. مقداری از زمین‌ها هم به دلیل اصلاحات ارضی به دو کشاورز به نام‌های حاج محمد دهقانی و خداوردی سیاه‌بندی واگذار شد. آنها نیز زمین‌های خود را فروختند و از چیتگر رفتند. بیشتر خریداران این زمین‌ها مالکان چیتگر بودند. در سال 1370 خانه‌های درون قلعه که به دلیل قدمت رو به تخریب بود نیز با مجوز از شهرداری به 40 قطعه تقسیم و به اهالی آن واگذار شد. خانه‌هایی نیز در خارج از قلعه ساخته شد و این‌گونه بود که شهرک 22 بهمن شکل گرفت.

عید دیدنی دسته جمعی مهم‌ترین رسم و رسوم چیتگر جنوبی
اهالی چیتگر 4 طایفه یزدی‌ها، کاشانی‌ها، ترک‌ها و تعداد کمی اصفهانی‌ بودند. یکی از رسم‌هایی که در این محله رواج داشت، مربوط به نو شدن سال و ایام عید بود. در آن زمان تمامی خانه‌ها در داخل قلعه بود و تنها خانه خارج از قلعه مربوط به سیدمیرزا احمد حسابی بود. بنابراین سال که تحویل می‌شد، صبح عید همه اهالی جمع می‌شدند و به خانه سیداحمد حسابی می‌رفتند. از آنجا به خانه کدخدا و بعد از آن نیز به خانه بزرگان قلعه می‌رفتند. تنها عیدی‌ای که آن زمان داده می‌شد، شکلات بود.


تخریب قلعه قدیمی و ساخت قلعه جدید

فردوس‌زاد به تخریب قلعه قدیمی و ساخت قلعه جدید اشاره می‌کند و می‌گوید: «یکی از مهم‌ترین اتفاقاتی که چیتگر به خود دیده ساخت جاده تهران‌ـ کرج است. این جاده که امروزه به جاده قدیم معروف است آن موقع به جاده شوسه معروف بود. قلعه چیتگر که سوای ارزش تاریخی‌اش، مسکونی هم بود، در مسیر ساخت این جاده قرار داشت. این قلعه دارای 4 برج بود و کدخدا و رعیت‌ها که از نسل مهاجران کاشانی و یزدی، ترک و اصفهانی بودند، به‌صورت خانوادگی در قلعه سکنی داشتند. بیرون از قلعه، باغ و چند گاوداری قرار داشت. در یکی از باغ‌ها دو اتاق بود که حکم مدرسه را داشت. در سال 1300 با ویران شدن این قلعه، میرزا احمد حسابی به همراه رعیت‌هایش قلعه دیگری در جنوب این جاده و در کنار خیابان دکتر حسابی امروز در چیتگر جنوبی ساختند. این قلعه بزرگ‌تر از قلعه قبلی بود. قلعه جدید دارای 4 برج نگهبانی و یک حیاط مرکزی بود که حوضی وسط آن قرار داشت و چند درخت هم اطراف آن کاشته شده بود. اطراف این حیاط، 6 حیاط دیگر وجود داشت که با دری به حیاط اصلی متصل می‌شدند. خانه‌های اهالی نیز به‌صورت اتاق‌هایی اطراف این 6 حیاط قرار داشت. بعد از پایان کار ساخت قلعه، میرزا احمد دستور داد، خانه‌ای در کنار قلعه بسارند. این خانه بین اهالی به خانه اربابی معروف شد. میرزا احمد که خانه‌اش داخل شهر بود می‌خواست از این به بعد بیشتر در چیتگر بماند و کارها را از نزدیک ببیند. اما چند سال بیشتر زنده نماند. بعد از او اراضی چیتگر به فرزندانش ارث رسید.»

احمد مسجدجامعی:
قنات‌های چیتگر را می‌توان احیا کرد


احمد مسجدجامعی، عضو شورای اسلامی شهر تهران اطلاعات جالبی درباره چیتگر دارد و می‌گوید: «محله چیتگر امروز به 2 بخش چیتگر جنوبی (جنوب جاده مخصوص) و چیتگر شمالی (شمال جاده مخصوص) تقسیم می‌شود. چیتگر نیز مانند وردآورد یکی از روستاهای قدیمی اطراف تهران بود. هسته اصلی این روستا همان محله چیتگر جنوبی است. اگر به نقشه دوره «احمد شاهی عبدالرزاق بغایری» نگاهی بیندازیم، این روستا در شمال جاده قزوین سابق یا جاده قدیم کرج (بزرگراه فتح) قابل مشاهده است. درباره وجه تسمیه چیتگر روایت دقیقی ذکر نشده است و فقط بعضی روایت‌ها وجود دارد که بیشتر از روی حدس و گمان است تا واقعیت. اهالی روستای چیتگر تا سال 1365 داخل قلعه زندگی می‌کردند، اما از این سال به بعد قلعه‌نشینان کم‌کم از قلعه خارج شدند و خانه‌های جدیدی برای خود ساختند. همچنین اهالی توانستند در بخش‌هایی از قلعه مجوز ساخت بگیرند و خانه جدیدی بسازند. بعد از این بود که این قلعه غیرمسکونی شد. از آن سال‌ها به بعد، روستای چیتگر کم‌کم از حالت روستا خارج و به یکی از محله‌های شهر تهران تبدیل شد.»
مسجدجامعی ادامه می‌دهد: «امروزه اگر سری به محله چیتگر جنوبی بزنید، آثار قدیمی زیادی در آنجا مشاهده می‌کنید. یکی از این آثار قلعه چیتگر است که دیوارهای کاهگلی آن خودنمایی می‌کند. این قلعه دیگر مسکونی نیست و بخش‌های داخلی آن کلا به هم ریخته است. بخش‌هایی از آن نیز تبدیل به خانه‌های مسکونی شده است. هنوز هم می‌توان برخی از اتاق‌های این قلعه را مشاهده کرد که سقف آن درحال ریختن است. یکی دو برج از برج‌های نگهبانی آن نیز هنوز وجود دارد. قلعه چیتگر نماد معماری درونگرا است؛ چراکه پنجره‌ای نداشته و قسمت‌های مختلف آن با دیوار جدا شده است. بنابراین در نگهداشت آن باید برنامه‌ریزی و اقدامات بیشتری شود. امروزه حتی آثاری از حمام اهالی قلعه نیز در جنوب قلعه به چشم می‌خورد. همچنین بنای نخستین مدرسه چیتگر نیز هنوز سالم باقی مانده است. باغ وسیع دکتر حسابی هم بدون رسیدگی از سوی صاحبانش در این محله به چشم می‌خورد. علاوه بر اینها خانه اربابی میرزا احمدحسابی و پسرش دکتر مهدی حسابی نیز هنوز کاملاً سالم است و در مالکیت مباشر دکتر حسابی است.» وی ادامه می‌دهد: «‌از آنجا که مناطقی مانند منطقه 21، 19 و بخشی از منطقه 20 و ... در گذشته روستاهایی بودند که هرکدام قلعه‌هایی در آنها بنا شده بود، جا دارد شهرداری برای حفظ و احیای قلعه چیتگر به‌عنوان نمادی از قلعه‌های قدیمی خاطره‌انگیز روستاهای دیروز و محله‌های امروز اقدام کند. امروزه در کنار محله چیتگر جنوبی، شهرکی به نام شهرک 22 بهمن قرار گرفته است. اواسط دهه 60 ژاندارمری وقت برای تأمین مسکن کارکنان خود اقدام به خرید بخشی از زمین‌های چیتگر از مالکان آن کرد. ژاندارمری ابتدا دیواری دور این زمین‌ها کشید و پس از طراحی و نقشه‌کشی، خانه‌های این شهرک را ساخت و به کارکنان خود واگذار کرد. کار ساخت و تکمیل این شهرک از همان ابتدا با مشکلات فراوانی روبه‌رو شد. از آنجا که این محدوده در آن سال‌ها خارج از محدوده به حساب می‌آمد، دولت هیچ امکاناتی مانند برق و... به این شهرک اختصاص نداد، اما اهالی کم‌کم خود به یاری هم مشکلات شهرک را با پیگیری‌های فراوان رفع کردند.»
عضو شورای اسلامی شهر تهران می‌افزاید: «‌امروزه کنار این شهرک تنها بوستان محدوده چیتگر جنوبی و این شهرک یعنی بوستان 22 بهمن واقع شده است. از معضلات اصلی چیتگر جنوبی و شهرک 22 بهمن می‌توان به قرار گرفتن بافت مسکونی این محله‌ها در بین کارخانه‌ها و کارگاه‌های تولیدی بزرگ و کوچک اشاره کرد. از دیگر معضلات اینجا، تبدیل خیابان‌ها و کوچه‌های این محله به پارکینگ خودرو کارکنان ایران‌خودرو در طول روز است.»عضو شورای اسلامی شهر همچنین ضمن پیشنهاد احیای دوباره باغ‌های چیتگر می‌گوید: «می توان این زمین‌های پراکنده را در قالب فضای سبز به شهروندان هدیه کرد. متأسفانه تمامی این قنات‌ها خشک شده‌اند که می‌توان با برنامه‌ای مدون نسبت به احیای دوباره آنها اقدام کرد.»

سعیده مرادی - سرویس اجتماعی

105105

کد مطلب: 574438

وب گردی

وب گردی