«مو به مو»، روایتی از سقوط در روزمرگی ایرانی

علی ناصری*

گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، «مو به مو» اولین تجربه پرویز شهبازی در ساخت سریال، حاوی برخی مولفه‌های سینمایی این کارگردان است که برای مخاطب آشنا به جهان سینمایی او می‌تواند قابل ردیابی و تشخیص باشد، سریالی که هر چند موقعیت‌های تراژیکش را به زبانی شیرین روایت می‌کند، اما می‌تواند در کنار دیگر آثار تلخ این کارگردان قرار گیرد.

روایت اول شخص در یک سریال انتخاب نسبتا پر ریسکی است، مخاطب در چند قسمت باید با یک شخصیت همراه شود و دیگر کاراکترها پیرامون این شخصیت در پیش‌برد قصه نقش مکمل دارند. به همین دلیل در مدیوم سریال راوی اول شخص می‌تواند دست نویسنده را برای اضافه کردن خرده پیرنگ‌ها تا حدی ببندد، اما از طرفی خاصیت اصلی این نوع روایت همراهی و نزدیک شدن بیشتر مخاطب با کاراکتر اصلی است و در مورد «مو به مو» باید گفت که در سه قسمت اول این نوع روایت جوابگو بوده اما برای ادامه سریال ممکن است فیلمساز نیازمند ایده‌های خلاقانه بیشتری باشد.

انتخاب این ساختار روایی در «مو به مو» مشخصاً با هدف ورود به دنیای شخصیتی است که شرط همراهی با او سمپاتیک بودن این شخصیت است. منصور (کاراکتر اصلی سریال) در موقعیتی است که احتمالاً امروز هر ایرانی امکان درکش را دارد، موقعیتی که وضعیت اقتصادی فعلی کشور باعث شده است هر ایرانی خاطره‌ای از بحران‌های زندگی منصور را در زندگی شخصی خودش تجربه کرده باشد؛ اتفاقاتی مثل سرمایه‌گذاری‌هایی که با امید و آرزو انجام شده و یک شبه نابود شده‌اند یا پلمپ شدن محل کسب و کار تا از هم پاشیدن خانواده و... .

اما آنچه که فیلمنامه‌نویس برای همدلی با شخصیت اصلی انتخاب کرده است تنها اتکا به واقعیت امروز زندگی ایرانیان نیست، شهبازی مولفه‌های فرهنگی را نیز در ایجاد این حس همدلی مدنظر قرار داده است که از جمله آنها می‌توان به خرافه یا در واقع باورهای ماورایی اشاره کرد که برخی مواقع اصلی‌ترین عوامل برای تصمیم‌گیری‌ها هستند و در تصمیم‌گیری‌های منصور نیز نقش دارند.

سریال با یک خواب از نمای POV منصور آغاز می‌شود، فیلمساز از همان ابتدا قرارداد خود را با بیننده می‌بندد و مشخص است که باید وارد دنیای یک شخصیت شویم. این خواب هر چند که می‌تواند بی‌معنا باشد؛ اما به طور منطقی؛ فرد مستأصل و در آستانه ناامیدی به دنبال معنایی در آن می‌گردد که شاید بتواند با چنگ انداختن به آن راه نجاتی پیدا کند یا حداقل امیدوار شود، فیلمساز در جهت تایید یا رد آنچه که از خواب منصور مطرح می‌شود یا اعتقادات او تلاشی ندارد اما نشانه‌های درست و غلط از تعابیر مختلف یک موقعیت ذهنی در مواجهه با جهان اثر می‌سازد که هیچ تعبیری نمی‌تواند قابل اعتماد باشد و این دقیقا همان ویژگی است که انسان در برابر اعتقادات اینچنینی دارد و فیلمساز به خوبی توانسته است چنین موقعیتی خلق کند و تعابیر نامعتبر و بعضاً معتبر تصادفی (یا غیرتصادفی) بسیاری را در اثرش بگنجاند تا همین تعابیر کارکردی در جهت فضاسازی و خلق احساسات مختلف مثل تعلیق، ترس، نگرانی و... داشته باشد.

میرسعید مولویان در نقش منصور کاراکتری را در فیلمنامه شهبازی ایفا می‌کند که زندگی‌اش در لبه پرتگاه است. مولویان با گریمی جالب توجه در نقش منصور ظاهر شده است به طوری که هر چقدر بیشتر با او همراه می‌شویم به شباهت‌هایی بین گریم و حتی بازی او با لئوناردو دی‌کاپریو می‌رسیم که اگر نخواهیم این دو را در مقام مقایسه قرار دهیم؛ به نظر می‌رسد این ستاره هالیوود برای مولویان در «مو به مو» الهام‌بخش بوده است و اتفاقاً می‌توان الهام گرفتن از دی‌کاپریو را برای این نقش کاملا هوشمندانه دانست، اما بهتر است برای قضاوت تا انتهای سریال صبر کنیم.

در دو قسمت ابتدایی آنچه که مخاطب شاهد است فقط روندی در جهت گسترده‌تر شدن ابعاد فاجعه در زندگی شخصیت اصلی است که بعضی از اتفاقات بد از کنترل شخصیت اصلی خارج است، بعضی پدید آمده از اعتقادات و تصمیمات غلط او است که ساختمان درام «مو به مو» را قوت بخشیده‌اند؛ اما جنس برخی اتفاقات مثل شکستن دست منصور کاملاً تصادفی هستند که بیشتر شدن این اتفاقات به ساختمان درام آسیب می‌زند و «مو به مو» حالا در خطر این آسیب قرار گرفته و بهتر است عنصر تصادف در ادامه کم‌رنگ‌تر باشد.

کاراکترهای مختلف در کنار شخصیت اصلی معمولاً در بزرگ‌تر شدن ابعاد فجایع زندگی او نقش دارند و انتخاب دیگر بازیگران مثل هانیه توسلی نیز نشان‌دهنده توجه فیلمساز و پلتفرم «شیدا» به همکاری با بازیگران محبوب در عین همکاری با بازیگران کمتر شناخته‌شده مثل الیکا ناصری است. بازیگرانی که با وجود قرار گرفتن کاراکتر منصور در مرکز توجه مخاطب باید بتوانند با کمترین فرصت و توجه زیاد به جزئیاتِ بازی‌شان شخصیت مدنظر فیلمساز را خلق و پذیرفتنی کنند.

شخصیت‌های قصه شهبازی مثل همه آثار او خاکستری و با دنیایی از تضادهای درونی هستند که این تضادها در بزنگاه‌های قصه نمودی بیرونی پیدا می‌کنند و حس اعتماد و پیش‌بینی‌پذیری قصه را از بین می‌برند. در همان دو قسمت اول صحنه‌هایی غافلگیرکننده مثل خانه خالی از وسایل منصور، یادآور فیلم‌هایی چون «دربند» یا حتی «رکسانا» (اثر اکران نشده شهبازی) است، وقتی که نزدیک‌ترین انسان‌ها با خودخواهی ضربه‌ای مهلک به شخصیت اصلی قصه می‌زنند و این یکی از تقاط قوت سینمای شهبازی در غافلگیر کردن مخاطب از کنش‌ها و واکنش‌های کاراکترهایش است که در «مو به مو» نیز دیده می‌شود.

گسترش بحران در زندگی منصور اگرچه برای همراهی با او لازم و برای پذیرش تصمیمات عجیب و پر خطر او ضروری است، اما نباید بیشتر از این محور مسیر پیش‌روی قصه یک سریال باشد، چرا که اثر را به ورطه تکرار و جریانی یکنواخت می‌برد و فیلمنامه‌نویس را بیش از حد مجبور به استفاده از عنصر تصادف می‌کند. بنابراین لازم است که فیلمنامه‌نویس توئیستی در قصه ایجاد کند و آن را در جهت دیگری پیش ببرد؛ اما این چرخش باید با خلاقیت و حفظ ضرباهنگ کلی سریال باشد؛ ضرباهنگی که مبتنی بر اتفاقات پیاپی و دوربین دنبال‌کننده شهبازی با تغییر موقعیت‌های مکانی متعدد کاراکتر اصلی و همچنین موسیقی همساز با تمپوی سریال است.

در آخرین لحظه سومین قسمت «مو به مو» اتفاقاً با تکیه بر مناسبات زندگی اقتصادی امروز ایرانیان، این توئیست ایجاد می‌شود و سریال با چرخشی در قصه همراه است که باید دید شهبازی ساختار منسجم و ریتم اثرش را با این چرخش در ادامه چگونه حفظ خواهد کرد.

همکاری پلتفرم‌ها با کارگردان‌های شناخته‌شده که آثار موفقی در کارنامه خود دارند، اقدامی هوشمندانه در جهت اعتباربخشی به سریال‌های نمایش خانگی است، مطمئناً پرویز شهبازی در این تجربه توانسته است موفق عمل کند و «مو به مو» از سریال‌های باکیفیت نمایش خانگی است. انتظار می‌رود با رویکرد فیلمساز و پلتفرم «شیدا» در همکاری با بازیگران جوان و حتی ناشناس شاهد حضور پررنگ چهره‌های جدید باشیم. اگر زمانی تلویزیون با این رویکرد بازیگران خوبی به هنر نمایش ایران معرفی کرد، حالا با ضعیف‌تر و کم‌مخاطب‌ شدن این رسانه می‌توان این مسئولیت را بر دوش پلتفرم‌ها دانست که به نظر می‌رسد «شیدا» به این مهم توجه دارد.

علی ناصری-منتقد*

انتهای پیام/

کد خبر: 1293261

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =