استارتاپ‌ها؛ استعداد بدون اکوسیستم

میلاد یعقوبی*

استارتاپ، پیش از آنکه یک شرکت باشد، یک «ذهنیت» است؛ ذهنیتی مبتنی بر نوآوری، ریسک‌پذیری و حل مسئله. در قزوین، استعداد کم نیست. دانشگاه‌ها هر سال صدها دانش‌آموخته در رشته‌های فنی، مهندسی، مدیریت و علوم پایه تربیت می‌کنند. ایده هست، انگیزه هست، حتی تجربه‌های پراکنده موفق هم هست. اما آنچه کم‌رنگ است، «اکوسیستم» است؛ شبکه‌ای زنده از سرمایه، مشاوره، بازار، زیرساخت و سیاست حمایتی که ایده را از مرحله جرقه به مرحله رشد پایدار برساند.

در سال‌های اخیر، مفهوم شرکت‌های دانش‌بنیان و نوآور در کشور تقویت شده و نمونه‌های موفقی در تهران و چند کلان‌شهر شکل گرفته‌اند. اما در استان‌هایی مانند قزوین، اغلب با پدیده‌ای مواجهیم که می‌توان آن را «استعداد مهاجر» نامید. جوانی که ایده دارد، برای دسترسی به سرمایه‌گذار، شتاب‌دهنده و شبکه ارتباطی، ناچار به مهاجرت به پایتخت می‌شود. نتیجه آنکه ارزش افزوده نوآوری، خارج از استان خلق می‌شود و قزوین سهمی محدود از آن دارد.

مشکل اصلی، نبود پیوند مؤثر میان دانشگاه، صنعت و سرمایه است. دانشگاه‌ها پایان‌نامه تولید می‌کنند، صنعت به‌دنبال راه‌حل است، اما این دو در یک بستر نهادی منسجم به هم نمی‌رسند. پارک‌های علم و فناوری و مراکز رشد، اگرچه حضور دارند، اما هنوز به هاب‌های واقعی نوآوری تبدیل نشده‌اند؛ هاب‌هایی که بتوانند خدمات حقوقی، بازاریابی، جذب سرمایه و منتورینگ حرفه‌ای ارائه دهند.

اکوسیستم، صرفاً ساختمان و فضای کار اشتراکی نیست؛ فرهنگ است. فرهنگی که شکست را نه پایان، بلکه بخشی از فرایند یادگیری بداند. در بسیاری از موارد، فضای کسب‌وکار محلی نسبت به ریسک، محتاط و محافظه‌کار است. سرمایه‌گذاران سنتی، ترجیح می‌دهند در حوزه‌های آشنا سرمایه‌گذاری کنند تا در ایده‌های فناورانه‌ای که بازگشت سرمایه آن‌ها نامطمئن است. این شکاف میان سرمایه سنتی و ایده نو، رشد استارتاپ‌ها را کند می‌کند.

از سوی دیگر، بازار محلی محدود است. یک استارتاپ برای رشد، نیازمند دسترسی به بازار گسترده و مقیاس‌پذیر است. نزدیکی قزوین به تهران، می‌تواند یک مزیت باشد؛ اما بدون شبکه‌سازی فعال و حضور در زیست‌بوم استارتاپی پایتخت، این مزیت بالفعل نمی‌شود. استان می‌تواند با ایجاد پل‌های ارتباطی میان کارآفرینان محلی و سرمایه‌گذاران ملی، این فاصله را کاهش دهد.

نکته مهم دیگر، جهت‌گیری حوزه‌های نوآوری است. قزوین مزیت‌هایی در کشاورزی، صنایع غذایی، لجستیک و صنعت دارد. استارتاپ‌های حوزه «اگروتک»، «فودتک» یا مدیریت هوشمند زنجیره تأمین می‌توانند با اتکا به این مزیت‌ها شکل بگیرند. اما برای تحقق این ظرفیت، نیاز به سیاست‌گذاری هدفمند، حمایت مالی اولیه و دسترسی به داده و زیرساخت وجود دارد.

ایجاد صندوق‌های سرمایه‌گذاری جسورانه استانی، تقویت شتاب‌دهنده‌های تخصصی و آموزش مهارت‌های کارآفرینی در دانشگاه‌ها، از جمله اقداماتی است که می‌تواند زیست‌بوم نوآوری را فعال‌تر کند. همچنین حضور مدیران صنعتی در هیئت‌های مشورتی استارتاپی، می‌تواند پیوند میان مسئله واقعی صنعت و راه‌حل فناورانه را تقویت کند.

در نهایت، استارتاپ‌ها در خلأ رشد نمی‌کنند. آن‌ها به شبکه‌ای از اعتماد، سرمایه، دانش و بازار نیاز دارند. قزوین اگر می‌خواهد استعدادهایش را حفظ کند و سهمی از اقتصاد دیجیتال و دانش‌بنیان داشته باشد، باید از نگاه پروژه‌ای به نگاه اکوسیستمی عبور کند.

استعداد بدون اکوسیستم، همچون بذر در خاک نامساعد است؛ ظرفیت رویش دارد، اما به بار نمی‌نشیند. آینده نوآوری در قزوین، نه فقط به تعداد ایده‌ها، بلکه به کیفیت زیست‌بومی وابسته است که این ایده‌ها را در بر می‌گیرد. اگر این بستر فراهم شود، استان می‌تواند از حاشیه نوآوری به متن آن وارد شود؛ وگرنه مهاجرت ایده‌ها ادامه خواهد یافت، بی‌آنکه ردپای ماندگاری در اقتصاد محلی بر جای بماند.

انتهای یادداشت./

کد مطلب: 1297419

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =