تاکستان؛ قطب انگور ایران بدون زنجیره صادرات حرفه‌ای

میلاد یعقوبی*

تاکستان، شهری که نامش با انگور گره خورده و تاریخش با باغ‌های پرثمر تنیده، همواره یکی از نمادهای کشاورزی و میوه‌کاری ایران بوده است. اینجا زمین، خاک، اقلیم و نور خورشید با ظرافتی استادانه با هم ترکیب شده‌اند تا محصولی بدهند که نه تنها در طعم و کیفیت بی‌نظیر است، بلکه می‌تواند نماد اقتصادی استان و حتی کشور باشد. انگور تاکستان، با تنوع و کیفیتی مثال‌زدنی، می‌تواند در بازارهای منطقه‌ای و جهانی بدرخشد. اما حقیقت تلخ این است که تاکستان هنوز در حصار یک زنجیره صادراتی ناقص گرفتار است؛ جایی که تولید هست، کیفیت هست، اما استراتژی و مسیر حرفه‌ای برای رساندن محصول به بازارهای جهانی، یا ناقص است یا اصلاً وجود ندارد.

در بطن این واقعیت، می‌توان به وضعیت باغ‌ها و کشاورزان نگاهی دقیق انداخت. بسیاری از خانواده‌های کشاورز، سال‌ها تجربه و دانش سنتی و علمی را با هم ترکیب کرده‌اند تا محصولی ممتاز به بار آورند. انگور تاکستان، چه در گونه‌های تازه‌خوردنی و چه در فرآوری به کشمش، از نظر طعم، بافت و رنگ، استانداردی قابل رقابت با نمونه‌های ترکیه‌ای و حتی اروپایی دارد. با این حال، مسیر محصول از باغ تا بازار، اغلب پراکنده و ناقص است. کشاورز، محصول خود را به صورت خام یا نیمه‌فرآوری‌شده به بازار عرضه می‌کند؛ بدون برندینگ، بسته‌بندی استاندارد و مسیرهای حرفه‌ای صادرات. نتیجه آن است که ارزش واقعی محصول، نه در جیب تولیدکننده، که در بازارهای مصرف از دست می‌رود.

نگاهی به نمونه‌های جهانی، واقعیتی تلخ را روشن می‌کند. ترکیه، به‌عنوان رقیب منطقه‌ای، نه تنها تولیدکننده انگور و کشمش با کیفیت است، بلکه زنجیره‌ای حرفه‌ای برای صادرات ایجاد کرده است. محصول از باغ تا بسته‌بندی، از کنترل کیفیت تا برندسازی و بازاریابی بین‌المللی، یک مسیر مشخص و هماهنگ را طی می‌کند. این زنجیره، علاوه بر افزایش سهم بازار، ارزش افزوده بیشتری برای کشاورز و اقتصاد منطقه ایجاد می‌کند. تاکستان، اگرچه در تولید برتر است، اما بدون چنین ساختار حرفه‌ای، در همان نقطه تولید متوقف می‌ماند و مزیت بالقوه‌اش بالفعل نمی‌شود.

مسئله تنها اقتصادی نیست؛ مسئله استراتژی و دیدگاه توسعه‌ای است. انگور تاکستان می‌تواند بخشی از یک «زنجیره ارزش» کامل باشد: از تولید، فرآوری، بسته‌بندی، استانداردسازی، برندینگ، تا صادرات هدفمند و حضور در بازارهای منطقه‌ای و جهانی. این زنجیره، تجربه‌ای ملموس از توسعه پایدار و متوازن ارائه می‌دهد؛ توسعه‌ای که کشاورز، صنعت بسته‌بندی، لجستیک و سیاست‌گذار را در یک مسیر هم‌افزا کنار هم می‌نشاند. بدون این هم‌افزایی، محصول، هرچقدر هم ممتاز، همچنان در حصار ارزش بالقوه باقی می‌ماند.

یکی از نقاط ضعف موجود، پراکندگی واحدهای تولید و فرآوری است. بسیاری از کشاورزان به شکل سنتی یا خرد فعالیت می‌کنند و دسترسی محدودی به سرمایه، تجهیزات فرآوری مدرن و بازارهای صادراتی دارند. این وضعیت باعث می‌شود محصول به صورت فله‌ای و بدون ارزش افزوده به بازارهای داخلی یا منطقه‌ای عرضه شود. در نتیجه، نه کشاورز بهره کافی می‌برد و نه استان سهم واقعی خود را در اقتصاد ملی و بین‌المللی کسب می‌کند.

مسئله دیگر، نبود برنامه‌ریزی هماهنگ است. در کشورهای موفق، نهادهای دولتی، تشکل‌های کشاورزی و شرکت‌های خصوصی با یکدیگر هم‌افزا عمل می‌کنند. آن‌ها بازار هدف را تحلیل می‌کنند، ظرفیت بسته‌بندی و نگهداری محصول را ارتقا می‌دهند و استانداردهای بین‌المللی را برای صادرات تعریف می‌کنند. در تاکستان، چنین هماهنگی هنوز شکل نگرفته است. هر واحد به صورت مجزا عمل می‌کند، بدون آنکه تصویر بزرگ‌تر، مسیر توسعه صادرات و ارزش افزوده پایدار را نشان دهد.

از منظر لجستیک و زیرساخت، قزوین ظرفیت بالقوه بالایی دارد. نزدیکی به پایتخت، دسترسی به شبکه‌های حمل‌ونقل جاده‌ای و ریلی، و تجربه طولانی در تولید کشاورزی، همه می‌توانند به ایجاد یک هاب صادراتی منجر شوند. اما در غیاب مدیریت یکپارچه، این ظرفیت‌ها تبدیل به فرصتی نیمه‌تمام می‌شوند. محصول ممتاز در باغ، هنوز در مسیر رسیدن به بازارهای منطقه‌ای و بین‌المللی، میان دست‌ها و واسطه‌ها می‌چرخد و ارزش واقعی‌اش محقق نمی‌شود.

تجربه دیگر کشورها نشان می‌دهد که برندسازی و روایت محصول، نقشی کلیدی در صادرات دارد. انگور تاکستان می‌تواند داستانی منحصربه‌فرد داشته باشد: تاریخ کشاورزی منطقه، اقلیم و خاک خاص، مهارت سنتی کشاورزان و فرآوری‌های خاص. این روایت، می‌تواند به عنوان هویت برند برای بازارهای بین‌المللی به کار گرفته شود و مشتریان را جذب کند. بدون این هویت، حتی محصول ممتاز نیز در بازار رقابتی گم می‌شود و جایگاه پایدار پیدا نمی‌کند.

یک عامل دیگر، آموزش و توانمندسازی کشاورزان و فعالان صنعتی است. مدیریت صادرات، استانداردهای بین‌المللی، بازاریابی حرفه‌ای و لجستیک، مهارت‌هایی هستند که بدون انتقال دانش و تجربه به بازیگران محلی، هیچ‌گاه تحقق نمی‌یابند. ایجاد کارگاه‌های آموزشی، شتاب‌دهنده‌های تخصصی کشاورزی و مراکز مشاوره صادرات می‌تواند شکاف میان توان تولید و ظرفیت صادراتی را پر کند.

همه ظرفیت تولید و استعداد انسانی، در نقطه‌ای حساس قرار دارد: می‌تواند از یک قطب تولیدی ممتاز به یک مرکز صادراتی حرفه‌ای تبدیل شود، یا در حصار ظرفیت بالقوه، همچنان نیمه‌فعال باقی بماند.

انگور تاکستان، نماد زمین، تلاش و تجربه انسانی است؛ محصولی که می‌تواند برند استان، نماد اقتصادی و پاسدار فرهنگ کشاورزی ایران باشد. اما این آینده، تنها زمانی محقق می‌شود که زنجیره صادرات حرفه‌ای، از تولید تا بازار جهانی، به صورت هماهنگ و هدفمند شکل گیرد. بدون این مسیر، حتی بهترین انگور، در باغ می‌ماند و مزیت آن، به ارزش بالقوه محدود می‌شود.

تاکستان امروز در آستانه یک انتخاب تاریخی است: ادامه تولید پراکنده و وابسته به واسطه‌ها، یا ساخت زنجیره‌ای حرفه‌ای که نه تنها استان را به یک قطب صادراتی معتبر بدل کند، بلکه محصول، تلاش و فرهنگ کشاورزی منطقه را در بازار جهانی به تصویر بکشد. این انتخاب، نقطه عطفی است که آینده اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی استان را رقم خواهد زد.

انتهای یادداشت./

کد مطلب: 1297429

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =