صنایع غذایی قزوین، بهراستی، یکی از جلوههای زنده ظرفیت صنعتی و اقتصادی استان است. از کارخانههای کنسرو، لبنیات و شکلات گرفته تا کارگاههای کوچک و متوسط فرآوری میوه و سبزیجات، این استان طی سالهای گذشته نشان داده که توان تولیدی قابل توجهی دارد. حضور برندهای شناختهشدهای که نه تنها در بازار داخلی بلکه در بازارهای منطقهای نیز شناخته میشوند، گواه این توان است. اما همانطور که بسیاری از فعالان اقتصادی و کارشناسان استانی اشاره میکنند، یک گره اساسی در مسیر توسعه این صنعت وجود دارد: «استراتژی صادراتی». تولید هست، ظرفیت بالقوه هست، اما برنامهای هدفمند و منسجم برای معرفی و عرضه محصولات قزوین در بازارهای بینالمللی هنوز شکل نگرفته است.
قزوین به دلیل موقعیت جغرافیایی، دسترسی به شبکههای حملونقل جادهای و ریلی و نزدیکی به پایتخت، میتواند قطب توزیع و صادرات محصولات غذایی در شمالغرب کشور باشد. این مزیت، از یک سو امکان ارسال سریع و کمهزینه کالا به بازارهای داخلی و بینالمللی را فراهم میکند، اما از سوی دیگر، بدون یک استراتژی صادراتی کارآمد، به ظرفیت خالی تبدیل میشود. بسیاری از محصولات با کیفیت استان، به دلیل نبود بستهبندی استاندارد، برندینگ قوی، استانداردهای بینالمللی و حضور در نمایشگاهها و شبکههای تجاری جهانی، هنوز در بازارهای منطقهای یا جهانی سهم اندکی دارند.
یکی از مشکلات جدی، ضعف در زنجیره ارزش صادرات است. برای مثال، محصولات لبنی قزوین، بهویژه پنیر و ماست محلی که کیفیت بالایی دارند، اغلب به صورت فلهای صادر میشوند یا در بازار داخلی توزیع میشوند. این مدل، ارزش افزوده بالای محصول را به حداقل میرساند و سهم استان از سود صادراتی کاهش مییابد. مشابه همین مسئله در حوزه شکلات، کنسرو و حتی فرآوری میوههای خشک نیز دیده میشود؛ محصول تولید میشود، اما حلقههای نهایی ارزش و برندسازی بینالمللی هنوز ناقص است.
تجربه کشورهای موفق در صادرات صنایع غذایی، نشان میدهد که کیفیت محصول به تنهایی کافی نیست؛ برند، استانداردهای بستهبندی، گواهیهای بینالمللی و شبکه توزیع، حلقههای حیاتی یک استراتژی موفق هستند. کشورهای رقیب منطقهای مانند ترکیه، امارات یا حتی کشورهای اروپایی، محصولات غذایی خود را با برند مشخص، بستهبندی استاندارد و داستان تولید قابل ارائه به بازار جهانی عرضه میکنند. چنین استراتژیای، باعث تثبیت سهم بازار، افزایش اعتماد مشتری و ایجاد ارزش افزوده پایدار میشود.
در قزوین، نمونههایی از اقدامات مثبت وجود دارد. برخی واحدهای کوچک و متوسط با تمرکز بر تولید محصولات ارگانیک یا محلی تلاش کردهاند برند خود را بسازند و به بازارهای خارجی معرفی کنند. اما این نمونهها پراکندهاند و به دلیل نبود حمایت یکپارچه، سهم قابل توجهی از صادرات کل استان را شامل نمیشوند.
یکی از عوامل محدودکننده، نبود حمایتهای دولتی و نهادی برای صادرات محصولات غذایی است. فرآیند دریافت مجوزهای بهداشتی بینالمللی، استانداردسازی و حضور در نمایشگاهها و رویدادهای تجاری، پیچیده و پرهزینه است. بسیاری از تولیدکنندگان استان، علیرغم توان تولیدی بالا، قادر به عبور از این موانع نیستند. در نتیجه، محصول با کیفیت، در بازار داخلی باقی میماند و فرصت کسب درآمد ارزی و توسعه پایدار از دست میرود.
چالش دیگر، نداشتن بازاریابی بینالمللی هدفمند است. بسیاری از صنایع غذایی قزوین، به جای اینکه بازار خود را بر اساس تحقیق و تحلیل تقاضای بینالمللی تعیین کنند، به بازارهای سنتی و همسایگان محدود شدهاند. این موضوع، علاوه بر محدودیت سهم بازار، ریسک ناشی از نوسانات اقتصادی و تغییرات تقاضا را افزایش میدهد. استراتژی صادراتی موفق، نیازمند مطالعه بازار، شناخت ذائقه مصرفکننده، ارزیابی رقبا و تعریف مسیر توزیع است؛ امری که هنوز در بسیاری از واحدهای تولیدی استان نهادینه نشده است.
از منظر زیرساخت، قزوین ظرفیتهای بالقوهای دارد که تاکنون به خوبی مورد استفاده قرار نگرفتهاند. شهرکهای صنعتی مجهز، مسیرهای ریلی و جادهای به پایتخت و بنادر کشور، و نیروی انسانی تحصیلکرده، همه و همه فرصتهایی برای تقویت زنجیره صادرات فراهم میکنند. اما این فرصتها بدون برنامهریزی استراتژیک و هماهنگی میان تولیدکنندگان، تشکلهای صادراتی و نهادهای حمایتی، عملاً بلااستفاده باقی میمانند.
یک گام اساسی، تشکیل کنسرسیومها و تشکلهای صادراتی استانی است. این تشکلها میتوانند نقش هماهنگکننده میان واحدهای کوچک و متوسط را ایفا کنند، قدرت چانهزنی را افزایش دهند، به اشتراکگذاری دانش صادرات و استانداردسازی را تسهیل کنند و امکان حضور جمعی در نمایشگاههای بینالمللی را فراهم آورند. تجربه جهانی نشان داده است که تشکلهای صادراتی موفق، سهم بازار را افزایش داده و موانع ورود به بازارهای خارجی را کاهش میدهند.
دیگر محور مهم، بستهبندی و برندینگ حرفهای است. محصول بدون هویت و روایت، در بازارهای رقابتی جهانی جایگاه ثابتی پیدا نمیکند. صنایع غذایی قزوین میتوانند با تأکید بر ویژگیهای منحصر به فرد محصولات خود—از اقلیم، فرهنگ محلی، فرآیند سنتی تولید گرفته تا کیفیت ارگانیک—یک هویت برند قوی بسازند و آن را در بازارهای هدف معرفی کنند. این کار نه تنها ارزش افزوده ایجاد میکند، بلکه تصویر استان را بهعنوان یک قطب تولیدی با محصولات ممتاز تثبیت میکند.
سرمایهگذاری در فناوریهای نوین نیز از الزامات یک استراتژی صادراتی مدرن است. خطوط تولید هوشمند، مدیریت زنجیره تأمین، استفاده از بستهبندی مقاوم و بهداشتی و بهرهگیری از فناوری اطلاعات برای رصد بازار، همگی میتوانند بهرهوری و کیفیت محصول را افزایش دهند و مزیت رقابتی پایدار ایجاد کنند.
مسئله آموزش و فرهنگسازی است. تولیدکنندگان و مدیران صنایع غذایی، نیازمند آموزشهای تخصصی در حوزه صادرات، استانداردهای بینالمللی و بازاریابی بینالمللی هستند. تنها با ارتقای دانش مدیریتی و آشنایی با الزامات جهانی، میتوان از ظرفیت تولید حداکثر بهره را برد و سهم صادراتی قزوین را ارتقا داد.
قزوین امروز در نقطهای حساس قرار دارد: ظرفیت تولیدی و استعداد انسانی و طبیعی آن بیمانند است، اما بدون یک استراتژی صادراتی جامع، این ظرفیت در حد توان بالقوه باقی میماند. عبور از این وضعیت، نیازمند همافزایی میان تولیدکنندگان، نهادهای حمایتی، سرمایهگذاران و سیاستگذاران است تا زنجیرهای از تولید تا بازار جهانی شکل گیرد و محصولات غذایی استان، نه صرفاً در حجم، بلکه در ارزش افزوده و سهم بازار، حضوری ماندگار داشته باشند.
در این مسیر، شعار افزایش صادرات غیرنفتی نمیتواند جایگزین برنامهریزی استراتژیک و سرمایهگذاری هدفمند شود. صنایع غذایی قزوین، اگر مسیر توسعه صادراتی خود را هوشمندانه ترسیم کند، میتواند از تولید صرف عبور کرده و به یک قطب صادراتی معتبر در سطح ملی و منطقهای تبدیل شود؛ نقطهای که ظرفیت، دانش و سرمایه انسانی استان در آن به حداکثر ارزش ممکن دست مییابند.
صنایع غذایی قزوین، در واقع، نمونهای زنده از یک ظرفیت بالقوه است که منتظر استراتژی صحیح و هماهنگ است؛ ظرفیت و محصولی که میتواند پلی باشد میان اقتصاد محلی، منطقهای و بازارهای جهانی، به شرط آنکه مسیر صادرات از حالت پراکنده و سنتی به یک مدل حرفهای، هدفمند و پایدار تبدیل شود.
انتهای یادداشت./
نظر شما