به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، از آغاز حمله ایالات متحده و رژیم ضهیونیستی به خاک کشورمان و شهادت امام امت، جمعی از فرماندهان و مردم ولایت مدار ایران، تجمعات شبانهای که در بسیاری از شهرهای ایران شکل گرفتهاند، معمولاً از دریچه تحلیلهای سیاسی دیده شدهاند؛ تحلیلی که بخش عمدهای از کارکردهای فرهنگی، اجتماعی و داوطلبانه این گردهماییها را نادیده میگیرد.
این تجمعات تنها بستری برای حضور فیزیکی مردم در خیابانها نیستند؛ بلکه شبکهای خودجوش از کنشهای فرهنگی و اجتماعی نیز در دل آنها شکل گرفته است که میتواند بهعنوان موضوعی مستقل مورد بررسی قرار گیرد. در دورهای که جامعه با فشارهای ناشی از جنگ سوم تحمیلی مواجه بوده، این فعالیتها جلوهای از ظرفیتهای مردمی در حوزه فرهنگ و خدمات اجتماعی را نشان میدهد.
یکی از بارزترین جلوههای این فعالیتها، حضور گروههایی است که اقداماتی نظیر «واکس صلواتی» را در مسیرهای پرتردد انجام میدهند. این فعالیت که سابقهای طولانی در مناسبتهای مذهبی و ملی دارد، در تجمعات شبانه نیز تداوم یافته و بهنوعی به نماد مشارکت جوانان تبدیل شده است. در کنار این اقدام، غرفههای گوناگونی با محوریت فرهنگ دینی، آموزشها و خدمات مشاورهای برپا میشود؛ از جمله غرفههای پاسخ به مسائل شرعی، ارائه مشاورههای سبک زندگی، یا معرفی کتابهای مرتبط با دفاع مقدس و زندگی و سیره چهرههای تأثیرگذار تاریخی و معاصر. این فعالیتها، صرفنظر از محتوای آنها، نشاندهنده تلاش گروههای مردمی برای تبدیل موقعیت تجمع به فضایی چندمنظوره و آموزشی است.
تعداد قابل توجهی از این تجمعات به شکلی خانوادگی برگزار میشود و همین امر باعث شده است که گروههای مردمی، بخش ویژهای از اقدامات خود را به کودکان اختصاص دهند. غرفههای مسابقه، نقاشی، بازیهای گروهی و سرگرمیهای آموزشی، تقریباً در همه میادین محل تجمع دیده میشود. این فعالیتها، علاوه بر ایجاد فضای امن و جذاب برای خانوادهها، به ماندگاری بیشتر آنها در محل کمک میکند و ماهیت تجمعات را از یک رخداد صرفا گذرا به فضایی با کارکردهای اجتماعی گستردهتر تبدیل میکند. توزیع گیفت و هدایا به کودکان نیز بخشی از همین چرخه قعالیتهای فرهنگی است.
در همین فضا، گروههایی اقدام به برپایی برنامههای جمعخوانی و تلاوت قرآن کریم میکنند؛ فعالیتی که سالهاست در بسیاری از پارکها، حسینیهها و فضای عمومی جریان دارد و اکنون به شکل دیگری در خیابانها دیده میشود. در برخی نقاط نیز کتابخانههای سیار یا میزهای آزاد کتاب مستقر میشود تا مردم بتوانند کتابهایی را ورق بزنند، امانت بگیرند یا درباره آنها گفتگو کنند. معرفی آثار مرتبط با تاریخ معاصر، ادبیات مقاومت، زندگی شخصیتهای مؤثر یا موضوعات فرهنگی دیگر، از جمله محورهای این کتابخانههای کوچک خیابانی است.
یکی دیگر از جلوههای فرهنگی قابل مشاهده، «سینماهای سیار» است؛ صفحهنمایشهایی که با تجهیزات ساده و اغلب به صورت داوطلبانه برپا میشوند تا فیلمهای مستند، آثار داستانی یا محتوای آموزشی پخش کنند. حضور این سینماها در خیابان، کارکرد دوگانهای دارد؛ از یک سو نوعی سرگرمی در فضای باز ایجاد میکند و از سوی دیگر فرصتی برای تماشای جمعی آثار فرهنگی فراهم میآورد. این شکل از رسانهورزی مردمی، در سالهای اخیر در مناطق مختلف کشور رواج یافته و اکنون در بستر تجمعات شبانه نیز نقش پررنگتری یافته است.
این اقدامات فرهنگی، اگرچه در ظاهر پراکنده و کوچکاند، اما بررسی میدانی نشان میدهد که شبکهای منظم از کنشهای فرهنگی، اجتماعی و خدماتی را تشکیل میدهند. اغلب این فعالیتها توسط گروههای مردمی، جوانان داوطلب، مجموعههای فرهنگی محلی و گاهی خیرین کوچک محلی سامان مییابد. این ترکیب چندلایه، تصویری از توان جامعه مدنی در شرایط بحران ارائه میکند؛ توانایی سازماندهی، خدمترسانی و تولید فعالیت فرهنگی در مقیاس خرد.
از زاویهای دیگر، وجود چنین فعالیتهایی در تجمعات شبانه، نشاندهنده تداوم الگوهای کنش جمعی در جامعه ایران است. تجربه اجتماعات عمومی در ایران، چه در مراسم آیینی و ملی و چه در موقعیتهای بحرانی، نشان میدهد که مردم تمایل دارند فعالیتهای فرهنگی را در کنار کنشهای اجتماعی به کار گیرند. در این تجمعات، اقدامات فرهنگی نه بهعنوان عنصر تزئینی، بلکه بهعنوان بخشی از هویت جمعی کارکرد پیدا میکند.
در عین حال، این خدمات و فعالیتها نوعی مشارکت نمادین مردم در مدیریت بحران نیز تلقی میشود. در روزهایی که بسیاری از شهروندان دغدغه امنیت، ثبات و آینده کشور را دارند، هرکس تلاش میکند نقشی هرچند کوچک در تقویت روحیه جمعی یا ارائه خدمت ایفا کند. این رویکرد، که در گزارشها و روایتهای مردمی تکرار میشود، نشان میدهد که بخش قابل توجهی از مشارکت اجتماعی در ایران، نه بر اساس سازماندهی رسمی بلکه بر پایه پیوندهای اجتماعی و فرهنگی شکل میگیرد.
گرچه تاکنون عمده روایتها از تجمعات شبانه بر جنبههای سیاسی یا امنیتی متمرکز بوده است، اما بازنمایی این لایههای فرهنگی میتواند تصویر جامعتری از واقعیت حضور مردم در میادین و خیابانها ارائه دهد. اقدامات فرهنگی، از واکس صلواتی تا کتابخانه سیار، از جلسات جمعخوانی قرآن تا سینمای خیابانی، و از غرفههای کودکان تا میزهای پاسخگویی، بخشی از زیست فرهنگی مردم ایران در شرایط فشار و بحران را شکل میدهد؛ زیستی که بر پایه همکاری، خلاقیت و همیاری مردمی بنا شده است.
در نهایت، مطالعه این پدیده میتواند به درک عمیقتر از نقش فرهنگ در تابآوری اجتماعی کمک کند. حضور مردم در خیابانها، فارغ از بُعد سیاسی که هر تحلیلگری ممکن است درباره آن داشته باشد، بستری برای بروز کنشهای فرهنگی نیز فراهم کرده است. این واقعیت، بهتنهایی ارزش بررسی مستقل دارد؛ زیرا نشان میدهد که در دل بحرانها نیز امکان بازتولید فرهنگ، خدمات داوطلبانه و فعالیتهای اجتماعی وجود دارد. چنین واقعیتی میتواند مواد خام مهمی برای تحقیقات آینده در حوزه جامعهشناسی بحران، مطالعات فرهنگی و تحلیل رفتار جمعی فراهم کند.
انتهای پیام/
نظر شما