به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، امروز نهم اردیبهشت، روز روانشناس و مشاوره است؛ روزی که قرار است بهانهای باشد برای توجه بیشتر به سلامت روان جامعهای که این روزها بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد. اما درست در چنین روزی، یک مقام پیشین بالاترین نهاد صنفی روانشناسان کشور، هشداری میدهد که شنیدنی است.
در ادامه گفتوگوی خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، با علی فتحی آشتیانی رئیس سابق سازمان نظام روانشناسی و مشاوره را میخوانید که با نگاهی تلاشگر اما نگران، از فاصله عمیق بین آنچه در دانشگاهها تدریس میشود و آنچه در خیابانها و فرهنگ این سرزمین میگذرد میگوید.
هشدار درباره روانشناسی وارداتی
فتحی آشتیانی در پاسخ به اینکه مهمترین چالشِ پیش روی روانشناسی در ایران چیست گفت: شاید مهمترین چالشی که در روانشناسی ما با آن روبرو هستیم، عدم تطبیق محتوای روانشناسی که در دانشگاهها تدریس میشود با مسائل روانشناختی جامعه، فرهنگ و مسائل بومی کشور است.
وی با طرح اینکه این ناهماهنگی موجب ارائه الگوهای نادرست به مراجعان میشود اضافه کرد: متأسفانه آن چیزی که ما در دانشگاهها تدریس میکنیم یا دانشجویان میخوانند، اکثر محتواهای کتابها و نظریهها هماهنگی کافی و لازم را با مسائل بومی و فرهنگی ما ندارند. وقتی افراد فارغالتحصیل میشوند، همان الگوهایی را به مراجعان ارائه میکنند که مربوط به جامعه و فرهنگ دیگری است.
رئیس سابق سازمان نظام روانشناسی در واکنش به اینکه برای مستندسازی این ادعا چه مدرکی وجود دارد اظهار کرد: کتابی تحت عنوان «روانشناسی فرهنگی» توسط سازمان انتشارات سمت به چاپ رسیده است. نویسنده این کتاب فردی آمریکایی است و مترجم آن بنده و تعدادی از همکارانم هستیم. نویسنده آمریکایی اشاره میکند که روانشناسی موجود، ویرد به تعبیری ( غیر معمول) است.
وی با بیان اینکه «WERD» مخفف جوامع غربی( WESTERN)، تحصیلکرده EDUCATED) (، صنعتی، ثروتمند (RICH) و دموکراتیک DEMOCRATIاست گفت: کارایی این روانشناسی فقط برای جوامع به اصطلاح غربی، صنعتی، ثروتمند و دموکراتیک است. این روانشناسی به درد کل جامعه آمریکا نیز نمیخورد.
ناتوانی روانشناسی در تحلیل حضور مردم در خیابانها
فتحی آشتیانی در پاسخ به اینکه نمونه بارز از این ناتوانی چیست گفت: در حالحاضر ۶۰ شب است که مردم ما در خیابانها و میدانها هستند. رزمندگان ما در آن ۴۰ روز در میدانها و مردم در خیابانها نقشآفرینی میکنند، اما روانشناسی ما نمیتواند پاسخ بدهد که چه خبر است. چگونه ممکن است ۶۰ شب مردم بدون هیچ داعیه و پشتوانه مالی، با هزینه مالی، جانی و زمانی پای کار بیایند؟ روانشناسی ما حتی پاسخگوی این مسائل هم نیست و این یکی از چالشهای بسیار جدی است.
وی ضمن تبریک به همکاران و دانشجویان به مناسبت روز روانشناس اضافه کرد: باید فکری بشود. باید روانشناسی نسبت به فرهنگ خود کشورمان را داشته باشیم.
آغاز بازنگری سرفصلها از سال ۱۳۸۸
رئیس سابق نظام روانشناسی در واکنش به اینکه آیا بازنگری در سرفصلهای دورههای کارشناسی، ارشد و دکترا ضروری است، اظهار کرد: این اتفاق از سال ۱۳۸۸ شروع شد. زمانی که حدود هشت سال مسئولیت این کار به عهده من بود. در سال ۱۳۸۸ بحث بازنگری درسها و سرفصلها را داشتیم. حاصل جلسات با جمع قابل توجهی از اساتید دانشگاه (۲۰ نفر از دانشگاههای سراسری کشور) بود و هر کاری انجام میشد، در معرض اظهارنظر همه اساتید قرار میگرفت.
او با بیان اینکه در سال ۱۳۹۱ برنامه جدید روانشناسی به دانشگاهها ابلاغ شد گفت: در آن برنامه سعی شد به مسائل بومی و فرهنگی پرداخته شود. آنچه روی کاغذ نوشته شد بسیار خوب بود، اما در اجرا با دو چالش بسیار جدی روبرو شدیم که هنوز هم (حدود ۱۵ سال است) برطرف نشدهاند.
دو چالش بزرگ؛ بیکتابی و مقاومت اساتید
فتحی آشتیانی در پاسخ به اینکه اولین چالش در اجرای برنامه جدید چه بود گفت: چالش اول این بود که برای سرفصلهای درسها کتاب نداشتیم. تدوین منابع درسی بسیار زمانبر است. الان ۱۵ سال از آن برنامه گذشته و یک بار دیگر هم تجدید نظر صورت گرفته، اما هنوز با این چالش روبرو هستیم برای حل آن تلاش و همت بسیار بالایی میطلبد.
وی در ادامه افزود: اساتید، خودشان دانشآموختۀ همان روانشناسی غربی هستند و ظاهرا آمادگی ندارند با نگاه دیگری به مسائل روانشناختی بپردازند. نوع آموزش ما، خلاقپرور و نوآور نبوده و متأسفانه فقط متأثر از همان منابع غربی بوده است.
فتحی آشتیانی عنوان کرد: در دانشگاههای ما این موضوع پرورش داده نمیشود که دانشجو هر چه استاد میگوید نپذیرد و استاد را زیر سؤال ببرد.
فتحی آشتیانی تاکید کرد تفکر باز، نگاه متفاوت، نگاه نوآورانه و تفکر واگرا را در جامعه کم داریم. به همین خاطر نمیتوانیم از اتفاقات، فرهنگ و شرایط خودمان تبیین داشته باشیم.
رئیس سابق نظام روانشناسی در واکنش به اینکه چرا اساتید با وجود زندگی در فرهنگ ایرانی، این رویکرد را نپذیرفتند اظهار کرد: من بیشتر عدم آمادگی را میبینم. هم به لحاظ محتوایی، و شاید اگر کسی بخواهد بدبینانه نگاه کند، از زاویه دینی و فرهنگی یا برخی افراد ممکن است آمادگی نگاه متفاوت را نداشته باشند و مقاومت نشان دهند، در حالی که برخی دیگر از اساتید این آمادگی را دارند.
تعداد روانشناسان؛ از فراوانی در تهران تا کمبود در سیستان و بلوچستان
فتحی آشتیانی در پاسخ به اینکه آیا تعداد روانشناسان در کشور کافی است گفت: در مقطع کارشناسی، بیش از ۱۵۰ هزار نفر دانشجو در بیش از هزار واحد دانشگاهی مشغول تحصیل هستند. اما از بین آنها، درصد کمی به کارشناسی ارشد و تعداد کمتری به دکتری راه مییابند.
وی در ادامه گفت: اگر سرجمع حساب کنیم، در استان تهران بیش از نیازمان روانشناس داریم، اما در استانهایی مثل سیستان و بلوچستان، هرمزگان و ایلام با کمبود شدید روبرو هستیم.
رئیس سابق نظام روانشناسی و مشاوره با طرح اینکه نسبت روانشناس به جمعیت در کل کشور در حد قابل قبول است اضافه کرد: سازمان نظام روانشناسی و مشاوره بیش از ۸۰ هزار نفر عضو دارد که از این تعداد بیش از ۵۰ هزار نفر پروانۀ کار تخصصی گرفتهاند. حدود ۱۰ درصد از فارغالتحصیلان دکترا دارند و ۹۰ درصد کارشناسی ارشد. اما درصد قابل توجهی از کسانی که پروانه دارند، کار نمیکنند؛ بنابراین از این منظر که بخواهیم نسبت روانشناسانی که مشغول هستند را بسنجیم اتفاقا تعداد روانشناسان کم است و با آن تعدادی که باید داشته باشیم فاصله داریم.
چرا روانشناسان دارای پروانه کار نمیکنند؟
فتحی آشتیانی در واکنش به اینکه چرا فارغالتحصیلان با وجود داشتن پروانه، شاغل نیستند اظهار کرد: دلایل مختلفی دارد. درصد قابل توجهی از فارغالتحصیلان خانم هستند. آنها بعد از گرفتن پروانه، ازدواج میکنند، بچهدار میشوند و ترجیح میدهند به زندگی خود بپردازند. یک دلیل دیگر هم این است که با یک مرکز قرارداد میبندند اما مراجعهکننده ندارند.
او با بیان اینکه علت اصلی مراجعه نداشتن، ناتوانی مردم در پرداخت تعرفهها است گفت: تعرفه روانشناسی را دولت ابلاغ میکند و الان تعرفه مناسبی است (بیش از ۵۰ درصد افزایش داشته)، اما میانگین جلسات روانشناسی حداقل پنج تا ده جلسه است. وقتی این تعداد جلسه را ضربدر تعرفه کنیم، عدد بزرگی به دست میآید که با درآمد مردم جور نیست. افراد نیازمند به خدمات روانشناسی در جامعه کم نیستند، اما نمیتوانند این تعرفه را پرداخت کنند.
بیمه نبودن خدمات روانشناسی؛ تلاشهای نافرجام سازمان نظام
رئیس سابق نظام روانشناسی و مشاوره در پاسخ به اینکه آیا خدمات روانشناسی تحت پوشش بیمه است گفت: تنها خدماتی که توسط روانشناسان دکترای روانشناسی بالینی و روانشناسی سلامت ارائه میشود، تحت پوشش بیمه است. باقی خدمات روانشناسی هیچکدام مشمول بیمه نمیشود و باید از جیب مراجعهکننده پرداخت شود.
وی با طرح اینکه در دوران مسئولیتش تلاش بسیاری برای پوشش بیمه انجام داد اما موفق نشد اضافه کرد: دلایل مختلفی داشت. یکی از آنها پشتوانه مالی سازمانهای بیمهگر بود. آنها باید ۷۰ درصد تعرفه را پوشش دهند که مبلغ قابل توجهی میشود. این مسئله چالشهای زیادی دارد. امیدواریم در دوره جدید، عزیزان همچنان پیگیراین موضوع باشند.
راهکارهای برونرفت از بحران عدم مراجعه
رئیس سابق نظام روانشناسی و مشاوره در واکنش به اینکه راه برونرفت از این وضعیت چیست اظهار کرد: راههای مختلفی وجود دارد. اینکه مراکز دولتی بیشتر شوند؛ بیمارستانها کلینیک روانشناسی داشته باشند؛ خیریهها وارد این حوزه شوند؛ و مهمتر از همه، شبکه بهداشت که در سراسر ایران حتی در روستاها وجود دارد، به طور جدیتری به مسائل روانشناختی بپردازد.
فتحی آشتیانی با بیان اینکه بهترین ساختار موجود در کشور همین شبکه بهداشت است گفت: تمام ادارهها، کارخانجات و سازمانها میتوانند مراکز خدمات روانشناسی برای کارکنان و خانوادههایشان راهاندازی کنند یا با مراکز مصوب سازمان نظام روانشناسی قرارداد ببندند و درصدی از هزینه تعرفه را تأمین کنند. اگر کارمندی از سلامت روانی بالایی برخوردار باشد، روی بهرهوری کارش تأثیر مثبت میگذارد.
وی تاکید کرد: مسئولان ادارات و سازمانها باید روی این حوزه کار کنند. سازمان نظام روانشناسی میتواند وارد قرارداد شود و بخشی از هزینهها را پوشش دهد. این راهکار بسیار خوبی است.
انتهای پیام/
نظر شما