به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کرمان؛ تاریخ ایران بیشتر از آنکه نام زنان را به یاد بیاورد، پادشاهان و فرمانروایان را ثبت کرده است. با این حال در میان روایتهای مربوط به دوره قاجار، نام برخی زنان چنان برجسته شده که از حاشیه دربار به متن تاریخ راه پیدا کردهاند. یکی از این چهرهها سنبلباجی است؛ زنی که گفته میشود از اهالی رابُر کرمان بوده و توانسته جایگاهی کمنظیر در میان همسران فتحعلیشاه قاجار به دست آورد. همین مسئله باعث شده تا نام او نه تنها در منابع تاریخی، بلکه در حافظه مردم کرمان نیز باقی بماند.
درباره سنبلباجی روایتهای متعددی در منابع مختلف نقل شده که برخی از آنها با یکدیگر همخوانی کامل ندارند، اما آنچه در اغلب گزارشها مشترک است، این موضوع است که سنبلباجی با نام اصلی فاطمه خانم، دختر عسکر کفشدوز رابُری بوده و به عنوان یکی از زنان بانفوذ دربار فتحعلیشاه شناخته میشده است. پژوهشگران تاریخ کرمان نیز از او به عنوان زنی مقتدر یاد کردهاند که در مناسبات درونی دربار نقش قابل توجهی داشته و واسطه انتقال خواستهها و شکایات مردم به پادشاه بوده است.
براساس برخی روایتهای تاریخی، ورود فاطمه خانم به دربار قاجار به دوران مأموریت فتحعلیخان برای فتح کرمان بازمیگردد. گفته میشود در جریان حرکت سپاه قاجار به سمت مناطق مختلف کرمان، قلعه رابُر نیز درگیر مقاومت مردم شد و پس از چندین روز، بزرگان قلعه برای امان گرفتن به اردوگاه فتحعلیخان رفتند. در ادامه این رخدادها، فاطمه خانم که بعدها به سنبلباجی شهرت یافت، به عقد فتحعلیخان درآمد و پس از آن همراه او به تهران منتقل شد.
برخی منابع اشاره کردهاند که مراسم ازدواج این زن با فتحعلیشاه همزمان با یکی از رخدادهای مهم سیاسی دوره قاجار صورت گرفته و همین موضوع در روایتهای تاریخی به عنوان نقطهای حساس از زندگی سنبلباجی مطرح شده است. گفته میشود او پس از ورود به تهران، به تدریج جایگاهی متفاوت از بسیاری دیگر از زنان حرم پیدا کرد و از زنی ناشناخته، به چهرهای تأثیرگذار در ساختار قدرت دربار تبدیل شد.
در روایتهایی که از سوی برخی مطلعان محلی نقل شده، ماجرای انتخاب سنبلباجی با جزئیات متفاوتی بیان شده است. براساس این روایتها، در زمان حمله سپاه قاجار به قلعه رابُر، بسیاری از خانوادهها برای حفظ امنیت دختران خود، آنان را از منطقه دور کردند اما به دلیل ناتوانی پدر فاطمه خانم و ضعف جسمانی او، این خانواده در محل باقی ماندند. در ادامه، زمانی که فتحعلیخان درخواست انتخاب دختری از اهالی رابُر را مطرح کرد، جستوجوها نتیجه مشخصی نداشت تا اینکه یکی از مأموران به دختری اشاره کرد که در سایه نشسته بود و دست خود را به شکل خاصی روی صورت قرار داده بود. این حالت بعدها در برخی روایتها به عنوان نشانهای مطرح شد که موجب انتخاب او از سوی فتحعلیخان شد.
پس از ورود سنبلباجی به دربار، گفته میشود رفتار و منش او سبب شد در میان همسران فتحعلیشاه جایگاه ویژهای پیدا کند. روایتهای تاریخی حاکی از آن است که بسیاری از عریضهها، درخواستها و شکایتهای مردم از طریق او به پادشاه منتقل میشد و سنبلباجی در حل و فصل امور، نقش واسطهای فعال داشت. برخی منابع تأکید کردهاند که او تلاش میکرد در داوری و انتقال درخواستها، بیطرف باشد و حتی اگر شکایتی علیه فرزند خود مطرح میشد، آن را نیز بدون ملاحظه به شاه ارائه میداد.
در نوشتههای تاریخی آمده است که فتحعلیشاه علاقه ویژهای به این زن داشت و حتی اشعاری عاشقانه خطاب به او سروده است. همین علاقه موجب شد سنبلباجی از احترام خاصی در میان شاهزادگان و افراد نزدیک به دربار برخوردار باشد و جایگاه او تنها به یک همسر در حرم محدود نماند.
پس از مرگ فتحعلیشاه نیز گفته میشود سنبلباجی همچنان مورد احترام باقی ماند و در زمره زنانی قرار گرفت که در حرم محمدشاه قاجار ماندگار شدند. برخی روایتها همچنین اشاره کردهاند که او پس از بازگشت از سفر زیارتی در تهران درگذشت.
در منابع تاریخی، از سنبلباجی به عنوان زنی نیکقلب و خیرخواه یاد شده است. در برخی نوشتهها آمده که او با وجود جایگاه بالای خود، همواره دغدغه رفع ظلم و حمایت از مردم را داشته و تلاش میکرد مشکلات و تظلمات را به گوش شاه برساند. حتی روایت شده که گاهی مردم از فرزند او شکایت میکردند و سنبلباجی همان شکایتها را به پادشاه منتقل میکرد و خواستار رسیدگی میشد.
در کنار این روایتها، داستانهایی نیز از نقش سنبلباجی در سرنوشت اطرافیانش نقل شده است. یکی از روایتهای مطرحشده در منابع پژوهشی، ماجرای برادر اوست که گفته میشود به تهران رفت و وارد فضای دربار شد اما به دلیل علاقهمندی به یکی از زنان حرم با واکنش شاه مواجه شد و به زندان افتاد. در ادامه این روایت آمده است که سنبلباجی با شناختی که از روحیه پادشاه داشت، زمینه حضور برادرش را در یکی از شکارها فراهم کرد و او با مهارت در تیراندازی توانست نظر شاه را جلب کند و در نهایت مورد بخشش قرار گیرد.
در منابع تاریخی همچنین به فرزندان سنبلباجی اشاره شده است. گفته میشود او صاحب چهار فرزند بود که هر یک در جایگاه اجتماعی و سیاسی خاصی قرار گرفتند. یکی از شناختهشدهترین فرزندان او شعاعالسلطنه و دیگری فخرالدوله معرفی شدهاند. برخی منابع همچنین از دختران او با نامهایی چون والیه و تاجلیبیگم یاد کردهاند که در مناسبات سیاسی و اجتماعی عصر قاجار نقش داشتهاند.
درباره فخرالدوله نیز روایتهای متعددی وجود دارد و گفته میشود او از زنان توانمند و هنرمند زمان خود بوده و در زمینه خوشنویسی و نگارگری مهارت داشته است. همچنین درباره والیه نیز نقل شده که از زنان شاعر و ادیب قرن سیزدهم هجری بوده و حتی مدتی نقش مدیریتی و حکمرانی در کردستان را بر عهده داشته است.
مجموع روایتهای تاریخی درباره سنبلباجی تصویری از زنی استوار و اثرگذار ارائه میدهد؛ زنی که از دل یک روستای کوچک در رابُر کرمان برخاست و به یکی از چهرههای بانفوذ در ساختار قدرت قاجار تبدیل شد. شخصیتی که اگرچه در سایه دربار زیست، اما برخلاف بسیاری از زنان همعصر خود، نامش از یاد تاریخ حذف نشد و همچنان در روایتهای مکتوب و شفاهی، به عنوان نمونهای از زنان پرنفوذ عصر قاجار شناخته میشود.
خبرنگار: زهرا اسکندری
انتهای پیام./
نظر شما