زخم‌هایی که انگیره انتفام می‌شود

مجتبی صارم‌پور*

گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز- گاهی قدرت خشم در زنان چنان پیشی می‌گیرد که می‌توانند دست به سخت‌ترین کارها هم بزنند. خشم و زخمی که اگر سال‌ها در سکوت پنهان بماند روزی به نیرویی تبدیل می‌شود که توان زیر و رو کردن زندگی را دارد. گاهی همین قدرت باعث می‌شود همه چیز را فدا کنند تا به هدف خود برسند، از احساسات و عواطف گرفته تا عشق و امنیتی که روزگاری آرزویش را داشته‌اند. واقعیت این است که زنان اغلب برای رسیدن به خواسته‌هایشان صبوری عجیبی دارند. شاید مسیرشان طولانی و پر از مانع باشد، شاید بارها شکست بخورند و تحقیر شوند، اما در نهایت برای ساختن آنچه در ذهن دارند می‌جنگند و دیر یا زود به مقصد می‌رسند.

«بدنام» زنی با همین مختصات دارد، زنی که گذشته‌ای تلخ، پر از زخم و ناامیدی را پشت سر گذاشته اما حالا ترکیب رنج، خشم و عطش انتقام او را بر آن داشته تا به هر آنچه می‌خواهد برسد. حتی اگر در این مسیر مجبور شود عشق را قربانی کند و احساساتش را زیر پا بگذارد. این سریال تلاش می‌کند تصویری از زنی ارائه دهد که دیگر حاضر نیست قربانی شرایط باشد. زنی که تصمیم گرفته کنترل زندگی‌اش را خودش به دست بگیرد، حتی اگر برای این کنترل مجبور شود وارد بازی‌های خطرناک شود.

«بدنام» حالا به قسمت هفتم رسیده است. سریالی با طراحی حامد عنقا و کارگردانی احسان سجادی حسینی که بیش از آنکه این روزها نام کارگردانش بر سر زبان‌ها باشد، نام نویسنده و تهیه‌کننده‌اش مورد توجه قرار گرفته است. دلیل این توجه هم مشخص است. حامد عنقا در بسیاری از آثارش به زنان و پیچیدگی‌های روحی و روانی آن‌ها توجه ویژه‌ای نشان داده و تلاش کرده شخصیت‌هایی خلق کند که صرفاً تیپ‌های تکراری و کلیشه‌ای نباشند. «بدنام» نیز در ادامه همین نگاه، قصه زنی را روایت می‌کند که تحقیر، بی‌عدالتی و فشارهای اجتماعی او را به نقطه‌ای رسانده که حالا می‌خواهد در برابر همه چیز بایستد.

یلدا شخصیت اصلی داستان زنی است که روزگاری قربانی انتخاب‌های اشتباه و وعده‌های دروغین شده است. عماد مردی که زمانی به او وعده زندگی مشترک داده بود در میانه راه عقب کشید و او را با تمام رویاهای فرو ریخته‌اش تنها گذاشت. همین خیانت و رهاشدگی زخمی عمیق در وجود یلدا ایجاد کرد، زخمی که حالا تبدیل به نیروی محرک او شده است. او دیگر آن زن آسیب‌پذیر گذشته نیست و تصمیم گرفته مردانی را که به نوعی باعث نابودی زندگی‌اش شده‌اند، یکی پس از دیگری کنار بزند.

در این میان حاج ابراهیم پیرمرد بانفوذ و صاحب‌منصبی که حالا به دنبال یلداست به مانعی بزرگ در مسیر او تبدیل می‌شود. یلدا تلاش می‌کند با نقشه و هوش خود از سد او عبور کند اما هر بار اتفاقات تازه‌ای رخ می‌دهد و مردان قصه برایش مانعی جدید می‌تراشند. همین کشمکش‌ها باعث شده «بدنام» تنها یک داستان انتقامی ساده نباشد، بلکه به روایتی از تقابل قدرت، خشم، عشق و بقا تبدیل شود.

حالا سؤال اصلی اینجاست، آیا یلدا می‌تواند در این مسیر پرپیچ‌وخم موفق شود؟ آیا او قادر خواهد بود انتقام تمام سال‌های تلخ زندگی‌اش را بگیرد یا در نهایت خودش قربانی خشمی می‌شود که سال‌ها در وجودش انباشته شده است؟

مجتبی صارم‌پور- منتقد*

کد مطلب: 1307053

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha