گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، جنگ تحمیلی سوم، عنوان رسمیِ تاریخی نیست که در کتابها نوشته شده باشد؛ اما نهم اسفند ۱۴۰۴، آن را در خاطره جمعی این سرزمین ثبت کرد.
صبحی که هواگردها و موشکها از افقهای ناشناخته آمدند و ایران، یکباره خود را در جنگی تمامعیار با ائتلافی بهظاهر شکستناپذیر یافت. شبکه امید، با برنامه «اشاره»، این بار سراغ نسلی رفته که مخاطب مستقیم آن روز سهمگین بود.
«اشاره» در قیاس با روایتهای مرسوم از دفاع مقدس، یک جهش ژانری دارد. این برنامه تلاش نمیکند خاطره تلخ نهم اسفند را پاستوریزه یا ملتهبانه روایت کند. بلکه با حضور کارشناسان زبردست و زبانی دقیق، دیپلماسی و میدان را در کنار هم میچیند؛ جایی که سقف پرواز هواگردها و جدول مذاکرات، یک معادله واحد را شکل میدهند.
نقطه قوت اصلی «اشاره»، روشن کردن «نقشه پنهان» نبرد است. نوجوان امروز که اخبار را در شبکههای اجتماعی دنبال میکند، با انبوهی از شایعات و روایتهای گوناگون مواجه است. برخی میگویند جنگ تمام شده، برخی از آتشبس موقت حرف میزنند و عدهای با تحلیلهای عوامفریبانه، واقعیت میدان را وارونه جلوه میدهند.
«اشاره» این آشفتگی را مدیریت میکند. کارشناسان برنامه، با نقشه، نما و سند، نشان میدهند که در همان لحظاتی که بمبها بر زمین مینشستند، چه تصمیمات دیپلماتیکی در حال شکلگیری بوده است.
یکی از بدیعترین محورهای «اشاره»، پرداختن به «ابعاد سوم جنگ» یعنی جنگ روایتهاست. نهم اسفند ۱۴۰۴، یک حمله نظامی بود، اما بلافاصله به بستری برای حملهٔ ترکیبیِ اطلاعاتی و رسانهای تبدیل شد.
برنامه نشان میدهد چگونه دشمن، میانتهیها و تردیدها را هدف گرفت و نسل نوجوان در خط مقدم این میدان نامرئی قرار داشت. آگاهی از این لایه، یعنی همان مهارتی که «اشاره» به مخاطبش هدیه میدهد.
بازوی رازآلود قضیه، تحلیل «منطق اقدام متقابل» است. این برنامه به نوجوان میآموزد که واکنش ایران در ساعتی پس از حمله، نه از روی احساس، بلکه بر پایه یک محاسبه راهبردی طراحی شد: کجا بزنیم، کجا صبر کنیم، کجا دیپلماسی را فعال کنیم و کجا قدرت بازدارندگی را نمایش دهیم.
«اشاره» این فرآیند تصمیمگیری را مانند یک بازی شطرنج در مقابل مخاطب باز میکند؛ بیحاشیه، بیشعار، اما پر از غرور هوشمندانه.نکته دیگر، زبان صریح و در عین حال قابل فهم برنامه است. نه سخنرانی دانشگاهی که خستهکننده باشد، و نه حاشیهپردازی که گیجکننده. مجریان و کارشناسان «اشاره» میدانند نوجوان امروزی به دنبال «چرا» و «چگونه» است.
هر شب، یک سؤال اساسی در دستور کار قرار میگیرد: «اگر حمله در ساعت X رخ داد، چرا واکنش ایران در ساعت Y بود؟» و پاسخ آن، جعبه ابزار تحلیل راهبردی را در دستان نوجوانان میگذارد.اما «اشاره» یک ضعف ظاهری هم دارد که در واقع قوت آن است: نه پایان خوش قطعی میدهد، نه پایان غمانگیز. این برنامه مخاطب را در همان فضای پیچیده و بازِ تصمیمگیری رها میکند؛ جایی که قهرمانان واقعی، کسانی هستند که با آگاهی میتوانند ابعاد درهمتنیده سیاست و شمشیر را از هم باز کنند.
نهم اسفند ۱۴۰۴ خط بطلانی بر تصور «جنگ تمام شد» کشید. «اشاره» اما ثابت میکند که مهمتر از خود جنگ، روایت آن است. نسلی که حقیقت «جنگ تحمیلی سوم» را با تمام ابعاد دیپلماتیک و میدانی آن بفهمد، دیگر هرگز گروگان تحلیلهای سطحی یا روایتهای دشمن نخواهد شد. این همان اشارهای است که چراغ راه نوجوانان این سرزمین در تاریکترین پیچهای تاریخ معاصر خواهد ماند.
مهدی مقاری-خبرنگار*
انتهای پیام/
نظر شما