حسن روح‌الامین ۳۶ تصویر اختصاصی برای «ایران در عصر امامان» کشید/ برای نوشتن «اثیر» سراغ یک شخصیت خاکستری رفتم

نویسنده و پژوهشگر تاریخ گفت: کسی را پیدا کردم که یک شخصیت از نصرانیت یا یهودیت است که به هر حال مسلمان نیست و کسی است که برای اولین بار جرات کرد به علی ابن ابیطالب بگوید وصیتت را بکن و همان طبیبی است که آن کار عجیب را کرد و یک جگر بره را روی محل اصابت شمشیر گذاشت و بیرون آورد و گفت که زهر به خون رسیده و کار تمام است.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، احسان ناظم بکایی نویسنده کتاب‌های «ایران در عصر امامان»، مجموعه ۲۵جلدی «متولد تهران» و رمان «اثیر»، چندین فیلمنامه مستند، فعال فرهنگی و از عوامل رسانه‌ای سریال «سلمان فارسی» با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز به گفت‌وگو نشست که مشروح آن به شرح ذیل می‌باشد.

ایسکانیوز: یکی از آثار شما، کتاب «ایران در عصر امامان» است که یکی از کتاب‌های با کیفیت، نفیس و البته گران در بازار است و در این کتاب اطلاعات تاریخی خیلی زیادی وجود دارد. توضیح بدهید که چطور شد تصمیم به نوشتن این کتاب گرفتید و برای نوشتن آن چقدر مطالعه داشتید؟

ناظم بکایی: نوشتن این کتاب یک فرایند خیلی طولانی مدت دارد. یعنی یک دغدغه شخصی که از دوران مدرسه بامن بود. ما در دوره مدرسه که در مقدمه همین کتاب هم نوشتم، تاریخ باستان را می‌خواندیم، تاریخ اسلام را می‌خواندیم و تاریخ ایران بعد از اسلام را هم می‌خواندیم اما اینها مجزا بودند و هیچ وقت اینها را در امتداد هم و در کنار هم نمی‌خواندیم که تاثیراتشان را روی همدیگر داشته باشیم. همیشه برای من از دوره مدرسه جذاب بود که مثلا در دوره زندگی ائمه چه اتفاقی در ایران افتاده و چرا ما تاریخ ایران باستانمان جداست؟ گویی یک دیوار بلندی بین این‌ها وجود دارد یعنی آیا افرادی که در ایران باستان بودند با قضیه ورود اسلام مثلاً همه از بین رفتند و بعد یکهو یک سری آدم جدیدی به عنوان ایران اسلامی وارد شدند؟ و ایران باستانی‌ها نابود شدند؟ بعد که وارد حوزه مطبوعات و همشهری جوان شدم، شروع کردیم نمونه هایی را نوشتن و اقبال و استقبالی که توسط مخاطبی که ما فکر میکردیم از تاریخ زده است و خیلی علاقه به تاریخ ندار نشان میداد که برایشان جذاب است. برای مثال ولادت یا شهادت یکی از ائمه که پیش می‌آمد یک روایتی را می‌نوشتیم از اینکه در آن دوره چه اتفاقات دیگری افتاده است. یعنی تلاش میکردیم آن انگاره‌های قدیمی را کنار بگذاریم و بعد بگوییم این فرد چرا برای ما مهم است و مخاطب برایش جذاب بود.

اواخر دهه ۹۰ شروع به جمع آوری اطلاعات، مطالب و... راجع به همین فضا کردم که تبدیل به ۱۲ فصل ائمه و یک تایم لاین حدوداً سه متری شد و به صورت دستی شروع کردم به چسباندن کاغذ که هر یک سانت آن یک سال بود و شروع کردم اتفاقاتی که به صورت موازی در ایران و اسلام افتاده بود و حتی زندگی ائمه با همدیگر را تطبیق دادم. مثلا بین شهادت امام صادق (ع) تا تولد امام رضا (ع) که ۲۵ شوال تا یازدهم ذیقعده در یک سال است یعنی مثلاً در فاصله ۱۵ روز امام کاظم (ع) به عنوان فرزند امام صادق (ع) هم شاهد شهادت پدرش است و سپس ردای امامت را به تن میکند و هم ۱۵ روز بعدش صاحب اولادی میشود که علی ابن موسی الرضا (ع) است یعنی این حال و احوال خانواده بنی هاشم که هم عزادار امام جعفر صادق (ع) هستند و هم از تولد فرزند خوشحالند جالب بود.

یا اینکه همزمان چهار امام هم دوره هستند و هم باهم زندگی میکنند. در کوفه امام علی (ع)، امام حسن (ع)، امام حسین (ع) و امام سجاد هم به دنیا می‌آید و هم دوره بودند یا حضور امام باقر (ع) در کربلا یا اتفاقاتی از این دست و بعد همزمان شدنشان با یک سری اتفاقات در ایران مثل اینکه مثلاً فردوسی با دوره غیبت صغرا هم دوره بوده است یا رودکی با امام حسن عسکری (ع) هم دوره است. قضیه بابک خرمدین با دوره امام جواد (ع) هم زمان بوده است. اینها را ما هیچگاه در دروس مدارس نخواندیم و خیلی عجیب و خیلی جالب است وقتی در کنار هم قرار میگیرند. وقتی ما این آمیختگی را درک نکنیم اینکه ما الان چرا ایرانی شیعه هستیم هم قابل درک نیست. فکر میکنیم در دوره صفوی، شاه اسماعیل شمشیر کشید و گفت هرکس اسلام و شیعه را قبول نداشته باشد او را میکشم.

مسیحیان ماهم تم شیعه دارند و به حضرت عباس (ع) ارادت دارند. زرتشتیان میگویند امام حسین (ع) داماد ماست یعنی اقلیت های دینی و مذهبی به خاندان اهل بیت ارادت دارند که این ریشه در گذشته دارد. خب اینها را گذاشتم کنار یکدیگر و شروع کردم به نوشتن تقریبا شاکله‌اش درآمد و حدود ۷۰ درصد کار به سرانجام رسیده بود. از نیمه دوم دهه ۹۰ شروع کردم به نشرهای مختلف پیشنهاد دادم. سال ۹۷-۹۸ چون همشهری جوان را تعطیل کردند کار من جدی‌تر شد. دغدغه من این شده بود که تا ۴۰ سالگی‌ام لااقل بتوانم یک کتابی درباره ائمه و ایران کار کنم.

نشرهای مختلف چه دولتی و چه خصوصی هرکدام یک ماجرایی داشت. یکی میگفت بدون عکس کار بشود، یکی میگفت زبانش را عوض کنیم و کودکانه‌اش کنیم. تا اینکه به سلمان رئیس عبداللهی که طراح جلد همشهری جوان و مدیر هنری بود و همزمان در انتشارات سایان هم کار می‌کرد پیشنهاد دادم و گفتم همچین کتابی دارم و با آقای کفاش مطرح کرد و روزی را به یاد دارم که سال۹۹ شهادت حضرت زهرا (س) و دوره کرونا بود و آقای کفاش زنگ زد و گفت من این کتاب را بدون اینکه بخوانم کار میکنم و شما صفحه بندیتان را شروع کنید.

یک بخش های از صفحه بندی که جلوتر رفتیم حس کردیم اینکه کم و کسری وجود دارد و باید با یک سری باکس ها، با سری تغییر لحن ها و ادبیات، هم باید فضا را مقداری بین اسلام و ایران متعادل کرد و هم اینکه سوالاتی که وجود دارد را برطرف کنیم و به غیر از این ۱۲ فصل که از تولد امام علی (ع) تا پایان غیبت صغری است ما احتیاج به ی مقدمه‌ای داریم که بگوییم منظورمان از ایران و از اسلام و قصه ائمه چیست و داریم درباره چی چیزی حرف میزنیم و بعد هم که غیبت صغری تمام میشود و غیبت کبری را شروع میکنیم باید یک خورده نگاه رو به جلو هم داشته باشیم که نسبت ما با هم دیگر بعد از این ۳۰۰ سال چه شد؟ پس یک مقدمه و موخره هم آمد و این ۱۲ فصل همگن شدند. زیرا طبیعتاً فصل امام علی (ع) فصل پر پیمانی بود زیرا ماجرای ورود اسلام به ایران مطرح میشود اما شاید در دوره بعضی از ائمه مثل امام حسن عسکری (ع) شاهد افت اطلاعات باشیم.

اساتید مختلفی پای کار آمدند، مشورت دادند و نکاتی را گفتند. استاد علی بهرامیان خیلی نکات مهمی را گفتند. استاد رجبی دوانی هم همینطور. رسول جعفریان و محمدرضا سنگری هر کدامشون نکاتی را گفتند که مجموعه رو کامل کرد. در کنار آن هم بصری شدن کتاب اتفاق افتاد و حسن روح‌الامین به ما اضافه شد و ۳۶ تصویر اختصاصی برای مجموعه کار کرد چون در هر فصل یک چهره ایرانی را هم معرفی می‌کردیم ۱۲ چهره ایرانی مرتبط با آن دوره طراحی شد. مثلا در دوره امام علی (ع) سلمان فارسی، در دوره امام حسن (ع) میثم تمار که اصالتاً کرد است، در دوره امام حسین (ع) ما چهار یار ایرانی امام را در کربلا داشتیم که شاخص ترین چهره اسلم ابن عمره بود، در دوره امام سجاد مختار و همینطوری میاد جلو تا ابومسلم و بقیه تا فردوسی و... حدوداً ۱۴ماه صفحه آرایی طول کشید.

یک شانسی که آوردیم موزه های جهانی به واسطه کرونا تعطیل شده بودند و آثار خودشان را عکاسی کرده و با کیفیت بالا منتشر کرده بودند و این قابلیت را به ما میداد. یک کار دیگه‌ای که کردیم این بود که تمام تصاویر شناسنامه دارد و مشخص است عکاسش چه کی بوده است و عکاس های ایرانی را تا جایی که میشد ازشان اجازه میگرفتیم و اگر هزینه میخواستند پرداخت میشد. ناشر سعی میکرد این فضای حرفه ای را داشته باشد. نقشه‌ها بازسازی شد و حدود فکر کنم ۳۰۰ منبع دست اول خوانده شد.

با لطف خدا و همراهی که ناشر کرد نهایتا کتاب در محرم ۱۴۰۱ کتاب منتشر شد. دست روزگار انتشار کتاب به صورت ناگهان همزمان شد با ماجراهای شهریور ۱۴۰۱ و جریان مهسا امینی و زن، زندگی، آزادی که طبق روال همه بحران‌های اجتماعی و سیاسی اولین جایی که ضربه میخورد حوزه فرهنگ است و نشد برای کتاب رونمایی بگیریم اما خوشبختانه هم ناشر ریسک بزرگی کرد که در تیراژ اول با قیمت بالایی که به نسبت خودش بود تیراژ بالایی چاپ کرد و همان تیراژ در ماه های اول تمام شد و الان فکر کنم به چاپ چهارم یا پنجم رسیده است.

ایسکانیوز: چطور شد به آقای حسن روح‌الامین رسیدین که برای این کتاب تصاویر اختصاصی طراحی کند؟

ناظم بکایی: این هوشمندی ناشر بود که متوجه شد که حسن روح‌الامین از چند وجه مناسب برای این کار است. یکی اینکه در این حوزه کار کرده بود و نکته بعدی این بود که سلبریتی این حوزه و آدم موجهی است لذا ناشر با روح‌الامین مطرح کرده بود و او هم قبول کرده بود. چون تجربه جالب و متفاوتی بود و چون قرار بود کار با کاغذ با کیفیتی باشد طبیعتاً مورد توجه قرار گرفت. یک چالشی جذابی که من در چند جلسه با روح‌الامین داشتم و این بود که برای حسن روح‌الامین فرصتی به وجود می‌آمد که راجع به همه ۱۲ امام کار بکند. بالاخره بخشی از شیعه نمایشی یا شیعی آیینی در سه امام بیشتر خلاصه نمیشود. امام علی (ع)، امام حسین (ع)، و نهایتا تا یک حدی امام رضا (ع) و بقیه ائمه از نظر تصویری مغفول هستند.

در جلساتی هم که داشتیم روح الامین از من میپرسید که مثلا راجع به امام کاظم (ع) چیکار کنم؟ به نظر من یکی از تصویرهایی که میتواند تکان دهنده باشد آن صحنه‌ای است که پیکر امام را بردند روی پل بغداد گذاشتند تا مردم گواهی بدهند که این فرد به مرگ طبیعی از دنیا رفته و توطئه‌ای در کار نبوده است.

ایسکانیوز: یعنی شما فضا را برای آقای روح‌الامین ترسیم میکردین؟

ناظم بکایی: بعضی جاها مثل ماجرای امام حسین(ع) یا امام علی (ع) و یا تا یک حدی امام رضا (ع) لازم نبود. اما بعضی اوقات چرا. چیزهایی که خودم خوانده بودم را بهش میگفتم که مثلا اینجاها این ویژگی ها را دارد و چند نکته و سوژه هست، ببین با کدام ارتباط برقرار میکنی که بتوانی نقاشی‌اش را بکشی.

ایسکانیوز: یکی دیگر از کارهای متفاوت شما مجموعه ۲۵جلدی «متولد تهران» است. درباره‌اش توضیح بدین.

ناظم بکایی: دوستان در بخش روابط عمومی و مرکز ارتباطات شهرداری تهران دیگه جلسه گذاشتند و پیشنهاد دادند و چون شناخت قبلی که از من در همشهری جوان داشتند و بخاطر تعلق خاطر شدیدی که من به تهران به واسطه اصالت تهرانی بودن دارم همچین پیشنهادی را دادند و گفتند که ما برای پروژه «تهران دوست داشتنی» می‌خواهیم که یک مجموعه کتاب درباره کسانی که در دوره معاصر متولد تهران باشند و مخاطب با آنان حس دارد کار بکنیم. افرادی که خیلی از قدیم نباشند، تهران متولد شده باشند، در تهران کنش و واکنش داشته باشند نه اینکه صرفا تهران به دنیا آمده و از این شهر رفته باشند، فعالیت اجتماعی در تهران داشته باشند، اثرگذار بوده باشند و از همه مهمتر قصه داشته باشند.

یک لیستی را شروع کردیم به نوشتن که حدودا شاید ۱۰۰ تا ۱۲۰ نفر از صنف های مختلف، فضاهای مختلف، چه مرده چه زنده بودند و شروع کردیم اینها را بر اساس اینکه چقدر قصه دارند و ندارند و هر کدام مربوط به کدوم بخش از شهرند پایش کردیم که یک توازن و تعادلی هم وجود داشته باشد. تا هم از شرق تهران چهره داشته باشیم و هم از غرب تهران و حدود بیست نفر را قطعی کردیم.

مثلا در این مجموعه سه تا شهید داریم. شهید ستاری که ارتشی است، شهید وزوایی که سپاهی است و شهیدی معاصرتر که به سراغ مسعود علی محمدی که بچه قیطریه تهران است و در امامزاده چیذر دفن است رفتیم. یا مثلاً وقتی نوشتن کتاب ژاله علو را وقتی شروع کردم ایشان زنده بود و خیلی دوست داشتم کتاب را بهش برسانم اما فوت کرد.

نهایتا این مجموعه شامل ۲۵ چهره بود که هر چهره پنج قصه با محوریت تهران دارد یعنی ما راجع به تختی اگر در این مجموعه کتابی داریم، تختی تهرانی است، کاری به این نداریم که در مسابقات چه اتفاقی افتاد و من با تختی ورزشکار کاری ندارم؛ من با تختی تهران کار دارم و همه چهره‌ها همین ویژگی را دارند. هر قصه حدوداً ۵۰۰ کلمه است که وقتی کار آماده شد قرار شد که هر کتاب تصویرسازی داشته باشد یعنی حالت کمیک هم داشته باشد.

بعد هم با هماهنگی و همراهی انتشارات قدیانی، کار توسط این انتشارات قدیمی با کیفیت و با استاندارد منتشر شد. بخشی از کتاب‌ها در اردیبهشت پارسال به نمایشگاه کتاب رسید و باقی آن با جنگ ۱۲ روزه همراه شد که در هفته کتاب مابقی کتاب ها منتشر شد.

حسن روح‌الامین ۳۶ تصویر اختصاصی برای «ایران در عصر امامان» کشید/ برای نوشتن «اثیر» سراغ یک شخصیت خاکستری رفتم

ایسکانیوز: درباره رمان «اثیر» که سومین کتاب پرفروش نمایشگاه مجازی کتاب بود توضیح بدین.

ناظم بکایی: من خیلی دوست داشتم که این اتفاق درباره امام علی (ع) بیفتد. چون کتاب مقتل الامام امیرالمونین علی ابن ابی طالب (ع) تالیف ابی بکر عبدالله بن محمد بن عبیدالمعروف به ابن ابی الدنیا ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی را خوانده بودم و سوال من این بود که واقعاً فردی مثل امام علی (ع) که انقدر خطیب توانایی است چطوری آن ساعت‌های پایانی را طی کرده است. ضربه‌ای که ابن ملجم در آن سحرگاه نوزدهم رمضان زد مهمترین ضربه تا قبل از روز عاشوراست. اولین خلیفه‌ای هم هست که در قلمرو خلافت اسلامی و در قلمرو ایران بزرگ شهید می‌شود. می‌گوییم در قلمرو ایران چون عراق هم به نحوی جز ایران حساب محسوب میشده است.

خلاصه شروع کردم به خواندن منابع مختلف و هرچه رمان مذهبی بود را هم خواندم. در رمان های مذهبی ما یک چالش وجود دارد و اینکه شما نمی توانید قهرمان قصه تان را از چهره های قدیس و مثبت بگذارید چون قصه شان فراز و فرود ندارد و همه‌ چیزش در بالاترین حد خودش است پس چالشی اتفاق نمی افتد. سراغ شخصیت های منفی هم نمیتوانی بروی چون فردی مثل ابن ملجم قهرمان نیست بنابراین باید میرفتم سراغ شخصیت های خاکستری و از بین شخصیت های خاکستری باید سراغ آدم های میرفتم که کمترین فاصله را با علی ابن ابی طالب (ع) داشتند که بتوان از منظر آن مدام تعجب کرد که ویژگی‌های امام علی (ع) برایش عادی نشده باشد.

نکته دیگر اینکه آن شخصیت خیلی هم شناخته شده نباشد که بتوانید در حفره های تاریخی درام بگذاری. کسی را پیدا کردم که یک شخصیت از نصرانیت یا یهودیت است که به هر حال مسلمان نیست و کسی است که برای اولین بار جرات کرد به علی ابن ابیطالب بگوید وصیتت را بکن و همان طبیبی است که آن کار عجیب را کرد و یک جگر بره را روی محل اصابت شمشیر گذاشت و بیرون آورد و گفت که زهر به خون رسیده و کار تمام است و شروع کردم روش کار کردن. اینکه این اتفاق از نظر تاریخی در ماه بهمن افتاده است، نهم بهمن تا یازدهم بهمن سرمای کوفه و همزمانی‌اش با جشن بهمنگان ایرانی‌ها و ارادت و علاقه دو طرفه‌ای که امام علی (ع) و ایرانیان به هم داشتند. سرانجام اینکه امام علی (ع) تاوان عدالت و نزدیکی‌اش به ایرانی را میدهد پس این تبدیل به خط قصه می‌شود و من باید مدام این را در همه جای قصه بگذارم.

کتاب نزدیک به ۴۰۰ صفحه است. ۴۰۰ صفحه‌ای که از کودکی حضرت علی نیست و چهل و چند ساعت منتهی به شهادت امیرالمونین علی (ع) را از منظر این طبیب روایت می‌کند.

ایسکانیوز: در طراحی جلد این کتاب تصویر شمشیری است که اسامی دشمنان امام علی (ع) روی آن نوشته شده است. فلسفه طراحی این جد چیست؟

ناظم بکایی: قبل از شروع جنگ تحمیلی سوم به محمدرضا دوست محمدی طراح جلد کتاب قصه کتاب را توضیح دادم و گفتم میخواهیم بگوییم ابن ملجم به تنهایی این کارا را نکرده و یک دسیسه که حتی به قبل از زمان تولد امام علی (ع) برمی گردد و تمام آن کسانی که کینه نسبت به امیرالمونین داشتند درش حضور دارند حتی آن افرادی که در موقع شهادت امام علی (ع) در این دنیا نبودند. بعد یک همچین طرحی به ذهنش رسید و اسم دشمنان علی ابن ابی طالب را گذاشت.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1308262

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha