به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، پس از بیش از صد روز درگیری نظامی میان ایران و آمریکا، سرانجام آمریکا مجبور به پذیرش پایان جنگ و بازگشت شرایط منطقه به مسیر دیپلماسی شد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، ایالات متحده و ایران بر سر یک تفاهمنامه برای توقف درگیریها، لغو محاصره دریایی ایران و آغاز مذاکرات نهایی به توافق اولیه رسیدهاند و قرار است این سند در تاریخ ۱۹ ژوئن به صورت رسمی امضا شود. مقامات ایرانی نیز تایید کردهاند که دو طرف یک یادداشت تفاهم را نهایی کردهاند که بر اساس آن آتشبس موجود تمدید شده و محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا لغو خواهد شد.
با این حال، باید توجه داشت که سند اسلامآباد هنوز یک توافق نهایی نیست، بلکه چارچوبی برای حرکت به سمت توافق جامع محسوب میشود. تجربه مذاکرات گذشته میان تهران و واشنگتن نشان میدهد مسیر رسیدن به توافق نهایی آسان نخواهد بود. در مذاکرات پیشین که صرفا موضوع هستهای محور اصلی اختلافات بود، دو طرف در نهایت نتوانستند به یک توافق پایدار برسند اما اکنون موضوعات پیچیدهتری مانند وضعیت نیروهای آمریکایی در منطقه، مدیریت تنگه هرمز، توقف جنگ در تمام جبههها از جمله لبنان، لغو تحریمها و بازسازی خسارتهای ناشی از جنگ نیز به پرونده اختلافات اضافه شده است و میتواند مذاکرات آینده را بسیار دشوارتر کند.
بیشتر بخوانید:
سوار شدن عوامل موساد بر اختلافات داخلی کنونی/ نقد سازنده جایگزین توهین شود
بر اساس مفاد منتشرشده از تفاهمنامه اسلامآباد، این سند شامل ۱۴ بند اصلی است که مهمترین آنها عبارتند از:
۱. توقف دائمی و فوری جنگ در تمامی جبههها از جمله لبنان.
۲. تعهد آمریکا به عدم مداخله در امور داخلی ایران و احترام به حاکمیت جمهوری اسلامی ایران.
۳. رفع کامل محاصره دریایی ایران ظرف مدت ۳۰ روز.
۴. تعهد آمریکا به خروج نیروهای خود از پیرامون ایران.
۵. بازگشایی تنگه هرمز ظرف ۳۰ روز با ترتیبات و مدیریت ایرانی.
۶. تعلیق تحریمهای مربوط به فروش نفت، محصولات پتروشیمی و مشتقات نفتی و فراهم شدن دسترسی ایران به منابع مالی حاصل از آن.
۷. ارائه طرحهای بازسازی ایران به ارزش حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار توسط آمریکا و متحدانش.
۸. آغاز یک دوره ۶۰ روزه مذاکره برای دستیابی به توافق نهایی درباره مسائل هستهای، لغو کامل تحریمهای اولیه و ثانویه آمریکا، تحریمهای سازمان ملل و محدودیتهای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی.
۹. تکرار تعهد ایران در چارچوب پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) مبنی بر عدم تولید سلاح هستهای.
۱۰. تعهد آمریکا به عدم افزایش نیروهای نظامی خود در منطقه و عدم اعمال تحریمهای جدید در دوره مذاکرات.
۱۱. آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده ایران در دوره مذاکرات نهایی که نیمی از آن پیش از آغاز مذاکرات باید در اختیار ایران قرار گیرد.
۱۲. تشکیل سازوکار نظارتی برای اجرای توافق.
۱۳. تصویب توافق نهایی از طریق قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل.
۱۴. آغاز مذاکرات نهایی پس از آزادسازی بخشی از داراییهای ایران، تعلیق تحریمهای نفتی و رفع محاصره دریایی؛
همچنین موضوع مذاکرات نهایی صرفا درباره سرنوشت مواد غنیشده، غنیسازی، رفع تحریمها و برنامه بازسازی اقتصادی ایران خواهد بود و موضوع برنامه موشکی ایران و حمایت از گروههای مقاومت از دستور کار خارج شده است.
کنترل ایران بر تنگه هرمز یک ابزار واقعی اثرگذار بر اقتصاد جهانی
فارغ از جزئیات این بندها، یکی از مهمترین موضوعات مطرحشده در این تفاهمنامه، مسئله تنگه هرمز است. گذرگاهی که در جریان جنگ به یکی از اصلیترین اهرمهای فشار ایران تبدیل شد. بازگشت این مسیر حیاتی انرژی به شرایط پیش از جنگ، اگرچه میتواند موجب کاهش نگرانیهای بازار جهانی شود، اما از نگاه بسیاری از کارشناسان، نشاندهنده تغییر مهمی در معادلات منطقهای است؛ چرا که ایران توانست نشان دهد کنترل این آبراه صرفا یک تهدید سیاسی نیست، بلکه یک ابزار واقعی اثرگذار بر اقتصاد جهانی است.

«لاندون درنتز» -معاون رئیس انرژی و زیرساخت در شورای آتلانتیک و مدیر ارشد امنیت انرژی جهانی در مرکز انرژی جهانی- در تحلیل این وضعیت تاکید میکند که نباید انتظار داشت بازارهای انرژی به سرعت به شرایط پیش از جنگ بازگردند. به گفته او، بازگشایی تنگه هرمز پس از یک تفاهم شکننده میان تهران و واشنگتن خبر مثبتی برای بازارهاست، اما اختلالهای مکرر در مسیرهای کشتیرانی، تاخیر در بازگشت کامل امنیت و افزایش ریسکهای منطقهای باعث میشود بازگشت ثبات زمانبر باشد.
او همچنین معتقد است جنگ اخیر آسیبهای ساختاری به زیرساختهای انرژی منطقه وارد کرده و حتی در خوشبینانهترین سناریو، بازگشت کامل به شرایط عادی به سرعت اتفاق نخواهد افتاد. این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بازارهای جهانی انرژی در ماههای اخیر با کاهش ذخایر و افزایش حساسیت نسبت به هرگونه بحران جدید مواجه بودهاند.
فاصله قابل توجه میان اهداف اعلامی اولیه ترامپ و نتایج به دست آمده برای واشنگتن
در همین چارچوب، برخی تحلیلگران معتقدند یکی از مهمترین پیامدهای این تفاهمنامه، تغییر در معادله قدرت میان ایران و آمریکا است. واشنگتن پس از بیش از صد روز درگیری به جای دستیابی به اهداف اولیه خود وارد مرحلهای شده که برای بازگشت به وضعیت پیش از جنگ نیز نیازمند مذاکره با تهران است. جنگی که با هدف تضعیف ساختار سیاسی و امنیتی ایران آغاز شد، در نهایت آمریکا را به پذیرش گفتوگو درباره موضوعاتی مانند رفع محاصره دریایی، آزادسازی داراییهای ایران و تعیین سازوکار بازگشایی تنگه هرمز رسانده است.
از این منظر، حتی اگر روند مذاکرات آینده با چالشهای جدی مواجه شود، بسیاری از ناظران معتقدند صرف رسیدن به چنین چارچوبی، نشاندهنده فاصله قابل توجه میان اهداف اعلامی اولیه واشنگتن و نتیجهای است که اکنون روی میز قرار دارد. دونالد ترامپ پیش از آغاز جنگ بارها دولتهای قبلی آمریکا را به دلیل مذاکره با ایران و توافق هستهای مورد انتقاد قرار داده بود، اما اکنون دولت او با متنی مواجه است که در آن بازگشت بخشی از منابع مالی ایران، توقف فشارهای اقتصادی و پذیرش نقش تهران در مدیریت یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان مطرح شده است.
پیچیدگیهای دستیابی به توافق جامع در ۶۰ روز پیشرو
در واقع یکی از مهمترین بخشهای این تفاهمنامه، موضوع تنگه هرمز است که پیش از آغاز جنگ کنترلی بر آن وجود نداشت و عبور و مرور بخش عمده تجارت انرژی جهان از آن عبور میکرد. بر اساس مفاد اعلامشده، بازگشایی این مسیر قرار است با «ترتیبات ایرانی» انجام شود که نشان میدهد حتی پس از ماهها فشار نظامی و سیاسی، آمریکا نتوانسته معادلهای جدید برای مدیریت این آبراه راهبردی ایجاد کند و در نهایت به سازوکاری بازگشته که نقش محوری ایران را در آن پذیرفته است.
با این حال، نباید از نظر دور داشت که اجرای این تفاهمنامه با موانع جدی روبهرو خواهد بود. مهمترین مانع، مخالفت احتمالی رژیم صهیونیستی و جریانهای حامی آن در ساختار سیاسی آمریکا است. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هرگونه توافق میان تهران و واشنگتن با مخالفت شدید تلآویو و تلاش برای تغییر مفاد یا جلوگیری از اجرای آن مواجه میشود. به همین دلیل، حتی در صورت امضای رسمی تفاهمنامه، مرحله اجرای تعهدات و مذاکرات ۶۰ روزه برای توافق نهایی میتواند پیچیدهتر از مرحله کنونی باشد.

زمانبر بودن بازگشت بازهای جهانی به شرایط قل از جنگ
«نیت سوانسون» -عضو ارشد مقیم و مدیر پروژه استراتژی ایران در طرح امنیت خاورمیانه شورای آتلانتیک- نیز با اشاره به همین پیچیدگیها معتقد است هنوز هیچ چیز قطعی نشده و مسیر رسیدن به توافق نهایی دشوار خواهد بود. او با اشاره به سابقه خروج آمریکا از توافق هستهای در سال ۲۰۱۸ و همچنین افزایش بیاعتمادی میان دو کشور تاکید میکند که ممکن است تهران تنها به توافقی محدود و مبتنی بر تضمینهای جدی تمایل داشته باشد، در حالی که چنین شرایطی ممکن است برای آمریکا و اسرائیل قابل پذیرش نباشد. به گفته او، اگر درباره وضعیت تنگه هرمز و تضمینهای اجرایی توافق شفافیت کافی ایجاد نشود، احتمال بازگشت دوباره تنش وجود خواهد داشت.
از سوی دیگر، آثار اقتصادی این تفاهم نیز نیازمند بررسی دقیق است. اگرچه بازگشت امنیت به مسیرهای انرژی میتواند موجب کاهش نگرانی در بازارهای جهانی شود، اما کارشناسان معتقدند آثار جنگ به سرعت از بین نخواهد رفت. «لاندون درنتز» -معاون رئیس انرژی و زیرساخت در شورای آتلانتیک و مدیر ارشد مرکز انرژی جهانی- هشدار داده است که بازار انرژی تنها بر اساس اعلام آتشبس واکنش نشان نمیدهد، بلکه نیازمند اطمینان از ثبات پایدار است. به گفته او، حتی با بازگشایی تنگه هرمز، بازگشت کامل بازارها به شرایط پیش از جنگ زمانبر خواهد بود؛ زیرا آسیبهای واردشده به زیرساختهای منطقه و افزایش ریسکهای امنیتی همچنان اثرگذار خواهد بود.

ناکامی استراتژیک آمریکا در جنگ در برابر ایران
«جاش لیپسکی» -معاون رئیس و رئیس کمیته اقتصاد بینالملل شورای آتلانتیک- نیز درباره پیامدهای اقتصادی این توافق تاکید میکند که هنوز دو پرسش اساسی برای بازارها و متحدان آمریکا باقی مانده است: نخست اینکه آیا تنگه هرمز واقعا طبق وعده باز خواهد شد و دوم اینکه هزینه و شرایط عبور کشتیها از این مسیر پس از جنگ چگونه خواهد بود. این پرسشها نشان میدهد حتی در صورت کاهش تنش، مسئله امنیت انرژی جهانی همچنان تحت تاثیر نقش ایران در منطقه باقی خواهد ماند.

در نهایت، فارغ از اینکه مذاکرات ۶۰ روزه آینده به توافق نهایی منجر شود یا نه، بسیاری از تحلیلگران این جنگ را نقطه عطفی در معادلات منطقهای و جهانی میدانند. «ویکتوریا جی. تیلور» -مدیر طرح ابتکاری عراق در شورای آتلانتیک- با اشاره به نتایج جنگ معتقد است این درگیری به موفقیت استراتژیک برای آمریکا منجر نشده است. او تاکید میکند که نظام ایران همچنان پابرجاست و حتی توانسته توان بازدارندگی خود را به نمایش بگذارد. علاوه بر این، جنگ رمضان نشان داد تهدید درباره تنگه هرمز صرفا یک ابزار تبلیغاتی نیست و میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی داشته باشد.
تثبیت ایران به عنوان یک بازیگر موثر در معادلات امنیتی و اقتصادی جهان
به این ترتیب، تفاهمنامه اسلامآباد را میتوان نه پایان کامل بحران، بلکه آغاز مرحلهای جدید از رقابت و مذاکره میان ایران و آمریکا دانست که در آن واشنگتن پس از یک رویارویی پرهزینه، بار دیگر به میز مذاکره بازگشته است. اکنون حتی بسیاری از ناظران غربی نیز اذعان دارند که ایران توانست خود را به عنوان یک بازیگر موثر در معادلات امنیتی و اقتصادی جهان تثبیت کند و آمریکا نیز با هزینهای سنگین دریافت که اعمال فشار حداکثری لزوما به نتیجه مطلوب آن منجر نخواهد شد. برای ترامپ، که این جنگ را با وعده نمایش قدرت آغاز کرد، پذیرش مذاکره با ایران پس از ماهها درگیری میتواند به یکی از پرهزینهترین تصمیمات سیاسی دوران ریاستجمهوری او تبدیل شود که منتقدان داخلی آمریکا آن را نشانه محدودیت قدرت واشنگتن در تحمیل اراده خود بر دیگر کشورها خواهند دانست.
انتهای پیام/
نظر شما