استاد در تراز چمران؛ از مرجعیت علمی تا مرجعیت اجتماعی

سیدرضا نبوی*

سی و یکم خرداد، تنها سالروز شهادت یک فرمانده بزرگ نیست؛ یادآور فقدان اندیشمندی است که توانست میان علم، ایمان و مسئولیت اجتماعی پیوندی ماندگار برقرار کند. شهید دکتر مصطفی چمران از معدود شخصیت‌هایی است که هر بُعد از زندگی او، به تنهایی می‌تواند الگویی برای جامعه دانشگاهی باشد؛ دانشمندی برجسته، معلمی دلسوز، مدیری کارآمد، مبارزی خستگی‌ناپذیر، سیاستمداری اخلاق‌مدار و عارفی که در اوج فعالیت‌های اجتماعی، دل در گرو بندگی خدا داشت.

در روزگاری که گاه علم از اخلاق و تخصص از تعهد جدا انگاشته می‌شود، مرور زندگی شهید چمران یادآور این حقیقت است که دانشگاه، اگر از مسئولیت اجتماعی فاصله بگیرد، رسالت اصلی خود را از دست خواهد داد. چمران از جمله کسانی بود که نشان داد می‌توان در معتبرترین مراکز علمی جهان به بالاترین مراتب علمی دست یافت، اما دل در گرو مردم، میهن و آرمان‌های الهی داشت.

شهید چمران دانش‌آموخته‌ای ممتاز بود؛ اما هیچ‌گاه علم را ابزاری برای کسب موقعیت و رفاه شخصی ندانست. او باور داشت که دانش، زمانی ارزشمند است که در خدمت عزت انسان، استقلال کشور و رفع مشکلات جامعه قرار گیرد. شاید مهم‌ترین ویژگی او همین بود که میان «دانستن» و «مسئول بودن» فاصله‌ای نمی‌دید. برای او، عالم بودن بدون احساس مسئولیت، ناقص بود.

از سوی دیگر، چمران انسانی چندبعدی بود. روح لطیف او در نوشته‌ها و نیایش‌هایش آشکار است و همین انسان، در میدان‌های نبرد، مدیری شجاع، تصمیم‌گیر و امیدوار بود. این جمع میان عقلانیت و معنویت، احساس و منطق، علم و عمل، از او شخصیتی کم‌نظیر ساخته بود. او نه اسیر احساسات بود و نه گرفتار محاسبات صرف مادی؛ بلکه با تکیه بر ایمان، قدرت تحلیل و شناخت درست از شرایط، تصمیم می‌گرفت و اقدام می‌کرد.

یکی دیگر از ابعاد برجسته شخصیت شهید چمران، روحیه مسئله‌محوری او بود. او هر جا احساس می‌کرد جامعه اسلامی با مشکلی مواجه است، خود را موظف به حضور می‌دانست. از فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی گرفته تا مبارزات انقلابی، از حضور در لبنان تا دفاع مقدس، همواره به دنبال حل مسئله بود، نه صرفاً بیان آن. این ویژگی، امروز نیز برای جامعه دانشگاهی یک درس بزرگ است. دانشگاه نباید صرفاً تولیدکننده مقاله و نظریه باشد؛ بلکه باید برای مسائل واقعی جامعه راه‌حل ارائه دهد و در مسیر پیشرفت کشور نقش‌آفرینی کند.

به همین دلیل است که سالروز شهادت شهید چمران، به نام «روز ملی بسیج اساتید» نام‌گذاری شده است. این نام‌گذاری صرفاً یک مناسبت تقویمی نیست؛ بلکه بیانگر یک نگاه راهبردی به جایگاه استاد دانشگاه در نظام اسلامی است. بسیج اساتید قرار است تجلی همان اندیشه‌ای باشد که شهید چمران به آن باور داشت؛ اندیشه‌ای که در آن، استاد دانشگاه علاوه بر مرجعیت علمی، دارای مرجعیت فکری، فرهنگی و اجتماعی نیز هست و خود را نسبت به آینده کشور مسئول می‌داند.

امروز دانشگاه‌ها بیش از هر زمان دیگری در معرض یک نبرد پیچیده شناختی قرار دارند. اگر در گذشته، تهدیدها بیشتر در عرصه نظامی یا اقتصادی تعریف می‌شد، اکنون بخش مهمی از تقابل دشمنان با جمهوری اسلامی، در حوزه ذهن، ادراک و باورهای عمومی جریان دارد. عملیات رسانه‌ای، تحریف واقعیت‌ها، تولید ناامیدی، وارونه‌نمایی پیشرفت‌ها، تضعیف سرمایه اجتماعی و ایجاد شکاف میان نسل جوان و هویت ملی و دینی، از مهم‌ترین ابزارهای این جنگ ترکیبی است.

در چنین شرایطی، استاد دانشگاه تنها انتقال‌دهنده دانش تخصصی نیست. او به دلیل جایگاه علمی و سرمایه اجتماعی خود، نقش مهمی در شکل‌دهی به افکار عمومی، تقویت قدرت تحلیل دانشجویان و افزایش تاب‌آوری فکری جامعه دارد. دانشجویان بیش از آنکه به شعارها اعتماد کنند، به تحلیل‌های مستند، منصفانه و علمی استادان خود توجه می‌کنند. از همین رو، سکوت نخبگان در برابر تحریف واقعیت‌ها، خود می‌تواند زمینه‌ساز گسترش روایت‌های نادرست شود.

جهاد تبیین، که رهبر معظم انقلاب بارها بر آن تأکید کرده‌اند، دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ یعنی تبیین عالمانه، مستدل و منصفانه واقعیت‌ها. تبیین به معنای نادیده گرفتن کاستی‌ها یا دفاع غیرمنطقی از وضع موجود نیست؛ بلکه به معنای ارائه تصویری کامل، دقیق و مبتنی بر انصاف از مسائل کشور است. استاد دانشگاه باید بتواند ضمن نقد علمی و دلسوزانه، از افتادن در دام سیاه‌نمایی، تحریف و القای یأس جلوگیری کند. جامعه امروز بیش از هر چیز به تحلیل‌های عمیق، صادقانه و مسئولانه نیاز دارد.

از سوی دیگر، رسالت استادان تنها به کلاس درس محدود نمی‌شود. حضور فعال در فضای رسانه‌ای، گفت‌وگو با دانشجویان، تولید محتوای علمی برای افکار عمومی، پاسخ‌گویی به شبهات، مشارکت در حل مسائل استان‌ها و کشور، همکاری با دستگاه‌های اجرایی و ارائه راهکارهای علمی برای مشکلات جامعه، بخشی از مسئولیتی است که امروز بر دوش نخبگان دانشگاهی قرار دارد. دانشگاه زمانی می‌تواند موتور پیشرفت کشور باشد که میان آموزش، پژوهش و مسئولیت اجتماعی پیوندی واقعی برقرار شود.

در این میان، بسیج اساتید می‌تواند بستری مناسب برای هم‌افزایی استادان دغدغه‌مند، شبکه‌سازی میان نخبگان، مسئله‌شناسی، تولید فکر و گفتمان‌سازی در حوزه‌های مورد نیاز کشور باشد. این تشکل زمانی به رسالت خود نزدیک‌تر خواهد شد که بتواند ظرفیت‌های علمی دانشگاه‌ها را در خدمت حل مسائل واقعی جامعه، تقویت سرمایه اجتماعی، ارتقای مرجعیت علمی و مقابله با جنگ شناختی دشمن سازماندهی کند.

شهید چمران به ما آموخت که استاد دانشگاه می‌تواند هم پژوهشگری برجسته باشد، هم معلمی الهام‌بخش، هم مدیری کارآمد، هم اندیشه‌ورزی متعهد و هم مجاهدی خستگی‌ناپذیر. امروز نیز جامعه دانشگاهی بیش از هر زمان دیگر به چنین الگویی نیاز دارد؛ الگویی که علم را از تعهد، تخصص را از مسئولیت و دانشگاه را از مسائل مردم جدا نمی‌بیند.

اگر قرار باشد میراث شهید چمران در دانشگاه‌های کشور زنده بماند، این میراث تنها با برگزاری مراسم بزرگداشت حفظ نخواهد شد؛ بلکه با تربیت استادانی محقق می‌شود که همچون او دغدغه حقیقت داشته باشند، از مرزهای علم فراتر رفته و نسبت به سرنوشت جامعه احساس مسئولیت کنند. این همان رسالتی است که بسیج اساتید در آغاز دهه جدید فعالیت خود باید بیش از گذشته بر آن تمرکز کند؛ رسالتی که در آن، دانشگاه نه تماشاگر تحولات، بلکه یکی از مهم‌ترین بازیگران پیشرفت، امیدآفرینی و جهاد تبیین در جامعه اسلامی خواهد بود.

سید رضا نبوی، مدرس دانشگاه و فعال فرهنگی*

انتهای یادداشت/

کد مطلب: 1309937

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha