به گزارش خبرنگار ایسکانیوز از استان کرمانشاه؛ جنگ اخیر علیه جمهوری اسلامی ایران، یکی از مهمترین رخدادهای امنیتی و ژئوپلیتیکی دهههای اخیر در منطقه غرب آسیا به شمار میرود؛ رخدادی که دامنه آن از میدان نظامی فراتر رفت و ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حقوقی گستردهای را در داخل و خارج از کشور به همراه داشت.
در چنین شرایطی، بررسی ریشههای شکلگیری این جنگ، ارزیابی عملکرد بازیگران منطقهای و فرامنطقهای، تحلیل پیامدهای آن و همچنین ترسیم چشمانداز آینده، بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.
در همین راستا، خبرنگار ایسکانیوز در گفتوگویی تفصیلی با دکتر شهرام فتاحی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه، رئیس دانشکده حکمرانی و سیاست این دانشگاه، دبیر اندیشکده حکمرانی و قانونگذاری کرمانشاه و استادیار روابط بینالملل، ابعاد مختلف این جنگ، الزامات مدیریت دوران پساجنگ، وضعیت تنگه هرمز، آینده محور مقاومت، سیاست خارجی جمهوری اسلامی و احتمال تکرار درگیریها را مورد بررسی قرار داده است.
هشدار درباره تحلیلهای هیجانی؛ جامعه را گرفتار «بحران انتظارات» نکنیم
فتاحی در ابتدای این گفتوگو، یکی از مهمترین آسیبهای فضای تحلیل در کشور را غلبه نگاههای تکعلتی و هیجانی دانست و اظهار کرد: بخشی از تحلیلهایی که این روزها درباره جنگ مطرح میشود، فاقد نگاه جامع و عقلانی است. تحلیلهای احساسی معمولاً بیش از آنکه به روشن شدن واقعیت کمک کنند، موجهای کاذب اجتماعی ایجاد میکنند و جامعه را وارد بحران انتظارات میسازند.
وی افزود: در شرایطی که کشور درگیر یک نبرد نامتقارن است، باید مراقب بود سطح توقعات افکار عمومی فراتر از واقعیتهای میدانی افزایش پیدا نکند؛ زیرا سیاستگذاران بر اساس اطلاعات و ملاحظاتی تصمیم میگیرند که طبیعتاً همه آنها قابل انتشار عمومی نیست.
به گفته این استاد روابط بینالملل، حفظ ارزشهای انقلاب و منافع ملی نباید مانع تحلیل واقعبینانه شود و رسانهها و نخبگان نیز باید میان ایجاد امید و پرهیز از شکلگیری انتظارات غیرواقعبینانه، تعادل برقرار کنند.
جنگی که از نگاه فتاحی «اجتنابناپذیر» بود
رئیس دانشکده حکمرانی و سیاست دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه معتقد است آنچه در ماههای اخیر رخ داد، صرفاً یک جنگ مقطعی نبود، بلکه نتیجه روندی طولانیمدت بود که به تدریج شکل گرفت.
وی گفت: در کمتر از یک سال، دو جنگ شدید اما کوتاهمدت به جمهوری اسلامی ایران تحمیل شد؛ جنگهایی که به اعتقاد من، ماهیتی وجودی و بقامحور داشتند و نمیتوان آنها را صرفاً در قالب یک اختلاف سیاسی یا امنیتی تحلیل کرد.
فتاحی تأکید کرد: وقتی به ریشههای این بحران بازمیگردیم، درمییابیم که مجموعهای از عوامل همزمان، کشور را به این نقطه رساندهاند؛ بنابراین هرگونه تحلیل تکسببی، تصویری ناقص از واقعیت ارائه خواهد داد.
تقابل دو گفتمان؛ از مهدویت تا باورهای آخرالزمانی غرب
این استاد دانشگاه، نخستین ریشه جنگ را در حوزه ایدئولوژیک جستوجو میکند و معتقد است بخشی از بحران کنونی، محصول تقابل دو منظومه فکری است.
وی اظهار کرد: از یک سو، جمهوری اسلامی ایران بر پایه گفتمان مهدویت و اندیشه انتظار شکل گرفته و از سوی دیگر، جریانهای اوانجلیستی و صهیونیستی با برداشتهای خاص آخرالزمانی، تحقق اهداف خود را در چارچوب نبردی اعتقادی دنبال میکنند.
به گفته فتاحی، در چنین شرایطی نمیتوان همه تحولات را صرفاً با محاسبات اقتصادی یا هزینه ـ فایده توضیح داد، زیرا مؤلفههای اعتقادی، گاه محرک اصلی تصمیمات سیاسی و امنیتی میشوند.
وی افزود: در سالهای اخیر، نفوذ جریانهای اوانجلیستی در ساختار قدرت آمریکا و همزمان روی کار بودن یکی از رادیکالترین دولتهای راستگرای تاریخ رژیم صهیونیستی، موجب شده است ابعاد ایدئولوژیک این تقابل بیش از گذشته برجسته شود.
رقابت بر سر هژمونی منطقه؛ ضلع دیگر بحران
فتاحی در ادامه، بعد ژئوپلیتیکی جنگ را نیز از عوامل اصلی شکلگیری بحران دانست و گفت: واقعیت این است که ایالات متحده و متحدانش طی سالهای گذشته تلاش کردهاند رژیم صهیونیستی را بعنوان قدرت هژمون و محور نظم امنیتی غرب آسیا تثبیت کنند.
وی افزود: در چنین چارچوبی، طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران به عنوان مهمترین بازیگر مستقل منطقه، در کانون این تعارض قرار گیرد و رژیم صهیونیستی نیز با بهرهگیری از ظرفیتهای سیاسی، امنیتی و رسانهای خود، در خط مقدم این تقابل ایفای نقش کند.
به اعتقاد وی، آرایش امنیتی کشورهای عربی جنوب خلیج فارس نیز طی دهههای گذشته عمدتاً بر پایه اتکا به ایالات متحده شکل گرفته و همین مسئله، معادلات منطقه را پیچیدهتر کرده است.
توسعه توان دفاعی؛ محصول پیشبینی یک تقابل طولانی
این عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی با رد این دیدگاه که جمهوری اسلامی در برابر چنین جنگی غافلگیر شده است، اظهار کرد: در دو دهه گذشته، فرض وقوع چنین تقابلی در محاسبات راهبردی کشور وجود داشته و به همین دلیل نیز سرمایهگذاری مستمری برای ارتقای توان بازدارندگی انجام شده است.
وی افزود: توسعه صنعت موشکی، افزایش توان دفاعی و تقویت ظرفیتهای بازدارنده، نتیجه همین نگاه بوده است؛ زیرا تصمیمگیران کشور معتقد بودند اگر روزی چنین نبردی رخ دهد، ایران باید بتواند از موجودیت، هویت و تمامیت ارضی خود دفاع کند.
فتاحی با تأکید بر اینکه بازدارندگی یکی از مهمترین مؤلفههای امنیت ملی است، خاطرنشان کرد: اگر امروز ایران از توان پاسخ متقابل برخوردار است، حاصل سالها برنامهریزی، سرمایهگذاری و آمادگی در حوزه دفاعی است؛ آمادگیای که از نگاه مسئولان، ضرورتی اجتنابناپذیر برای حفظ امنیت کشور به شمار میرفت.
فتاحی در ادامه با اشاره به ابعاد اقتصادی و ژئوپلیتیکی بحران، سیاست همسایگی جمهوری اسلامی ایران را مورد توجه قرار داد و گفت: طی سالهای گذشته، راهبرد «تنش صفر با همسایگان» همواره در اولویت سیاست خارجی ایران بوده، اما این رویکرد نتوانسته همه اهداف مورد انتظار را محقق کند.
وی اضافه کرد: در مقابل، ایران تلاش کرده است با توسعه همکاری با کشورهای شرقی، بخشی از فشارهای ناشی از تحریم و محدودیتهای غرب را جبران کند و امروز بخش عمدهای از صادرات نفت ایران راهی بازار چین میشود؛ موضوعی که به گفته وی، امکان اجرای کامل سیاست محاصره اقتصادی ایران را از سوی آمریکا با چالش مواجه کرده است.
این استاد روابط بینالملل با بیان اینکه ایران دارای مرزهای گسترده و ظرفیتهای متنوع جغرافیایی است، اظهار کرد: کشوری با هزاران کیلومتر مرززمینی و دریایی را نمیتوان بهسادگی در محاصره کامل قرار داد و ایران همچنان توان تأمین نیازهای راهبردی خود را حفظ کرده است.
جنگ نامتقارن و موازنه قدرت
فتاحی با تأکید بر اینکه ایران در جنگ اخیر با «دو قدرت بزرگ نظامی» مواجه بوده است، گفت: آمریکا با بودجه دفاعی نزدیک به هزار میلیارد دلار و رژیم صهیونیستی با یکی از قدرتمندترین نیروهای هوایی جهان در این جنگ حضور داشتند، در حالی که بودجه دفاعی ایران قابل مقایسه با این ارقام نیست.
وی در عین حال تصریح کرد: با وجود این نابرابری، ایران توانست موازنه بازدارندگی را حفظ کند و نشان دهد که صرف برتری نظامی برای پیروزی در جنگ کافی نیست.
رئیس دانشکده حکمرانی و سیاست دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه با اشاره به آنچه «مدیریت مرحلهای توان دفاعی» خواند، اظهار کرد: جمهوری اسلامی در جریان این نبرد همه ظرفیتهای خود را بهصورت یکباره وارد میدان نکرد و همین موضوع موجب شد طرف مقابل نیز نسبت به هزینههای هرگونه درگیری مجدد محاسبات متفاوتی داشته باشد.
وی همچنین مدعی شد بر اساس برخی گزارشهای منتشرشده، حملات ایران خسارتهایی به زیرساختهای نظامی آمریکا در منطقه وارد کرده و همین مسئله، به گفته وی، در محاسبات امنیتی واشنگتن تأثیرگذار بوده است.
نقد حکمرانی و ضرورت اصلاحات پس از جنگ
فتاحی در بخش دیگری از سخنان خود، با تأکید بر اینکه مشکلات داخلی کشور پیش از جنگ نیز وجود داشته است، گفت: نباید همه مسائل را صرفاً به جنگ یا تحریم گره زد؛ زیرا بخشی از مشکلات، ریشه در ضعفهای حکمرانی، فساد و ناکارآمدی ساختاری دارد.
وی با اشاره به ضرورت اصلاح نظام بانکی کشور اظهار داشت: اگر منشأهای فساد در شبکه بانکی و برخی گلوگاههای اقتصادی اصلاح شود، بخش قابل توجهی از فساد اقتصادی نیز مهار خواهد شد.
دبیر اندیشکده حکمرانی و قانونگذاری کرمانشاه افزود: مدیریت جهادی صرفاً به معنای فعالیت شبانهروزی مدیران نیست، بلکه پیش از هر چیز باید مسیرهای تولید فساد بسته شود؛ زیرا تا زمانی که ساختارها اصلاح نشوند، مشکلات همچنان بازتولید خواهند شد.
هشدار نسبت به دوقطبی شدن جامعه
فتاحی با اشاره به شرایط اجتماعی کشور نیز گفت: وجود شکافهای سیاسی و اجتماعی در جامعه قابل انکار نیست، اما جنگ اخیر نشان داد که در بزنگاههای حساس، بخشهای مختلف جامعه برای دفاع از کشور در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
وی تأکید کرد: پس از پایان جنگ باید سازوکارهای قانونی و مؤثری برای شنیدن مطالبات مردم ایجاد شود تا اعتراضهای اجتماعی به بحرانهای انباشته تبدیل نشود.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: بخشی از نارضایتیهای اجتماعی محصول سوءمدیریت داخلی است و در کنار آن، نقش سرویسهای اطلاعاتی و مداخلات خارجی نیز قابل انکار نیست، اما اصلاح حکمرانی باید در دستور کار قرار گیرد تا زمینههای سوءاستفاده دشمن کاهش یابد.
فتاحی همچنین با اشاره به سابقه تاریخی و تمدنی ایران گفت: ملت ایران طی هزاران سال از بحرانهای بزرگ عبور کرده و امروز نیز حفظ موجودیت، امنیت و تمامیت ارضی کشور مهمترین اولویت ملی محسوب میشود.
تنگه هرمز؛ «شرایط جنگی، معادلات حقوقی را تغییر میدهد»
فتاحی در ادامه با اشاره به مباحث مطرحشده درباره تنگه هرمز، اظهار کرد: از منظر حقوق بینالملل، تنگه هرمز در زمره آبراههای دارای «عبور ترانزیتی» قرار میگیرد، اما در شرایط فعلی نمیتوان صرفاً با استناد به قواعد عادی حقوق دریاها درباره این موضوع قضاوت کرد.
وی با بیان اینکه شرایط جنگی، وضعیت حقوقی متفاوتی ایجاد میکند، افزود: وقتی کشوری هدف حمله نظامی قرار میگیرد، بحث «تغییر بنیادین اوضاع و احوال» مطرح میشود و بسیاری از معاهدات در چنین شرایطی نیازمند بازخوانی هستند.
این استاد روابط بینالملل ادامه داد: از سوی دیگر، اصل «عبور بیضرر» نیز زمانی معنا پیدا میکند که از یک آبراه برای اقدام علیه امنیت همان کشور استفاده نشود. همچنین باید پرسید حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران بر اساس کدام مبنای حقوقی، مجوز شورای امنیت یا اصل مندرج در منشور سازمان ملل انجام شده است.
وی تصریح کرد: در شرایط جنگی، هر کشوری از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیک خود برای دفاع از منافع ملی استفاده میکند و پس از بازگشت ثبات، میتوان درباره مسائل حقوقی در فضای عادی گفتوگو کرد.
احتمال تکرار جنگ همچنان بالاست
فتاحی درباره احتمال آغاز دوباره درگیریها نیز گفت: عوامل و ریشههایی که زمینهساز جنگ بودند، همچنان پابرجا هستند؛ بنابراین نمیتوان احتمال وقوع مجدد جنگ را نادیده گرفت.
وی افزود: به اعتقاد من، نظام تصمیمگیری کشور دیگر تمایلی به ورود در چرخه «آتشبس، جنگ و آتشبس» ندارد و تلاش خواهد شد این پرونده به شکلی پایدار تعیین تکلیف شود.
رئیس دانشکده حکمرانی و سیاست دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه با اشاره به تلاش برخی کشورها برای میانجیگری اظهار کرد: هرچند کشورهایی مانند پاکستان برای کاهش تنش تلاش کردهاند، اما با توجه به ملاحظات راهبردی و وابستگیهای امنیتی این کشورها، ظرفیت لازم برای حل اساسی بحران را ندارند.
وی در عین حال خاطرنشان کرد: ساختار دفاعی ایران خود را برای هرگونه سناریوی احتمالی آماده کرده و در صورت تحمیل دوباره جنگ، با آرایش و ظرفیتهای جدید وارد میدان خواهد شد.
محور مقاومت در کاهش فشارهای جنگ نقشآفرین بود
فتاحی در بخش دیگری از سخنان خود، نقش محور مقاومت را در تحولات اخیر منطقه مهم ارزیابی کرد و گفت: تجربه جنگ نشان داد اگر محور مقاومت و بویژه حزبالله لبنان همزمان جبهه شمالی سرزمینهای اشغالی را درگیر نمیکردند، بخش قابل توجهی از فشار نظامی بر ایران باقی میماند و فرصتهای عملیاتی کشور محدودتر میشد.
وی افزود: هماهنگی میان اعضای محور مقاومت موجب توزیع فشارهای نظامی شد و این همان مفهومی است که شهید سید حسن نصرالله از آن با عنوان «وحدت ساحات» یاد میکرد.
ایران میتواند به بازیگر جدید نظم امنیتی منطقه تبدیل شود
این استاد روابط بینالملل با بیان اینکه جنگ اگرچه خسارتهای سنگینی بر جای گذاشته، اما میتواند نقطه آغاز تحولات جدید نیز باشد، اظهار داشت: اگر مدیریت دوران پس از جنگ با تدبیر، اصلاحات داخلی، اقتدار دفاعی و دیپلماسی فعال همراه شود، ایران میتواند از دل این بحران به بازیگر جدید و تعیینکننده نظم امنیتی منطقه تبدیل شود.
وی تصریح کرد: در صورت تحقق این شرایط، ایران نه تنها از این بحران عبور خواهد کرد، بلکه قادر خواهد بود در شکلدهی ترتیبات امنیتی آینده غرب آسیا نقش مؤثرتری ایفا کند و زمینه شکلگیری «ایران جدید و بزرگ» فراهم شود.
فتاحی همچنین با اشاره به برخی فضاسازیهای رسانهای درباره وضعیت مدیریت کشور در دوران جنگ گفت: برخلاف تبلیغات رسانههای معاند، استمرار اداره کشور و تداوم فعالیت ساختارهای حاکمیتی در جریان جنگ، موجب افزایش اعتماد عمومی و تقویت انسجام اجتماعی شد.
وی ابراز امیدواری کرد که در حوزه سیاست داخلی نیز پس از بازگشت ثبات، اصلاحات و تصمیمات مهمی در مسیر تقویت سرمایه اجتماعی و ارتقای حکمرانی اتخاذ شود.
خبرنگار: سیدمحمدمهدی حسینی
انتهای پیام/
نظر شما