سکوت سازمان‌های بین‌المللی در برابر تخریب‌ سیستماتیک خلیج فارس شگفت‌انگیز است/ کشورها باید هزینه‌ حفظ محیط‌زیست دریایی و امنیت کشتیرانی را بپردازند

سفیر پیشین ایران در یونسکو و استاد زمین‌شناسی با اشاره به تضاد میان امنیت انرژی جهان و بقای محیط‌زیستی خلیج‌فارس، ناکارآمدی کنوانسیون‌های بین‌المللی در برابر تخریب‌های تدریجی این منطقه را پیش کشید.

به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، در سایه ترافیک متراکم نفت‌کش‌ها و تنش‌های ژئوپلیتیک در تنگه هرمز، خلیج‌فارس با تهدیدی نامحسوس اما بنیادین روبروست؛ تضادی عمیق میان منافع اقتصادی قدرت‌های جهانی و بقای اکوسیستم یکی از شکننده‌ترین آبراه‌های جهان.

خلیج‌فارس، این آبراه کهن و استراتژیک، امروز نه تنها میدان رقابت قدرت‌ها و بازی‌های سیاسی، بلکه کانون یک بحران زیست‌محیطی خاموش است. عبور روزانه هزاران شناور و تجمعات عظیم نفت‌کش‌ها در تنگه هرمز، فراتر از یک چالش ترافیکی، به معنای ورود مداوم آلاینده‌ها و گونه‌های مهاجم به دریایی است که نرخ تبادل آب در آن بسیار پایین است. اما پرسش بنیادین اینجاست: آیا در دنیای امروز، جایی که امنیت انرژی برترین اولویت است، جایگاهی برای امنیت زیست‌محیطی باقی مانده است؟ و چرا سازمان‌های بین‌المللی در برابر تخریب‌های سیستماتیک این منطقه سکوت کرده‌اند؟

در ادامه گفت‌وگوی ایسکانیوز با سیدمحمد صدوق، سفیر پیشین ایران در یونسکو و استاد زمین‌شناسی را بخوانید:

صدوق در پاسخ به اینکه آیا تجمعات عظیم نفت‌کش‌ها و تخلیه سیستماتیک آب توازن توسط کشتی‌های عبوری، منجر به تسریع شکنندگی اکوسیستم خلیج‌فارس می‌شود، گفت: این مسئله در تمام اقیانوس‌ها و دریاهای جهان وجود دارد، اما در شرایط جنگی، این اثرات به صورت مضاعف و افراطی ظاهر می‌شوند.

وی با بیان اینکه این وضعیت برای تنوع زیستی دریا و کیفیتی که ماهیان از آن تنفس و تغذیه می‌کنند بسیار خطرناک است، اضافه کرد: این یک تهدید عمده برای دریاست؛ به‌ویژه در منطقه‌ای مانند خلیج‌فارس که دریایی بسته است و تحرک آب در آن کمتر است. این موضوع مستقیماً سلامت آبزیانی را که به عنوان یکی از غذاهای سالم برای بشر توصیه می‌شوند، به مخاطره می‌اندازد.

این استاد زمین‌شناسی در خصوص سکوت نهادهای بین‌المللی در این زمینه اظهار کرد: زمانی که معاون سازمان محیط‌زیست بودم، با اسناد مفصلی از سازمان برنامه محیط‌زیست سازمان ملل آشنا شدم که خطر جنگ بر محیط‌زیست و دریاها را به‌وضوح توضیح داده بود. تعجب می‌کنم که چرا این سازمان تا به حال در این مورد سکوت کرده است.

او با اشاره به راه اندازی «مرکز صلح و محیط‌زیست» در تهران از سوی معصومه ابتکار، گفت: باید از این مرکز خواست تا بیانیه‌ای صادر کند و سهم خود را در هشدار نسبت به این بحران ادا کند؛ چرا که مبرهن است هم گونه‌های حیاتی دریا و هم محل تغذیه ماهیان در معرض خطر قرار دارند.

رویکردی جدید برای جبران خسارت‌های محیط‌زیستی

صدوق در پاسخ به این پرسش که آیا می‌توان ترافیک متراکم کشتیرانی در تنگه هرمز را یک تهاجم زیست‌محیطی تدریجی نامید و دریافت عوارض را راهکاری برای جبران این تخریب‌های نامحسوس دانست، گفت: چون اصطلاح عوارض برای تنگه‌ها و راه‌های آبی چندان مرسوم نیست، مسئولان ما به شکلی داهیانه هزینه‌های ناشی از تخریب محیط زیست را شناسایی و مطرح کرده‌اند و اگر بتوانند با مبانی حقوقی و اهتمام خاص، این موضوع را جا بیندازند، اقدام بسیار درستی خواهد بود.

وی با بیان اینکه نباید این موضوع را دریافت عوارض نامید، تصریح کرد: این هزینه‌ها را می‌توان در دو مقوله دسته‌بندی کرد، نخست هزینه‌های حفظ امنیت دریا برای عبور کشتی‌ها و دوم هزینه‌هایی که به‌طور قهری بر محیط‌زیست دریایی تحمیل می‌شود. حتی قراردادهایی مانند توافقات آب‌های سرزمینی میان ایران و کویت می‌تواند در این مسیر به عنوان محملی برای پیش‌برد این موضوع قرار گیرد.

این استاد زمین‌شناسی در ادامه اظهار کرد: اگر سازمانی برای این کار شکل بگیرد و این اقدام عملی شود، به عنوان بهانه‌ای برای دریافت پول از سوی ما تلقی نخواهد شد، بلکه ما به دنبال منابعی برای پاک‌سازی آب‌ها و مقابله با هجوم مواد مخربی هستیم که ناشی از ترافیک دریایی است. چنین رویکردی در محافل بین‌المللی نیز کاملاً معقول و پذیرفته خواهد بود.

صدوق در پاسخ به اینکه آیا خلیج فارس و تنگه هرمز برای کنترل آلودگی به جای تکیه صرف بر قوانین بین‌المللی کشتیرانی نیازمند یک پروتکل زیست‌محیطی ویژه برای اخذ عوارض اکولوژیک است، گفت: این مسئله کاملاً طبیعی است؛ متاسفانه کنوانسیون‌های بین‌المللی عمدتاً توسط غربی‌ها و جنگ‌طلبان بین‌المللی تدوین شده‌اند.

او با بیان اینکه این قدرت‌ها تنها زمانی از قوانین بین‌المللی به عنوان اهرم حقوقی استفاده می‌کنند که منافع خودشان در میان باشد، اضافه کرد: وقتی موضوع به کشورهایی مانند ایران می‌رسد، این قوانین را نادیده می‌گیرند. گویی نگاه آن‌ها این است که ایران باید منزوی بماند؛ این وضعیت را حتی در کنوانسیون‌های مربوط به حقوق بشر نیز به‌وضوح مشاهده می‌کنیم.

صدوق با اشاره به سازوکارهای موجود در منطقه، گفت: در این راستا سازمانی به نام «راپمی» (RAPME) فعال است که بر مدیریت محیط‌زیست در آب‌های منطقه تمرکز دارد.

او با طرح این نکته که توافق‌نامه‌های مربوط به آب‌های سرزمینی که میان ایران و کویت و سایر کشورهای همسایه امضا شده است، می‌تواند مبنایی برای این اقدامات باشد، اضافه کرد: این توافقات خود محملی برای پیش‌برد اهداف محیط‌زیستی هستند و اگرچه اجرای آن‌ها هزینه‌بر است، اما قطعاً امکاناتی را برای پاک‌سازی دریاها فراهم می‌کنند.

این استاد زمین‌شناسی درخصوص ضرورت مهار آلاینده‌ها اظهار کرد: هدف نهایی باید ایجاد سیستمی باشد که از نشت مواد آلوده به داخل دریا جلوگیری کند و مراقبت‌های لازم از این اکوسیستم شکننده به‌طور نظام‌مند صورت پذیرد.

سادگی در ساختار، پیچیدگی در منافع؛ سازمان‌های بین‌المللی در خدمت چه کسی هستند؟

صدوق در ادامه تحلیل خود از ناکارآمدی قوانین بین‌المللی، گفت: سازمان‌هایی مانند سازمان ملل، یونسکو و بهداشت جهانی، پس از جنگ جهانی دوم و برای فرار از تبعات مخرب جنگ‌ها ایجاد شدند. من که در یونسکو سفیر بوده‌ام، این واقعیت را لمس کردم که این نهادها اساساً برای مصالح کشورهای غربی طراحی شده‌اند.

او با بیان اینکه تامین مالی این سازمان‌ها عمدتاً بر عهده آمریکا و کشورهای غربی است، اضافه کرد: کارکنان این سازمان‌ها حقوق‌بگیران همین قدرت‌ها هستند و نباید توقع حمایت بی‌طرفانه‌ای داشته باشیم؛ زیرا آن‌ها در واقع مزدور همان سیستم هستند. با این حال، ما باید از این سازمان‌ها تنها به عنوان یک پشتوانه نگاه کنیم.

این استاد زمین‌شناسی درباره نحوه پیش‌برد حقوق ایران در مجامع جهانی اظهار کرد: ما باید از اهرم‌های حقوقی متخصصان خود در لاهه، پاریس، انگلستان و آمریکا استفاده کنیم. اما باید واقع‌بین بود؛ در جهان امروز مناسبات قدرت حاکم است و ما برای اثرگذاری، در کنار استفاده از اهرم‌های قانونی، نیاز به کسب قدرت لازم و بهره‌گیری از حمایت همپیمانان داریم.

غلبه اقتصاد بر اکولوژی؛ چرا امنیت انرژی بر محیط‌زیست پیروز می‌شود؟

صدوق در خصوص وجود تضاد میان امنیت انرژی جهان و امنیت زیست‌محیطی منطقه و چرایی تمرکز جهانی بر نشت‌های بزرگ نفتی به جای آلودگی‌های تدریجی مانند تخلیه فلزات سنگین، گفت: مسائل اقتصادی همواره سهم شیر را در تصمیمات جهانی دارند و در تقابل میان محیط‌زیست و اقتصاد، همواره اقتصاد پیروز شده است.

وی با طرح نمونه‌ای از کنوانسیون پاریس اضافه کرد: وقتی مسئله انرژی به عنوان موتور محرک اقتصاد مطرح می‌شود، حفاظت از دریاها و محیط‌زیست به حاشیه می‌رود. حتی آمریکا که خود امضاکننده کنوانسیون پاریس بود، در دوره‌ پیشین ریاست‌جمهوری‌ ترامپ زیر آن زد؛ زیرا در اولویت‌های آن‌ها، اقتصاد بر محیط‌زیست غلبه دارد.

این استاد زمین‌شناسی در ادامه اظهار کرد: در مقیاس کلان، هرگاه انتخاب بین انرژی و محیط‌زیست باشد، دومی کاملاً کمرنگ می‌شود؛ چه در پهنه دریاها و چه در سایر بخش‌ها. این حقیقتی است که در تمام جهان جریان دارد و متأسفانه محیط‌زیست همیشه قربانی منافع اقتصادی می‌شود.

امکان بازسازی اکولوژیک در سایه فهم جهانی

صدوق در پاسخ به اینکه آیا راهی برای برقراری توازن میان امنیت انرژی جهان و حفاظت از ظرفیت‌های اکولوژیک خلیج‌فارس، مانند جنگل‌های حرا و آب‌سنگ‌های مرجانی وجود دارد، گفت: از نظر فناوری، پاک‌سازی دریاها کار دشواری نیست و ابزارهای لازم برای جمع‌آوری آلودگی‌های نفتی یا آثار انفجار کشتی‌ها وجود دارد.

او با بیان اینکه پاک‌سازی دریاها هرچند هزینه‌بر است اما کاملاً می‌ارزد، اضافه کرد: مسئله اصلی، ایجاد یک فهم جهانی است. اگرچه کنوانسیون‌های فعلی پاسخگو نیستند، اما اگر اراده‌ای برای نجات اکوسیستم منطقه باشد، ابزارهای فنی برای بازگرداندن دریا به وضعیت پیشین موجود است.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1312487

برچسب‌ها

وب گردی

وب گردی

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha