به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، در روزهای اخیر، ویدئوهایی از دختران و پسرانی با پوشش کاملاً سیاه، آرایش تیره و سنگین و حالوهوای «گوتیک» یا به اصطلاح گاث استایل در شبکههای اجتماعی فراگیر شده است. برخی آن را یک مد زودگذر میدانند، برخی آن را نشانهای از تهاجم فرهنگی میخوانند و عدهای نیز سکوت کردهاند. اما آنچه در این میان کمتر دیده شده، فقدان یک تحلیل رسانهای و فرهنگی واقعی از این پدیده است. در این گزارش تلاش شده ضمن مرور ریشههای تاریخی سبک «گوتیک»، به جایگاه و دامنه آن در فضای اجتماعی ایران پرداخته شود.


«گوتیک» ریشهای ادبی، معماری و موسیقایی در اروپا دارد. نخستین بار واژه گوتیک درباره معماری قرون وسطا و سپس در ادبیات تاریک قرن هجدهم میلادی به کار رفت؛ رمانهایی مانند «قلعه اترانتو» اثر هوراس والپول و آثار ادگار آلن پو که فضایی از رمز و راز، تاریکی و مالیخولیا را روایت میکردند. اما آنچه امروز به عنوان «سبک گوتیک» در مد و پوشاک شهرت یافته، ریشه در خرده فرهنگهای موسیقی دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی در غرب دارد؛ جریانی که از دل موسیقی پانک و پست-پانک برخاست و با پوشش تیره، آرایش اغراق شده، سنجاقهای فلزی، نمادهای خاص و حالوهوای غمانگیز، به یکی از سبکهای شناخته شده شهری در اروپا و آمریکا تبدیل شد. به تعبیری، گوتیک در آغاز یک «سبک موسیقی و خرده فرهنگ» بود و بعدها به یک «استایل پوششی» و حتی سبک زندگی بدل شد.
ورود این سبک به ایران، برخلاف غرب، نه از دل یک جنبش هنری یا موسیقایی، که عمدتاً از مسیر شبکههای اجتماعی و صفحات اینستاگرام صورت گرفته است. بررسیها نشان میدهد، واژه «گوتیک» پیش از این بیشتر در حوزه ادبیات یا معماری به کار میرفته است؛ اما در دو سه سال اخیر، معنای این واژه در فضای مجازی به مد تیره پوشی که به اشتباه در تفکر عامه به تیپ شیطان پرستی معروف است کشیده شده و همین تغییر معنایی، خود نشانهای از فاصله ذائقه نسل جوان است.
دلیل اصلی این سوءتفاهم که گاث استایلها را با شیطان پرستی اشتباه میگیرند، استفاده از نمادهای تاریک است. گاثها گاهی از نمادهایی مثل صلیب معکوس، جمجمه، یا نمادهای اساطیری استفاده میکنند. اما در فرهنگ گاث، این نمادها معمولاً به جای معنای مذهبی، به عنوان نماد اعتراض به استانداردهای جامعه، ابزاری برای ایجاد حس وحشت یا رمزآلود بودن و یا بیانگر تمایل به تفاوت با جریان اصلی جامعه استفاده میشوند.
در حالی سالهاست پدیده «حجاب استایل» به عنوان مصداق دگرگونی تدریجی سبک زندگی و کم شدن توجه به حجاب مورد نقد قرار گرفته که اینبار با پدیدهای مواجهیم که ظاهری متفاوت و تمام تیره دارد.
از سوی دیگر، ویژگی تیره پوشی و آرایش سنگین، در فضای مجازی با نمادهای اعتراضی و حاشیهای پیوند خورده است. روایج این سبک پوشش میان بخشی از نوجوانان و جوانان به صراحت نشان از محدودیتهای هویتی در پوشش و محصول الگوبرداری سطحی از مد غربی و استحاله فرهنگی است. آنچه مسلم است، نبود یک چشم انداز تعریف شده از این سبک است؛ یعنی در حالی که محصول و سلیقه وارداتی به شبکههای اجتماعی راه باز کرده، پاسخی متناسب با آن هنوز شکل نگرفته است.
ناهید دلشاد راد طراح مد و لباس در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز در خصوص سبک گوتیک گفت: گوتیک بخشی از سبکهای کوچک هنری است که در نقاشی، تئاتر و کارناوالهای هالوین استفاده میشود و در اصل یک سبک تخیلی است که توسط آن قهرمانسازی میکنند و گاهی سبکی از پوشش است که در مخاطب ایجاد ترس، دلهره و فرمانبرداری میکند و بخشی از پوشش روز جامعه نیست و هرگز هم مناسب فرهنگ با قدمت و ارزشمند ایران عزیز نبوده است.
وی با اشاره به ورود این سبک از پوشش از طریق سینما، ماهواره و فضای مجازی به فرهنگ ما ادامه داد: این سبک از سال ۱۹۸۰ شروع شده و چیز تازهای نیست اما در کارتونها در صداوسیما یا ماهواره این سبک از پوشش به خورد کودکان و نوجوانان ما داده میشود و خود به خود طراحهای نابالغ لباس ما که اطلاعات زیادی ندارند و روی فرهنگ خودشان کار نمیکنند ممکن است که از این سبک استفاده کنند.
دلشاد راد با بیان اینکه برای تقویت بنیههای فرهنگی هیچ چیزی بهتر از آموزش نیست تصریح کرد: محققینمان، پژوهشگرانمان، طراحان لباسمان و اساتید این رشته باید با مردم صحبت کنند زیرا مساله مد مساله سنگینی اسست. من خودم کسی بودم که مانتو سنتی را مد کردم زیرا وقتی به کشورهای دیگر که سفر کردم دیدم که همه کشورها برای خودشان یک پوشش مخصوص دارند و پوشش خودشان را حفظ کردهاند اما ما ایرانیان با این همه قدمت تاریخ یک پوشش مرتب نداریم و همه مد لباس ما برگرفته شده از لباسهای اروپایی است. همین باعث شد که تاریخ لباس ایران را بررسی و احیا کنم و از دل آن المانهایی را بیرون بکشم و اسمش را مانتوی سنتی بگذارم.
وی ادامه داد: جامعه ما به چند دسته از افراد تقسیم بندی میشود. دستهای ریشه دار هستند و برایشان مهم است که چه لباسی بپوشند؛ دستهای که هرچی پوش هستند یعنی هم اقتصاد و هم سواد ندارند و ناچارند هرچیزی که بازار به آنها میدهد با پولی که در جیبشان دارند بپوشند؛ دستهای هم که تاناکوراپوش هستند یعنی ادای به اصطلاح اروپاییها را درمیآورند اما برای مسئله خوشپوشی در ایران باید کار اصولی انجام بشود.
این طراح مد و لباس خاطرنشان کرد: وقتی من شوی لباسهایی که در تهران یا شهرهای دیگر را میبینم متوجه میشوم که تمام پوششهایی که خانمهای به اصطلاح طراح انجام دادند لباسهایی است که به اروپاییها میخورد یا اینکه مثلاً ۳۳ پل اصفهان را روی یک مانتو یا پیراهن طراحی میکنند که مسخره است. من در سفرهایی که به کشورهای دیگر داشتم رد پای لباس خودمان را همه جا دیدم مثلاً چرم ایران در ترکیه وجود دارد که از ایران خریده میشود و با مد خودشان عرضه میکنند.
وی گفت: ما در ایران هستیم. ایران اسلامی و ایران ایرانی هردو پیوسته هستند. نه تنها لباس ایرانی از لباس اسلامی دور نیست چون لباس اسلامی یک عبا و یک چادر است اما لباس ایرانی همیشه فاخر، پوشیده و ارزشمند بوده است و در کنار اسلام میتواند خودش را مطرح کند.
دلشاد راد در پایان سخنانش با اشاره به اینکه در تاریخ لباس ایران حتی تاریخ قدیم ایران، لباس ناپوشیدهای نداریم و تمام مد را از روی لباسهای ما برداشتند افزود: حتی در بحث حجاب استایلها مشکل سر کلمه حجاب است که بد استفاده شده است. حجاب یعنی پوشش نقاط ضعیف بدن که این موضوعی ربطی به مد ندارد. مد یعنی یک جهش و یک تنوعی که انسان بتواند از این یکنواختی در بیاید و مطابق با اقتصاد، تاریخ، فرهنگ و جغرافیای آن جامعه باشد.
گاث استایل را چه یک مد زودگذر بدانیم و چه نشانهای از بحران هویتی، اکنون از حاشیه شبکههای اجتماعی به برخی بوتیکها، کوچه و خیابانهای کشور راه یافته است و تا زمانی که این شکاف میان واقعیت و متولیان فرهنگی پر نشود، هر موج پوشش وارداتی بعدی نیز با همین الگو مواجه خواهد شد.
انتهای پیام/
نظر شما