چرا ابن سینا آثار علمی خویش را به زبان عربی می‌نوشت؟

فهیمه مخبر دزفولی*

گروه دانشگاه ایسکانیوز- تمدن اسلامی که در قرون سوم و چهارم هجری، نهم و دهم میلادی، به اوج شکوه و اقتدارش در جهان رسید، حاصل تلاش دسته‌جمعی مللی بود که هرچند کشورهایشان به تصرف نظامی اعراب درآمده بود، ولی با پذیرش اسلام و بهره‌مندشدن از نیروی عظیم معنوی آن، توانستند قله‌های علم و فضیلت را فتح کنند. بدون شک محصول تمدن اسلامی در زمینه پیشرفت علوم به جامعه بشری اهدا شد و پایه‌گذاری بسیاری از علوم امروز در این دوره بوده است.

ایران کشوری بزرگ و متمدن بود که اعراب مسلمان در سال ۱۷ هجری قمری (۶۳۹ میلادی) به آن حمله کردند و طی دو دهه تقریباً بیشتر مناطق غربی، مرکزی و حتی بخش‌هایی از شمال ایران به سلطه نظامی آنها درآمد. دوران حکومت بنی‌امیه، از سخت‌ترین دوره‌های تاریخی ایران بود؛ به همین دلیل عباسیان با تکیه بر ایرانیان توانستند در قرن دوم هجری قمری (هشتم میلادی) امویان را شکست داده و خلافت خود را بنیان گذارند. با توجه به نقشی که ایرانیان در روی کار آمدن عباسیان داشتند، زمینه مساعدی برای ظهور و نمود فرهنگ ایرانی به وجود آمد. شخصیت‌های مشهور ایرانی که بیشتر از دانشمندان و حامیان علم و ادب بودند، بر خلفای عباسی نفوذ فراوانی داشتند و خلفا بر اثر معاشرت با ایرانیان، به دنبال پیروی از رسوم و آداب و تشکیلات ساسانیان افتاده و توجه به علوم آغاز شد. ایرانیان به دلیل آشنایی با بحث‌های دینی و رواج ادیان و مذاهب مختلف در دوره ساسانیان، وارد مباحث دینی در دوره اسلامی شدند و این مبارزات مذهبی، خود یکی از مهم‌ترین علل توجه مسلمانان به علوم شد؛ به طور مثال معتزله در بین فرق اسلامی، بیش از همه برای اثبات اصول عقائد خود از منطق و فلسفه استفاده می‌کرد. از طرف دیگر پیروان سایر آیین‌ها چون مانویان، زرتشتیان، بودائیان و گرایش‌های مختلف مسیحیت نیز در این بحث‌ها مشارکت جسته و این مباحثات شدید هم از دلایل اقبال خلفا از فلسفه و علوم نقلی شد.

در نهضت ترجمه که در اواخر دوره هارون‌الرشید عباسی (۱۹۳ - ۱۷۰ هجری قمری / ۸۲۶ - ۸۰۳ میلادی) با تأسیس بیت‌الحکمه شروع و در روزگار پسرش، مأمون عباسی، به اوج خود رسید، ایرانیان نقش مهمی بر عهده داشتند؛ آنان قسمت بزرگی از آثار خود را، چه آنها که اصلاً از یونانی و هندی به پهلوی نقل شده بود و چه آنها که ایرانیان مستقیماً به پهلوی و سریانی نوشته بودند، به زبان عربی ترجمه کردند و از این طریق سهم بزرگی در ترجمه و تدوین علوم داشتند.

از طرفی خلافت عباسیان، حکومتی متمرکز بود که بر جنبه معنوی «خلیفه» به‌عنوان جانشین پیامبر تکیه داشت. هرچند در این دوره، حکومت‌های نیمه‌مستقلی در ایران، مصر، شام و مغرب تشکیل شده بود، اما همگی ظاهراً در اطاعت خلیفه مسلمین بودند و سالانه برای دستگاه خلافت عباسی خراج و مالیات و هدایایی ارسال می‌کردند. حتی حکومت‌هایی که با استیلای نظامی بر بعضی از مناطق اسلامی تشکیل شدند ـ چون صفاریان ـ تا اجازه رسمی خلافت را به هر صورتی دریافت نمی‌کردند، فاقد مشروعیت بودند. دربار این پادشاهان مسلمان به‌تدریج محلی برای رشد و تعالی علمی شد. افتخار و شکوه هر دربار به فزونی تعداد علما و دانشمندانی بود که در وابستگی به آن حکومت روزگار می‌گذراندند. هدایا، امتیازات و مهیاکردن امکانات رشد و شکوفایی علمی از جانب پادشاهان در اختیار دانشمندان قرار می‌گرفت و آنان نیز در ازای این خدمات، با تألیف آثار گران و تقدیم آنها به ولی‌نعمت خود در صدد جبران این سخاوتمندی‌ها بودند. اکثر آثار علمی و تاریخی به پادشاهان و وزرا تقدیم شده است. حتی پادشاهان افتخار می‌کردند که وزرای خود را از بین این دانشمندان انتخاب کنند؛ چنان‌که ابن سینا وزیر دیلمیان و بیهقی وزیر غزنویان و بسیاری دیگر از دانشمندان و ادبای بزرگ در وزارت پادشاهان سامانی، سلجوقی و بویهی کوشیدند.

همان‌طور که گفته شد به‌رغم تنوع سیاسی و فرهنگی در تمدن اسلامی، خلافت عباسیان در دوره اقتدار خود حکومتی یکپارچه بود و به همین دلیل مسلمان بودن اشخاص بر هر امتیازی تفوق داشت. پس هر دانشمندی در تمدن اسلامی، قبل از هر چیز مسلمان بود سپس ایرانی، سوری، مصری و... این دانشمندان در جست‌وجوی علم به سیر و سفر می‌پرداختند و در حوزه تمدن اسلامی که از ایران، عراق، ماوراءالنهر و بعدها ترکیه تا سوریه و مصر و مغرب و ایتالیا و اسپانیا گستردگی داشت، به تعلیم و تعلم مشغول بودند. گستردگی قلمرو اسلامی و پاسداشت علما و فضلا که در قرآن و حدیث مورد تأکید قرار گرفته بود، موجب تعالی و رشد علم در جهان اسلام شد. علمای مسلمان مرزهای جغرافیایی و ملی را درنوردیدند و به همین دلیل ابوحنیفه، پیشوای ایرانی اهل‌تسنن، در مصر و شام هواداران بیشتری داشت تا موطن خود و ابن عربی، عارف اسپانیایی‌الاصل مسلمان، ترجیح می‌داد زوایای عرفان را در شرق عالم اسلام جست‌وجو کند و در شام مستقر شود، هم‌اینک نیز وی در مکاتب عرفانی شرق بیشتر شهره است تا در غرب.

با همه اینها تمدن اسلامی یک زبان غالب داشت و آن عربی بود و بدیهی بود که دانشمندان مسلمان برای ایجاد ارتباط و نشر تعالیم خود به زبان عربی بنویسند و البته این کار ملیت آنها را نفی نمی‌کرد. دانشمندان بزرگی چون ابن سینا، رازی و ابوریحان بیرونی هرچند آثار مشهور خود را به زبان عربی نوشته‌اند، اما ایرانی هستند و هیچ شکی در ایرانی بودن آنها نیست. چنان‌که هم‌اکنون نیز بسیاری از دانشمندان جهان برای گسترش دایره مخاطبان، آثار علمی خود را به زبان انگلیسی می‌نویسند یا بلافاصله به زبان انگلیسی ترجمه می‌کنند؛ پروفسور حسین نصر، دانشمند معاصر ایرانی، از این جمله است. دکتر نصر محقق و اندیشمند ایرانی است که بیشتر آثارش را به زبان انگلیسی نوشته و منتشر کرده است؛ اما بدون شک او ایرانی است؛ پس آشکار است که دانشمندان ایرانی در قرون کهن که صنعت ترجمه هم سرعت و رونق کنونی را نداشت، آثار خود را به زبانی بنویسند که اکثر جوامع اسلامی با آن آشنا بودند.

ابن سینا فیلسوف و طبیب مشهور ایرانی در جهان اسلام است که خوشبختانه از سرگذشت او اطلاعات کافی و مستندی باقی‌مانده است. شرح احوال او به قلم خودش و شاگردش ابوعبید جوزجانی به‌تفصیل در رساله‌ای نگارش‌یافته است و متن آن در عیون‌الانباء از ابن ابی‌اصیبعه و خلاصه آن در اخبارالحکما قفطی ذکر شده است. او در سن شانزده‌سالگی به اکثر علوم زمان خود آگاهی یافته و طبیبی حاذق بود که در همین سن پادشاه بیمار سامانی را درمان کرد و به او تقرب یافت. به پاداش این خدمت، کتابخانه بزرگ و غنی سامانیان در اختیار او قرار گرفت و وی مجدانه به تحقیق و مطالعه پرداخت و در سن هجده‌سالگی از یادگیری تمام علوم فارغ شد. وی بعدها گفت که در هجده‌سالگی از حیث حفظ مطالب از ایام بعد پیش‌تر، اما بعدها پخته‌تر بود و الا در مقدار دانش وی بعد از آن تفاوتی حاصل نشد. ابن سینا باوجود عظمت جایگاه علمی، دستخوش حوادث سیاسی بین حکومت‌ها شد و بعد از چند سال گریز و سرگردانی به دربار بویهیان در ری پناه گرفت و در آنجا مقام وزارت یافت. وی بیشتر آثار خود را در این دوره نوشته است. عاقبت وی در همدان ایران از دنیا رفت و در همان‌جا مدفون شد.

آثار علمی ابن سینا به دلایلی که ذکر آن رفت، بیشتر به زبان عربی است که زبان تمدن اسلامی و زبان بین‌المللی اسلامی بوده است. اما وی آثاری نیز به زبان مادری خود، فارسی، دارد. کتاب «دانشنامه علایی» یا «حکمت علایی» از آثار ارزشمند این دانشمند ایرانی به زبان فارسی است. وی این کتاب را به قصد تألیف منطق، طبیعیات، ریاضیات و مابعدالطبیعه تصنیف کرد؛ ولی جز به تحریر قسمت منطق و الهیات و طبیعیات توفیق نیافت و تألیف باقی کتاب (ریاضیات) را بعد از او، شاگردش ابوعبید جوزجانی با ترجمه‌ای از رسالات مختلف شیخ تکمیل کرد.

کتاب دیگر ابن سینا به زبان فارسی «رساله معراجیه» نام دارد که شامل تأویل اصطلاحاتی مانند روح‌القدس، وحی و کلام‌الله، نبوت و شریعت و بحث درباره معراج رسول خداست. رسالات دیگری چون «رساله نبضیه»، ظفرنامه و رساله‌ای در حقیقت و کیفیت سلسله موجودات نیز به زبان فارسی از ابوعلی سینا باقی‌مانده است. ابوعلی سینا، ابوریحان بیرونی و محمد بن زکریای رازی دانشمندان بزرگ ایرانی هستند که در دامان تمدن اسلامی ظهور و بروز یافتند. آنان با جدوجهد بسیار و رنج فراوان در علوم مختلف به تحقیق پرداختند و از این طریق به جامعه بشری خدمت کردند. این تلاش‌ها بی‌شک وامدار یکی از آموزه‌های اسلامی است که بنا به حدیثی از پیامبر (ص) دستور به کسب دانش از گهواره تا گور را به مسلمانان می‌داد و مقام علما را از بالاترین مقامات در دنیا و آخرت می‌دانست و دیگری مرهون ایران بزرگی است که هزاران سال مهد تمدن‌های بزرگ بوده و همواره در پیشرفت علوم جایگاه بلندی در تاریخ بشری داشته است. ای‌کاش امروز نیز در جهان اسلام، اسلام مهم‌ترین جلوه هر مسلمانی باشد.

*عضو هیئت علمی گروه تاریخ و باستان‌شناسی واحد علوم و تحقیقات

انتهای پیام/

کد مطلب: 1315867

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha