به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، در شرایطی که به اذعان بسیاری از کارشناسان غربی، آمریکا در دستیابی به اهداف نظامی خود در جنگ اخیر علیه ایران ناکام ماند، واشنگتن بار دیگر تمرکز خود را بر جنگ اقتصادی گذاشته و وزارت خزانهداری آمریکا با رونمایی از سیاست موسوم به «طرد اقتصادی ایران»، تلاش دارد شریانهای اصلی اقتصاد کشور را هدف قرار دهد. با این حال، تجربه چند دههای ایران در مقابله با تحریمها این پرسش را مطرح میکند که آیا این سیاست واقعا تفاوتی بنیادین با تحریمها و «فشار حداکثری» گذشته دارد یا صرفا نسخهای تشدیدشده از همان رویکرد است. از سوی دیگر، با توجه به مواضع متفاوت کشورهای منطقه در جریان جنگ و هشدار تهران درباره پیامدهای توقف صادرات نفت ایران، این پرسش نیز مطرح است که عربستان، عمان، قطر، امارات، کویت و بحرین در مرحله جدید تقابل اقتصادی چه مسیری را انتخاب خواهند کرد.
علی فکری -رئیس سابق سازمان سرمایهگذاریهای خارجی و معاون بین الملل وزارت اقتصاد در دولت سیزدهم- در گفتگوی تفصیلی با ایسکانیوز به سوالاتی در مورد سیاست «طرد اقتصادی ایران» توسط ایالات متحده و روابط تجاری با کشورهای همسایه و شرکای تجاری پاسخ داد. بخش اول این گفتگو بدین شرح است:
- در شرایطی که دشمن به اذعان کارشناسان غربی در جنگ نظامی علیه ایران شکست خورد، مجددا به جنگ اقتصادی روی آورد. اخیرا هم وزارت خزانهداری آمریکا از سیاست «طرد اقتصادی ایران» رونمایی کرد که هدفش بستن شریانهای حیاتی اقتصاد ایران است. با توجه به تجربه چند دههای ایران در حوزه مقابله با تحریمها، آیا آمریکا شانس موفقیت در جنگ اقتصاد جدید دارد؟
آمریکاییها بعد از اینکه در جنگ نظامی به اهدافشان نرسیدند و حتی امروز عقبتر از اهداف روز آغاز جنگ هستند و با مشکلات جدیدی دست و پنجه نرم میکنند که قبلا محاسبه آن را نکرده بودند. شرایط آمریکا از قبل از شروع جنگ بدتر شده است و به همین دلیل به سنت قدیمی خود -البته کمی شدیدتر- بازگشتهاند. آنها از یک ابزار نظامی برای فشار اقتصادی و به نوعی محاصره نظامی استفاده میکنند. جمهوری اسلامی به لطف دشمنیهای آنها از ابتدای پیروزی انقلاب تجارب زیادی کسب کرده است اما این به معنای آن نیست که اگر کاری انجام ندهیم، تجارب خود به خود ما را در این مقابله موفق میکند.
طبیعی است که چون آنها شیوه جدیدی در پیش گرفتهاند، ما هم باید خودمان را به روز رسانی کنیم. باید در بعضی بخشها به روابط خارجی خود جهتهای جدیدی بدهیم. در جای دیگر باید روابطمان را با بعضی کشورها تقویت کنیم و راههای جدیدی را در پیش بگیریم. همانطور که آنها شیوههای خود را به روز کرده و از ابزار جدید استفاده میکنند، ما هم باید اقدام مشابهی را انجام دهیم و نمیتوانیم بنشینیم و انتظار داشته باشیم که محاصره و تحریمهای جدید به نتیجه نرسد.
- به طور مشخص میخواهم بپرسم به نظر شما «طرد اقتصادی» چیزی فراتر از تحریمهای قبلی و «فشار حداکثری» در خود دارد که بتواند بر اقتصاد ایران اثرگذاری کند؟
نه. عوض کردن یک اسم و گذاشتن اسم جدید نمیتوان تاثیرگذار باشد اما واقعیت این است که قبلا زور آمریکا نمیرسید که تحریمهای اعلامی خود را در نقاط مختلف جهان اعمال کند و اکنون قصد دارد با استفاده از ابزار جدید میزان اعمال تحریمها را افزایش دهد. هرچند موقعیت آمریکا خیلی تغییر کرده و قدرت نرم و مقبولیت خود را در عرصه جهانی از دست داده که بخش زیادی از آن نتیجه جنگ با ایران بوده است. آنها جنگ بیدلیلی علیه ایران آغاز کردند و اعتماد خیلی از کشورها نسبت به آمریکا از بین رفته است.
آمریکا قبلا هم مقبولیت نداشت اما عدم مقبولیت هیچ وقت به این اندازه نبوده است. همه اینها نشان میدهد آنطور که تبلیغات میکنند، نمیتوانند این مسیر را به نتیجه برسانند و فقط بعد روانی آن پررنگ شده و نتیجه رسیدن آن بستگی به عملکرد ما و رسانههای داخلی برای مقابله با جنگ رسانهای است. آنها میخواهند فشار خود را افزایش دهند که این افزایش فشار هم روی کشورهای دیگر است. آنها تحریم بیشتری علیه ایران نمیتوانند اعمال بکنند و وقتی به ناحق بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران را در لیست حامیان مالی تروریسم اضافه کردهاند، دیگر تحریمهای بعدی عملا کار بیشتری نمیکند و صرفا در راستای اجرای همان تحریمهای قبلی است.
از آنجایی که مقبولیت و مشروعیت آمریکا به شدت آسیب دیده، توان اجرایی آنها هم کاهش یافته است اما باز تاکید میکنم که ما نباید دست روی دست بگذاریم.
- با توجه به فرمایش شما، ستون اصلی اقدام جدید آمریکا آنطور که وزیر خزانه داری این کشور اعلام کرده و ترامپ قصد دارد با سران سایر کشورها برای قطع تجارت با ایران صحبت کند، امکان به نتیجه رسیدن ندارد و به عبارت دیگر، کشورهای منطقه با آن همراهی نخواهند کرد؟
بله. نسبت به گذشته همراهی بیشتری با تصمیمات آمریکا نخواهد بود و شاید یکی دو کشور به برنامه جدید آمریکا بپیوندند. بقیه کشورها بعید است که با آن همراهی کند. اما ممکن است آمریکا دست به اقدامات قهرآمیزی بزند که باید به آنها فکر کرد و برایشان برنامه داشت.
- چین و روسیه هر دو قرادادهای جامع راهبردی بلند مدت با ایران امضا کردهاند و از شرکای مهم تجاری ما محسوب میشوند. اگرچه هر دو کشور مخالفت خود را با سیاست جدید آمریکا اعلام کرده اند اما فکر میکنید آنها با سیاست آمریکا همراهی خواهند کرد؟
این دو کشور به صراحت موضع خود را در مخالفت با اقدامات آمریکا اعلام کردهاند. این دو کشور در واقع میخواهند به خودشان کمک کنند؛ در دنیای امروز هر کشوری به خودش کمک میکند اما این کمک در جایی کمک به دیگری را در خود نهفته دارد. چین نمیخواهد که امنیت انرژیاش و رقابتش با سایر کشورها آسیب ببیند و هم روسیه نمیخواهد در جنوب خود با همسایهای مواجه باشد که با مشکلات متعدد دست و پنجه نرم میکند که آثار آن روی اقتصاد و روابط خارجی روسیه تاثیرگذار خواهد بود.
روابط اقتصادی خارجی مجموعهای از سازوکارها باید به خدمت گرفته شود تا یک رابطه بتواند برای دو طرف سودآور باشد. به همین جهت با توجه به تغییر شیوههای آمریکا، لازم است که رایزنی ما با کشورهایی که بیشترین حجم تجارت را داریم از جمله دو کشور چین و روسیه تغییر و سازوکارهای جدیدی پیشبینی یا ایجاد کنیم که اجازه ندهیم تکانههایی از اقدام جدید روی ما تاثیر بگذارد.
همین قدر که آمریکا با یک اقدام نظامی به ما فشار وارد میکند، از طرف مقابل در اثر اقدام نظامی ما هم باید یک فشار اقتصادی را تحمل کند. در واقع دو طرف تحت فشار قرار دارند و اینطور نیست که مثل گذشته صرفا تحریم کند و به دلیل قدرت اقتصادی آمریکا آثار آن را ببیند. چون او از ابزار نظامی اتسفاده میکند، متقابلا هم ایران با استفاده از ابزار نظامی برای فشار به آمریکا استفاده میکند. این جنگ از جنس جنگ تاب آوری است و لازم است رایزنیهای بیشتری با کشورهای هدف از جمله چین و روسیه انجام دهیم.
باید در مورد مسیرهای انتقال کالا بین خودمان و این دو کشور پروتکلهای جدیدی ایجاد کنیم و چون چین همسایه ما نیست، شاید نیاز باشد از چارچوب همکاریهای چندجانبه استفاده کنیم و کشورهای دیگر را هم که با دو طرف کار میکنند دخیل کنیم. مسئله دیگر سازوکارهاست؛ یعنی استانداردها از جمله رفتارهای گمرکی و قواعد حاکم در مرزها را تغییر دهیم. یکسانسازی تعرفهها در مسیرهای زمینی باید در نظر گرفت و اگر قرار باشد بخشی از مسیر دریایی حمل شود، باید مسیرهای دریایی جدید با یکدیگر هماهنگ کرد.
کسانی که بیشتر درگیر اجرا هستند باید با جزئیات بیشتری این راهکارها را تبیین کنند اما همه این سازوکارها و حتی شیوههای پرداخت که مثلا در گذشته به یک صورت انجام میشده اما لازم است که اکنون تغییر کند. مجموعه این اقدامات باید از طریق رایزنی با طرفهای مقابل ایجاد شود و نقطه مشترک منافع دو طرف را پیدا کرد. شاید امروز مدلهای قدیمی کار نکند و باید مدلهای جدید حاکم کرد که لازمه آن مشورت با شرکای تجاری است.
یکی از کارهایی که آمریکا انجام میدهد این است که مدام سعی میکند نوسان ایجاد کند و با وارد کردن شوکهای متعدد به شما اجازه برنامهریزی در حوزه های دیگر را نمیدهند. گاهی اوقات این شوکها داخلی هستند. لذا لازم است مستقل از اینکه آمریکاییها چه میکنند و با چه دستور کارهایی مواجه هستیم، ما باید یک برنامهریزی منظم با کشورهای همسو با خود و یا دارای منافع مشترک پیش ببریم.
کار تحریم ایجاد نوسان است. چرا آمریکا تحریمها را به صورت یکباره اعمال نمیکند! چون میخواهد در هر مرحله یک شوک جدید وارد و شما را سرگرم مرحله جدید کند. ما باید بدانیم در هر مرحله بخشی از وقت یا نیرو به این موضوع اختصاص پیدا کند، بخش دیگر باید بر همکاری با کشورهای همسو و دارای منافع مشترک متمرکز شود.
- اکنون به کشورهای منطقه بپردازیم. هر یک از آنها در طول جنگ یک مسیر را در پیش گرفتند. گفته میشد که امارات، بحرین و کویت خواهان تشدید تنش با ایران هستند، اما عمانریال قطر و عربستان به نوعی مسیر دیپلماتیک و کاهش تنش را ترجیح میدادند. در جنگ اقتصادی هم ما با همین کشورها سر و کار خواهیم داشت. مقامات ایرانی هم اعلام کردهاند که اگر قرار باشد ایران نفت صادر نکند، هیچ کشوری نمیتواند این کار را انجام دهد. به نظر شما کشورهای منطقه به چه سمتی حرکت خواهند کرد؟
اینکه هر کشور امروز چه موضوعی دارد باید توسط نهادهای مربوطه پاسخ داده شود اما من یک نگاه تحلیلی به موضوع دارم. آمریکا در آخرین سند امنیت ملی منتشر شده، منافعی در هیچ یک از کریدورهای توسعهای که از غرب آسیا عبور میکنند، برای خود مشخص نکرده و برداشت من این است که آنها میگویند نیمکره غربی برای ماست و در نیمکره شرقی با قدرتهای نوظهور رقابت میکنیم. معنی این جمله این است که آمریکا نیمکره غربی را آرام میکند تا محل جذب سرمایههای جهانی باشد و همه تنشها به نیمکره شرقی منتقل میشود تا سرمایههای جهانی به دلیل پایین بودن امنیت به اینجا نیاید.
این برنامه کلی آمریکاست که با برنامه رژیم صهیونیستی همسو شده است. رژیم صهیونیستی تلاش میکند با ایجاد تنش در منطقه، کشورها را وادار به همکاری با خود در قبال کریدور «آیمک» کند. نتانیاهو دو بار تا کنون در سازمان ملل نقشه آن را به دست گرفته و از آن به عنوان «کریدور خوشبختی» یاد میکند که بین هند و اروپاست. رژیم صهیونیستی میخواهد در این کریدور نقش محوری داشته باشد و به همین دلیل میخواهد با کشورهای صاحب قدرت در منطقه مقابله کند که شامل ایران، ترکیه، پاکستان، عربستان و این دست از کشورها است.
آمریکا میخواهد تنشها را به این منطقه منتقل کند و رژیم صهیونیستی هم میخواهد با قدرتهای این منطقه رویارویی کند تا جایگاه برتر را پیدا کند که البته هیچ وقت به واقعیت نخواهد رسید؛ چون آنها تاریخ ندارند. نتیجه این میشود که اهداف آمریکا و اسرائیل روی هم افتاده و بسیاری از تنشها ناشی از همین مسئله است.
حالا به کشورهای منطقه برگردیم. هر کدام از آنها که به سمت پیمان ابراهیم رفته باشند – که نقطه شروع برای ورود به کریدور آیمک محسوب میشود- طبیعتا با ایران فاصله خواهند گرفت و بیشتر در جهت منافع آمریکا و اسرائیل حرکت خواهند کرد. هر کدام که با پیمان ابراهیم و به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی فاصله داشته باشند، به ایران نزدیکتر خواهند شد. با این فرمول، امارات کم کم از ایران فاصله خواهد گرفت. چون یکی از نزدیکترین کشورها به رژیم صهیونیستی است. بحرین هم عضو پیمان ابراهیم شده است اما بقیه کشورها به میزانهای متفاوتی با عضویت در پیمان ابراهیم فاصله دارند.
انتهای پیام/
نظر شما