به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کهگیلویه و بویراحمد؛ شهرستان مارگون در حالی با قطعیهای روزانه ۳ تا ۴ ساعته برق دست و پنجه نرم میکند که این خاموشیها به معنای واقعی کلمه، شریانهای حیاتی این منطقه را قطع کرده است. قطع همزمان اینترنت و آنتنهای تلفن همراه، مارگون را در عصر ارتباطات به جزیرهای دورافتاده تبدیل کرده که صدای اعتراض مردم آن به گوش مسئولان نمیرسد. این وضعیت که به یک بحران زیرساختی مزمن تبدیل شده، نهتنها آسایش عمومی را مختل کرده، بلکه امنیت، اقتصاد و آموزش منطقه را نیز با چالشی جدی روبرو ساخته است.
در عصر حاضر، تعبیر خدمات پایدار دیگر محدود به تأمین انرژی الکتریکی نیست. در جهان متصل امروز، دسترسی به شبکه ارتباطی به عنوان یک نیاز حیاتی و همتراز با آب و برق شناخته میشود. با این حال، شهرستان مارگون این روزها گرفتار پارادوکسی شده است که در آن، با هر نوسان یا قطعی برق، دکلهای مخابراتی نیز به خواب عمیقی فرو میروند؛ گویی زیرساختهای ارتباطی این منطقه نه بر پایه پایداری، بلکه بر پایه شکنندگی طراحی شدهاند. گزارشهای میدانی نشان میدهد که در برنامههای زمانبندی شده یا اضطراری قطع برق، اینترنت و آنتندهی تلفن همراه بلافاصله از مدار خارج میشوند و مردم را در وضعیت بیخبری کامل قرار میدهند.
پدیده خروج دکلهای مخابراتی از مدار با قطع برق، بیش از آنکه یک اتفاق فنی ساده باشد، نشاندهنده فقدان سیستمهای پشتیبان انرژی یا ژنراتورهای خودکار درایستگاههای مخابراتی منطقه است. بر اساس استانداردهای جهانی و حتی ضوابط فنی ابلاغی در صنعت مخابرات، سایتهای ارتباطی باید به تجهیزاتی مجهز باشند که در صورت قطع برق شبکه، تداوم سیگنالدهی را برای بازههای زمانی مشخص تضمین کنند.
اتفاقی که در مارگون رخ میدهد، گویای آن است که این زیرساختها یا فاقد تجهیزات ذخیرهساز انرژی هستند و یا تجهیزات موجود دچار فرسودگی مفرط شده و توان پاسخگویی به نیاز روزمره را ندارند. این نقیصه فنی، نشاندهنده غفلت در دوره نگهداری و نوسازی تجهیزات است که اکنون در قالب اختلالات مکرر، هزینههای آن را شهروندان میپردازند.
قطع همزمان برق و ارتباطات، مارگون را به جزیرهای دورافتاده تبدیل میکند. امروز بخش عظیمی از حیات اداری، اقتصادی و آموزشی در بستر شبکه انجام میشود. در بازههای زمانی ۳ تا ۴ ساعته، کسبوکارهای محلی به دلیل ناتوانی در استفاده از درگاههای بانکی و سیستمهای فروش آنلاین، عملاً به تعطیلی کشیده میشوند.
کارمندان، دانشآموزان و دانشجویانی که بخشی از برنامههای درسی خود را در فضای مجازی دنبال میکنند، با دیوار بسته و بدون سیگنال گوشیهای خود مواجه میشوند. اما فراتر از اینها، موضوع امنیت است. در شرایطی که امکان برقراری تماس تلفنی وجود ندارد، چگونه میتوان در لحظات بحرانی، حوادث پزشکی یا امنیتی را به مراکز امدادی و اورژانس گزارش داد؟ این سکوت دیجیتال در مارگون، در واقع نوعی سلب حق دسترسی به خدمات ایمنی است که میتواند پیامدهای جبرانناپذیری داشته باشد.
موضوع دیگر، آسیب جدی به تجهیزات الکترونیکی شهروندان است. نوسانات شدید ولتاژ برق پیش از قطع و پس از وصل مجدد، نه تنها باعث خرابی لوازم خانگی میشود، بلکه مودمها، روترها و تجهیزات مخابراتی خانگی را نیز مستهلک میکند. این مسأله هزینههای اقتصادی پنهانی را به خانوادههای مارگونی و روستا های اطراف تحمیل میکند که در کنار اختلال فعالیتهای روزمره، بار مالی مضاعفی به شمار میآید.
توسعه شهرستان در گرو زیرساختهای پایدار است؛ اما وقتی یک منطقه نتواند ارتباط پایدار خود را با مرکز استان یا کشور حفظ کند، چگونه میتوان از توسعه کسبوکار و جذب سرمایه سخن گفت؟ این اختلالات، عملاً مارگون را از چرخه رقابت منطقهای در بخش خدمات دیجیتال خارج کرده است.
در مارگون، قطعی برق تنها یک تاریکی ساده نیست؛ یک دومینوی شکست است. وقتی برق قطع میشود، پمپهای آب کشاورزی از کار میافتند، سیستمهای گرمایشی و سرمایشی خاموش میشوند و به دنبال آن، دکلهای مخابراتی که قلب ارتباطات هستند، از کار باز میایستند. این یعنی قطع زنجیره خدمات. کشاورز مارگونی نمیتواند به اطلاعات بازار دسترسی داشته باشد، معلم نمیتواند فایل آموزشی بارگذاری کند و کارمند اداره نمیتواند نامه الکترونیکی بفرستد.
این حجم از ناکارآمدی در زیرساخت، باعث شده تا مردم احساس کنند که به حال خود رها شدهاند. مدیریت این وضعیت به هماهنگی نیاز دارد؛ هماهنگی که در حال حاضر حلقه مفقوده حکمرانی محلی در مارگون است.
از منظر مدیریتی، این وضعیت نشاندهنده نبود هماهنگی بینبخشی میان شرکت توزیع نیروی برق و اداره مخابرات است. اگر قرار است مدیریت مصرف برق از طریق خاموشیهای برنامهریزی شده اعمال شود، چرا هیچ تمهیدی برای مستثنی کردنایستگاههای حساس مخابراتی یا تقویت زیرساختهای پشتیبان آنهااندیشیده نشده است؟ ضعف در مدیریت بحران، یعنی اینکه دستگاههای متولی خدمات، بدون توجه به زنجیره وابستگی زیرساختها، تنها به رفع تکلیف خود میپردازند.
مطالبه اصلی در اینجا، شفافیت و پاسخگویی است. مسئولان مربوطه باید پاسخ دهند که چرا در حالی که تکنولوژی روز در دسترس است، زیرساختهای مارگون همچنان در وضعیت ابتدایی و آسیبپذیر باقی ماندهاند؟ آیا اولویتبندی برای تجهیز دکلهای مخابراتی به سیستمهای خورشیدی یا ژنراتورهای دیزلی در دستور کار اداره کل مخابرات استان قرار دارد یا همچنان باید شاهد تداوم این وضعیت باشیم؟
مارگون شهرستانی با بافت کوهستانی و صعبالعبور است. در چنین مناطقی، ارتباطات تلفنی و اینترنتی تنها راه برای غلبه بر فواصل جغرافیایی است. وقتی این راه بسته میشود، حس انزوا در میان مردم تشدید میشود. این موضوع اثرات روانی مخربی دارد؛ جوانان احساس میکنند از قافله پیشرفت جا ماندهاند و خانوادهها در صورت وقوع حوادث ناگهانی، احساس بیدفاعی میکنند.
مسئولان باید درک کنند که قطع شدن آنتن در مارگون، با قطع شدن آنتن در مرکز شهر یاسوج متفاوت است؛ چرا که در اینجا، ارتباط دیجیتال تنها راهِ رسیدن به خدمات عمومی است. این بیتوجهی به تفاوتهای اقلیمی و جغرافیایی در تصمیمگیریهای زیرساختی، ریشه بسیاری از نارضایتیهاست.
در نهایت، تداوم این رویه، چیزی جز سلب آرامش و ایجاد حس ناامنی روانی برای اهالی مارگون به همراه نخواهد داشت. مسئولان مربوطه باید بپذیرند که در عصر اطلاعات، قطع ارتباط، مساوی با حذف یک منطقه از نقشه توسعه است. مردم مارگون و روستاهای اطراف شایسته خدماتی هستند که با هر کلید برق، فرو نریزد. اکنون نوبت آن است که به جای بهانههای فنی و وعدههای تکراری، اقدام عملی برای پایان دادن به این انزوای خودخواسته صورت گیرد تا دکلهای مخابراتی این منطقه، دوباره به جریان زندگی و اطلاعات متصل شوند و سکوت سنگین این روزهای مارگون شکسته شود.
آینده توسعه این شهرستان، در گرو پایداری جریان اطلاعات است؛ جریانی که نباید با هیچ خاموشی از کار بیفتد. این سکوت دیجیتال باید پایان یابد، نه با وعده، بلکه با زیرساختی که در برابر نوسانات تاب بیاورد. مردم مارگون منتظر اقدام هستند.
فعال رسانه**
انتهای یادداشت./
نظر شما