به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کهگیلویه و بویراحمد؛ استان کهگیلویه و بویراحمد به عنوان قلب تپنده زاگرس، دارای یکی از ارزشمندترین اکوسیستمهای طبیعی در سطح خاورمیانه است. بیش از نیمی از مساحت این استان را جنگلهای انبوه بلوط و گونههای گیاهی نادر تشکیل میدهد.
با این حال، طی دهههای گذشته، نگاه سنتی و حفاظتی به این منابع، گاهی باعث ایجاد شکاف میان جوامع محلی و نهادهای منابع طبیعی شده است. رویکرد نوین جنگلداری اجتماعی که اخیراً در کانون توجه مدیران ارشد استان قرار گرفته، نویدبخش تغییری بنیادین در نحوه تعامل با این ثروت خدادادی است.
جنگلداری اجتماعی بر این اصل استوار است که جوامع محلی، نه تهدیدی برای جنگل، بلکه بهترین حافظان آن هستند. اگر معیشت مردم با حیات جنگل گره بخورد، آنها به جای تخریب، به دیدهبانان اصلی این منابع تبدیل خواهند شد. در استان ما، این الگو میتواند به جایگاه واقعی خود برسد، زیرا معیشت بخش قابل توجهی از ساکنان مناطق کوهستانی و روستایی، به طور مستقیم و غیرمستقیم با منابع طبیعی وابسته است.
یدالله رحمانی استاندار کهگیلویه و بویراحمد در نشست اخیر کارگروه امور زیربنایی، با تأکید بر اهمیت ۵۶ درصدی پوشش جنگلی استان، اعلام کرده است: جنگل یکی از مهمترین مزیتهای طبیعی و اقتصادی این خطه است و باید از حالت منفعل خارج شده و به چرخه اقتصادی استان وارد شود. »
این سخن، آغاز یک فصل جدید در مدیریت منابع طبیعی است. پرسش اصلی اینجاست که چگونه میتوان این هدف را محقق کرد؟
اولین گام در جنگلداری اجتماعی، توسعه فعالیتهای اقتصادی مرتبط با فرآوردههای جنگلی به ویژه بلوط است. درخت بلوط که سالها به عنوان تنها منبع سوخت یا خوراک دام در نظر گرفته میشد، اکنون باید در زنجیره ارزش قرار گیرد.
تولید آرد بلوط، محصولات آرایشی و بهداشتی بر پایه بلوط، و بهرهبرداری از سایر گیاهان دارویی که در سایهسار این درختان میرویند، فرصتهای شغلی بیشماری را برای جوانان بومی ایجاد میکند. ایجاد واحدهای فرآوری کوچک و زودبازده در جوار روستاها، میتواند ارزش افزوده این محصولات را در داخل استان نگه دارد و از خامفروشی جلوگیری کند.
علاوه بر این، گردشگری سبز یا اکوتوریسم یکی دیگر از ارکان جنگلداری اجتماعی است. استان کهگیلویه و بویراحمد با دارا بودن مناظر خیرهکننده و اقلیم متنوع، بستری آماده برای جذب گردشگران است.
در الگوی جنگلداری اجتماعی، جوامع بومی نه تنها میزبان گردشگران خواهند بود، بلکه مدیریت سایتهای گردشگری و آموزش طبیعتگردی را نیز بر عهده میگیرند. این امر نه تنها درآمد پایداری ایجاد میکند، بلکه فرهنگ حفاظت از محیط زیست را در میان مردم نهادینه میسازد.
یکی از چالشهای پیش روی این طرح، تغییر ذهنیتهای قدیمی است. سالهاست که تصور میشود برای حفاظت از جنگل، باید حضور مردم را محدود کرد. در حالی که تجربیات موفق جهانی نشان داده است که مشارکت مردم در مدیریت منابع، نرخ تخریب را به شدت کاهش میدهد. جنگلداری اجتماعی در واقع به معنای اعطای حق بهرهبرداری مشروط و قانونمند به مردم محلی است.
یعنی مردم در قبال نگهداری از بخشی از جنگل، اجازه دارند از منافع آن تحت نظارت کارشناسان استفاده کنند. این یک بازی برد-برد است؛ هم جنگل حفظ میشود و هم سفره مردم رنگینتر خواهد شد.
برای تحقق این چشمانداز، آموزش فنی و تخصصی جوامع محلی یک الزام است. دولت و بخش خصوصی باید دست در دست هم دهند تا دانش روز دنیا در زمینه جنگلداری را به ساکنان بومی منتقل کنند. تشکیل تعاونیهای محلی میتواند قدرت چانهزنی مردم را افزایش دهد و مسیر دسترسی آنان به بازار فروش محصولات را تسهیل کند.
همچنین، باید زیرساختهای لازم برای تبدیل این طرح به یک صنعت فعال مهیا شود. استان کهگیلویه و بویراحمد نیازمند شناسایی ظرفیتهای اختصاصی هر منطقه است. به عنوان مثال، در برخی مناطق ممکن است تمرکز بر محصولات جانبی بلوط نتیجه بهتری داشته باشد و در مناطق دیگر، تمرکز بر زنبورداری و یا گیاهان دارویی. این تنوعبخشی به اقتصاد محلی، مقاومت معیشت مردم را در برابر نوسانات اقتصادی افزایش میدهد.
نکته حائز اهمیت در سخنان مسئولین استان، تأکید بر توسعه پایدار است. جنگلداری اجتماعی تنها به دنبال سود فوری نیست، بلکه به دنبال آن است که نسلهای آینده نیز بتوانند از این جنگلها بهرهمند شوند. استفاده از روشهای نوین کاشت و برداشت، پیشگیری از آفات و بیماریهای جنگلی با مشارکت مردم و بازسازی نقاط آسیبدیده، از دیگر ابعاد این طرح است.
در پایان، باید گفت که کهگیلویه و بویراحمد بر روی گنجی بزرگ نشسته است. طلای سبز زاگرس، تنها زمانی به شکوفایی میرسد که مردم در جایگاه شرکای واقعی مدیریت جنگل قرار گیرند. اگر بتوانیم این پارادایم را تغییر دهیم و جنگل را به سفرههای مردم نزدیک کنیم، نه تنها معیشت جوامع محلی رونق میگیرد، بلکه سیمای استان نیز به عنوان الگوی موفق مدیریت تلفیقی محیط زیست و اقتصاد در کشور مطرح خواهد شد. این مسیر، مسیری پر از فرصت است که نیازمند عزم جدی مدیران و همراهی و مشارکت صمیمانه مردم استان است.
وقت آن رسیده است که از کلیشههای گذشته عبور کرده و با اعتماد به مردم، راه توسعه استان را از میان جنگلهای بلوط زاگرس هموار کنیم. این نه تنها یک ضرورت اقتصادی، بلکه یک وظیفه اخلاقی در قبال طبیعتی است که از نیاکان ما به ارث رسیده است.
خبرنگار: فائزه صداقت نژاد
انتهای خبر/
نظر شما