به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کرمان؛ دعوت هزار پژوهشگر و دانشجو به یک کنگره علمی زمانی برای کرمان ارزش واقعی پیدا میکند که بخشی از هزاران ساعت پژوهش، مقاله و پایاننامه دانشگاهی به حل مسئلهای در بیرون از دانشگاه منتهی شود؛ استانی که همزمان با بحران آب، فرونشست، توسعه سنگین معدنی، مشکلات سلامت و نابرابری منطقهای روبهروست، بیش از تعداد مقاله به تعداد مسئلههایی نیاز دارد که دانش توانسته برای آنها راهحل بسازد.
بیستوهفتمین کنگره ملی و سیزدهمین کنگره بینالمللی پژوهش و فناوری دانشجویان علوم پزشکی با حضور حدود یکهزار دانشجو، استاد و مسئول کمیتههای تحقیقاتی از سراسر کشور در کرمان برگزار شد. این عدد برای یک رویداد دانشجویی قابل توجه است، اما پرسش مهمتر بعد از پایان سه روز نشست و ارائه مقاله آغاز میشود؛ چه مقدار از این ظرفیت علمی میتواند از تالار همایش خارج شود و وارد بیمارستان، روستا، کارخانه، معدن، مدرسه و دستگاه اجرایی شود؟ تفاوت میان پژوهش اثرگذار و پژوهش صرفاً دانشگاهی دقیقاً در پاسخ به همین پرسش شکل میگیرد.
کرمان برای پژوهش مسئلهمحور کمبود سوژه ندارد. آب به تنهایی میتواند موضوع صدها پایاننامه کاربردی در رشتههای مهندسی، کشاورزی، محیطزیست، اقتصاد، علوم اجتماعی و سلامت باشد. برداشت سالانه منابع آب استان بیش از ۵.۵ میلیارد مترمکعب اعلام شده، در حالی که برنامه کاهش برداشت، رسیدن به حدود ۳.۵ میلیارد مترمکعب را هدف گرفته است. فاصله دو میلیارد مترمکعبی میان وضعیت موجود و هدف تعیینشده، یعنی دانشگاه با مسئلهای مواجه است که راهحل آن فقط فنی نیست و اقتصاد کشاورزی، رفتار مصرفکننده، حکمرانی آب و فناوری را همزمان درگیر میکند.
ابعاد بحران با یک عدد دیگر روشنتر میشود؛ حدود ۳۰ هزار حلقه چاه در استان وجود دارد که نزدیک به هفت هزار حلقه آن غیرمجاز عنوان شده و برداشت ناشی از چاههای غیرمجاز حدود ۴۵۰ میلیون مترمکعب برآورد شده است. این حجم برداشت فقط مسئله دستگاه متولی آب نیست. پژوهشگر علوم اجتماعی میتواند چرایی استمرار چاه غیرمجاز را بررسی کند، اقتصاددان مشوقهای تغییر رفتار را بسنجد، مهندس سامانه پایش طراحی کند و متخصص کشاورزی الگوی کشت کمآببر ارائه دهد. همین یک مسئله نمونهای است از اینکه چگونه یک بحران استانی میتواند به دهها سؤال واقعی پژوهشی تبدیل شود.
استان در سال ۱۴۰۴ با مجموعه اقدامات حفاظتی حدود ۱۵۰ میلیون مترمکعب کاهش مصرف منابع آب ثبت کرد؛ ۶۴۵ حلقه چاه غیرمجاز مسدود شد، آبدهی ۱۳۵ چاه مجاز کاهش یافت و ۹۲۵ پروانه کشاورزی اصلاح و تعدیل شد. اما همین ارقام نشان میدهد مدیریت بحران آب نیازمند مداخلهای در مقیاس بسیار بزرگتر است. دانشگاه در چنین شرایطی میتواند عملکرد هر سیاست را ارزیابی کند و مشخص کند کدام اقدام با کمترین هزینه اجتماعی، بیشترین کاهش مصرف را ایجاد میکند؛ همان چیزی که تصمیمگیر بدون پژوهش دقیق اغلب مجبور است با آزمون و خطا به آن برسد.
فرونشست ضلع دیگر همین بحران است. مطالعات زمینشناسی از مشاهده فرونشست در دشتهای مختلف استان حکایت دارد و در جنوب کرمان ارقامی تا ۳۰ یا ۴۰ سانتیمتر در سال نیز درباره برخی محدودهها مطرح شده است. چنین پدیدهای دیگر موضوع یک مقاله تخصصی صرف نیست؛ فرونشست میتواند جاده، خط انتقال، ساختمان، مزرعه و سکونتگاه را تهدید کند. پایاننامهای که تنها نرخ فرونشست را اندازه بگیرد، بخشی از مسیر را طی کرده است؛ مرحله بعد باید تبدیل داده به نقشه خطر و سپس اتصال آن به تصمیم درباره توسعه شهری، کشاورزی و زیرساخت باشد.
کرمان در سوی دیگر اقتصاد، یکی از بزرگترین قطبهای معدنی و صنعتی کشور است. سهم صنعت، معدن و تجارت از تولید ناخالص داخلی استان در سالهای اخیر تا حدود ۵۶ درصد اعلام شده و نزدیک به ۳۰ درصد فعالیت فولادی کشور در این استان متمرکز شده است. بیش از ۵۰ درصد ظرفیت کنسانتره سنگآهن کشور، بخش قابل توجهی از گندله و میلیونها تن ظرفیت آهن اسفنجی و فولاد نیز در کرمان شکل گرفته است. چنین اقتصادی برای دانشگاه یک آزمایشگاه زنده در مقیاسی است که بسیاری از استانها در اختیار ندارند.
اما همین ظرفیت معدنی دهها مسئله پژوهشی به همراه دارد؛ مصرف آب صنایع، انرژی، آلایندگی، باطلههای معدنی، ایمنی کار، بیماریهای شغلی، بازیافت فلزات، حملونقل، مسئولیت اجتماعی شرکتها، توسعه شهرهای معدنی و اثر فعالیت صنعتی بر زندگی جوامع پیرامونی تنها بخشی از آنهاست. اگر حتی بخشی از پایاننامههای مهندسی، پزشکی، مدیریت و علوم اجتماعی دانشگاههای استان به این مسائل متصل شوند، معدن از تأمینکننده موضوع پژوهش به تأمینکننده تقاضای واقعی برای دانش تبدیل خواهد شد.
تنها در سال گذشته دهها هزار میلیارد تومان حقوق دولتی از معادن کرمان به خزانه واریز شده و حدود ۲۸۱۰ میلیارد تومان از این منابع به استان بازگشته است. چنین گردش مالی بزرگی خود میتواند موضوع پژوهش باشد؛ اینکه بازگشت درآمدهای معدنی در کدام شهرستان و برای چه پروژهای بیشترین اثر توسعهای را دارد، چگونه باید سهم جوامع پیرامون معدن محاسبه شود و چه شاخصی برای سنجش تأثیر اجتماعی معدن مناسب است. پاسخ دقیق به این پرسشها میتواند به اندازه یک فناوری جدید معدنی برای استان ارزش داشته باشد.
کرمان در حوزه فناوری نیز در حال حرکت است، اما فاصله میان ظرفیت اقتصادی و اندازه زیستبوم دانشبنیان هنوز قابل توجه به نظر میرسد. در شش ماه اخیر ۱۱۰ واحد فناور جدید به مجموعه استان اضافه شده و تعداد شرکتهای دانشبنیان از ۱۲۵ به ۱۴۵ شرکت رسیده است؛ افزایشی ۲۰ واحدی که در کنار رشد حدود ۵۰ درصدی واحدهای فناور، نشانهای مثبت است. با این حال برای استانی با چنین حجم صنعت، معدن، کشاورزی و جمعیت دانشگاهی، ۱۴۵ شرکت هنوز نمیتواند پایان مسیر باشد.
مسئله اصلی دقیقاً میان پایاننامه و شرکت دانشبنیان قرار دارد. دانشگاه هر سال پروژههای کارشناسی ارشد، رسالههای دکتری و مقالات متعددی تولید میکند، اما درصد کوچکی از آنها به محصول، خدمت، سیاست عمومی یا شرکت تبدیل میشوند. اگر دانشجو موضوعی را انتخاب کند که دستگاه اجرایی برای حل آن بودجه و نیاز مشخص ندارد، پایان پژوهش معمولاً همزمان با جلسه دفاع است. اما اگر مسئله از ابتدا توسط صنعت، بیمارستان، شهرداری یا دستگاه اجرایی تعریف شود، همان پایاننامه میتواند نخستین مرحله توسعه یک راهحل واقعی باشد.
در این مدل، استانداری نیز نمیتواند فقط از دانشگاه بخواهد موضوعات کاربردی انتخاب کند. مسئله واقعی باید قابل تعریف باشد. دستگاههای اجرایی باید بانک مسئله منتشر کنند؛ مسئلهای که داده، متولی، هدف و امکان اجرای آزمایشی داشته باشد. عبارتی مانند کاهش مصرف آب بسیار کلی است، اما کاهش ۱۵ درصدی مصرف آب یک محصول مشخص در یک شهرستان، با حفظ درآمد کشاورز، موضوعی قابل پژوهش است. همین تفاوت میان شعار پژوهشی و مسئله پژوهشی است.
علوم پزشکی نیز گستره بزرگی از مسائل بومی در اختیار دارد. دانشگاه علوم پزشکی فقط با بیماری در بیمارستان مواجه نیست؛ تصادفات جادهای، سلامت کارگران معادن، سالمندی، سلامت روستایی، تغذیه، بیماریهای غیرواگیر، آلودگی محیطی و دسترسی مناطق دورافتاده به خدمات درمانی همگی مسائل سلامت هستند. حضور حدود هزار پژوهشگر علوم پزشکی در کرمان زمانی اثر ماندگار خواهد داشت که بخشی از این ظرفیت با دادههای واقعی استان و نیازهای شبکه سلامت پیوند بخورد.
تصور اینکه همه پایاننامهها باید فوراً به محصول تجاری تبدیل شوند نیز اشتباه است. دانشگاه مأموریت تولید دانش بنیادی را هم دارد و بسیاری از دستاوردهای بزرگ علمی سالها بدون کاربرد مستقیم باقی ماندهاند. مسئله کرمان حذف پژوهش بنیادی نیست؛ مسئله ایجاد سهم مشخص و قابل اندازهگیری برای پژوهشهای مأموریتگراست. دانشگاهی که هزار پایاننامه تولید میکند میتواند بخشی را بنیادی، بخشی را فناورانه و بخشی را مستقیماً در خدمت مسائل منطقه تعریف کند.
تجربه دانشگاههای پژوهشمحور جهان نشان میدهد ارتباط واقعی با جامعه زمانی شکل میگیرد که مسئله بیرون دانشگاه وارد نظام ارزیابی درون دانشگاه شود. اگر استاد تنها براساس تعداد مقاله ارتقا بگیرد، طبیعی است مقاله اولویت پیدا کند. اگر ثبت اختراع، حل یک مسئله صنعتی، ارائه مدل اجرایی برای دستگاه عمومی یا کاهش هزینه یک خدمت نیز وزن واقعی در ارزیابی علمی داشته باشد، رفتار نظام دانشگاهی نیز تغییر خواهد کرد. سیاستگذاری پژوهش باید انگیزهها را تغییر دهد، نه اینکه فقط توصیه اخلاقی به کاربردی شدن علم ارائه کند.
از سوی دیگر دستگاه اجرایی نیز باید آماده پذیرش نتیجه پژوهش باشد. بارها ممکن است دانشگاه مطالعهای انجام دهد اما دستگاه سفارشدهنده تصمیم خود را از قبل گرفته باشد یا داده کافی در اختیار محقق قرار ندهد. پژوهش مسئلهمحور بدون دسترسی به داده عملاً ممکن نیست. استان برای حل مسائل واقعی باید بخشی از دادههای غیرمحرمانه خود را استاندارد، بهروز و قابل استفاده دانشگاه کند؛ از اطلاعات آب و محیطزیست تا سلامت، حملونقل و اقتصاد شهرستانی.
ایجاد یک سامانه مشترک میان استانداری، دانشگاهها، صنایع و پارک علم و فناوری میتواند این پراکندگی را کاهش دهد. هر دستگاه مسائل اولویتدار خود را با جزئیات بارگذاری کند، دانشگاه استاد و دانشجوی مناسب را معرفی کند و صنعت یا دولت بخشی از هزینه را تأمین کند. نتیجه نیز به جای قرار گرفتن صرف در کتابخانه، با شاخص مشخص ارزیابی شود؛ کاهش هزینه، افزایش بهرهوری، کاهش بیماری، صرفهجویی آب یا ایجاد محصول.
در حوزه آب، مثلاً پایاننامه میتواند پس از اجرا با مترمکعب صرفهجویی سنجیده شود. در صنعت، کاهش مصرف انرژی یا کاهش توقف خط تولید معیار باشد. در سلامت، کاهش مراجعه مجدد بیمار یا افزایش پوشش یک خدمت میتواند شاخص قرار گیرد. چنین مدلی حتی نگاه دانشجو به پژوهش را تغییر میدهد؛ او دیگر برای گرفتن نمره پایاننامه نمینویسد، بلکه نتیجه کار خود را در یک مزرعه، کارخانه یا مرکز درمانی مشاهده میکند.
رشد ۱۱۰ واحد فناور جدید در شش ماه نشان میدهد میل به حرکت در این مسیر وجود دارد، اما تبدیل واحد فناور به بنگاه پایدار مرحله دشوارتری است. شرکت نوپا باید مشتری داشته باشد و بزرگترین مشتری بالقوه فناوری در کرمان، همان صنایع و مجموعههای بزرگی هستند که میلیاردها تومان گردش مالی دارند. اگر شرکتهای معدنی و صنعتی استان بخشی از خرید فناوری خود را از شرکتهای بومی انجام دهند، بسیاری از پروژههای دانشجویی میتوانند مسیر روشنتری تا بازار پیدا کنند.
حتی رتبه چهاردهم کرمان در صادرات محصولات دانشبنیان در آخرین آمار منتشرشده، یک پیام دوگانه دارد؛ استان وارد بازار فناوری شده، اما جایگاهی متناسب با وزن اقتصادی خود ندارد. استانی که حدود ۳۰ درصد فعالیت فولادی کشور را در خود جای داده و یکی از قطبهای مس، آهن و کشاورزی است، ظرفیت آن را دارد که در فناوریهای معدنی، آب، کشاورزی خشک، انرژی و سلامت مناطق کمبرخوردار به صادرکننده راهحل تبدیل شود، نه صرفاً مصرفکننده تجهیزات و دانش تولیدشده در استانهای دیگر.
کشاورزی جنوب کرمان نیز یکی از گستردهترین آزمایشگاههای طبیعی برای پژوهش کاربردی است. کاهش ضایعات، بستهبندی، زنجیره سرد، کنترل آفات، افزایش بهرهوری آب و توسعه صنایع تبدیلی هرکدام موضوعی هستند که میتوانند از مقاله دانشگاهی به کسبوکار تبدیل شوند. وقتی یک راهحل علمی تنها چند درصد ضایعات یک محصول با تولید چندصد هزار تنی را کاهش دهد، ارزش اقتصادی آن ممکن است از هزینه چند سال یک مرکز تحقیقاتی بیشتر باشد.
حتی مسائل اجتماعی استان نیز قابلیت تعریف پژوهشی دارند. مهاجرت از روستاها، حاشیهنشینی، ترک تحصیل، نابرابری دسترسی به خدمات، آثار توسعه معدن بر جوامع محلی و تغییر الگوی اشتغال موضوعاتی هستند که بدون پژوهش علوم انسانی، با راهحل صرفاً عمرانی برطرف نمیشوند. دانشگاه مسئلهمحور نباید به دانشگاه مهندسیمحور تبدیل شود؛ گاهی پیچیدهترین مسئله استان نه به دستگاه جدید بلکه به شناخت رفتار مردم و اصلاح حکمرانی نیاز دارد.
برای دانشجوی علوم پزشکی نیز پژوهش کاربردی الزاماً ساخت داروی جدید نیست. طراحی مدلی برای کاهش زمان رسیدن اورژانس در یک محور پرتردد، شناسایی عامل افت پوشش واکسیناسیون در یک منطقه، بررسی سلامت کارگران معدن یا ارائه مدل مراقبت از سالمندان در روستا میتواند تأثیری مستقیمتر بر زندگی مردم داشته باشد. معیار ارزش پژوهش باید اندازه اثری باشد که ایجاد میکند، نه فقط پیچیدگی عنوان آن.
کرمان از نظر مسئله و سرمایه مالی فقیر نیست؛ آنچه کمبود آن بیشتر احساس میشود سازوکاری است که این دو را به سرمایه علمی متصل کند. میلیاردها تومان در آب، معدن، راه، سلامت و کشاورزی هزینه میشود و همزمان صدها پژوهش دانشگاهی نیز تولید میشود، اما این دو جریان همیشه در نقطه مناسب به هم نمیرسند. دانشگاه مسئلهای را مطالعه میکند که خریدار ندارد و دستگاه برای مسئلهای هزینه میکند که دانشگاه از آن بیخبر است.
برگزاری یک کنگره هزار نفره میتواند فرصتی برای تغییر این رابطه باشد، به شرط آنکه خروجی آن فقط گواهی شرکت، مقاله و عکس اختتامیه نباشد. اگر حتی دهها پروژه مشترک از چنین گردهماییهایی شکل بگیرد، شبکهای میان پژوهشگران کشور و مسائل کرمان ساخته میشود. استان میتواند برخی بحرانهای خود را به فراخوان ملی پژوهشی تبدیل کند و از دانشجویان دانشگاههای سراسر کشور بخواهد روی آنها کار کنند.
رقابت نیز میتواند کیفیت را افزایش دهد. برای مسائل مشخص آب، معدن، سلامت و کشاورزی میتوان جایزه حل مسئله تعریف کرد، داده واقعی در اختیار تیمها گذاشت و بهترین راهحل را در یک شهرستان به صورت آزمایشی اجرا کرد. دانشگاه در چنین ساختاری از تولید مقاله به تولید گزینه سیاستی و نمونه اولیه حرکت میکند و دستگاه اجرایی نیز به جای خرید مطالعهای که ممکن است در قفسه بماند، روی نتیجه قابل سنجش سرمایهگذاری میکند.
مسئله مالکیت فکری نیز باید پیشاپیش حل شود. دانشجو و استاد زمانی انگیزه ورود به پروژه صنعتی دارند که سهم آنها از محصول، اختراع یا شرکت آینده روشن باشد. صنعت نیز زمانی داده و سرمایه در اختیار دانشگاه قرار میدهد که محرمانگی و مالکیت نتیجه مشخص باشد. قراردادهای استاندارد مشترک میان دانشگاه و صنعت میتواند بسیاری از اختلافات بعدی را کاهش دهد و مسیر تجاریسازی را کوتاهتر کند.
در کنار اینها، باید از تبدیل کاربردی شدن پژوهش به یک شعار اداری تازه جلوگیری کرد. ممکن است پایاننامهای با چند واژه از مسائل استان در عنوان ثبت شود اما هیچ داده بومی نداشته باشد و نتیجه آن نیز قابل اجرا نباشد. مسئلهمحوری واقعی یعنی پژوهش از یک نیاز واقعی آغاز شود، ذینفع واقعی داشته باشد، داده واقعی تحلیل کند و در پایان امکان آزمودن راهحل وجود داشته باشد.
عددها نشان میدهند کرمان برای چنین تغییری بیش از بسیاری از استانها انگیزه دارد؛ برداشت بیش از ۵.۵ میلیارد مترمکعب آب، حدود ۳۰ هزار چاه، ۷ هزار چاه غیرمجاز، ۴۵۰ میلیون مترمکعب برداشت غیرمجاز، دهها مجموعه معدنی و صنعتی بزرگ، سهم ۵۶ درصدی صنعت و معدن از اقتصاد استان و فقط ۱۴۵ شرکت دانشبنیان، تصویری از فاصله میان ابعاد مسئله و ظرفیت فعلی اقتصاد دانشبنیان ارائه میدهد.
در چنین استانی، پایاننامهای که به کاهش یک درصد مصرف آب، افزایش چند درصدی بهرهوری معدن یا کاهش هزینه یک خدمت درمانی منجر شود، دیگر یک تکلیف دانشگاهی نیست؛ بخشی از توسعه استان است. هر درصد صرفهجویی در مقیاس چند میلیارد مترمکعب آب یا میلیونها تن تولید صنعتی میتواند ارزشی بسیار بزرگتر از هزینه اجرای پژوهش ایجاد کند.
دانشگاه زمانی در زندگی مردم دیده میشود که پاسخ آن فقط در مقاله قابل خواندن نباشد؛ وقتی کشاورز آب کمتری مصرف کند، بیمار سریعتر خدمات بگیرد، کارگر معدن ایمنتر کار کند، کارخانه انرژی کمتری بسوزاند یا یک شرکت جوان بتواند فناوری خود را بفروشد، علم از محوطه دانشگاه وارد زندگی شده است. این همان نقطهای است که تعداد مقاله جای خود را به اندازه اثر میدهد.
کرمان اکنون هم مسئله دارد، هم دانشگاه، هم صنعت و هم سرمایه. هزار پژوهشگر گردهمآمده در یک کنگره و ۱۴۵ شرکت دانشبنیان موجود نشان میدهند ظرفیت انسانی نیز کم نیست. آزمون اصلی از اینجا آغاز میشود که آیا میان این چهار ضلع یک مسیر دائمی ساخته خواهد شد یا بار دیگر پس از پایان همایش، دانشگاه به مسیر خود بازمیگردد و دستگاه اجرایی نیز مسئلههایش را جداگانه دنبال میکند.
اگر پایاننامههای نسل جدید کرمان به جای قفسه کتابخانه وارد دشتهای کمآب، معادن، بیمارستانها، صنایع و روستاها شوند، دانشگاه میتواند از یکی از ناظران توسعه به یکی از بازیگران اصلی آن تبدیل شود. در استانی که بحران آب با میلیارد مترمکعب سنجیده میشود و اقتصاد معدنی آن با دهها هزار میلیارد تومان، حتی یک راهحل علمی موفق میتواند ارزشی فراتر از صدها مقاله داشته باشد.
نتیجه واقعی کنگرهها و سیاست هدایت پایاننامهها نیز چند سال بعد در تعداد مقالات چاپشده مشخص نخواهد شد؛ باید دید چند مسئله استان کوچکتر شده، چند فناوری بومی شکل گرفته، چند شرکت از دل دانشگاه بیرون آمده و چند تصمیم اجرایی بر داده علمی استوار شده است. کرمان به دانشگاهی نیاز ندارد که فقط درباره مسائل استان بنویسد؛ به دانشگاهی نیاز دارد که بخشی از حل آنها باشد.
خبرنگار: زهرا اسکندری
انتهای خبر./
نظر شما