سرمایه‌گذاری آمریکا روی فیلم‌های ایرانی/ دروغ و نیرنگ محسن قرایی برای دریافت پروانه ساخت

«مراقب» با دریافت پروانه ساخت رسمی، موفق شده بود مجوز فیلم‌برداری بخش عمده‌ای از سکانس‌های خود را در ندامتگاه قزلحصار دریافت کند؛ این یعنی فیلمی که امروز با تصاویری از کشف حجاب بازیگر اصلی‌اش یعنی لاله مرزبان در ویترین جشنواره‌های غربی می‌درخشد، در بستری از همکاری‌های لجستیکی با نهادهای دولتی متولد شده است.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، در بازار رقابتی جشنواره‌های جهانی و حضور نام‌های ایرانی در قاب‌بندی‌های پرزرق‌وبرق ونیز، خبر موفقیت فیلم «مراقب» در هشتادوسومین جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز، بیش از آنکه یک پیروزی هنری و دستاورد سینمایی به نظر برسد، تبدیل به محل یک نزاع و مایه سرشکستگی و سرافکندگی برای جامعه هنری ایران شده است.

قصه «مراقب» در حاشیه تهران می‌گذرد. رشید، پدر خانواده، نگهبان زندان است و در شرایطی قرار دارد که به دلیل یک خطای کاری، موقعیت شغلی‌اش به خطر افتاده است. از سوی دیگر، خانه‌ای که خانواده در آن زندگی می‌کنند در مسیر یک پروژه بزرگ عمرانی قرار گرفته و قرار است تخریب شود.

در ادامه رشید متوجه می‌شود دختر بزرگش، انسیه، بدون اطلاع او تصمیم گرفته ایران را ترک کند و برای فعالیت به عنوان مدل به ترکیه برود. مخالفت شدید پدر با این تصمیم، بحران خانواده را تشدید می‌کند.

هرچه ماشین‌آلات تخریب به خانه نزدیک‌تر می‌شوند، کنترل رشید بر اعضای خانواده نیز شدیدتر می‌شود و خانه‌ای که قرار بود محل امنیت اعضای خانواده باشد، به شکل دیگری از زندان تبدیل می‌شود.

محسن قرایی، کارگردانی که پیش‌تر با آثاری همچون «سد معبر» و «بی‌همه‌چیز» خود را در به دنیای سینما معرفی کرد، این‌بار با «مراقب» به تهیه‌کنندگی میلاد خسروی، نه تنها یک اثر سینمایی، بلکه یک گره کور در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی جمهوری اسلامی ایجاد کرده است. دریافت جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افق‌ها» توسط لاله مرزبان، اگرچه در ظاهر افتخاری برای سینمای ایران قلمداد می‌شود، اما وقتی در کنار حواشی سیاسی کارگردان و ابهام‌های تولید فیلم قرار می‌گیرد، پرسش‌هایی اساسی را درباره نفوذ و نظارت مطرح می‌کند.

خبر ذخیره‌سازی شده توسط در تاریخ ۱۴۰۵۰۶۲۳-۱۶:۴۳

«مراقب» محصول مشترک ایران، ایالات متحده و آلمان است. پس از پایان فیلم‌برداری نیمه‌پنهانی در ایران، راش‌ها برای تدوین و صداگذاری به خارج از کشور منتقل شدند. تهیه‌کنندگان بین‌المللی فیلم (شرکت پخش جهانی Paradise City) نسخه اولیه را به مکس ریشتر (از چهره‌های به نام موسیقی پست‌مینیمال جهان) ارائه دادند. ریشتر که به حمایت از آثار مستقل با تم‌های عمیق انسانی و عاطفی شهرت دارد، شیفته اتمسفر خفقان‌آور خانه و تقابل نسل‌ها در ایران شد. موسیقی او در این فیلم، نه یک ملودی ساده، بلکه یک بافت صوتی عمیق از سازهای زهی ملایم و فرکانس‌های ممتد الکترونیک است که تعلیق و فروپاشی روانی خانواده رشید را به اوج می‌رساند.

یکی از پیچیده‌ترین ابعاد این ماجرا، شیوه تعامل سازندگان فیلم با نهادهای حاکمیتی است. «مراقب» با دریافت پروانه ساخت رسمی، موفق شده بود مجوز فیلم‌برداری بخش عمده‌ای از سکانس‌های خود را در ندامتگاه قزلحصار دریافت کند. این یعنی فیلمی که امروز با تصاویری از کشف حجاب بازیگر اصلی‌اش یعنی لاله مرزبان در ویترین جشنواره‌های غربی می‌درخشد، در بستری از همکاری‌های لجستیکی با نهادهای دولتی متولد شده است.

محسن قرایی در گفت‌وگویی که با رسانه‌های خارجی داشته، پرده از حقیقتی برداشته که اگر صحت داشته باشد، زنگ خطری جدی برای نظام نظارتی سینماست. او مدعی شده است که برای دریافت مجوز، نسخه‌ای متفاوت از فیلم‌نامه به نهادهای مسئول ارائه کرده و پس از اخذ مجوزها، نسخه نهایی متفاوتی با آنچه تصویب شده جلوی دوربین رفته است. این «فریب سیستماتیک»، مصداق بارز دور زدن قانون و سوءاستفاده از اعتماد دستگاه‌های حاکمیتی است. چگونه یک پروژه سینمایی می‌تواند از ظرفیت‌های فیزیکی و امنیتی کشور (مانند زندان قزلحصار) استفاده کند، اما در نهایت خروجی‌اش در تضاد کامل با ارزش‌های قانونی و اعتقادی آن دستگاه‌ها باشد؟

در بخش دیگری از مصاحبه خود بیان کرده که به دلیل ابعاد پروژه، امکان فیلمبرداری کاملاً مخفیانه وجود نداشته و برای ساخت بخش‌های حساس فیلم مانند صحنه‌هایی که لاله مرزبان بی‌حجاب است، تعداد اعضای حاضر در صحنه تا حد امکان کاهش داده شده است و در صورت سر رسیدن مأموران، تظاهر به تمرین و دورخوانی می‌کردند.

سرمایه‌گذاری آمریکا روی فیلم‌های ایرانی/ دروغ و دیرنگ محسن قرایی برای دریافت پروانه ساخت

اما حواشی «مراقب» به همین‌جا ختم نمی‌شود. شخصیت محسن قرایی به عنوان کارگردان، به دلیل موضع‌گیری‌های تند و ساختارشکنانه‌اش همواره محل بحث بوده است. انتشار تصویری پاره از رهبر شهید انقلاب در صفحه شخصی وی پس از شهادت ایشان و ابراز خوشحالی از شهادت رهبر امت، موضوعی است که باید توسط نهادهای امنیتی مورد بررسی قرار گیرد. اینکه فردی با چنین پیشینه‌ی فکری آشکار، چگونه توانسته است مجوزهای لازم را از سیستم رسمی دریافت کند، خود نشان‌دهنده ساختاری معیوب در فرآیند احراز صلاحیت فیلم‌سازان است.

خبر ذخیره‌سازی شده توسط در تاریخ ۱۴۰۵۰۶۲۳-۱۶:۴۳

رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی کشور، در واکنش به این اتفاق، به سرعت موضع‌گیری کرد. او تأکید کرده است که «مراقب» فاقد پروانه نمایش است و به هیچ عنوان نماینده رسمی ایران در جشنواره ونیز محسوب نمی‌شود. اگرچه این موضع‌گیری از لحاظ اداری درست است، اما از لحاظ استراتژیک، پاک کردن صورت مسئله به شمار می‌رود.

مشکل اینجاست که در دنیای امروز، «پروانه نمایش» داخلی تنها برچسبی است که قدرت بازدارندگی‌اش تنها در مرزهای جغرافیایی ایران معنا دارد. جشنواره‌های بین‌المللی مانند ونیز، تشنه‌ی آثاری هستند که تصویری تابوشکنانه یا خلاف عرف از ایران ارائه دهند. وقتی فیلمی ساخته می‌شود، مجوز تولید می‌گیرد و در بهترین لوکیشن‌ها فیلم‌برداری می‌شود، دیگر فرقی نمی‌کند که پروانه نمایش داخلی داشته باشد یا نه؛ آن اثر راه خود را برای دیده شدن در خارج از مرزها پیدا کرده است. این فیلم، فارغ از بیانیه‌های رسمی سازمان سینمایی، در افکار عمومی جهان به عنوان یک محصول ایرانی شناخته می‌شود؛ محصولی که نه تنها با قوانین کشور همخوانی ندارد، بلکه با آن در تضاد مستقیم است.

موضوع کشف حجاب لاله مرزبان در این فیلم، لایه‌ای دیگر از جنجال‌آفرینی‌های «مراقب» است. در سینمای ایران، عبور از خط قرمز حجاب همواره به عنوان میان‌بُر برای دیده شدن در جشنواره‌های خارجی شناخته شده است. وقتی فیلم‌سازی آگاهانه چنین تصمیمی می‌گیرد، عملاً سینما را از هنر به ابزاری برای پروپاگاندا تبدیل می‌کند.

خبر ذخیره‌سازی شده توسط در تاریخ ۱۴۰۵۰۶۲۳-۱۶:۴۳

تاریخ حضور سینمای ایران در جوامع جهانی نشان داده است که آن دسته از فیلم‌سازانی که هویت ملی و دینی خود را به مسلخ خوشایند جشنواره‌های غربی برده‌اند، اگرچه در کوتاه‌مدت به شهرت و جوایزی دست یافته‌اند، اما در حافظه بلندمدت کشورشان، جایگاه پایداری نخواهند داشت.

پرونده‌ی فیلم «مراقب» و جوایز ونیز، بیش از آنکه یک اتفاق سینمایی باشد، یک «زنگ خطر» است. سینمای ایران نیازمند یک بازنگری عمیق در شیوه‌های نظارتی خود است. «پروانه ساخت» نباید صرفاً یک برگه اداری باشد؛ بلکه باید مبتنی بر شناخت دقیق از تفکرات سازنده و انطباق واقعی خروجی اثر با آرمان‌های کشور صورت گیرد.

نمی‌توان همزمان به سینماگرانی که ابایی از هتک حرمت به مقدسات ندارند، امکانات دولتی داد و سپس از دیده شدن آثارشان در جشنواره‌های غربی اظهار شگفتی کرد. این دوگانگی، نه تنها به نفع سینمای ایران نیست، بلکه باعث ایجاد شکافی عمیق میان جامعه‌ی هنری و نهادهای حاکمیتی می‌شود.

موفقیت لاله مرزبان در ونیز، شاید برای او یک دستاورد فردی باشد، اما برای سینمای ایران، سندی بر ناکارآمدی فرآیندهایی است که در سایه‌ی غفلت، اجازه می‌دهند اثری متولد شود که هویتش با مبانی قانونی کشور در تضاد است. حالا زمان آن رسیده است که سازمان سینمایی، به جای تکذیب‌های پس از حادثه، فکری به حالِ سیستم «صدور مجوز» بکند؛ پیش از آنکه فیلم دیگری با استفاده از سفره‌ بیت‌المال، تبر بر ریشه باورهای جامعه بزند.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1318225

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha