آیا فرزندآوری را می‌توان بدون شعار روایت کرد؟

فاطمه روزبه*

گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، تلویزیون در باب، پرداختن به موضوع فرزندآوری معمولاً با یک مسئله قدیمی همراه بوده است: چگونه می‌توان درباره یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های جمعیتی کشور سخن گفت، بدون آنکه مخاطب احساس کند در حال تماشای یک پیام مستقیم تبلیغاتی یا یک سخنرانی آموزشی است؟ «جونمون»، رئالیتی‌شوی جدید شبکه نسیم، ظاهراً تلاش کرده برای این مسئله راهی متفاوت پیدا کند؛ نه با نشاندن یک کارشناس مقابل دوربین، نه با ارائه فهرستی از مزایای فرزندآوری، بلکه با قرار دادن زوج‌های جوان در برابر خودِ واقعیت زندگی با کودک.

این برنامه که محصول مشترک شبکه نسیم و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی است، با تهیه‌کنندگی کامران سیف‌اللهی و اجرای سپند امیرسلیمانی و مونا کرمی ساخته شده و از اواخر مرداد ۱۴۰۵ روی آنتن شبکه نسیم رفته است. ساختار اصلی برنامه مبتنی بر حضور زوج‌هایی است که هنوز صاحب فرزند نشده‌اند؛ زوج‌هایی که وارد فضایی موسوم به «جهان بچه‌ها» می‌شوند و برای مدتی با کودکان تعامل می‌کنند.

طبق توضیحات سازندگان، در هر قسمت دو زوج که حداکثر دو سال از ازدواجشان گذشته، در کنار شش کودک چهار تا شش ساله قرار می‌گیرند.در نگاه اول، ایده «جونمون» ساده به نظر می‌رسد: چند زوج جوان، چند کودک و مجموعه‌ای از موقعیت‌های طراحی‌شده برای ایجاد تعامل میان آنها. در پس این سادگی اما، یک انتخاب رسانه‌ای مهم وجود دارد؛ به جای اینکه درباره فرزندآوری حرف بزنیم، زندگی با کودک را نشان دهیم.کامران سیف‌اللهی، تهیه‌کننده برنامه، صراحتاً گفته است که هدف سازندگان این نبوده که به مخاطب بگویند «فرزندآوری خوب است و باید بچه‌دار شد».

استراتژی برنامه، ایجاد موقعیتی بوده که زوج‌ها و مخاطبان بتوانند بخشی از این تجربه را لمس کنند؛ تجربه‌ای که هم شیرینی دارد و هم سختی. این تغییر زاویه از «گفتن» به «نشان دادن» شاید مهم‌ترین نقطه قوت «جونمون» باشد. تلویزیون وقتی درباره فرزندآوری صرفاً از زبان کارشناس یا مجری حرف می‌زند، مخاطب می‌تواند پیام را از همان ابتدا تشخیص دهد و در برابر آن موضع بگیرد؛ اما وقتی کودک در قاب حضور دارد، گریه می‌کند، بازی می‌کند، توجه می‌خواهد، سؤال می‌پرسد یا حتی بزرگسالان را کلافه می‌کند، پیام دیگر صرفاً در سطح کلمات باقی نمی‌ماند.

در اینجا مخاطب به جای شنیدن درباره «مسئولیت پدر و مادر بودن»، بخشی از این مسئولیت را مشاهده می‌کند.تصویر «جهان بچه‌ها» به جای سخنرانییکی از تصمیم‌های هوشمندانه برنامه، ساختن فضای مستقل با عنوان «جهان بچه‌ها» است. سازندگان گفته‌اند که تلاش کرده‌اند این جهان نه فقط در محتوای برنامه، بلکه در دکور، فرم و فضای بصری آن نیز حضور داشته باشد؛ جهانی رنگارنگ و پرتحرک که کودکان در آن منشأ اصلی اتفاقات هستند.

در نتیجه، «جونمون» قرار نیست یک برنامه کودک باشد؛ مخاطب اصلی آن بزرگسالانی هستند که وارد جهان کودکان شده‌اند. این جابه‌جایی زاویه دید، امکان ایجاد موقعیت‌های طنز و پیش‌بینی‌ناپذیر را هم فراهم می‌کند. کودک برخلاف بازیگر حرفه‌ای، الزاماً مطابق سناریو رفتار نمی‌کند. همین ویژگی برای یک رئالیتی‌شو یک سرمایه مهم است. واکنش واقعی زوج‌ها به رفتار کودک می‌تواند بسیار جذاب‌تر از دیالوگ‌هایی باشد که از قبل برای آنها نوشته شده است.

از همین جاست که نقش سپند امیرسلیمانی و مونا کرمی نیز معنا پیدا می‌کند. این دو، علاوه بر اینکه چهره‌های شناخته‌شده تلویزیونی هستند، یک زوج واقعی و والد نیز محسوب می‌شوند و به گفته سازندگان، نقش پل ارتباطی میان زوج‌های شرکت‌کننده و کودکان را ایفا می‌کنند. امیرسلیمانی همچنین مسئولیت کارگردانی هنری برنامه را بر عهده داشته است.

«جونمون» فرزندآوری را بی‌نقص نشان نمی‌دهداگر «جونمون» تنها شیرینی فرزند داشتن را نمایش می‌داد، خیلی زود به همان چیزی تبدیل می‌شد که سازندگان می‌گویند قصد دارند از آن فاصله بگیرند: یک برنامه شعاری.

در توضیحات تهیه‌کننده اما نکته دیگری وجود دارد که می‌تواند به اعتبار برنامه کمک کند؛ او تأکید کرده که قرار نیست فرزندآوری به عنوان مسیری بدون دشواری تصویر شود. در برنامه، زوج‌ها با گریه، بی‌قراری، نیازهای لحظه‌ای و سختی‌های تعامل با کودک مواجه می‌شوند و در کنار زیبایی‌های والد شدن، قرار است بخشی از مسئولیت‌ها و دشواری‌های آن نیز دیده شود.

این مسئله از نظر رسانه‌ای بسیار مهم است. مخاطب امروز، به‌خصوص مخاطب جوان، اگر احساس کند یک برنامه صرفاً قصد دارد نیمه شیرین یک موضوع را نشان دهد و نیمه دشوار آن را پنهان کند، به‌سرعت نسبت به پیام آن بی‌اعتماد می‌شود. بنابراین اگر «جونمون» بتواند سختی‌های فرزندپروری را همان‌قدر جدی بگیرد که از زیبایی‌های آن حرف می‌زند، می‌تواند از یک برنامه تبلیغاتی فاصله بگیرد و به یک روایت واقعی‌تر تبدیل شود.

«جونمون» در نهایت یک برنامه بی‌طرف درباره سبک زندگی نیست. شاکله اصلی آن بر موضوع جمعیت و فرزندآوری است و تولید آن نیز با همکاری وزارت بهداشت انجام شده است. بنابراین مأموریت فرهنگی برنامه کاملاً روشن است. خود تهیه‌کننده نیز گفته که هدف اصلی پروژه، ارائه راهکاری برای موضوع فرزندآوری بوده است؛ پس مسئله این نیست که برنامه پیام ندارد؛ مسئله این است که پیام خود را چگونه منتقل می‌کند.

این تفاوت ظریفی است اما بسیار مهم.«جونمون» نمی‌تواند بگوید نسبت به فرزندآوری بی‌طرف است؛ اما می‌تواند تلاش کند درباره آن غیرمستقیم حرف بزند. درست مانند یک فیلم یا سریال که ممکن است یک ارزش اجتماعی را تبلیغ نکند اما با روایت داستانی مخاطب را به فکر کردن درباره آن وادار کند. در این معنا، ادعای «فرزندآوری بدون شعار» بیشتر به روش انتقال پیام مربوط است، نه به نبودن پیام.مخاطب اصلی؛ زوج‌های جوانسازندگان برنامه، گروه‌های مختلفی را مخاطب «جونمون» می‌دانند؛ از والدین گرفته تا افرادی که با مسئله فرزندآوری چالش دارند و حتی کسانی که تصمیم گرفته‌اند فرزند نداشته باشند.

یک گروه ویژه اما مورد توجه آنهاست: زوج‌هایی که مانع مشخص اقتصادی یا اجتماعی برای فرزندآوری ندارند اما هنوز وارد این مرحله نشده‌اند. تهیه‌کننده شمار این گروه را حدود ۱.۵ تا ۲ میلیون زوج برآورد کرده است. این هدف‌گذاری، در عین حال، بزرگ‌ترین چالش برنامه نیز هست. چرا؟ چون تصمیم به فرزندآوری در جامعه امروز تنها یک تصمیم احساسی نیست. اقتصاد، مسکن، امنیت شغلی، کیفیت رابطه زوجین، آینده تحصیلی کودک، حمایت خانواده‌ها و ده‌ها عامل دیگر در این تصمیم نقش دارند.

یک برنامه تلویزیونی نمی‌تواند این مسائل را با چند ساعت بازی با کودکان حل کند.بنابراین اگر «جونمون» بخواهد صرفاً نشان دهد که «بچه داشتن شیرین است»، بخشی از واقعیت زندگی زوج‌های جوان را نادیده گرفته است؛ اما اگر بتواند در کنار شیرینی، درباره مسئولیت، هزینه، خستگی، تربیت، رابطه زوجین و حمایت اجتماعی نیز تصویری واقعی ارائه دهد، آن وقت می‌تواند گفت‌وگویی جدی‌تر درباره فرزندآوری ایجاد کند.

یکی از جذاب‌ترین اظهارنظرهای تهیه‌کننده درباره فلسفه ساخت برنامه، این است که در رئالیتی‌شو باید «چهارچوب را طراحی کرد، نه محتوا را کنترل». یعنی سازنده موقعیت را ایجاد کند و اجازه دهد آدم‌ها در آن موقعیت واکنش واقعی نشان دهند. این نگاه می‌تواند برگ برنده «جونمون» باشد. اگر زوج شرکت‌کننده قرار باشد دقیقاً همان چیزی را بگوید که برنامه از او انتظار دارد، رئالیتی‌شو بودن اثر زیر سؤال می‌رود.؛ اما اگر یکی از زوج‌ها پس از مواجهه با کودک بگوید «این مسئولیت برای من خیلی سخت است»، یا برعکس، زوج دیگری بگوید «حالا می‌فهمم چرا زندگی با بچه می‌تواند شیرین باشد»، هر دو واکنش برای برنامه ارزشمندند.

حتی واکنش منفی نیز می‌تواند به گفت‌وگویی مفید تبدیل شود.در واقع، موفقیت «جونمون» در گرو آن است که اجازه دهد واقعیت گاهی برخلاف پیام مورد انتظار برنامه حرکت کند.آیا می‌شود بدون شعار مردم را به فرزندآوری ترغیب کرد؟پاسخ کوتاه این است که تا حدی بله اما نه صرفاً با سرگرمی.تلویزیون می‌تواند تصویر ذهنی مخاطب را تغییر دهد، می‌تواند ترس‌ها را تعدیل کند، می‌تواند تجربه‌ای را که فرد هنوز نداشته است برای او قابل لمس کند و حتی می‌تواند فرزندآوری را از یک «وظیفه اجتماعی» به یک «تجربه انسانی» تبدیل کند.

«جونمون» دقیقاً در همین نقطه شانس موفقیت دارد. تلویزیون اما به تنهایی نمی‌تواند تصمیمی را که ریشه در اقتصاد، فرهنگ، سبک زندگی و آینده‌نگری دارد، تغییر دهد.اگر مخاطب بعد از تماشای برنامه بگوید «بچه داشتن شیرین است» اما بلافاصله در زندگی واقعی با بحران مسکن، درآمد ناکافی، نبود مهدکودک مناسب یا نگرانی از آینده شغلی مواجه شود، تلویزیون به تنهایی نمی‌تواند آن فاصله را پر کند.

بنابراین «جونمون» اگر بخواهد اثرگذار باشد، بهتر است به جای تلاش برای قانع کردن مخاطب، او را به فکر کردن وادار کند. این دو با هم فرق دارند. قانع کردن یعنی برنامه از قبل جواب را می‌داند و تلاش می‌کند مخاطب را به همان جواب برساند؛ فکر کردن اما بدین معناست که برنامه سؤال را روی میز می‌گذارد و اجازه می‌دهد مخاطب با تجربه و شرایط خودش به پاسخ برسد.

«جونمون» اگر موفق شود، چه چیزی را تغییر می‌دهد؟ شاید بزرگ‌ترین موفقیت احتمالی «جونمون» این نباشد که چند زوج بعد از حضور در برنامه تصمیم به بچه‌دار شدن بگیرند. موفقیت واقعی‌تر می‌تواند این باشد که برنامه بتواند تصویر کلیشه‌ای از فرزندآوری را تغییر دهد.

فرزندآوری نه یک بهشت بی‌دردسر است و نه یک فاجعه پرهزینه. ترکیبی از عشق، مسئولیت، خستگی، رشد، نگرانی، شادی و تغییر سبک زندگی است. اگر «جونمون» بتواند همین تصویر چندوجهی را منتقل کند، قدم مهمی برداشته است.در نهایت، سؤال اصلی برنامه شاید این نباشد که «چرا باید بچه‌دار شویم؟» بلکه سؤال جذاب‌تر این است: «اگر قرار باشد روزی پدر یا مادر شویم، واقعاً چه چیزی در انتظار ماست؟» و این پرسش، برخلاف یک دستور مستقیم، مخاطب را وارد گفت‌وگو می‌کند.

«جونمون» تلاش کرده است از همین مسیر وارد موضوعی شود که تلویزیون سال‌ها درباره آن حرف زده است اما کمتر توانسته آن را به یک تجربه ملموس تبدیل کند. حالا باید دید آیا حضور چند کودک، چند زوج جوان و یک فضای رنگارنگ واقعاً می‌تواند مخاطب را از «شنیدن درباره فرزندآوری» به «فکر کردن درباره آن» برساند یا نه.

اگر پاسخ مثبت باشد، شاید مهم‌ترین دستاورد «جونمون» نه ترغیب مستقیم به فرزندآوری، بلکه تغییر شیوه حرف زدن رسانه درباره این موضوع باشد؛ از شعار به تجربه، از توصیه به روایت و از «باید» به «ببین، تجربه کن و خودت تصمیم بگیر».

فاطمه روزبه- خبرنگار*

انتهای پیام/

کد مطلب: 1318965

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha