به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، تأسیس «باغ کتاب تهران» در اراضی عباسآباد و در میان دود و ترافیک و زندگی ماشینی، نقطهعطفی در برنامهریزی فرهنگی کشور به شمار میرود؛ مجموعهای که تنها یک کتابفروشی بزرگ نیست، بلکه یک اکوسیستم جامع علمی، تفریحی، فرهنگی و هنری است که تلاش میکند نسبت شهروند با کتاب و اندیشه را بازتعریف کند.
وظیفه و رسالت اصلی باغ کتاب تهران، فراتر از یک مرکز تجاری عرضهکنندهی کتاب، ایجاد فضایی برای شهروندان است که در آن آموزش غیررسمی، تفریح سالم، تعامل اجتماعی و دسترسی آسان به محصولات فرهنگی به شکلی متوازن تلفیق میشوند. باغ کتاب با فراهم آوردن امکاناتی نظیر باغهای علم، سالنهای سینما، کافه و فضاهای باز بام، تلاش داشته تا انزوای شهروندان در دنیای دیجیتال را به فرصتی برای بازگشت به کتاب و فرهنگ تبدیل کند.
با این همه، چالش اصلی اینگونه مگاپروژههای فرهنگی، صیانت از هویت اصیل فرهنگی و جلوگیری از غلبهی رویکرد صرفاً تجاری بر رسالتهای تربیتی و ملی است. اگر باغ کتاب تهران بتواند تعادل میان جذابیتهای مدرن تفریحی و ارزشهای کتابخوانی و فرهنگی را حفظ کند، بیشک میتواند به الگویی ماندگار برای توسعهی زیرساختهای فرهنگی در سراسر کشور بدل شود.
علی رمضانی مدیرعامل باغ کتاب تهران با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز به گفتوگو نشست که شرح آن در ذیل آمده است.
ایسکانیوز: مدت یک سال و ۶ ماه است که مدیریت باغ کتاب را دست گرفتید. در این مدت چه کردید که در دورههای قبل اتفاق نیفتاده و بعد از رفتن شما از این مجموعه هم میتوانید به این اقداماتتان افتخار کنید.
رمضانی: باغ کتاب تهران به عنوان یکی از داراییهای شهر تهران محسوب میشود و به اشاره رهبر شهید انقلاب تاسیس شده است. اینکه عرض کردم به اشاره حضرت آقا دلیلش این است که در سال ۸۲ وقتی رهبر شهید انقلاب به نمایشگاه کتاب تهران میروند، میفرمایند که باید کاری بکنیم تا مردم در طول سال به تازههای نشر دست پیدا بکنند و منتظر این ۱۱ روز نمایشگاه کتاب نباشند.
همان موقع در شهرداری وقت آقای احمدی نژاد، جمعی به این موضوع فکر میکنند و در موردش گفتگوهایی را آغاز میکنند. مکان یابیها را مدنظر قرار میدهند و در دوره شهرداری آقای قالیباف این ایده تکمیل میشود که در نهایت طراحی و ساخت پروژه شروع و در سال ۹۶ افتتاح میشود و تیرماه سال آینده دهمین سال تاسیس باغ کتاب تهران است.
البته آنچه که نهایتاً افتتاح میشود با ایده اولیه فاصله دارد. ما الان ۸ هزار متر کتابفروشی داریم که همین مقدار هم در منطقه غرب آسیا منحصر به فرد است اما در آن زمان حجم بیشتری قرار بوده به کتابفروشیها اختصاص پبدا کند و به آن ایده اولیه تازه های نشر کشور بتوانند برسند.
اول اینکه خود این ایده، ایده پیشروانهای بوده است و هنوز هم ما در کشور و شاید حتی در منطقه با این وسعت، کنار هم قرار گرفتن این مجموعه ها را نداریم و در ابعاد کوچکترش در بعضی از کشورها سراغ دارم اما با این وسعت که بتوانیم یک مقصد مصرف فرهنگی داشته باشیم کمتر وجود د ارد.
در طول این یک سال و نیم هم تلاش مجموعه باغ کتاب بر این بوده که اولا به سمت ماموریتهای اصلیاش برود یعنی اینجا را یک مجموعه فرهنگی پیشرو متناسب با ماموریت های اولیه بتوانیم حفظ کنیم.
برای مثال زمانی در مجموعه باغ کتاب، فروشگاه کتاب کودک و نوجوان ۳هزار یا ۴هزار متری که راه افتاده در آن زمان، مقیاس فروشگاه خودش در لبه موضوع بوده است. کتابفروشی تخصصی کودک و نوجوان در کشور کم داریم و شاید بتوانم بگویم که عدد بسیار پایینی باشد که شاید در حد هیچ باشد. شاید سوال بشود که کتابفروشی کودک و نوجوان با کتابفروشی بزرگسال چه فرقی میکند؟ از کوچکترین فرق که چینش کتاب است مشخص میشود به طوری که شما کتاب کودک و نوجوان را نمی توانید به عطف بچینید و باید به رو بچینید تا جلدش دیده بشود و مخاطب بتواند با آن ارتباط بگیرد و انتخاب بکند اما در کتاب بزرگسال اینگونه نیست.
این ایده کتابفروشی بزرگ کودک نوجوان در زمان خودش پیشرو بوده است. اما در مسئله شکل فروشگاه و همین نقطهای که در فروشگاه کودک و نوجوان نشستیم که به عنوان تعبیر غربیاش، ادونچرهای کوچک محل برگزاری رویدادهاست که زیباتر و متفاوتتر در داخل کتابفروشی است و این یک کار نوین است که در دوره جدید اتفاق افتاد. یعنی ما تلاش کردیم که شکل فروشگاه را جلو ببریم و از آن نقطه قبلی حرکت بدهیم، و در اضافه کردن موضوعاتی مثل راهنماها، مشاورها، برگزاری رویدادهای داخل مجموعه و بحثهای این چنینی در بقیه بخشها هم تلاش کردیم به سمت آن ماموریتها برویم.
در فضای کار اشتراکی هم باغ کتاب تهران یک زمانی پیشرو بود و در راهاندازی فضاهای کار اشتراکی در کشور در سالهای ۹۷-۹۸ این موضوع در باغ کتاب توسط خود باغ راه اندازی شد و کمکم گروههای دیگری هم آمدند فضای کار اشتراکی در کشور توسعه پیدا کرد و الان هم مجموعههای مختلف خصوصی و غیرخصوصی را میبینید که این کار را میکنند و ایده اولیه این است که اینها یک امکان کنار هم نشستن پیدا بکنند و افراد گروهها بتوانند کنار هم بشینند. در این موضوع هم سالها باغ کتاب کار کرده و این امکان کنار هم نشستن و همنشینی را فراهم کرد و این ایده مطرح شد که ما باید یک مرحله جلوتر از همنشینی برویم و بتوانیم امکان هم افزایی را فراهم کنیم. هم افزایی به این معنا که علاوه بر مصرف کننده، تولیدکننده را هم اینجا مستقر کنیم.
در فضای کتاب بزرگسال هم وقتی ما وارد شدیم تعداد عناوین محدودی مجموعه کتابفروشی بزرگسال ما و کتابفروشی کودک و نوجوان ما داشت. امروز چهار برابر آن تعداد عناوینی را داریم که در اختیار مخاطب قرار گرفته است و مخاطب میآید دست خالی نمیرود و مکرر مراجعه میکند؛ پس داریم به آن ایده اولیه نزدیک میشویم.
کار دیگری هم که تلاش کردیم انجام بدهیم افزایش تعداد مخاطبان و بازدیدکنندگان بوده است. این را از کجا متوجه میشویم؟ ما دو جنگ و البته یک کودتا را پشت سر گذاشتیم، تعطیلیهایی به دلیل قطع شدن آب و برق و گاز در سال گذشته در کشور داشتیم که کتاب مقهور هیچ کدام از اینها نشد یعنی ما در جنگ ۱۲ روزه و در جنگ ۴۰ روزه مجموعه را باز نگه داشتیم. در جنگ ۴۰ روزه در روز ۲۳ اسفند مجموعه را باز کردیم و بهرهبردارهای ما سر موضع کاری خودشان آمدند.
فروردین ماه یکی از ماههای پر مراجعه باغ کتاب است و عمدتاً به واسطه مراجعه کنندگان استانهای دیگر که برای تفریح و فراغت به تهران میآیند، سالهای پیش اینجا پر از جمعیت میشد اما امسال با وجود اینکه سفرها زیاد نبود و در جنگ بودیم اما ایام تعطیلات نوروز اینجا مراجعه کننده داشت. ما در شش ماه اول امسال که یا در جنگ بودیم یا در مهلتهای ۶۰ روزه آتش بس بودیم و یا درگیری در جنوب کشور داشتیم به اندازه کل سال ۴۰۴ بازدید کننده داشتیم و بیش از کل سال ۴۰۳ که هیچ جنگ و کودتایی نبوده بازدید کننده داشتهایم و این را از نرخ تراکنش و تعداد فاکتورها ارزیابی کردهایم.
ایسکانیوز: بخش عمده کسب و کارهای مستقر در باغ کتاب در دست بخش خصوصی است. آیا برای جلوگیری از متضرر شدن این کسب و کارها در ایامی که جنگ و تعطیلی وجود داشت تمهیداتی را داشتید؟
رمضانی: ما یکسری قواعد داخلی داریم که متناسب با زمان و در قراردادها به آن زمان خاص میگویند. تجربه قبلی باغ کتاب مربوط به دوره کرونا بوده که بررسی هایی را انجام دادند و متناسب با بررسیها، بخشودگیها و تخفیفهایی را داشتیم. در این دوره هم در اسفند و فروردین با لحاظ این نکته که باغ کتاب بسته نبوده و مردم رفت و آمد میکردند با لحاظ این نکته نسبت با درآمدی که بهره برداران داشتند تعاملاتی از همین جنس با آنان صورت گرفت.
ایسکانیوز: یکی از اقداماتی که انجام دادین برگزاری «اردیبهشت کتاب» در خلا برگزار نشدن نمایشگاه اصلی کتاب بود. برگزار نشدن نمایشگاه کتاب با این استدلال بود که به دلیل شرایط جنگی نمیتوان روی جان مردم ریسک کرد. شما چطور چنین ریسکی را قبول کردید؟
رمضانی: ما که در ایام جنگ هم مجموعه را باز کردیم یعنی ریسک عمدهتر را پذیرفتیم. در اردیبهشت ماه که جنگی در کشور در جریان نبود. مگر شما کسی را مجبور میکردید که به نمایشگاه بیاید و یا مگر ما کسی را مجبور کردیم که به اردیبهشت کتاب بیاید؟ ما فقط اطلاع دادیم که مردم این امکان برایتان فراهم شده و در پایین ترین برآوردها در همان ایام، ما در ماه تقریبا ۱۰۰ هزار نفر بازدید کننده داریم، در ایام ۱۶-۱۷ روزه اردیبهشت کتاب، ۸۰۰ هزار نفر بازدید کننده داشتیم و بر اساس همین فرمول هایی که عرض کردم ۸۰۰ هزار بازدید کننده در بعضی ساعات دیگر اصلا زیرساختهای ما جواب نمیداد زیرا زیرساخت ما زیرساخت نمایشگاهی نیست.
تصمیم گیران حوزه فرهنگ حق ندارند در زمانی که مردم به آنان احتیاج دارند به بهانههای مختلف غیبت کنند. مراجعی در کشور هست که آیا آن مراجع اعلام کرده بودند که این ریسک است یا ما به بهانه این موضوع نمایشگاه کتاب را برگزار نکردیم؟ در سه سال دولت شهید رئیسی که نمایشگاه کتاب برگزار میشد خصوصا سال اول که اواخر دوره کرونا بود مگر مراجع مسئول در ابتدا موافق برگزاری نمایشگاه کتاب بودند؟ خیر؛ در خود ستاد کرونا وزیر وقت ارشاد مذاکرات مفصل انجام داد، استدلالهای مفصل داشت که راهمان برای برون رفت از انزوای اجتماعی که کرونا ایجاد کرده برگزاری نمایشگاه کتاب است و این خط را فقط با همچین کلان رویدادی میتوانیم بشکنیم.
من از شما سوال میکنم اگر نمایشگاه کتاب در سال ۴۰۵ برگزار میشد، نمایشگاهی که سالها محل مراجعه رهبر شهید انقلاب بوده و رهبر معظم انقلاب کمتر از دو ماه قبلش به شهادت رسیدند و این انس عمومی را در جامعه ایجاد کردند آیا این نمایشگاه مورد استقبال عجیب و غریب مردم و موجب ایجاد یک تصویر پر قدرتمند از ایران نمیشد؟ حتما این اتفاق میافتاد. ما در باغ کتاب در ایام اردیبهشت کتاب ۸۰۰ هزار نفر جمعیت داشتیم حالا شما تصور کنید این جمعیت میرفت در نمایشگاه کتاب یک رکورد تاریخی را در دنیا ثبت میکرد. از دشمنی دشمنان ما چیزی کم نمیشود، آنان هم مدرسه هم میزنند، هم به عروسی هم حمله میکنند و ممکن بود که تهدیدات امنیتی داشته باشند اما از آن طرف هم یک صحنه قدرتمندی خلق شد که دشمن را عقب میراند و من میگویم که شما به عنوان تصمیمگیر و سیاستگذار حوزه فرهنگی حق نداشتید این اتفاق را و این امکان را از مردم دریغ کنید.
ایسکانیوز: اگر بخواهیم صریحتر بپرسیم آیا برگزاری رویداد اردیبهشت کتاب که شما در نبود نمایشگاه کتاب در باغ کتاب رقم زدید واقعاً از دغدغه فرهنگی نشات میگرفت یا مدلی از کش مکش مدیریتی بود؟ به هرحال شما در دورههای گذشته در خانه کتاب، خودتان متولی برگزاری نمایشگاه کتاب بودید.
رمضانی: اگر کسی بخواهد رویداد اردیبهشت کتاب را با نمایشگاه کتاب مقایسه کند معلوم است که نمایشگاه کتاب را نمیشناسد. نمایشگاه کتاب یک سرمایه ملی و در ابعادی متفاوت است. واقعا اردیبهشت کتاب قصد رقابت یا جایگزینی و یا موضوعات دیگری را نداشته و همه حرف دوستان برگزار کننده این بود که این پرچمی که رهبر شهید انقلاب سالها پای آن ایستادند بر افراشته بماند.
رهبر انقلاب برای دو موضوع عمدتاً در سالهای رهبری هر سال از محل کارشان خارج میشدند. یکی رفتن به دانشگاههای افسری و دیگری آمدن به نمایشگاه کتاب بوده که این معنا دارد. ببینید در کشورهای دیگر جشن های بی محتوا، پوچ و ضد فرهنگی مانند گوج پرتاب کردن به یکدیگر برگزار میشود اما در کشور ما گردهمایی مردم حول یک مسئله فرهنگی بی همتا است. هیچ رقیبی برای نمایشگاه کتاب نمیشود پیدا کرد. شما بروید ملاحظه بکنید که ما کی اعلام کردیم اردیبهشت کتاب برگزار میشود؟
ایسکانیوز: یعنی اگر نمایشگاه کتاب هم برگزار میشد شما اردیبهشت کتاب را برپا میکردید؟
رمضانی: بله ما ادای دینمان را نسبت به این موضوع انجام میدادیم. مهمتر از این یا در کنار اینکه کسی ظرفیت نمایش کتاب را نمیشناسد که با اردیبهشت کتاب مقایسه میکند، ظرفیت نیاز نشر کشور و نیاز جامعه فرهنگی کشور است. منی که تجربه برگزاری نمایشگاه کتاب را دارم عرض میکنم که هر چقدر از این جنس رویدادهای فرهنگی در کشور اتفاق بیافتد باز هم جا دارد. بررسی بکنید شبکه رسمی کتابفروشی هایمان در کشور چقدر است و میزان مراجعه کننده به نمایشگاه چقدر است؟ کسی که بگوید اردیبهشت کتاب برای جایگزینی نمایشگاه کتاب بود با بگویم که نخیر اینطور نیست و ما اگر همزمان با نمایشگاه کتاب ۱۰تا اردیبهشت کتاب هم در کشور برگزار بکنیم نه گردی به دامن نمایشگاه کتاب مینشیند و نه جای او را میگیرد. باید به برخی گفت شما در مرحله تنظیمگری، شما در مرحله بزرگتری و شما در مرحله پدری برای صنعت فرهنگ و نشر کشور در جایگاه خودت باید نقش آفرینی بکنی.
ایسکانیوز: یکی از مسائلی که هرچند وقت یکبار در فضای مجازی وایرال میشود بحث بدحجابی در باغ کتاب است. آیا باغ کتاب برنامهای برای این موضوع دارد؟
رمضانی: در مسئله برقراری امکان استفاده همه گروههای موجود در جامعه با حفظ چارچوبها، حتماً باغ کتاب وظیفه و مسئولیت دارد. ما اینجا متعدد خانوادهها و افرادی را داریم که میآیند و نسبت به نحوه پوشش کسی دیگری اعتراض دارند و میگویند اینجا یک محیط فرهنگی است و از ما مطالبه دارند؛ بر اساس این مطالبه عمومی که وجود دارد حتما باغ اقداماتی میکند. بخش هایی مثل کارکنان و بهره برداران در اختیار خودمان است که اینها ملزم به رعایت هستند و طبق قرارهایی که بین باغ و افراد آن بخشهاست با آنها تعامل میشود.
در مورد مخاطبان نیز حتما مجموعه باغ کتاب نسبت به ناهنجاریهایی مثل برهنگیها و... واکنش نشان میدهد و چون این مطالبه عمومی است و در فضای سالم سازی محیط تلاش میکنیم. اتفاق دیگری که باید بیافتد این است که محتوای موجود در باغ کتاب باید کمک بکند به اینکه مخاطبانی که چارچوب ها را رعایت میکنند رغبت داشته باشند اینجا حضور پیدا بکنند یعنی کالا و خدمت مطلوب خودشان را اینجا پیدا بکنند. به این موضوع هم توجه ویژه میشود که از رویدادها تا آنچه که عرضه میشود و تا نحوه عرضه اش برای اغلب جامعه که دنبال محیط امن و سالم و محتوای سالم میگردند برای آنها پاسخ وجود داشته باشد بنابراین یک کار چند ضلعی و چند وجهی انجام میشود تا هم مخاطبان و هم بهرهبرداران هم کارکنان و هم مجموعه تصویری که در مجموعه کتاب است بتواند این اطمینان خاطر را به خانوادههای ایرانی بدهند زیرا خانواده ایرانی کاملا عفیف است و با ناهنجاری ها برخوردهایی صورت میگیرد البته آنچه که بعضی اوقات در فضاهای عمومی به عنوان باغ کتاب مطرح میشود، باغ کتاب نیست و فضاهای بیرونی مجموعه ماست که فضای دیگری است و به اسم باغ کتاب شناخته میشود که از این به بعد با رفع بعضی از این موضوعات فضای باغ کتاب در روزهای جمعه هم خانوادگیتر خواهد بود.
ایسکانیوز: سوالی در مورد دوران مدیریت پیشین شما دارم و اینکه یکی از کارهایی که در زمان مدیریت شما در خانه کتاب اتفاق افتاد افتتاح شبکه اینترنتی کتاب یا همان تلویزیون کتاب بود. شما این شبکه را با چه هدفی و چه بودجهای راهاندازی کردید زیرا آن چیزی که الان میبینیم یک شبکه تقریباً تعطیل است.
رمضانی: مجموعه اقداماتی که در خانه کتاب تلاش شد انجام بشود مبتنی بر یک مسئله شناسی بود. ما اگر مجموعه صنعت نشر کشور را به ۵ تا حلقه تولید، نشر، ترویج، عرضه و مصرف تقسیم بکنیم جمعبندی این بود که آن عرصهای که در کشور ضعف دارد عرصه ترویج است. خب خانه کتاب برای ترویج یک خبرگزاری در اختیار داشت، مجموعه جوایز کشور از جایزه کتاب سال، جایزه جلال آل احمد، جایزه فجر و قبلترش جوایز کتاب فصل را برگزار میکرد، مجلاتی را داشت که البته همین جوایز فصلانه و هم مجلات مثل مجله کتاب هفته و مجله کتاب ماه و موضوعات مختلف و... تعطیل شده بود.
جمع بندی ما این بود که در این مسئله ترویج به قدرت تصویر احتیاج داریم و برای اینکه این عرصه که مهمترین عرصه فرهنگی کشور است بتواند هم به برنامه های رسمی این حوزه و هم مسئله جهت دهی آنها در موضوع مشارکت با تربیت نیرو در طراحی مسئله و طراحی موضوع و... بتواند تلاش بکند احتیاج به یک بزرگتر و نزدیکتر به صنعت نشر داریم که این استعدادها در آنجا پرورش پیدا بکند.
برای همین طی توافقی با سازمان صدا و سیما ما به عنوان شبکه تلویزیون اینترنتی کتاب که بستر اصلی پخش آن در تلویبیون بود کار را آغاز کردیم. به تعبیر خود دوستان معاونت فضای مجازی سازمان صدا و سیما ما در تلویبیون شبکهای که خودش کنداکتور داشته باشد و از بازپخش تشکیل نشود یا از پخش بر خط تشکیل نشود یا نداشتیم یا خیلی کم داشتیم که همانها هم چندان موفق نبودند.
پس شبکه کتاب مبتنی بر یک مسئله شناسی بود و آن مسئله هنوز هم برقرار است. مسئله اصلی کتابخوانی در کشور موضوع ترویج است. بالاخره در این شبکه برای تجهیز و موضوعات مختلف هزینههایی شد.یک ساختمان معطل خانه کتاب آماده شد و گروه شبکه درش مستقر شدند که متاسفانه بعد از آن، همواره به دروغ گفته شد که مثلا ماهی چند میلیارد تومان برای آن شبکه هزینه شده در صورتی که یک پنجم اعدادی که اعلام میکنند هزینه ماهانه این شبکه نبوده است.
ایسکانیوز: خب برای راه اندازی این شبکه ساختمان، تجهیزات، زیرساخت و نیروی انسانی به کار گرفته و بر اساس سیاستها و کار کارشناسی این شبکه راه اندازی شد پس چرا به راحتی همچین ساختاری را کنار میگذارند؟
رمضانی: اعلام کردند که مثلا ما اینجا را در اختیار یک موسسه در وزارت ارشاد با ماهی ۴۰۰ میلیون تومان قرار دادیم. ۴۰۰ میلیون تومان اجاره، پول اجاره آن ساختمان نیست حالا تجهیزاتش که به کنار. اولش گفتند که ما میخواهیم اینجا درآمدزا کنیم، پس چه شد؟ چرا کسی سوال نمیکند که این درآمدزا کردن شما کجا رفت؟ درآمدزا کردنش این شد که شما در سال ۴ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان از بابت این موضوع بخواهید از یک موسسه دیگر وزارت ارشاد دریافت کنید؟ مجموعه نشر کشور هم این ۴ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان را برای شما تامین میکند، شما بیاستید کار تخصصی خودتان را انجام بدهید.
اما ما با یک مجموعهای از اهمال کاریها مواجه هستیم. شما در خصوص شبکه کتاب سوال کردید من در مورد سایت «بازار کتاب» سوال میکنم. الان «بازار کتاب» کجاست؟ «پست کتاب» چه شد؟ اینها دست نشر کشور را میگرفت. شما چه کردید با بازار کتاب؟ چرا باید دستتان را از این موضوع بردارید؟ حتی یک پله جلوتر رفتید و خدمات را پولی کردید. این پولی کردن شابک از کجا آمده و مبتنی بر چیست؟ متاسفانه باید بگویم که وضعیت خوبی در مدیریت نشر کشور و مدیریت فرهنگی کشور نداریم.
انتهای پیام/
نظر شما