به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران، سازمان صداوسیما همواره به عنوان چهارمین رکن قدرت شناخته شده است؛ نه به معنای تعریف این رکن در قانون اساسی، بلکه به معنای قدرتی که میتواند افکار عمومی را جهتدهی کرده و نوسانات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را بازتعریف یا حتی ایجاد کند. با این حال، گذار از دوران «رادیو و تلویزیون ملی» به «صداوسیمای جمهوری اسلامی» در سال ۱۳۵۷، آغاز مسیری بود که در آن مرز میان رسانه عمومی و ابزار حکومتی همواره در لبهی باریک توازن قدرت حرکت کرده است. امروز، با نزدیک شدن به پایان دوره ۵سالهی ریاست پیمان جبلی صحبت از رفتن و ماندن وی مطرح است.
اگرچه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مدت زمان مشخصی برای دوره تصدی رئیس صداوسیما تعیین نشده اما در عرف، دورههای ریاست بر این سازمان همواره با استانداردی ۵ساله سنجیده شده است. پیمان جبلی از ۷ مهرماه ۱۴۰۰ کار خود را آغاز کرد. اکنون که بیش از یک ماه از پایان دوره نخست ۵ساله جبلی میگذرد، سکوت در مورد تمدید حکم وی و گمانهزنیهایی درباره رئیس جدید این سازمان مطرح است.
برای درک عمق بحران فعلی، نباید از تاریخ گذشت. از زمان ریاست صادق قطبزاده، صداوسیما همواره تحت نقد بوده؛ انتقادی که ریشه در ماهیت سیاسی این سازمان داشت. اما شاید به جرات بتوان گفت که صداوسیما در دوران پیمان جبلی یکی از ضعیفترین دورههای خود را طی کرد و جبلی نتوانست آنطور که انتظار میرفت رضایت جناح ها و طیف های گوناگون فکری و حتی رضایت آحاد مردم را جلب کند.
بسیاری این دوران را با نام دوره جبلی-جلیلی یاد میکنند. این نامگذاری بازتابدهنده واقعیت قدرت در این سازمان است. با انتصاب وحید جلیلی به عنوان قائم مقام ریاست سازمان، صداوسیما از یک سازمان رسانهای با وظایف گسترده، به ساختاری تبدیل شد که تثبیت دیدگاههای یک طیف خاص را دنبال میکرد. حضور پررنگ وحید جلیلی و نفوذ نگاههای تندرو در تصمیمگیریهای کلان، منجر به تبدیل شدن صداوسیما به بستر نارضایتی و قهر بسیاری از چهرههای تلویزیونی شد.
حالا که یک ماه از پایان دوره جبلی بر مسند ریاست صداوسیما میگذرد و خبری از تمدید حکم وی نیست، نامهای مختلفی برای جایگزینی و ریاست بر سازمان عریض و طویل صداوسیما مطرح است که ایسکانیوز به معرفی مطرحترین گزینهها پرداخته است.
مصطفی محمدی، مجید زینالعابدین، جواد رمضاننژاد، امین توکلیزاده، علیرضا شریفی و علی دارابی افراد گوناگونی با سوابق و گرایشهای مختلفی هستند که نام آنان این روزها برای تکیه بر صندلی ریاست رسانه ملی مطرح است و در ذیل به بخشی از سوابق کاری آنان پرداختهایم.

مصطفی محمدی مشاور قرارگاه قرب، رئیس مرکز طرح برنامه و بودجه صداوسیما، مدیرکل برنامه ریزی و بودجه معاونت برنامه ریزی و منابع مالی، مدیرکل برنامهریزی و امور مالی حوزه فناوری و رسانههای نوین، مدیرکل و قائم مقام برنامهریزی و بودجه عمرانی معاونت توسعه و فناوری رسانه. محمدی در میان گزینهها کمترین ردونشان سیاسی را دارد و برخلاف گزینههای دیگر، نمیتوان او را یک مدیر سیاسی دانست.
به همین دلیل حاشیههای دوران مدیریت محمدی بسیار کم است؛ یعنی نام او، برخلاف سایر گزینهها، کمتر شنیده شده و شاید همین نکته باعث شده تا رسانهها او را یکی از گزینههای کمشانس برای ریاست بر بزرگترین دستگاه رسانهای کشور بدانند.
مصطفی محمدی برای اولین بار با حکم عبدالعلی علیعسگری بهعنوان رئیس مرکز طرح، برنامه و بودجه صداوسیما انتخاب شد. محمدی با تغییر ریاست سازمان، خیلی زود با جبلی به مشکل خورد و از سازمان صداوسیما کنار رفت.

مجید زین العابدین مشاور رییس صداوسیما و رییس مرکز هنرمندان و مشاهیر صداوسیما، مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی، مدیرعامل بنیاد رودکی، رییس شبکههای یک، سه و پنج، دبیر ستاد رسانهای مکتب شهید سلیمانی، دستیار وزیر و مدیرکل حوزه وزارتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

جواد رمضاننژاد رئیس سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی (ساترا)، رئیس مرکز بسیج صداوسیما، رئیس مرکز سیما فیلم، مدیر شبکههای تهران و افق سیما، عضو شورای پروانه نمایش سازمان سینمایی، عضو شورای هنر شورای عالی انقلاب فرهنگی.
خردادماه سال ۱۳۹۸ رمضان نژاد به عنوان مدیر شبکه ۵ فعالیت میکرد که این شبکه تصاویری از یک برنامه مداحی را پخش کرد که در آن، مداح مطالبی در توهین به اهل سنت بیان کرد. بعد از پخش این برنامه رمضان نژاد توبیخ و از مدیریت شبکه ۵ برکنار و به عنوان رئیس مرکز بسیج صداوسیما منصوب شد.
در دوران مدیریت رمضان نژاد بر ساترا نیز کش و مکشهای ساترا با سکوهای نمایش خانگی و توقیف برخی آثار پلتفرمها از جمله مواردیست که رمضان نژاد را دچار چالش و حاشیه کرده است.
علیرضا شریفی عضو شورای سیاستگذاری سازمان صداوسیما، رئیس مرکز نظارت و ارزیابی صداوسیما، مدیرعامل پیشین روزنامه جامجم، معاون دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب اسلامی و همچنین سوابق متعدد رسانهای و مطبوعاتی.

امین توکلیزاده معاون امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، رئیس هیات مدیره سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، مدیرکل روابط عمومی و امور رسانه آستان قدس رضوی و مدیر شبکه تلویزیونی امام رضا (ع)، مدیرکل اطلاعات و برنامه ریزی معاونت سیما، مدیرکل اداری و مالی معاونت سیما، قائم مقام شبکه تهران و بسیج صداوسیما.
یکی از حواشی که نام توکلیزاده را بر سر زبانها انداخت لغو برگزاری کنسرت همایون شجریان در محوطه میدان آزادی بود که در آن زمان معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که متولی صدور برگزاری کنسرتهاست را نادره رضایی بر عهده داشت و توکلیزاده با انتشار پیامی مدعی شد «کنسرت شجریان به دلیل ناهماهنگی و عدم برنامه ریزی وزارت ارشاد لغو شده و شهرداری آماده است در زودترین زمان ممکن با هماهنگی دستگاههای مسئول اینکنسرت در فضایی مناسب و درخور شأن مردم برگزار شود.»

علی دارابی معاون میراث فرهنگی وزارت میراث فرهنگی و گردشگری، معاون امور مجلس و استانهای سازمان صداوسیما، قائممقام سازمان صداوسیما، مشاور رئیس سازمان صداوسیما و معاون امور استانهای سازمان صداوسیما.
دارابی در سال ۱۳۸۶ با حکم عزتالله ضرغامی که آن زمان رییس صدا و سیما بود، به عنوان قائم مقام این سازمان صدا و سیما منصوب شد و سپس در پاییز سال ۱۴۰۰ زمانی که ضرغامی وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شد، حکم قائم مقامی و معاونت میراث فرهنگی را برای علی دارابی صادر کرد و او همچنان در این مسند است.
صداوسیما در دوران جبلی، فرصتهای طلایی برای بازگشت به اعتماد عمومی را از دست داد و نه تنها نتوانست از این سازمان عریض و طویل برای جلب اعتماد مردم استقاده کند بلکه بخش مهمی از سرمایه خود را که همان چهرههای مطرح تلویزیونی مانند بازیگران و مجریان و... بودند از دست داد و اگر قرار است این سازمان از بحران فعلی عبور کند، رئیس آینده باید فراتر از یک مدیر اداری یا یک سیاستمدار، یک استراتژیست فرهنگی باشد.
پایان دوره ریاست پیمان جبلی، میتواند هم فرصتی برای بازسازی باشد و هم فرصتی برای بازتولید همان اشتباهات. اگر صداوسیما همچنان در دام نگاههای تکبعدی و حاکمیت حلقههای نزدیک به قدرت باقی بماند، فاصله میان این سازمان و مردم هر روز عمیقتر خواهد شد. جامعه امروز، به دنبال رسانهای است که بتواند تفاوتها را بازتاب دهد، نه رسانهای که بخواهد با حذف واقعیت، جامعه را به زور در یک قالب واحد بگنجاند.
انتهای پیام/
نظر شما