موانعی که قطره‌قطره آب می‌شود!

مجتبی صارم‌پور*

گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، «بدنام» این روزها به سریالی بدنام در میان تولیدات شبکه نمایش خانگی تبدیل شده است و دلایل این وضعیت را باید در مجموعه‌ای از عوامل جست‌وجو کرد؛ از قصه و نحوه پیشبرد روایت گرفته تا نوع بازی گرفتن از بازیگران و البته کش دادن بی‌وقفه داستان. مشکل اصلی اما جایی خود را نشان می‌دهد که مخاطب احساس می‌کند بسیاری از اتفاقات نه در خدمت پیشبرد قصه بلکه برای پر کردن قسمت‌های بیشتر روایت می‌شوند و همین مسئله ریتم سریال را بیش از پیش کند کرده است.

این روند در حالی ادامه دارد که حتی دنبال‌کنندگان «بدنام» نیز نسبت به طولانی شدن قصه و تکرار برخی موقعیت‌ها معترض هستند. مخاطبی که تا اینجا سریال را دنبال کرده، طبیعتاً انتظار دارد هر قسمت اطلاعات تازه‌ای به او بدهد و داستان را یک گام به جلو ببرد، نه اینکه بارها با موقعیت‌هایی مشابه مواجه شود. همین مسئله این بحث را پیش می کشد که یک سریال تا کجا می‌تواند برای تأمین منافع خود و افزایش تعداد قسمت‌ها، از حق مخاطب برای تماشای روایتی منسجم، پرکشش و دارای ریتم مناسب عبور کند؟

با این حال سریال تازه حامد عنقا در مقام طراح، نویسنده و تهیه‌کننده به فرازهای پایانی خود نزدیک شده است و عجیب اینکه برخلاف دیگر مجموعه‌های نمایشی، انتشار هر قسمت تازه از سریال، با سیل واکنش‌ها و حواشی تازه همراه می‌شود و از منظر بازتاب در شبکه‌های اجتماعی، گویی «بدنام» به‌اندازه قسمت‌های ابتدایی، تازه‌نفس است!

«نگاه کن که غم درون دیده‌ام چگونه قطره‌قطره آب می‌شود» این سروده ماندگار فروغ فرخ‌زاد شعار اصلی انتخاب‌شده برای قسمت بیست‌وپنجم «بدنام» است که در سکانسی در همین قسمت، با صدای زنده‌یاد خسروشکیبایی بازخوانی می‌شود. همین انتخاب به‌خوبی فضای ملودرام و احساسی این قسمت را به مخاطب منتقل می‌کند که پس‌زمینه آن اوج‌گیری بیماری یلدا و پس‌لرزه‌های شیمی‌درمانی برای زنده نگه داشتن آخرین امیدها در مسیر مبارزه او با سرطان است اما در همین مختصات تراژیک و تلخ، آنچه تبدیل به بهانه واکنش‌های گسترده به این قسمت شد، نه موقعیت یلدا در مسیر مبارزه با سرطان که رویکرد جسورانه کارگردان برای به تصویر کشیدن شمایل این زن در متن روایت بود. پلان‌ها و سکانس‌های مرتبط با مواجهه یلدا و اسماعیل با تراژدی ریزش موهای سر، در فضای مجازی هم‌رسانی شد و باردیگر بحث برسر استانداردهای مرتبط با پوشش و حجاب، نشان دادن سر تراشیده یک زن و حتی استفاده از کلاه‌گیس، در محافل رسانه‌ای داغ شد. در ادامه همین واکنش‌ها هم بود که باردیگر موارد عجیبی همچون توقیف فیلم «قاتل و وحشی» به بهانه سر تراشیده لیلا حاتمی و یا نمونه متأخرتر آن یعنی فیلم تازه محمد کارت با نام «برمودا» که به دلیل حضور طناز طباطبایی با سر تراشیده، مسیر انتشارش با اختلال مواجه شده، مورد بازخوانی رسانه‌ها و دغدغه‌مندان قرار گرفت. آنچه هم واضح است، عبور سلامت «بدنام» از هزارتوی حساسیت ممیزان برای به تصویر کشیدن یک زن با چنین شمایلی است. قاب‌بندی‌های هوشمندان احسان سجادی‌حسینی در مقام کارگردان و استفاده درست از ظرفیت نورپردازی برای به حداقل رساندن حساسیت‌ها، جزو مواردی است که «بدنام» را به نمونه‌ای قابل ارجاع برای هموارسازی یک مسیر تازه در مواجهه با این چالش، تبدیل کرده است. نکته‌ای که مشخصاً حامد عنقا در پروژه‌های قبلی خود همچون «گناه فرشته» و «آقازاده» هم به آن توجه داشته و هر بار با نزدیک شدن محتاطانه و در عین حال هوشمندانه به خطوط قرمز، موفق به هموارتر کردن مسیر برای تجربه‌های بعد از خود شده است. با همین رویکرد است که نه فقط دست‌اندازها که موانع سخت هم در حوزه ممیزی، گام‌به‌گام کم‌توان‌تر شده و به تعبیری قطره‌قطره آب خواهد شد!

مجتبی صارم‌پور-خبرنگار*

انتهای پیام/

کد مطلب: 1319957

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha