به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از همدان؛ استحکام یک جامعه در روزهای بحرانی تنها با میزان حضور مردم در اجتماعات عمومی یا آمادگی آنان برای دفاع از سرزمین سنجیده نمیشود، بلکه در توانایی شهرها برای حفظ آرامش، استمرار خدمات ضروری، حمایت از خانوادههای آسیبپذیر و بازگشت به زندگی عادی نیز معنا پیدا میکند. برای استان همدان که تجربه تاریخی جنگ، مشارکت اجتماعی و مواجهه با مخاطرات طبیعی را در حافظه جمعی خود دارد، مفهوم تابآوری از یک ویژگی فرهنگی فراتر میرود و به مسئلهای مدیریتی، اقتصادی و انسانی تبدیل میشود. مسئله اصلی آن است که چگونه میتوان همبستگی اجتماعی را به ظرفیتی قابل اتکا برای حفاظت از مردم در شرایط دشوار تبدیل کرد.
پیشینه تاریخی همدان با دورههای متفاوتی از تحولات سیاسی، اجتماعی و امنیتی پیوند خورده است. موقعیت جغرافیایی استان در غرب کشور و ارتباط آن با مسیرهای مواصلاتی مناطق مرکزی و غربی، در مقاطع مختلف به این سرزمین اهمیت ارتباطی بخشیده است. در دوران جنگ ایران و عراق نیز همدان بخشی از شبکه پشتیبانی، خدمات درمانی و فعالیتهای اجتماعی مرتبط با شرایط جنگی بود. تجربه آن دوره نشان داد که اداره جامعه در وضعیت بحران به حضور نیروهای امدادی، استمرار خدمات شهری، سازماندهی امکانات و مشارکت مردم نیاز دارد. با این حال، شرایط امروز از نظر جمعیت شهری، وابستگی به فناوری و پیچیدگی زیرساختها با دهههای گذشته تفاوت اساسی دارد.
در گذشته، بخش قابل توجهی از خدمات و ارتباطات اجتماعی بر پایه شبکههای محلی و روابط مستقیم میان خانوادهها شکل میگرفت، اما زندگی شهری امروز به سامانههای گسترده برق، آب، ارتباطات، حملونقل و خدمات مالی وابسته است. اختلال در هرکدام از این بخشها میتواند پیامدهایی زنجیرهای برای فعالیت اقتصادی و زندگی روزمره ایجاد کند. به همین دلیل، تابآوری معاصر تنها به آمادگی فردی محدود نیست و به توانایی مجموعهای از نهادهای عمومی و خصوصی برای پیشگیری، پاسخگویی و بازیابی خدمات وابسته خواهد بود. این موضوع برای همدان، با ترکیبی از مناطق شهری، صنعتی، کشاورزی و روستایی، اهمیت ویژهای دارد.
مفهوم تابآوری اجتماعی در مدیریت بحران به توانایی جامعه برای پیشبینی خطر، کاهش آسیبپذیری، سازگاری با شرایط دشوار و بازیابی عملکرد پس از وقوع حادثه اشاره دارد. این مفهوم با صبوری یا تحمل سختی یکسان نیست؛ جامعه ممکن است در برابر مشکلات مقاومت بالایی نشان دهد، اما به دلیل ضعف زیرساخت یا نبود برنامه مشخص، خسارت سنگینی متحمل شود. بنابراین آمادگی واقعی باید بر پایه شناخت خطرها، تقویت نهادهای مسئول و دسترسی عادلانه مردم به خدمات ضروری شکل گیرد. مشارکت شهروندان زمانی اثربخشتر است که در چارچوبی مشخص و هماهنگ با دستگاههای تخصصی انجام شود.
در سطح بینالمللی، چارچوب سندای برای کاهش خطر بلایا در دوره ۲۰۱۵ تا ۲۰۳۰ بر چهار محور شناخت مخاطرات، تقویت حکمرانی خطر، سرمایهگذاری در تابآوری و آمادگی برای پاسخ مؤثر تأکید دارد. این چارچوب که در سال ۲۰۱۵ به تصویب رسید، نشان میدهد کاهش خسارت تنها به اقدامات پس از وقوع بحران وابسته نیست، بلکه بخش مهمی از آن باید پیش از حادثه انجام شود. اگرچه مخاطرات طبیعی و درگیریهای مسلحانه ماهیت و الزامات حقوقی متفاوتی دارند، اصولی مانند آمادگی خدمات اضطراری، حفاظت از گروههای آسیبپذیر و هماهنگی نهادها در هر دو حوزه اهمیت پیدا میکنند.
در استان همدان، شرایط جغرافیایی شهرستانها میتواند بر نوع آسیبپذیری و شیوه پاسخگویی به بحران تأثیر بگذارد. نیازهای شهر همدان با روستاهای پراکنده کبودراهنگ، رزن و فامنین یا مناطق کوهستانی تویسرکان و نهاوند یکسان نیست. در شهرهای بزرگتر، وابستگی گسترده به شبکه حملونقل، خدمات درمانی و تأمین کالاهای ضروری میتواند مدیریت اختلالها را پیچیدهتر کند. در مناطق روستایی نیز فاصله از مراکز درمانی، محدودیت حملونقل و دسترسی دشوار در بعضی فصلها ممکن است امدادرسانی را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین برنامه آمادگی استان باید متناسب با شرایط هر شهرستان طراحی شود.
یکی از مهمترین ابعاد تابآوری، استمرار خدمات سلامت است. بیمارستانها، مراکز درمانی، اورژانس و شبکه بهداشت در شرایط بحران باید امکان ارائه خدمات ضروری را حفظ کنند. این مسئولیت تنها به افزایش ظرفیت تختهای درمانی محدود نیست و تأمین دارو، نیروی انسانی، برق اضطراری، تجهیزات پزشکی و ارتباطات پایدار را نیز دربرمیگیرد. همچنین خدمات مرتبط با بیماران مزمن، زنان باردار، کودکان و سالمندان نباید در سایه تمرکز بر حوادث فوری متوقف شود. برای همدان، ارزیابی آمادگی مراکز درمانی در سطح شهرستانها و مسیرهای دسترسی به خدمات تخصصی میتواند یکی از اولویتهای برنامهریزی باشد.
در کنار نظام سلامت، امنیت غذایی و استمرار فعالیت اقتصادی نیز نقش مهمی در ثبات اجتماعی دارد. همدان به واسطه ظرفیتهای کشاورزی، دامپروری و صنایع غذایی، بخشی از زنجیره تولید و توزیع محصولات اساسی کشور را تشکیل میدهد. اختلال در حملونقل، تأمین سوخت، فعالیت سردخانهها یا دسترسی تولیدکنندگان به نهادهها میتواند بر عرضه کالا و درآمد خانوارها اثر بگذارد. ازاینرو، مدیریت بحران باید ارتباط میان تولیدکنندگان، شبکه توزیع و دستگاههای خدماتی را در نظر بگیرد. هدف چنین برنامهای جلوگیری از تبدیل یک اختلال محدود به مسئلهای گسترده در معیشت مردم است.
فشار اقتصادی ناشی از شرایط نامطمئن، برای همه خانوادهها یکسان نیست. خانواری که پسانداز کافی، شغل پایدار و دسترسی مناسب به خدمات دارد، ممکن است توان بیشتری برای مواجهه با وقفههای کوتاهمدت داشته باشد؛ درحالیکه کارگران روزمزد، سالمندان تنها، افراد دارای معلولیت و خانوادههای کمدرآمد ممکن است سریعتر با دشواری مواجه شوند. این تفاوت نشان میدهد سیاستهای عمومی باید علاوه بر استمرار خدمات، به شناسایی گروههای آسیبپذیر و طراحی سازوکارهای حمایتی توجه کنند. عدالت در مدیریت بحران به معنای اختصاص منابع متناسب با شدت نیاز است، نه توزیع یکسان حمایت میان گروههایی با شرایط متفاوت.
موضوع سلامت روان نیز از ابعاد کمتر دیدهشده شرایط پرتنش است. انتشار مداوم اخبار نگرانکننده، ابهام درباره آینده و نگرانی نسبت به امنیت خانواده میتواند بر خواب، تمرکز و احساس آرامش افراد تأثیر بگذارد. کودکان و نوجوانان نیز ممکن است به دلیل ناتوانی در درک کامل رویدادها، اضطراب خود را به شکل تغییر رفتار یا افت عملکرد تحصیلی نشان دهند. در چنین شرایطی، دسترسی به مشاوره معتبر، اطلاعرسانی متناسب با سن و حفظ برنامههای عادی زندگی اهمیت دارد. مدارس، خانوادهها و مراکز خدمات اجتماعی میتوانند در تقویت احساس امنیت و جلوگیری از گسترش ترس نقش داشته باشند.
در این میان، اعتماد عمومی یکی از سرمایههای تعیینکننده مدیریت بحران است. هنگامی که شهروندان اطلاعات دقیق، بهموقع و قابل فهم دریافت کنند، امکان تصمیمگیری منطقی و همکاری با دستگاههای مسئول افزایش مییابد. در مقابل، انتشار اطلاعات متناقض یا نبود توضیح روشن درباره شرایط میتواند زمینه شایعه، رفتارهای هیجانی و کاهش اعتماد را فراهم کند. اطلاعرسانی حرفهای باید میان خطر واقعی و نگرانی عمومی تمایز بگذارد و از بزرگنمایی یا کوچکنمایی مشکلات پرهیز کند. وجود سازوکار پاسخگویی به پرسشهای مردم نیز بخشی از همین فرآیند است.
رسانههای محلی در همدان میتوانند در چنین شرایطی نقشی فراتر از انتشار اخبار رسمی داشته باشند. ارائه اطلاعات کاربردی درباره خدمات ضروری، آموزش رفتارهای ایمن، معرفی مسیرهای دریافت کمک و بررسی مشکلات اجرایی از جمله مسئولیتهایی است که به کاهش سردرگمی عمومی کمک میکند. در عین حال، انتشار اطلاعات باید با توجه به امنیت و حریم خصوصی افراد انجام شود. بازتاب تجربههای انسانی بدون رضایت اشخاص یا انتشار جزئیاتی که ممکن است امنیت شهروندان را به خطر اندازد، با اصول حرفهای خبرنگاری سازگار نیست. رسانه زمانی به تابآوری کمک میکند که دقت و مسئولیتپذیری را بر سرعت و هیجان ترجیح دهد.
مشارکت داوطلبانه مردم نیز یکی از فرصتهای مهم تقویت آمادگی اجتماعی است. شبکههای محلی، گروههای خیریه، سازمانهای مردمنهاد و تشکلهای تخصصی میتوانند در شناسایی نیازها، توزیع حمایتهای ضروری و ارائه خدمات اجتماعی نقش ایفا کنند. با این حال، فعالیت داوطلبانه بدون آموزش و هماهنگی ممکن است موجب موازیکاری یا ایجاد خطر برای افراد شود. سازماندهی ظرفیت مردمی نیازمند تعیین مسئولیتها، آموزش اولیه، ثبت توانمندیها و ارتباط مشخص با دستگاههای امدادی است. داوطلبی مؤثر بیش از آنکه به تعداد افراد وابسته باشد، به کیفیت آمادگی و تناسب مهارت آنان با نیازهای واقعی ارتباط دارد.
در این چارچوب، میان آمادگی برای مشارکت اجتماعی و آمادگی برای حضور در فعالیتهای نظامی تفاوت اساسی وجود دارد. ارقام بزرگ درباره شمار داوطلبان، بدون مشخص بودن تعریف عضویت، روش ثبتنام، میزان آموزش و نوع مسئولیت، معیار دقیقی برای سنجش ظرفیت عملیاتی محسوب نمیشوند. از منظر مدیریت اجتماعی نیز بخش مهمی از توان جامعه در فعالیتهای غیرنظامی مانند امدادرسانی، حمایت از خانوادهها، حفاظت از خدمات عمومی و کمک به بازیابی اقتصادی قابل استفاده است. این ظرفیتها میتوانند بدون قرار دادن شهروندان در معرض مخاطرات غیرضروری، به افزایش پایداری زندگی عمومی کمک کنند.
تجربه استانهایی مانند کرمانشاه، ایلام و خوزستان نیز برای بررسی پیوند میان حافظه تاریخی بحران و نیازهای مدیریت امروز اهمیت دارد. این مناطق در دورههای مختلف با پیامدهای جنگ، جابهجایی جمعیت یا مخاطرات طبیعی مواجه بودهاند و مطالعه تجربههای آنها میتواند زمینه شناخت بهتر نیازهای خدماتی و اجتماعی را فراهم کند. با این حال، تفاوت ساختار جمعیت، زیرساختها و شرایط جغرافیایی اجازه نمیدهد یک الگوی واحد برای تمام استانها پیشنهاد شود. همدان باید از تجربههای مشابه درس بگیرد، اما برنامههای خود را بر اساس ارزیابی مستقل ظرفیتها و آسیبپذیریهای محلی تنظیم کند.
یکی دیگر از الزامات مهم، توجه به حفاظت از غیرنظامیان و خدمات حیاتی است. در شرایط درگیری مسلحانه، رعایت اصول حقوق بشردوستانه بینالمللی و حفاظت از افرادی که در مخاصمه مشارکت ندارند، اهمیت بنیادین دارد. بیمارستانها، کارکنان درمانی و جمعیت غیرنظامی از حمایتهای حقوقی مشخصی برخوردارند و کاهش آسیب به آنان باید در مرکز اقدامات مرتبط با امنیت انسانی قرار گیرد. همچنین آمادگی عمومی باید با ارائه آموزشهای ایمن و قابل اجرا همراه باشد تا خانوادهها بدانند چگونه اطلاعات معتبر دریافت کنند و در صورت نیاز از خدمات اضطراری استفاده کنند.
از منظر مدیریتی، تابآوری واقعی نیازمند شاخصهای قابل سنجش است. مدت زمان بازیابی خدمات ضروری، پوشش آموزشهای عمومی، دسترسی گروههای آسیبپذیر به حمایت و میزان هماهنگی دستگاههای امدادی میتواند بخشی از معیارهای ارزیابی باشد. در مقابل، تعداد گردهماییها یا حجم مشارکت اعلامشده در برنامههای عمومی، بهتنهایی نشاندهنده آمادگی عملی جامعه نیست. برای همدان، طراحی نظام ارزیابی منظم در سطح شهرستان و انتشار نتایج تجمیعی میتواند به شناسایی نقاط نیازمند اصلاح کمک کند؛ مشروط بر آنکه اطلاعات حساس و امنیتی در معرض انتشار عمومی قرار نگیرد.
در افق پنج تا ده سال آینده، پیچیدهتر شدن زیرساختهای شهری، گسترش خدمات دیجیتال و تغییرات اقتصادی میتواند شکل مخاطرات اجتماعی را دگرگون کند. اختلال ارتباطی، توقف خدمات الکترونیکی یا کاهش دسترسی به برخی خدمات ضروری ممکن است پیامدهایی گستردهتر از گذشته داشته باشد. بنابراین سرمایهگذاری در تابآوری باید همزمان جنبههای فنی، انسانی و مدیریتی را پوشش دهد. آموزش عمومی، تقویت ظرفیت امدادی، حفظ خدمات ضروری و ایجاد اعتماد میان مردم و نهادهای مسئول میتواند در برابر طیف متنوعی از بحرانها سودمند باشد.
آینده همدان در شرایط پرمخاطره، تنها با ارجاع به افتخارات تاریخی یا نمایش آمادگی عمومی ساخته نمیشود. سرمایه اصلی استان در توانایی حفظ زندگی، اعتماد و همکاری میان شهروندانی نهفته است که با دیدگاهها، مشاغل و شرایط اقتصادی متفاوت، سرنوشت مشترکی دارند. اگر مشارکت اجتماعی با برنامهریزی علمی، حمایت از گروههای آسیبپذیر و پاسخگویی نهادهای عمومی همراه شود، میتواند به ظرفیتی ماندگار برای کاهش خسارت و عبور از بحران تبدیل شود. پرسش اساسی برای سالهای آینده این است که آیا همدان خواهد توانست همبستگی خود را در قالب خدماتی پایدار، آمادگی غیرنظامی و امنیت زندگی روزمره تثبیت کند؛ بهگونهای که قدرت جامعه نه فقط در لحظه خطر، بلکه در حفظ آرامش و کرامت مردم پس از آن نیز آشکار شود؟
خبرنگار: نازنین مولائی منظر
انتهای پیام./
نظر شما