به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، از شبهای نخست جنگ تحمیلی سوم، خیابان و میدان در بسیاری از شهرها به صحنهای برای اعلام همبستگی و ایستادگی بدل شد؛ جایی که پرچم سهرنگ ایران، میان جمعیت و در دست خانوادهها، تصویری از جامعهای ساخت که نمیخواست میدان عمومی را به ترس، آشوب یا روایت دشمن واگذار کند. این حضور با عنوان «موج خیابان» توصیف شد و به پشتوانهای برای نیروهای مسلح و تصمیمگیران بدل آمد. اما هر اجتماع بزرگی، فقط یک صدا ندارد، در کنار شعارهای پیروزی و مقاومت، گاه گلایه از اقتصاد، بدبینی به فرجام جنگ و مطالبه برخورد با مسئولان نیز شنیده میشود. پرسش مهم آن است که چگونه میتوان از سرمایه همبستگی خیابان پاسداری کرد، بیآنکه صدای منتقدان را بهسادگی به توطئه نسبت داد یا اجازه داد رسانهها از بخشهایی گزینششده، تصویری وارونه از کل جمعیت بسازند.
در روزهای آغازین جنگ رمضان که ناامنی زندگی روزمره را زیر سایه خود برده بود، خیابان برای بسیاری از مردم فقط گذرگاه نبود؛ مکانی برای همدردی و اعلام تعلق شد. برای گروهی از حاضران، حضور ادای احترام به جانباختگان و حمایت از نیروهای مسلح بود؛ برای برخی دیگر، راهی برای کاهش اضطراب و بودن در کنار همشهریان. انگیزهها یکسان نبود، اما پرچم و خیابان زبان مشترکی به نام دفاع از ایران پدید آوردند.
تعبیر «موج خیابان» میکوشد استمرار این حضور را در قالب حرکتی پیوسته توضیح دهد. با این حال، تعبیر «موج» نباید تفاوتهای درون جمعیت را پنهان کند. موج از آدمهایی با نگرانیهای گوناگون ساخته میشود. کسی برای همدردی آمده، دیگری برای پشتیبانی از کشور، و فردی دیگر همزمان از جنگ نگران و از وضعیت اقتصادی خشمگین است. اگر حضور خیابانی قرار است پشتوانهای واقعی باشد، باید همین تکثر را تاب بیاورد.
حضور پرشمار در فضای عمومی میتواند هزینه آشوبطلبی و بهرهبرداری از خلأ و هراس را بالا ببرد. وقتی مردم عادی، خانوادهها و گروههای محلی میدان را در اختیار میگیرند، ساختن تصویری یکدست از جامعهای فروپاشیده دشوارتر میشود. گزارشهای رسانهای از کارکرد تجمعات نیز بر همین نکته تأکید میکنند، کارکردی مانند نمایش انسجام، پاسخ به تهدیدها و ناکامگذاشتن تلاش برای القای گسست میان جامعه و حاکمیت.
بااینهمه، حضور مردم میتواند به حفظ آرامش، تقویت اعتماد و کاهش فضای شایعه کمک کند و آنچه با اطمینان میتوان گفت این است که حضور شبانه، خیابان را از انحصار روایتهای ترسآفرین بیرون آورد و تصویری از شهروندانی ساخت که بهرغم نگرانی، کنشگر باقی ماندهاند. تداوم اجتماعات همچنین میتواند حامل این پیام به نیروهای نظامی و مسئولان باشد که جامعه تنها تماشاگر تحولات نیست و نسبت به سرنوشت کشور احساس مسئولیت میکند.
تاکنون نیز در همه پیامهای رهبری به موضوع روایت پیروزی، حفظ وحدت و انسجام و دوری از هرآنچه که موجب اختلاف است تاکید بسیاری شده است اما با این حال در برخی تجمعات، در کنار شعارهای مقاومت و امید به پیروزی، صداهایی درباره مطالبه رسیدگی یا محاکمه مسئولان و برخی فرماندهان نظامی و توهین به مدیران به بهانههای اقتصادی به گوش میرسد که بازوهایی رسانهای برخی جریانات خاص از هدایت تجمعات به سمت و سویی به غیر از مطالبات رهبری حکایت دارد.
وقتی محور سخن از ایستادگی و پیروزی به تصویر شکست، سرزنش جمعی یا مطالبه مجازات مسئولان منتقل میشود، معنای اجتماع نیز در چشم مخاطب تغییر میکند و در شرایط جنگی که حضور دارم باید از تبدیل نارضایتی به ابزار تسویهحساب سیاسی فاصله گرفت.
در عصر تلفن همراه، یک شعار، یک درگیری لفظی یا چند ثانیه از یک تجمع میتواند بیش از ساعتها حضور بیحاشیه دیده شود. صفحات مجازی و رسانهها، چه همسو با جریانهای سیاسی و چه منتقد آنها، با انتخاب قاب و تیتر تعیین میکنند کدام صدا نماینده کل خیابان به نظر برسد. رسانهای که فقط شعارهای تند را بازنشر میکند، ممکن است خیابان را میدان شکستخواهی نشان دهد؛ رسانهای که فقط شعارهای رسمی را میبیند، تنوع تجربهها و گلایهها را حذف میکند. هر دو انتخاب، واقعیت را کوچکتر از آنچه هست عرضه میکنند.
فاطمه رایگانی فعال رسانه در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز در این خصوص گفت: فکر میکنم این مشکلی که الان در خیابان پیش آمده مشکلی است که پس از پذیرش آتشبس اتفاق افتاده و شروعش پس از ۴۰ روز اول جنگ است. مهمترین اتفاقی که افتاد این بود که ما تا قبل از این ۴۰ روز شاهد بودیم که خیابان یکی از جبهههای ایران علیه دشمن بود و مخاطب خودش را دشمن گذاشته بود اما پس از پذیرش آتشبس خطاب بخشی از افراد حاضر در خیابان به سمت داخل برگشت.
رایگانی افزود: برخی از افراد حاضر در خیابان حرفشان این بود که چرا تفاهم را پذیرفتید و تسلیم شدید و این موضوع خلاف نظر رهبری است و یک سری زمزمهها که پذیرش آتشبس خلاف نظر رهبری بوده هم به این موضوع دامن زد. اما باید توجه داشت این افراد شامل همه افراد حاضر در خیابان نبودند و تنها بخشی از خیابان بودند که این بخش از خیابان توسط افرادی در تریبونهای خیابان نمایندگی شد.
وی ادامه داد: ما که به میادین میرویم صحبت میکنیم و سعی میکنیم که این نظر رهبری را که صحبت آقا در خصوص اتحاد و یکی از مهمترین اصول خیابان است را به سمت وحدت ببریم. شاید دو سه نفر هم مخالفت میکنند و همین افراد هم صدای کمتری دارند چون از تریبونها چیز دیگری گفته میشود.

این فعال رسانه خاطرنشان کرد: شما میبینید مثلاً در خیابان ناگهان محاکمه روحانی راه میافتد که خب طبیعتا این جزء شروط نبوده یا مثلاً یکهو حمایت از رسایی راه میافتد و باز هم میگویم این همه خیابان نیستند. کسانی اراده میکنند که از تریبون خیابان را برای این جریان استفاده بکنند و خودشان را نماینده مردم میدانند و میگویند ما داریم حرف مردم را میزنیم در حالی که مشاهده ما در خیابان این نیست که همه مردم این را بخواهند و دنبال این باشند.
وی تصریح کرد: فهم من این است که این افراد میخواهند اراده خیابان را برای چیزی که خودشان میخواهند مصادره کنند و آن چیزی که خودشان میخواهند اغلب در دستههای سیاسی و جناحی میگنجد و مسئله بیشتر انتخاباتی است. باید این را بدانیم که این موضوع توسط مردم خیابان نیست و مردم خیابون بخش زیادیشان واقعاً نسبت به پیام رهبری توجیه هستند و این مسئلهای که دارد از تریبونها اتفاق میافتد، تریبونها متاسفانه دست افرادی است که نگاههای جناحیشان بر نگاههای ملیشان غلبه دارد و مهم است که فکری به حال ساماندهی این تریبونها بشود.
بااینحال، خطر ربودهشدن روایت جدی است. اگر محتوای پرهیجان و گزینشی بر فضای مجازی مسلط شود، انگیزههای متنوع مردم به یک شعار تقلیل مییابد و هدف مشترک یعنی دفاع از کشور و حفظ همبستگی زیر سایه نزاع سیاسی میرود.
حفظ معنای اجتماعی تجمعات شبانه، هم به رفتار رسانهها وابسته است و هم به عملکرد مسئولان. رسانهها باید میان گزارش واقعیت و طرفداران یک جریان سیاسی مرز بگذارند، تصاویر را در بافت کاملتری منتشر کنند.
پرچمی که در آغاز جنگ در دست مردم بالا رفت، تنها نشانه وفاداری سیاسی نیست؛ نماد خانه مشترکی است که حفاظت از آن به امنیت، عدالت و اعتماد نیز نیاز دارد. موج خیابان اگر قرار است پایدار بماند، باید موجی باشد که مردم را در کنار هم نگه میدارد.
انتهای پیام/
نظر شما