برنامه‌هایی برای توهین به شعور مخاطب/ لسانی: برخی برنامه‌ها با پمپاژ پول قصد جلب توجه دارند

اگر نمایش خانگی و پلتفرم‌های دیجیتال می‌خواهند از مرحله‌ی سرگرمی زودگذر و زرد به مرحله‌ی رسانه معتبر حرکت کنند، باید با یک حقیقت تلخ روبرو شوند و آن اینکه مخاطب با وجود جذب شدن به جنجال، در نهایت از این سطح از بی‌شرمی خسته خواهد شد.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، در تاریخ رسانه‌ای ایران، برنامه‌های گفت‌وگومحور یا همان «تاک‌شوها»، همواره ستون فقرات برنامه‌سازی تلویزیونی بوده‌اند. این برنامه‌ها، فراتر از یک سرگرمی ساده، بستری برای تلاقی اندیشه‌ها، مرور تاریخ زندگی چهره‌های برجسته و ایجاد پیوند میان مردم و چهره‌ها بوده‌اند. اما آنچه امروز در فضای نمایش خانگی همچون فیلیمو و دیگر سکوهای نمایش خانگی شاهد آن هستیم، نه تنها یک تغییر سبک، بلکه یک انحطاط و سقوط اخلاقی است.

برای درک عمق فاجعه‌ای که امروز با آن روبه‌رو هستیم، باید به عقب بازگردیم؛ به روزگاری که «تاک‌شو» معنای والایی داشت. در آن دوران، برنامه‌های گفت‌وگومحور با رویکردی خانواده‌محور و با رعایت شئونات اخلاقی به آنتن می‌رسیدند. حضور میزبانانی همچون منوچهر نوذری، احمد نجفی، داریوش کاردان و... نمونه‌ای بارز از برخورد متین، باوقار و بافرهنگ بود. نوذری با نگاهی محترمانه، نه تنها مهمان را به حرف می‌آورد، بلکه فضایی امن برای بازگشت به خاطرات و تجربیات میزبان خلق می‌کرد.

در آن عصر، معیار انتخاب مهمان، تراز فکری و هنری بود و مخاطب می‌دانست که با دیدن یک برنامه، یا با یک شخصیت برجسته فرهنگی، هنری، سیاسی یا ورزشی مواجه خواهد شد. در آن زمان، میزبان و مهمان هر دو در یک سطح با ارزش حرکت می‌کردند و هدف، ارتقای سطح آگاهی یا دست‌کم، حفظ کرامت انسانی در برابر دوربین بود.

امروزه اما، معادلات کاملاً تغییر کرده است. با ظهور پلتفرم‌های نمایش خانگی که مدعی پیشگامی در تولید محتوا هستند، شاهد یک تغییر پارادایم مخرب هستیم. در این فضای جدید، ارزش‌ها تغییر کرده و بی ارزش‌ها ارزشمند معرفی می‌شوند. تیم‌های نویسندگی که وظیفه اصلی‌شان طراحی پرسش‌های عمیق و ساختاریافته است، جای خود را به نویسندگانی داده‌اند که تنها به دنبال یافتن لحظات جنجالی برای کوتاه کردن و انتشار در شبکه‌های اجتماعی هستند.

در این میان، ظهور چهره‌هایی همچون امیرحسین قیاسی، نمادی از این انحطاط است. کسانی که با تکیه بر جنجال‌آفرینی، به جای ایجاد گفتگو، تنها به دنبال ایجاد شوک هستند. رفتارهای سخیف و فقدان ادب در گفت‌وگو، از جمله صحبت کردن با دهان پر یا استفاده از لحنی بی‌ادبانه نسبت به بزرگان سینما همچون ایرج طهماسب، دیگر یک اتفاق گذرا نیست، بلکه به بخشی از هویت برنامه‌های جدید تبدیل شده است. این رفتارها، نه نشان از نبوغ برنامه‌سازی، بلکه نشان از فقدان شدید تربیت رسانه‌ای و فروپاشی اخلاق حرفه‌ای است.

اگر بخواهیم ملموس‌ترین نمونه‌های این سقوط را بررسی کنیم، کافی است به آخرین وضعیت برنامه‌هایی همچون «دور امیر» نگاه کنیم. در حالی که مخاطب انتظار دارد در یک برنامه گفت‌وگومحور، با لایه‌های پنهان شخصیت مهمان آشنا شود، شاهد هستیم که نیم ساعت از زمان ارزشمند مخاطبی که پای برنامه نشسته، صرف صحبت‌های بی‌محتوا درباره جزئیات پوشش و لباس زیر مهمان (مانند مورد اخیر شروین حاجی‌پور) می‌شود. و یا در برنامه دیگری که پیش‌تر ساخته شده بود و اجرای آن را هم امیرحسین قیاسی بر عهده داشت وقت زیادی صرف صحبت درباره حواشی لخت بودن مهمان برنامه (مهرداد صدیقیان) در حیاط خانه‌اش و دید زدن دختر همسایه شد.

این سطح از سطحی‌نگری، دیگر تنها زردنویسی نیست؛ این نوعی تجاوز به حریم خصوصی و بی‌حیایی سازمان‌یافته است. وقتی تمرکز از «آنچه فرد می‌گوید» به «آنچه فرد بر تن دارد» تغییر می‌کند، یعنی آن برنامه از قلمرو گفتگو خارج شده و به قلمرو تماشای عریان حریم خصوصی وارد شده است. این یعنی مرگ برنامه سازی و توهین به شعور مخاطب.

برخی از اهالی دنیای برنامه سازی و حتی بخشی از مخاطبان، به اشتباه این سبک از برنامه‌سازی را نوآوری یا نخبه‌گری در ساخت برنامه می‌نامند. اما باید دانست که این‌ها نه نخبه‌گری است و نه برنامه‌سازی؛ این‌ها صرفاً مهندسی جنجال است.

کسی که با پول‌پاشی در فضای مجازی برای وایرال کردن برش‌های زشت و بی‌محتوا، به بازدید بالا می‌رسد، نباید به اشتباه خود را برنامه‌ساز بداند. تفاوت میان یک برنامه‌ساز واقعی و یک جنجال‌آفرین در این است که برنامه‌ساز ارزش ماندگار خلق می‌کند، اما جنجال‌آفرین تنها لحظه‌ای هیجان‌زده برای مصرف سریع می‌سازد. توهین به بزرگان، سوالات بی‌مغز و نگاه سطحی به مهمان، تنها ابزارهایی هستند که یک تولیدکننده ضعیف برای جبران عدم توانایی خود در خلق محتوای عمیق به کار می‌گیرد.

اگر نمایش خانگی و پلتفرم‌های دیجیتال می‌خواهند از مرحله‌ی سرگرمی زودگذر و زرد به مرحله‌ی رسانه معتبر حرکت کنند، باید با یک حقیقت تلخ روبرو شوند و آن اینکه مخاطب با وجود جذب شدن به جنجال، در نهایت از این سطح از بی‌شرمی خسته خواهد شد.

محمد لسانی فعال رسانه در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز گفت: در خصوص برنامه های وایرال و کلیپ هایی که وایرال می‌شود چند مسئله وجود دارد که مهم است. نکته اول بحث انتخاب مهمان و موضوع است که در بحث مهمان و موضوع، عموماً یک هدف وجود دارد. هدف یا ارائه محصول است یا ری برندینگ و بازسازی چهره است و یا اینکه ممکن است اهداف سیاسی و اجتماعی وجود داشته باشد. برای همین انتخاب مهمان و سوژه خیلی جدی ارتباط پیدا می‌کند با اهدافی که برنامه‌ساز دارد.

وی با ذکر مثالی ادامه داد: شما نگاه می‌کنید مثلاً آقای مهران مدیری قبل از سریال مرد ۳هزار چهره به برنامه‌ آقای قیاسی رفت. در تحلیل چرایی این موضوع، ارتباط گیری با جامعه، با مخاطب جدید و بازسازی چهره به نظر می‌رسد مهم بوده است. نکته دوم طراحی پیش از اجراست و این خیلی مهم است. برخلاف خیلی از گفتگوهای تلویزیونی که از قبل هماهنگی نمی‌شود، قله‌ها و چالش‌ها در نمی‌آید و همینطور به جلو می‌روند و یک گفتگویی صورت می‌گیرد؛ اما در برنامه شاخص و در گفتگوهای مجازی اینترنتی عموما طراحی قبل اجرا خیلی مهم است یعنی نکات و قله‌ها را با همدیگر درمی‌آورند.

برنامه‌هایی برای توهین به شعور مخاطب/ وقتی پخمه‌ها جای نخبه‌ها را می‌گیرند

لسانی با ذکر سومین نکته اظهار کرد: نکته سوم پمپاژ پول در وایرال‌سازی است یعنی اینها به خصوص برنامه‌هایی که یا کل برنامه اسپانسر دارد یا اینکه فقط قسمتی از برنامه اسپانسر دارد برای همین هزینه را روی وایرال سازی می‌گذارند که خب پیام رسان‌ها و کانال های خبری نرخ خاص خودش را دارد و پیج‌های اینستاگرامی و تولید محتوا هم چهارچوب خودش را دارد.

وی با اشاره به اینکه این سه نکته در کنار هم یعنی انتخاب مهمان بر اساس هدف گذاری، طراحی قبل از اجرا و نهایتاً وایرال سازی با اتکا به سرمایه کمک می‌کند که این دست برنامه‌ها در فضای مجازی دیده بشود تصریح کرد: مسئله دیگری که وجود دارد این است که ما مفهومی را تحت عنوان اقتصاد توجه داریم. در اقتصاد توجه، این جلب توجه است که هزینه می‌آورد و بازی اصلی این است که چه کسی دیده ربایی می‌کند، از چه روشی این اتفاق می‌افتد و اصولاً هرچه که هنجارها پررنگ‌تر باشد و جامعه، جامعه ارزشی و هنجاری‌ای باشد شما اگر خودتان را در پشت خط هنجارها تعریف بکنید دیده می‌شوید.

این فعال رسانه تصریح کرد: دو طیف کلیپ‌هایی را برای هم می‌فرستند. یک طیف علاقمندان به این است که آن هنجارها کمرنگ بشود و دومین طیف کسانی هستند که وامصیبتا سر می‌دهند برای اینکه هنجارها دچار فرسایش شده است. برای همین یک بازی دو سر سود و دو سر برد برای سازندگان پدید می‌آید. وقتی که می‌روید خودتان را در مرزهای اخلاقی جامعه تعریف می‌کنید، اگر ارزش جامعه، اگر آگاهان، اگر نخبگان و اگر مردم جامعه حساس نباشند و اگر دستگاه‌های حامی فرهنگ و مروج فرهنگ حساس نباشند کسی که خودش را در آخر مرزهای اخلاقی جامعه تعریف می‌کند و سعی می‌کند که این مرزها را جابجا بکند، دیده می‌شود و طیف‌های مختلف جامعه ویدیوش را و کارهایش را برای یکدیگر می‌فرستند و این بازی اقتصاد توجه و دیده‌ربایی است.

وی در پایان سخنانش گفت: جنجال، حاشیه سازی، بازی با خط قرمزها، عبور از تابوهای اخلاقی و ارزشی جامعه همه اینها برای دیده شدن است. وقتی آن کسی که از دو سال پیش روی سرش هندوانه می‌شکند و روی خودش دوغ و نوشابه می‌ریزد و شیشه مغازه‌ها را می‌شکند و تبلیغات انجام می‌دهد تبدیل به سلبریتی می‌شود خب طبیعتا برنامه‌های گفتگو محور هم مثل همین می‌شود یعنی نابه‌ هنجاری تبدیل به عرف و هنجار می‌شود و به مرور زمان این نابه هنجاری خودش هنجارسازی می‌شود.

ما نیازمند بازگشت به شرافت میزبانی، مجری‌گری و پرسشگری هستیم. نیازمند نویسندگانی هستیم که به جای جستجو در لباس زیر مهمان، به دنبال اندیشه مهمان باشند. و بیش از هر چیز، نیازمند نظارت اخلاقی بر پلتفرم‌هایی هستیم که با تولید محتوای بی‌پروا، در حال فروپاشی ارزش‌های فرهنگی و اخلاقی جامعه هستند. اگر راه میان‌بر شوک و جنجال تنها راه بقای برنامه‌ها باشد، ما نه با یک انقلاب رسانه‌ای، بلکه با یک فاجعه‌ی فرهنگی روبه‌رو خواهیم بود.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1322559

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha