به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، در جنگی که گلوله تنها ابزار آن نیست، روایت دقیق میتواند به اندازه یک پدافند هوایی اثرگذار باشد. امروز هر خبر، تصویر و تحلیل یک مقام مسئول، بخشی از میدان نبردی است که افکار عمومی را هدف گرفته است. در چنین شرایطی، جامعه بیش از هر زمان دیگری به اطلاعات درست، سریع و قابلاعتماد نیاز دارد؛ زیرا خلأ اطلاعاتی خیلی زود با شایعه، برداشتهای شخصی و روایتهای رقیب پر میشود.
جنگ روایتها از جایی آغاز میشود که هر طرف میکوشد واقعیت را از زاویه خود تعریف کند. طرفی که زودتر، روشنتر و مستندتر سخن میگوید، فرصت بیشتری برای شکلدادن به ذهن مخاطب دارد. در جهان رسانه، روایت اول محکم همان مشت اول در دعوا را دارد؛ حتی اگر بعداً اصلاح و یا تکذیب شود، اثر اولیه آن بهسادگی از بین نمیرود. مخاطب در نخستین مواجهه، چارچوبی برای فهم رویداد پیدا میکند و روایتهای بعدی را در همان چارچوب میسنجد.
روایت دقیق، بخشی از امنیت روانی جامعه است. مردم باید بدانند چه اتفاقی افتاده، چه نهادی مسئول است، چه تصمیمی گرفته شده و پیامدهای آن چیست. هرقدر پاسخ رسمی دیرتر برسد، میدان برای روایتسازی دیگران گستردهتر خواهد شد. در این میان، مسئولی که بهموقع و مسئولانه عمل کند، میتواند میان واقعیت و شایعه فاصله بیندازد و اجازه ندهد نگرانی عمومی به ابزار فشار و سوءاستفاده تبدیل شود.
رسانه واسطهای میان جامعه و قدرت است و کارکرد اصلی آن انتقال اطلاعات، توضیح تصمیمها، طرح پرسشهای مردم و آشکارکردن پیامدهای تصمیمهاست. رسانه در این معنا، هم به شهروند امکان میدهد درباره امور عمومی آگاهانه قضاوت کند و هم مسئول را وادار میکند درباره عملکرد خود توضیح بدهد. به همین دلیل از رسانه بهعنوان رکن چهارم دموکراسی یاد میشود و در دوره جنگ، این نقش حساستر میشود.
در جمهوری اسلامی، فرهنگ جایگاهی بنیادین دارد و رهبران عالی جمهوری اسلامی بارها بر اهمیت کار فرهنگی ضرورت پاسخگویی مسئولان تأکید کردهاند. امام خمینی (ره) بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی در بسیاری از سخنرانیهای خود بر این نکته تأکید داشتند که قدرت نظامی بدون زیرساختهای فرهنگی تنها یک ابزار گذراست و معتقد بودند که «جنگ اصلی، جنگ فرهنگی است» و همیشه تاکید داشتند «مسائل فرهنگی از مسائل نظامی مهمتر است».
رهبر شهید انقلاب نیز در باب مهم بودن مسائل فرهنگی نیز تاکید داشتند که «من بارها این را تکرار کردهام؛ مسئلهی فرهنگ در راس همهی مسائل کشور است. گاهی اوقات ممکن است مسائل اقتصادی یا سیاسی دغدغهی آنی و اورژانسی بشود، اما مسئلهی فرهنگ یک مسئلهی زیربنایی و همیشگی است» اما در کنار توجه رهبران عالی قدر جمهوری اسلامی در خصوص توجه به مسائل فرهنگی توجه به پاسخگویی مسئولین نیز همیشه مورد تاکید بوده است به طوری رهبر شهید انقلاب اسلامی بیان کردند که «اگر مسئولی نتواند به پرسشهای مردم پاسخ دهد یا دلیل اقداماتش را شفاف بگوید، در واقع از اصل مسئولیت در نظام اسلامی بازمانده است».
بر همین اساس مدیری که از رسانه دوری میکند، یکی از مهمترین مسیرهای ارتباط با مردم را کنار میگذارد. مسئولیت فرهنگی تنها تولید اثر، برگزاری جشنواره یا تخصیص بودجه نیست؛ توضیحدادن درباره سیاستها، پذیرش پرسشهای انتقادی و ارائه گزارش عملکرد نیز بخشی از همان مسئولیت است. وقتی مدیران از گفتوگو با خبرنگاران پرهیز میکنند، چنین تصور میشود که رسانه را ابزار آگاهی مردم نمیدانند و آن را فقط وسیلهای برای انتشار اطلاعیههای مطلوب خود میدانند.
بخشی از دستگاههای فرهنگی کشور، با وجود برخورداری از بودجه عمومی، جایگاه حاکمیتی و اثرگذاری مستقیم بر افکار عمومی، رابطهای منظم و شفاف با رسانهها ندارند. سازمان هنری رسانهای اوج نمونهای قابل تأمل در این زمینه است؛ نهادی که در دوره ریاست پیشین و دوره کنونی، تعامل مستمر و قابلدسترسی با رسانهها نداشته است. سازمانی با چنین دامنهای از تولیدات فرهنگی و رسانهای، نمیتواند خود را از پرسشهای افکار عمومی کنار بکشد.
سازمان تبلیغات اسلامی و حوزه هنری نیز از مهمترین بازوهای فرهنگی و هنری کشور به شمار میروند، اما برگزارینشدن نشستهای خبری منظم و دشواری دسترسی خبرنگاران به مدیران این مجموعهها، چنین تصویری ایجاد کردهاند که نهادهایی که برای جامعه پیام تولید میکنند، اما خود در برابر جامعه کمتر پاسخ هستند.
ریاست سازمان صداوسیما نیز از این وضعیت مستثنی نیست. سازمانی با گستره ملی و تأثیر مستقیم بر شکلگیری روایت رسمی، نیازمند ارتباط منظم با روزنامهنگاران و رسانههای مختلف است. مصاحبههای موردی و گهگاه با رسانه خود سازمان، جای نشست خبری و گفتوگوی پاسخگو با بدنه مستقل رسانه را نمیگیرد. پرسش درباره عملکرد، بودجه، خطمشی و نسبت سازمان با نیازهای جامعه باید در فضای عمومی مطرح شود.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بهعنوان مهمترین بازوی فرهنگی و رسانهای مملکت و متولی بزرگترین جشنوارههای کشور، نیز در یک سال گذشته صرفا به برگزاری یک نشست خبری بسنده کرده است و سایر معاونین این وزارتخانه گویی هیچگونه آشنایی با رسانه ندارند؛ وضعیتی که با حجم مسئولیتها و شمار پرسشهای موجود تناسب ندارد. در میان مدیران و مسئولان فرهنگی، وزیر میراث فرهنگی را میتوان از معدود چهرههایی دانست که برنامهای ثابت برای نشست با خبرنگاران دارد. همین مقایسه نشان میدهد که برگزاری نشست خبری و پاسخگویی در برابر خبرنگاران نه ناممکن است و نه پرهزینه؛ تفاوت در اراده مدیریتی و فهم مسئولیت عمومی است.
در شرایط کنونی جنگی کشور، مردم از مسئولان فرهنگی انتظار معجزه ندارند؛ انتظار دارند بدانند چه میگذرد و چرا تصمیمی گرفته میشود. دستگاههای فرهنگی باید رسانه را شریک خود در مدیریت افکار عمومی بدانند. این شراکت با دعوت گزینشی از خبرنگاران یا انتشار خبرهای یکطرفه شکل نمیگیرد؛ به تقویم منظم نشستها، دسترسی برابر، پاسخ به پرسشهای دشوار و پذیرش خطا نیاز دارد. مدیران باید بدانند که خبرنگار مزاحم نیست؛ او نماینده پرسشهایی است که در ذهن مردم وجود دارد.
احمد کارخانه دکتری علوم ارتباطات در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز گفت: در شرایط جنگی و بحرانی، پاسخگویی مسئولان ضرورتی راهبردی است؛ زیرا افکار عمومی برای درک وضعیت، پیگیری مطالبات و ارزیابی تصمیمها به اطلاعات دقیق و بهموقع نیاز دارد. با این حال، برخی مسئولان از حضور در رسانه پرهیز میکنند. یکی از دلایل این رفتار، ناآشنایی با اقتضائات ارتباط با رسانه و نداشتن مهارت کافی در انتقال روشن و دقیق پیام است. برخی مدیران در حوزه تخصصی خود توانمندند، اما برای پاسخگویی به پرسشهای رسانهای، مدیریت پیام یا مواجهه با پرسشهای دشوار آموزش ندیدهاند.
وی با اشاره به اینکه عامل دیگر، نگرانی از سوءبرداشت، تقطیع سخنان یا طرح پرسشهای چالشبرانگیز است تصریح کرد: این نگرانی ممکن است مدیر را به سکوت وادارد، اما سکوت راهحل مناسبی نیست؛ زیرا در نبود اطلاعرسانی رسمی، فضای عمومی با گمانهزنی و روایتهای غیررسمی پر میشود. همچنین هنوز در برخی سازمانها این تصور وجود دارد که محدودکردن دسترسی به اطلاعات، از سازمان محافظت میکند؛ حال آنکه در فضای ارتباطی امروز، پنهانماندن اطلاعات لزوماً ممکن نیست و نبود توضیح رسمی میتواند زمینه شکلگیری شایعه و برداشتهای نادرست را فراهم کند.
کارخانه خاطرنشان کرد: پاسخندادن را نمیتوان در همه موارد معادل کمکاری دانست. ممکن است مسئولی در حوزه کاری خود فعال و پیگیر باشد، اما به دلیل نداشتن آمادگی رسانهای، نگرانی از برداشتهای نادرست یا تجربه نامناسب از مواجهه با رسانه، از پاسخگویی پرهیز کند. با این حال، این رفتار میتواند نشانه ضعف در شناخت نقش رسانه و ناتوانی در مدیریت ارتباط با افکار عمومی باشد.
وی ادامه داد: در برخی موارد نیز پرهیز از پاسخگویی، پرسشهایی درباره عملکرد، پیشرفت برنامهها یا مسئولیتپذیری مدیر ایجاد میکند. حتی اگر علت سکوت، کمکاری نباشد، در افکار عمومی ممکن است چنین برداشتی شکل بگیرد؛ بهویژه زمانی که مطالبهای جدی مطرح است و پاسخ روشنی به آن داده نمیشود. بنابراین، مسئولان باید میان موضوعاتی که به ملاحظات قانونی یا امنیتی نیاز دارند و اطلاعاتی که میتوان و باید درباره آنها توضیح داد، تمایز قائل شوند و در چارچوب ضوابط، پاسخگو باشند.

این مدرس علوم ارتباطات و روزنامهنگاری در پاسخ به این سوال که دوری مسئولین از خبرنگاران چه آسیبهایی به جریان رسانهای کشور و خود دستگاهها وارد میکند زیرا برخی مسئولین تصور میکنند هرچه از رسانه دورتر باشند، وجهه بالاتری دارند یا برای خود حاشیه امن ایجاد میکنند توضیح داد: چنین تصوری با الزامات مدیریت امروز سازگار نیست. دوری از رسانه نه نشانه شأن مدیریتی است و نه حاشیه امن ایجاد میکند. برعکس، وقتی مسئولان و دستگاهها اطلاعات لازم را بهموقع و روشن در اختیار رسانهها قرار نمیدهند، خبرنگاران برای پاسخگویی به نیاز مخاطبان ناچار میشوند به منابع دیگر مراجعه کنند یا در نبود اطلاعات معتبر، با ابهام و گمانهزنی روبهرو شوند. این وضعیت میتواند به تضعیف جریان اطلاعرسانی رسمی و کاهش اعتماد به منابع داخلی بینجامد.
وی بیان کرد: از سوی دیگر، پرهیز از گفتوگو با رسانه، فرصت توضیح تصمیمها و بیان اقدامات دستگاه را از بین میبرد. در نتیجه، روایت عملکرد سازمان بهجای آنکه بر پایه اطلاعات مستند و توضیح مسئولان شکل بگیرد، ممکن است تحت تأثیر اطلاعات ناقص یا روایتهای یکسویه قرار گیرد. این امر به اعتبار دستگاه و اعتماد عمومی آسیب میزند و در زمان بحران، مدیریت شرایط را دشوارتر میکند.
کارخانه با اشاره به اینکه تصور ایجاد «حاشیه امن» از طریق سکوت نیز نادرست است گفت: بیپاسخماندن پرسشها معمولاً مسئله را از میان نمیبرد، بلکه بر ابهامها میافزاید و هزینه پاسخگویی را در آینده بیشتر میکند. مسئولان با حضور حرفهای، ارائه اطلاعات دقیق، بیان محدودیتها و توضیح اقدامهای انجامشده میتوانند از شکلگیری برداشتهای نادرست جلوگیری کنند و اعتماد عمومی را تقویت کنند.
وی تاکید کرد: راهکار، فاصلهگرفتن از رسانه نیست؛ بلکه تقویت ارتباط حرفهای با رسانههاست. مدیران باید برای پاسخگویی روشن و دقیق آماده شوند و در صورت وجود محدودیت قانونی یا امنیتی، علت و حدود آن را شفاف بیان کنند. همچنین روابط عمومیها باید نقش فعالتری در فراهمکردن اطلاعات معتبر، هماهنگی مصاحبهها و پشتیبانی از مدیران ایفا کنند.
این مدری و کارشناس رسانه در پایان سخنانش تصریح کرد: در شرایط جنگی و بحرانی، پاسخگویی سنجیده و مسئولانه بخشی از مدیریت بحران و صیانت از اعتماد عمومی است. رسانه را نباید صرفاً محل پرسشهای دشوار دانست؛ رسانه میتواند بستری برای توضیح تصمیمها، شنیدن مطالبات و ارتباط مستقیم با جامعه باشد. در حکمرانی امروز، پاسخگویی نشانه ضعف نیست، بلکه جلوهای از مسئولیتپذیری و اقتدار مدیریتی است.
روایت برتر در میدان رسانه، روایتی است که زودتر، دقیقتر و صادقانهتر به مردم برسد. اگر نهادهای فرهنگی در این میدان حاضر نباشند، دیگران روایت خود را جایگزین روایت رسمی خواهند کرد. پاسخگویی مسئولان، بهویژه در حوزه فرهنگ، کوچکترین خواسته مردم در وضعیت جنگی است؛ خواستهای که برآوردهکردن آن هم حق جامعه و هم شرط موفقیت هر راهبرد رسانهای است.
انتهای پیام/
نظر شما