گذار از تعهد؛ بازخوانی ضرورت بازدارندگی در عصر تهاجم

آرزو نوروزجم*

گروه سیاسی ایسکانیوز_ بحث خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) دیگر یک بحث تئوریک در جلسات مختلف یا یک موضوع برای یک میزگرد در فضای سیاسی نیست؛ بلکه امروز به یک مطالبه راهبردی تبدیل شده که از کف خیابان تا کرسی‌های مجلس را در بر گرفته است. وقتی صحبت از خروج از یک معاهده بین‌المللی می‌شود، معمولاً اولین واکنش‌ها در لایه‌های دیپلماتیک، ترس از انزوا یا فشار بین‌المللی است. اما پرسش اساسی این است: آیا ما هنوز در دنیایی هستیم که پیمان‌های کاغذی بتوانند امنیت ملی را تضمین کنند؟

اگر به تاریخچه تعامل ایران با NPT نگاه کنیم، باید بپذیریم که ما سال‌ها بر ین تصور بودیم که تعهد به قواعد بازی غرب، مانع از تهاجم آن‌ها می‌شود.

بله، زمانی بود که شرایط کشور با امروز فرق می‌کرد؛ زمانی که تهدیدات در سطح جنگ‌های نیابتی یا فشارهای اقتصادی بود و صبوری در قاعده و قانون سیاست می‌توانست زمان بخرد. اما امروز، ما در میانه یک جنگ تحمیلی جدید هستیم.

وقتی دشمن، از ترور دانشمندان و فرماندهان نظامی در قلب پایتخت گرفته تا بمباران مستقیم زیرساخت‌ها را در دستور کار قرار می‌دهد، یعنی دیگر هیچ قاعده بازی یا پیمانی برای او اعتبار ندارد. در چنین شرایطی، تعهد به معاهده‌ای که تنها یک طرف آن (یعنی ایران) را محدود می‌کند، دیگر صبوری نیست؛ بلکه نوعی ریسک استراتژیک است.

باید بین دو مفهوم جلوگیری از جنگ و تضمین بقا؛ تفکیک قائل شد. اشتباه است اگر فکر کنیم سلاح هسته‌ای لزوما جلوی درگیری‌ها را می‌گیرد.

تاریخ، جنگ‌های متعددی را میان قدرت‌های هسته‌ای دیده است. اما نکته اینجاست: سلاح هسته‌ای مانع از سقوط می‌شود. در برابر قدرت‌هایی مثل آمریکا و اسرائیل که تسلیحات متعارف‌شان با ما قابل مقایسه نیست، تنها چیزی که می‌تواند مفهوم بقا را تضمین کند، داشتن قدرتی است که هزینه حمله را برای دشمن به قیمت نابودی خودش برساند. سلاح متعارف برای ضربه زدن است.

اما NPT برای ایران ، به جای اینکه سپر دفاعی ما باشد، در بسیاری از موارد به ابزاری برای نفوذ تبدیل شد. بازرسی‌های سخت‌گیرانه و حضور کارشناسانی که تحت پوشش نظارت، در حال نقشه‌برداری از نقاط حساس کشور بودند، عملاً مسیر را برای ترورها هموار کرد. وقتی تعهد ما به یک پیمان، به جای ایجاد امنیت، باعث لو رفتن اسرار دفاعی شده است، دیگر بحث خروج از آن پیمان، یک تصمیم سیاسی ساده نیست، بلکه یک ضرورت امنیتی است.

البته هنوز در بدنه حاکمیتی، کسانی هستند که از تله انزوا می‌ترسند. آن‌ها می‌گویند خروج از NPT بهانه طلایی برای حمله نظامی است. اما واقعیت این است که دشمن برای حمله به ایران، هرگز منتظر خروج ما از یک معاهده نمانده است. ترامپ و نتانیاهو بدون توجه به عضویت یا عدم عضویت ما در NPT، بمب‌هایشان را آماده کرده‌اند. بنابراین، ترس از انزوا نباید مانع از رسیدن به بازدارندگی شود؛ چون انزوای سیاسی بسیار ارزان‌تر از نابودی نظامی است.

نکته کلیدی در این معادلات، پیوند میان دکترین هسته‌ای و تغییر کلی استراتژی دفاعی است. وقتی فرمانده کل قوا از پاسخ بدون محدودیت جغرافیایی و به‌روزرسانی بانک اهداف صحبت می‌کند، یعنی ایران از حالت دفاع منفعل خارج شده است.

این تغییر الگوی فکری، می‌تواند در حوزه هسته‌ای صلح‌آمیز هم جاری شود. پاسخ بدون محدودیت جغرافیایی زمانی برای دشمن باورپذیر است که بداند ایران، هر ابزاری را برای تضمین بقای خود در اختیار دارد. حتی در مباحث فقهی و شرعی نیز، حکم‌ها بر اساس موضوع هستند و وقتی موضوع از صلح به تهاجم و جنگ تغییر می‌کند، حکم نیز می‌تواند متناسب با اقتضائات زمانه تغییر کند.

حالا ایران در نقطه عطفی ایستاده که دیگر نمی‌توان با فرمول‌های قدیمی، نتایج جدیدی گرفت. ما در حال گذار به یک نظم جدید در غرب آسیا هستیم؛ نظمی که در آن دیگر جای هیچ تعهد یک‌طرفه‌ای نیست. بازدارندگی واقعی، نه در گروی رضایت آژانس است و نه در گروی تایید شورای امنیت؛ بلکه تنها در گروی قدرتی است که دشمن را مجبور کند، پیش از هر اقدامی، هزار بار به هزینه‌های احتمالی فکر کند. بقای ایران در نظم جدید، نه با دیپلماسی خواهش، بلکه با بازدارندگی مطلق تضمین می‌شود.

آرزو نوروزجم_خبرنگار*

انتهای پیام/

کد مطلب: 1323521

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha