مشکل اصلی آیین‌نامه ارتقای استادان توجه نکردن به تفاوت رشته‌هاست

توجه نکردن به تفاوت ماهیت رشته ها مشکلات بسیار زیادی را در پی داشته است و در برخی موارد منجر به تقلب و بی اخلاقی های دانشگاهی شده است.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، آیین‌نامه ارتقای اعضای هیئت علمی در سال 1395 تغییر کرده و برخی موارد به آن اضافه و از آن حذف شده است. انتقادات بسیار زیادی به تمام آیین‌نامه‌ها از گذشته تا کنون وارد شده که در این آیین نامه نیز با وجود تغییرات مرتفع نشده است. در گفت و گویی با اصغر زمانی عضو هیئت علمی موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی و دکترای مدیریت آموزش عالی به بررسی مشکلات آیین نامه و اثرات آن بر روی فعالیت های پژوهشی و همچنین راهکارهای رفع این مشکلات پرداخته ایم. بخش اول گفت‌وگو به شرح زیر است:

آیین نامه ارتقا با وجود تغییراتی که در سال های گذشته کرده است هنوز ایرداتی جدی دارد و انتقادات بسیار زیادی به آن می شود. نظر شما درباره این آیین نامه چیست؟

مسئله آیین­نامه ارتقا اعضای هیئت علمی موضوعی است که باید از جهات مختلف بررسی شود. من در پژوهش خود یک بررسی تطبیقی در خصوص ارتقای اعضای هیات علمی کشورهای پیشرفته دنیا و ایران انجام دادم. در همین راستا در سفری به مالزی با اساتید آنجا درباره شیوه ارتقای آنها صحبت و همچنین نظرات و تجربه­های برخی رایزنان علمی کشور را نیز در مورد نحوه ارتقا اعضای هیات علمی در دیگر کشور ها را مورد بررسی قرار دادم.

بعلاوه در یکی دیگر از پژوهش های خود که دنبال کردم مسئله تیم سازی اعضای هیئت علمی در فعالیت­های پژوهشی و انجام پژوهش­های مشترک را مد نظر قرار دادم و نقش آیین نامه های ارتقا در این رابطه را مود توجه قرار داده و نظرات اعضای هیات علمی را در این رابطه جویا شدم. به عبارتی در مصاحبه­هایی که با اساتید داشتم دلایل نداشتن فعالیت پژوهشی مشترک وخصوصا تیمی را و نقش آیین­نامه ارتقا در تحقق نیافتن این مسئله را مورد بررسی قرار دادم. نتیجه اینکه مسئله اصلی در آیین­نامه­های ارتقا قبلی و فعلی این است که «چه کسی» «چگونه» و با «چه شاخصی» ارتقا افراد و اعضای هیات علمی را بررسی می­کند. در این آیین­نامه که پس از تصویب از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی به دانشگاه­ها ابلاغ شده «چه کسی» به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و به دنبال آن هیات های ممیزه هردانشگاه اطلاق شده است و این موضوع مساله ساز خیلی از چالشها  است. باید مساله چه کسی و چگونه و با چه شاخصی به نحوی حل شود.

ابلاغ آیین نامه از بالا به پایین چه مشکلاتی را به وجود آورده است؟

چون این آیین­نامه از بالا ابلاغ می­شود به مسائل بسیار مهمی توجه نکرده است. برای مثال شرط ارتقا به مرتبه دانشیاری داشتن یک طرح خارجی است. اما در رشته­هایی مانند فلسفه و الهیات، تاریخ، ریاضی محض و... پیدا کردن طرح خارجی کاری بسیار دشوار و حتی گاهی غیرممکن است. درمصاحبه­هایی که با برخی از اعضای هیئت علمی دانشگاه­ها داشتم این مشکل به دفعات بیان شد. مثلا یکی از اعضای هیئت علمی به صراحت می­گفت از آن­جا که برخی طرح خارجی ندارند برای رسیدن به مرتبه دانشیاری ناچار به پرداخت مبلغی به یک شرکت یا ... برای تعریف پروژه هستند و گرفتن یک طرح خارجی به روابط افراد در سازمانها بستگی دارد.البته  نمی­توان اعضای هیئت علمی را متهم به بی­اخلاقی کرد زیرا بسیاری از آن­ها و بلکه اکثرا افرادی اخلاق­مدار هستند اما واقعیت آن است که:

آنچه شیران را کند روبه­مزاج          احتیاج است احتیاج است احتیاج

ویا به عنوان مثال دوم به برخی مواردی که اعضای هیات علمی در سطوح صف انجام می دهند عملا توجه نشده است . مساله هایی مثل سخنرانی ها و یا گزارش های تخصصی و از این قبیل.

در گذشته نوشتن مقاله به اندازه امروز مورد توجه اساتید نبوده است. علت آن چیست؟

یکی از مسائل مبتلابه آموزش عالی شکاف بین نسلی میان اعضای هیئت علمی است. اساتید قدیمی که نسلشان ( از نظر خدمت رسمی در آموزش عالی) رو به پایان است اهداف والاتری داشتند و بعضا خیلی اعتقاد به تبدیل کردن پژوهش­ها و یافته­های خود به مقاله و کتاب و استفاده از امتیاز نداشتند. بعد از آن اساتیدی آمدن که میان دو نسل قرار دارند و علاوه بر آن که معتقد به رعایت اخلاق آکادمیک و تولید دانش هستند اما به ناچار به تولید مقاله برای ارتقا نیزمی­پردازند. زیرا آیین نامه این ها را به این سمت می کشاند. رفته رفته به نسلی رسیدیم که( درصد بالاتری از دونسل قبلی) به مدرک و پول فکر می­کند و اگر از آن ها درخواست انجام پروژه و پژوهشی شود اولین سوالی که می پرسند این است که چقدر پول می دهند یا در کجا و کی چاپ می شود و چقدر امتیاز دارد. این نتیجه آیین نامه ارتقا و جهت دهندگی آن  و بسیاری از مسایل دیگر است که باعث شده این موارد ثانویه در اولویت قرار گیرند .

آیین نامه ارتقا از نظر شما چه اشکالاتی دارد؟

مشکل اصلی آیین­نامه یکسان دیدن رشته­هاست و نباید رشته­هایی مانند علوم تربیتی با الهیات، ریاضی و فیزیک و.... یکسان دیده شود. من در گفت­وگو با برخی عزیزان ستادی این موضوع را مطرح کردم اما آن­ها معتقد بودن که اینگونه نیست. اما در عمل این موضوع مشاهده می­شود و نمی­­شود چیزی که در آیین­نامه آمده و تبدیل به قانون شده است را نادیده گرفت. یکی از مشکلات دیگری که اعضای هیئت علمی در مصاحبه­هایی که با آن­ها داشتم بارها مطرح کرده اند تغییرات مداوم آیین­نامه است که سبب شده سال­ها زحمت آماده­سازی مدارک اساتید برای ارتقا، به دلیل این تغییرات ،تلف شده و مجبور به فراهم کردن شرایط مجدد آیین­نامه جدید شوند. همچنین آیین­نامه که جهت­دهنده فعالیت­هاست در بسیاری از موارد با اسناد بالادستی کشور مانند نقشه جامع علمی کشور هم­راستا نبوده و مغایرت دارد. به عنوان مثال در نقشه جامع علمی کشور بر تعاملات بین­المللی و انجام پروژه­ها و پژوهش­های تیمی تاکید شده است اما در آیین نامه ارتقا اگرچه به مقاله مشترک امتیاز بیشتری تعلق می گیرد ولی امتیاز اعضا نسبت به مقاله تک اسم کمتر می شود. مهم تر اینکه آیین نامه ارتقا به نظر من عضو هیات علمی را در چارچوب یک کادر بسته قرار می دهد و تاحدودی خلاقیت و علایق عضو هیات علمی را نادیده می گیرد.

آیا مسئولان وزارت علوم درباره این مشکلات راهکاری اندیشیده اند؟

تا جایی که اطلاع دارم  این موضوع در حال حاضر از دغدغه های مسئولان وزارت علوم است و در جواب به یکسان­نگری رشته­ها در آیین­نامه و شرایط خاص هر دانشگاه نیز، ظاهرا به هیئت­های ممیزه اختیاراتی داده شده و مسئولان دانشگاه­ها اختیار دارند بر اساس اصول آیین­نامه درباره این قضیه تصمیم­گیری کنند. که این خود مشکل دیگری را رقم می زند.

آیا تفویض اختیار به هیئت ممیزه راهکار مناسبی است؟

نکته مهم و اصلی تفویض اختیار به اعضای هیئت ممیزه دانشگاه­ها یا کمیته منتخب است. زیرا گاهی مسئله مهم دخالت نظرات شخصی اعضا در تصمیم گیری است. نکته اینجاست که آیا این اعضا افرادی عالم و عادل هستند که فارغ از مشکلات و مسایل شخصی و دیدگاه های سیاسی و جناحی تصمیم­گیری کنند؟ضمن احترام به تمامی همکاران در هیات های ممیزه گاها شاهد گلایه اعضای هیئت علمی از این موضوع بوده ام که در جلسه هیئت ممیزه یا کمیته منتخب عدالت رعایت نشده و یا کمیته ها و هیات ها گاها حتی نحوه امتیاز دهی و نقاط ضعف و قوت عضو هیات علمی را محرمانه دانسته و به خود هیات علمی هم اعلام نکرده اند تا خود را بر این اساس توانمند سازد و اشکالات خود را برطرف کند. همچنین گاها  شنیده شده که برخی از آثار و فعالیت های اعضای هیات علمی مستقیما توسط مسئولین دانشگاه یا موسسات پژوهشی به دلایلی به جز علمی پذیرفته نشده و بالعکس. پس با منوط کردن شرط موافقت و اخذ مجوز  رییس موسسه یا دانشگاه با فعالیت علمی عضو هیات علمی، ضمن محدود کردن عضو هیات علمی، عملا پذیرش فعالیت­های پژوهشی یا عدم پذیرش به ریاست دانشگاه یا موسسه تفویض گردیده و این زمینه  موجب برخی ملاحظات و بی عدالتی ها شده است.

یکی از رسالت های دانشگاه مسئولیت های اجتماعی است. آیا در آیین نامه به این مسئله توجه شده است؟

اگر چه در آیین نامه ما ماده 4 آیین نامه را در مورد فعالیت علمی و اجرایی داریم .اما در آیین­نامه برای فعالیت­های اجتماعی به صورت خاص امتیازی در نظر گفته نشده­است و اگر استادی بخواهد در راستای مسئولیت اجتماعی خود خدماتی را به نهادی مانند بهزیستی،  جامعه و... ارائه دهد امتیازی دریافت نخواهد کرد مگر با موافقت موسسه یا دانشگاه. همچنین به دلیل دادن اختیار تصمیم­گیری به ریاست موسسات و دانشگاه ، اگر این افراد به هر دلیلی ولو غیر اداری و آکادمیک نخواهند،مجوز فعالیت به شما نمی­دهند. این مسئله برای من پیش آمده است که پنج سال است با وجود مکاتبات فراوان برای اجازه فعالیت بیرونی هنوز مجوزی دریافت نکرده­ام.

برای مثال یکی از دانشگاه­های غیرانتفاعی از من درخواست کرده بودند از آن­جا که عضو هیئت علمی پژوهشی هستم در زمان­هایی از روز به صورت تلفنی برای فعالیت­های پژوهشی به آن­ها مشاوره بدهم اما با درخواست مجوز من موافقت نشد و یا با اینکه با حکم مدیر کل حوزه وزارتی در یکی از دانشگاه ها مسئولیتی به اینجانب محول شده بود که نیاز به حضور 3 یا 4 ساعت در هفته در آن دانشگاه را داشت، و برای این حضور هم از مرخصی استحقاقی استفاده می کردم ، اما با وجود تصویب گروه ، موسسه مجوز فعالیت را صادر نکرد و بسیاری از فعالیت های علمی و یا مسئولیت های اجتماعی دیگر. در واقع مسئولیت اجتماعی عضو هیات علمی در برخی موسسات و دانشگاه ها تحت تاثیر سلیقه و منیت های مسئولین آن جا قرار می گیرد.

آیا شما با این تفویض اختیار به دانشگاه ها موافقید؟

تفویض اختیار وزارت علوم بدون نظارت دقیق چنین نتیجه­هایی که در قبل گفته شدرا در پی دارد. تفویض اختیار باید با نظارت و پاسخگویی همراه باشد. البته این موضوع به یک دولت یا جناح خاص اختصاص ندارد و در تمام دولت­ها دیده شده است. به همین دلیل من مخالف تفویض اختیار بدون نظارت و پاسخگویی هستم. و حق استیناف خواهی دقیق و مناسب عضو هیات علمی باید به درستی حفظ شود. در متن آیین­نامه صراحتا به چگونگی و نحوه وجایی مستقل و عادل برای استیناف­خواهی اشاره  نشده است ولی به طور کل باید اعتراض به هیئت ممیزه دانشگاه و بعد به وزارت علوم اعلام شود. البته نباید از دایره انصاف خارج شد و همه را به یک چشم دید. زیرا بسیاری از موسسات و دانشگاه ها عادلانه و عالمانه رفتار می کنند و این تفویض اختیار راهگشا هم هست. ولی هستند موسسات و دانشگاههایی که به هر دلیل عدالت تحت تاثیر برخی حواشی قرار می گیرد و واقعیت آن است که استیناف فرد در این چرخه به آسانی به نتیجه نمی­رسد.

شما برای حل مشکل درباره جایگاه و فرد تصمیم گیرنده چه پیشنهادی دارید؟

بنابراین در «چه کسی» تعیین­کننده ارتقا مشکل وجود دارد. پیشنهاد من این است که براساس اسناد بالادستی آموزش­عالی یک آیین­نامه و جهت­دهی کلی درست و پس از ابلاغ آیین­نامه، اختیار ارزیابی به گروه­های علمی تفویض شود و پایه سنجش فرد از گروه باشد. با وجود آنکه در گروه­ها نیز امکان اختلاف نظر و تضاد جناحی و شخصی وجود دارد اما اعضای گروه راحت­تر می­توانند کیفیت کار یکدیگر را سنجیده و درمورد آن نظر بدهند.این که تعدادی از افراد تحت عنوان هیئت ممیزه یا کمیته منتخب برای بررسی پژوهش­ها انتخاب شده و در یک جلسه چند ساعته بر اساس آیین­نامه به تمام کتاب­ها و مقالات امتیاز بدهند نادرست است زیرا امکان مطالعه و بررسی کیفی فعالیت­های پژوهشی در این مدت زمان اندک وجود ندارد.

چرا اساتید به پژوهش های تیمی توجه لازم را ندارند؟ آیا در آیین نامه به این موضوع پرداخته نشده است؟

در اسناد بالادستی کشور مانند سند نقشه جامع علمی کشور، افق چشم­انداز و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت بر روی کار پژوهشی گروهی (تیمی) تاکید شده است اما اساتید در صورت انجام کار تیمی به ضربدری کار کردن و تبانی متهم می­شوند. همچنین انجام کار مشترک امتیاز کمتری نسبت به کار فردی دارد. با آنکه کار تیمی دو نفره در آیین­نامه 150 امتیاز و کار فردی 100 امتیاز دارد، اما به کار فردی تمام 100 امتیاز و به کار تیمی دو نفره و بیشتر، بخشی از 150 امتیاز تعلق می­گیرد و همین موضوع باعث می­شود اساتید نسبت به کار فردی تمایل بیشتری داشته باشند. البته کار تیمی پژوهشی مشکلات خاص خود را هم دارد.

امتیاز نویسنده اول بودن در مقالات چه تاثیری بر کار تیمی می گذارد؟

نکته بعدی مسئله نویسنده اول بودن در آیین­نامه است. با آنکه شرط مقاله تک اسم در آیین­نامه فعلی نیست ،اما به صورت نانوشته همچنان در اذهان برخی افراد تصمیم گیرنده  موضوع داشتن مقاله تک اسم وجود دارد. اما بر اساس قوانین جدید عضو هیئت علمی برای ارتقا باید در 3 یا 5 مقاله نویسنده اول باشد و این موضوع باعث بروز اختلاف در کار تیمی می­شود. همچنین مسئله دیگری در این خصوص باعث شده است در فعالیت پژوهشی مشترک دانشجویان و اساتید، بسیاری دانشجویان از اینکه تمام کار را انجام داده­اند و درنهایت نام استاد به عنوان نویسنده اول درج شده است شکایت کنند. البته آیین نامه در این خصوص عنوان داشته که استاد راهنما حتی اگر نفر دوم هم باشد امتیاز نفر اول را می گیرد ولی مشکل ناهماهنگی وجود دارد مثلا برخی مجلات پژوهشی اعلام می کنند نویسنده اول یا نویسنده مسئول باید صرفا هیات علمی باشد و یا گاهی در تیمها نیز توافق رضایتمندی بر روی اسم اول و دوم وجود ندارد.

یکی از مشکلات آیین نامه توجه نکردن به تفاوت های دانشگاه ها است. چه پیشنهادی برای این مسئله دارید؟

پیشنهاد من این است از آن­جا که ممکن است بسیاری از اساتید در رشته­های مختلف، درباره اسناد بالادستی کشور اطلاعی نداشته باشند، وزارت علوم صرفا پیشنهاد و طرح کلی خود را بر اساس این اسناد تهیه کرده و به دانشگاه­ها اختیار تصمیم­گیری متناسب با ماموریت های خود، چشم انداز خود،برنامه های استراتژیک خود و شرایط جغرافیایی خود را بدهد. مثلا در آیین­نامه فعلی داشتن استاد راهنمایی و مشاوره دانشجوی ارشد و دکتری امتیاز محسوب می­شود اما تکلیف دانشگاهی که در شهرستان قرار داشته و دانشجوی این مقاطع را ندارد چیست؟ نتیجه این مسئله درخواست مکرر دانشگاه­ها برای مجوز پذیرش دانشجوی دکتری و کارشناسی ارشد در رشته­های مختلف است که تنها باعث گسترش کمی بیش از پیش دانشگاه­ها می­شود.یا آیین نامه دانشگاه هایی مثل فنی و حرفه ای، یا تربیت معلم و ... باید بر اساس رسالت و ماموریت آنها تدوین شود.

یکی از انتقادات به آیین نامه توجه نکردن به تفاوت های رشته ها و توانمندی افراد است، نظر شما در این باره چیست؟

توجه نکردن آیین­نامه به تفاوت رشته­ها باعث شده است که در رشته­هایی مانند فنی و حرفه­ای به جای توجه به پرورش نیروی مهارت­محور و خبره و تلاش در این راستا اساتید مجبور به نگارش مقاله می شوند. بنابراین وزارت علوم باید برای هر رشته، آیین­نامه­ای مجزا تدوین کند. درصورتی که امکان انجام چنین کاری وجود ندارد، حداقل برای حوزه­های مختلف یعنی فنی و مهندسی، علوم پایه، علوم انسانی و سایر رشته­ها قوانین مجزا تعریف کند.

اصل ارتقا در تمام مشاغل برای توسعه و بالندگی فردی است و هر فردی بر اساس تفاوت­های فردی و رشته­خود این مسیر را در سال­های مختلف کاری طی می­کند.  افراد پس از اشتغال، آینده شغلی خود را سنجیده و برای ارتقا شغلی تلاش می­کنند. اعضای هیئت علمی نیز از ابتدای شروع فعالیت مسیر شغلی خود را دیده و در راستای طی کردن آن برنامه­ریزی می­کنند. این مسئله در راستای رکود پیدا نکردن در کار مهم است که هم عضو هیئت علمی و هم وزارت علوم به دنبال آن باشد. در نتیجه آیین­نامه ارتقا به عنوان جهت دهنده فعالیت باید به علایق و توانمندی افراد نیز توجه کند.و تاحدودی فرد برای انتخاب مسیر شغلی آتی در چارچوب اصولی آزاد باشد. اما اکنون آیین نامه خیلی بسته است و بسته هم اجرا می شود.

توجه به ماهیت رشته ها به ویژه تفاوت رشته های علوم انسانی با سایرین از چه جهت حائز اهمیت است؟

یک رئیس دانشگاه در مصاحبه­ای از من پرسید که چرا در رشته شما مقاله ISI بسیار کم است، من 50 مقاله منتشر کرده ام. از او رشته­اش را پرسیدم که گفت مهندسی برق خوانده است. به او گفتم رشته من علوم تربیتی است و مقالات من به آسانی رشته شما در نشریات خارجی ISI منتشر نمی­شود. به طور کلی انتشار مقاله ISI در رشته علوم انسانی سخت تر از رشته های مهندسی است.همچنین تضاد ها در رشته علوم انسانی بیشتر است. علت این موضوع را باید در ماهیت رشته­های علوم انسانی جست و جو کرد. از آن جا که حوزه علوم انسانی حوزه تفکر و اندیشه است تضاد و تعارضات در حوزه اندیشه و تفکر بسیار جدی است، برای مثال همین بحث­های سیاسی و جناحی در جامعه به دلیل تفکر متفاوت است اما در رشته­های دیگر مانند شیمی، الکترونیک و... چنین تعارضی در این حد وجود ندارد . لذا برای ارتقا نیز نباید شرایط یکسانی برای رشته ها در نظر گرفت زیرا رشته ها در شرایط و ماهیت متفاوتند.

چگونه می توان ماموریت گرایی را مطابق آیین نامه ایجاد کرد؟

از آنجا که در آیین­نامه به ماهیت رشته­ها، بومی­گرایی و مأموریت گرایی توجه نشده است باید وزارت علوم پس از تدوین آیین­نامه بخشی از اختیار را به دانشگاه­ها تفویض کند و جذب و ارتقای اعضای هیات علمی هم بر اساس شرایط رشته و ماموریت گروه مربوطه و دانشگاه باشد. در سال­های گذشته وزارت علوم به دانشگاه­ها و موسسات اعلام کرده است که می­توانند موادی را که وزارت علوم در آیین نامه به آن نپرداخته است را در نظر بگیرند. اما ابتدا باید ببینیم چرا این تعداد دانشگاه باید هرکدام یک رشته x   را پذیرش دانشجو داشته باشند؟ دلیل باید مشخص شود و اینکه رسالت هردانشگاه چیست؟ اگر دسته بندی و ماموریت محوری بر اساس نیاز کشور و جامعه و رسالت دانشگاه مورد توجه قرار گیرد و قطب بندی علمی مناسبی صورت پذیرد؛ می توان بر آن اساس نیز تصمیم گرفت برای تنظیم و یا اصلاح آیین نامه. اما اگر این موارد مشخص نشود ناچارا مثل آیین نامه فعلی همه رشته ها یک دست دیده می شوند.

چه موانعی بر سر راه این مسئله وجود دارد؟

در زیر پوست دانشگاه مشکلاتی دیده و نادیده وجود دارد. صحبت های بسیاری انجام شده است تا برخی موارد در امتیازدهی لحاظ شود اما مشکلی که وجود دارد این است که کمیته منتخب و هیات ممیزه گاها با نظر رییس دستگاه انتخاب می شود. پس به نوعی تمام موارد منوط به تایید رئیس دانشگاه یا موسسه شده است. و اگر رئیس دانشگاه با فعالیت های شما مخالف باشد و اخلاق آکادمیک در فضای دانشگاه جریان نداشته باشد شما متضرر می شوید. برای مثال برخی اعضای هیئت علمی در برنامه های تلویزیونی شرکت می­کنند یا برای روزنامه ها مطلب می نویسند اما برای هیچ کدام از این فعالیت ها امتیازی در نظر گرفته نشده است. همچنین اگر اساتید گزارش تخصصی 30 صفحه ای هم بنویسند اما چون کتاب و مقاله نیست ، امتیاز مقاله یا کتاب محاسبه نمی شود.

متاسفانه گاهی نوعی قلدری آکادمیک در گروه­های علمی، دانشگاه ها و موسسات پژوهشی وجود دارد. در  نشریات علمی از آن جا که اگر فردی سمتی در نشریه دارد ، محدودیت پذیرش امتیازات مقاله چاپ شده در همان نشریه را دارد ، گاهی دیده می­شود که افراد دخیل در دو نشریه مقالات یکدیگر را در نشریه­های خود چاپ می­کنند.با یک نگاه به نشریات این موضوع قابل تامل است. همچنین در برخی موارد دیده شده است اگر اسم شخصی در مقاله و طرح پژوهشی آورده شود آن مقاله تایید خواهد شد در غیر این صورت مقاله را رد می­کنند. اینها بخشی از بی اخلاقی­های موجود در فضای علمی و دانشگاهی کشور است که در راستای آیین نامه شکل می­گیرند. تاکید می کنم حتی اگر این بی اخلاقی ها کم هم باشند ولی وجود دارند. مساله دیگر اینکه تعدد نظرات  و با تفاوت دیدگاه ها در خصوص اصلاح آیین نامه ارتقا وجود دارد که یک جمع بندی منسجم را دشوار می کند.

انتهای بخش اول مصاحبه...

انتهای پیام/

کد خبر: 1073875

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 5 + 1 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 2
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • سعید IR ۱۷:۱۰ - ۱۳۹۹/۰۷/۰۶
      1 0
      سلام. خیلی خیلی عالی بود. دقیقا حرف دل ما اساتید است.
    • محمد رضا IR ۰۲:۲۰ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۸
      0 0
      آیین نامه ارتقاء چالش بزرگی در زندگی هیات علمی است که برخی از آنها بیان شده است. اینکه به این موضوع پرداخته شده و برخی حقایق گفته شده جای تشکر دارد