به گزارش خبرنگار ورزشی ایسکانیوز، ورزش ایران پر از قهرمان است، مدالها گرفته شدهاند و رکوردها ثبت شدهاند، اما داستان مسیر آنها کمتر گفته میشود. این گزارش نگاهی دارد به فاصله میان موفقیت و روایت، بدون افزودن شعار یا نتیجهگیری کلیشهای.
در ورزش ایران، روایت اغلب تا همان سوت پایان یا اعلام نتیجه دوام میآورد. رسانهها در ثبت «چه شد» فعالاند، اما در توضیح «چگونه شد» و «بعدش چه میشود» سکوت میکنند. نتیجه مهم است، مسیر نه. همین نگاه باعث شده قهرمانها زیاد باشند، اما چهرههای ماندگار کم.
اگر به الگوی پوشش خبری در رشتههای مختلف نگاه کنیم، شباهتها قابلتوجه است. در کشتی، تکواندو یا وزنهبرداری، مدالآور معرفی میشود، چند عدد و رکورد کنار نامش میآید و گزارش همانجا متوقف میشود. کمتر متنی به این میپردازد که این ورزشکار در چه شرایطی به این نقطه رسیده، چه دورههایی را پشت سر گذاشته یا برنامهاش برای ادامه مسیر چیست. موفقیت بهعنوان یک نقطه پایان روایت میشود.
در فوتبال، وضعیت پیچیدهتر است اما نتیجه یکی است. ستارهها بیشتر دیده میشوند، اما روایت همچنان ناقص است. بازیکنی که ناگهان افت میکند، یا کسی که دیر به اوج میرسد، معمولاً با برچسبهایی ساده توضیح داده میشود: «بیانگیزه»، «تمامشده» یا «پدیده». این برچسبها جای روایت را گرفتهاند. کسی دنبال فهمیدن تغییرات فنی، ذهنی یا ساختاری نیست؛ سرعت خبر اجازه نمیدهد.
مشکل فقط کمبود وقت یا منابع نیست. مسئله، نوع نگاه است. رسانه ورزشی در ایران بیشتر نتیجهمحور است تا فرآیندمحور. برد و باخت ارزش خبری دارند، اما تمرین، تردید، شکستهای کوچک و تصمیمهای سخت جایی در متنها پیدا نمیکنند. در چنین فضایی، قهرمان به یک تصویر ثابت تبدیل میشود، نه یک شخصیت در حال تحول.
این فقدان روایت، اثر خودش را در ماندگاری هم نشان میدهد. قهرمانانی که روایت ندارند، بهراحتی جایگزین میشوند. مدال بعدی میآید و مدال قبلی فراموش میشود. نه بهخاطر ضعف قهرمان، بلکه چون مخاطب هیچ پیوندی با او برقرار نکرده است. بدون روایت، همدلی شکل نمیگیرد و بدون همدلی، حافظه جمعی ساخته نمیشود.
در ورزش حرفهای جهان، بخش مهمی از قدرت قهرمانان از همین روایت میآید. مخاطب فقط نتیجه را نمیداند، بلکه داستان مسیر را دنبال میکند. میداند کجا شکست بوده، چه تغییری اتفاق افتاده و چرا این برد معنا دارد. در چنین شرایطی، حتی باخت هم بخشی از روایت میشود، نه پایان آن.
در ایران، اما باخت اغلب حذف میشود. یا کلاً پوشش داده نمیشود، یا خیلی سریع از آن عبور میکنند. این حذف، روایت را ناقص میکند. قهرمانی که فقط در برد دیده میشود، در اولین شکست فرو میریزد؛ چون هیچ زمینهای برای درک آن شکست وجود ندارد.
از طرف دیگر، خود قهرمانها هم قربانی این وضعیتاند. وقتی روایت ساخته نمیشود، هویت حرفهای شکل نمیگیرد. ورزشکار نمیداند چگونه باید داستان خودش را ادامه دهد؛ رسانه هم فقط منتظر نتیجه بعدی میماند. این رابطه کوتاهمدت و مصرفی است.
گزارشنویسی روایی الزاماً به مصاحبه یا دسترسی ویژه نیاز ندارد. گاهی فقط نیازمند مکث است؛ مکث روی روندها، تکرارها و غیبتها. اینکه ببینیم چه چیزهایی همیشه گفته نمیشوند. مثلاً اینکه بعد از مدال، چه میشود؟ چند قهرمان توانستهاند این موفقیت را به یک مسیر پایدار تبدیل کنند؟ چند نفر در سکوت محو شدهاند. اینها دادههایی هستند که در خبرهای روزانه گم میشوند.
در پایان، مدالها ثبت شدهاند و رکوردها در تاریخ ورزش باقی میمانند، اما مسیر، روند و تغییرات قهرمانان همچنان کمتر دیده میشوند. همین خلا روایت است که فاصله میان موفقیت و حس واقعی آن را ایجاد میکند و رسانهها میتوانند با نگاه دقیقتر این فاصله پر کنند.
خبرنگار: کوشا ساسانیان
انتهای پیام/
نظر شما