«اتاق شماره ۶» چخوف به چاپ یازدهم رسید

ترجمه رمان «اتاق شماره ۶» نوشته آنتون چخوف توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ یازدهم رسید.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، رمان «اتاق شماره ۶» نوشته آنتون چخوف با ترجمه کاظم انصاری به تازگی توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ یازدهم رسیده است.

مجموعه داستان «اتاق شماره ۶» نوشته آنتون چخوف با ترجمه کاظم انصاری به تازگی توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ یازدهم رسیده است.
چاپ اول ترجمه کاظم انصاری از این کتاب چخوف، مربوط به سال 1340 است که پس از احیای کتاب های قدیمی امیرکبیر، چاپ جدید و پنجم آن سال ۱۳۹۱ عرضه شد و نسخه‌های نهم آن سال ۱۴۰۲ به بازار آمدند. شهریور ۱۴۰۴ هم نسخه های چاپ دهم کتاب مورد اشاره به بازار آمدند و با گذشت چندماه، چاپ یازدهم آن نیز با تغییراتی در طرح جلد و صفحه بندی عرضه شده است.
آنتون پاولاویچ چخوف پزشک و نویسنده روس متولد سال ۱۸۶۰ و درگذشته به سال ۱۹۰۴ است که در عرصه نگارش رمان، داستان کوتاه و نمایشنامه فعالیت می کرد و بین کتاب خوان های ایرانی، شناخته شده است. تا امروز اقتباس های مختلفی از آثار چخوف در عرصه سینما و تصویر شده که «اتاق شماره ۶» هم یکی از این منابع اقتباس بوده است. سال ۱۹۷۸ بود که یک اقتباس سینمایی از آن ساخته شد و اقتباس بعدی از این رمان هم مربوط به سال ۲۰۰۹ است.
داستان «اتاق شماره ۶» با استفاده از تجربیات چخوف در امر طبابت و پزشکی نوشته و سال ۱۸۹۲ منتشر شد. در داستان این رمان، یک دکتر و ۵ بیمار حضور دارند که در اتاق شماره ۶ یک بیمارستان بستری شده اند. فقط یک نفر از پنج بیمار مورد اشاره وضع مالی خوبی دارد و از نظر طبقه اجتماعی، ثروتمند و مرفه محسوب می شود. ۴ بیمار دیگر هم کاسب و شاغل هستند و همگی در اتاق شماره ۶ بستری شده اند.
این قصه چخوف، رگه های جنایی و پلیسی دارد و از مقطعی به بعد، ۲ جسد قدیمی در گودالی در گورستان قصه پیدا می شوند که یکی کودک و دیگری پیرزن است. با توجه به مدارک، هر دو جسد با مرگ غیرطبیعی از دنیا رفته اند و خبر پیدا شدن شان، شایعه حضور یک قاتل در شهر می پیچد و ...
کتاب پیش رو ۷ داستان دارد که عبارت اند از: «اتاق شماره ۶»، «به دنبال خدمت»، «درباره عشق»، «کالای جاندار»، «داستان نقاش»، «اندوه» و «خودکشی».

در قسمتی از این کتاب می خوانیم:

من و آنا الکسیونا پیاده به تئاتر می رفتیم؛ در صندلی ها پهلوی یکدیگر می نشستیم، شانه های ما به هم می خورد، خاموش دوربین را از دستش می گرفتم و در این موقع احساس می کردم که او نزدیک من است و به من تعلق دارد و ما نمی توانیم بدون یکدیگر زندگی کنیم. اما به سبب سوءتفاهم عجیبی، هر دفعه پس از خروج از تئاتر وداع می کردیم و چون بیگانگان از یکدیگر جدا می شدیم. خدا می داند که در شهر درباره ما چه ها می گفتند اما یک کلمه از آنچه می گفتند حقیقت نداشت.

در سال های آخر آنا الکسیونا اغلب به نزد مادرش می رفت. او رنج می برد و درک حقیقت زندگی ناخرسند و بربادرفته چنان آزارش می داد که دیگر از دیدار شوهر و اطفالش شادمان نبود.

ولی ما مثل پیش تر هنوز خاموش بودیم و از عشق خود به یکدیگر سخن نمی گفتیم. او در مقابل بیگانگان به من پرخاش می کرد و درباره هر مطلب که بحث می شد به مخالفت من برمی خاست و همیشه از حریف من طرف داری می کرد. چون چیزی از دستم به زمین می افتاد، سرد و خشک می گفت: «تبریک عرض می کنم!»

اگر موقع رفتن به تئاتر فراموش می کردم دوربین را همراه بردارم در تئاتر به من می گفت: «می دانستم که فراموش می کنید.»

چاپ یازدهم این کتاب با ۲۷۰ صفحه، شمارگان ۲ هزار نسخه و قیمت ۴۹۰ هزار تومان عرضه شده است.

انتهای پیام/

کد خبر: 1294906

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =