به گزارش گروه بینالملل ایسکانیوز؛ جورجیو کافیرو تحلیلگر ارشد آمریکایی و مدیر اجرایی موسسه تحلیل وضعیت خلیج فارس درباره تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران و پیامدهای آن بر آمریکاییها گفت: این جنگ در میان افکار عمومی ایالات متحده، محبوب نیست. در میان آمریکاییها در همه طیفهای سیاسی، در نتیجه جنگهای این کشور در افغانستان و عراق که بهترتیب از سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ آغاز شد، خستگی قابلتوجهی از جنگ وجود دارد.
این تحلیلگر آمریکایی تاکید کرد: اگر جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران ایران به یک درگیری طولانی و فرسایشی تبدیل شود که از نظر تلفات انسانی و هزینههای مالی بار سنگینی بر آمریکا تحمیل کند، این فرض منطقی است که متحدان ترامپ در کنگره که از این جنگ غیرضروری حمایت کردهاند، بهای سنگینی بپردازند.
وی ادامه داد: این امر بهویژه در صورتی محتملتر خواهد بود که تاثیر این درگیری بر اقتصاد جهانی در نهایت به شهروندان عادی آمریکایی از طریق افزایش قیمت بنزین، بازگشت تورم بالاتر و غیره آسیب برساند.
مشروح مصاحبه با مدیر اجرایی موسسه تحلیل وضعیت خلیج فارس به شرح زیر است:
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده در خصوص تنگه هرمز ابتدا ایران را تهدید کرد که ظرف ۴۸ ساعت زیرساختهای انرژی این کشور را هدف قرار خواهد داد. اما سپس از این تهدید عقبنشینی کرد و مدعی شد که این اقدام را، مشروط به پیشرفت مذاکرات صلح، به مدت ۵ روز به تعویق میاندازد. او بار دیگر، عقبنشینی کرد و این زمان را ۱۰ روز دیگر تمدید کرد. دلیل این اظهارات متناقض ترامپ چیست؟ او چه هدفی را دنبال میکند؟ آیا این تهدیدها و چنین حملاتی مصداق جنایت جنگی نیست؟
کافیرو: اگر ترامپ چنین تهدیدی را عملی کند، عواقب آن برای جمعیت غیرنظامی ایران فاجعهبار خواهد بود. این اقدام طبق قوانین بینالمللی یک جنایت جنگی محسوب میشود.
تحلیلگران تفسیرهای متفاوتی از تصمیم او برای به تعویق انداختن چنین اقدامی ارائه دادهاند. برخی این تصمیم را تلاشی از سوی ترامپ برای تأثیرگذاری بر بازارهای مالی میدانند. برخی دیگر این اقدام را تلاش ترامپ برای خرید زمان به منظور تنظیم مجدد کارزار نظامی میدانند.
همچنین این احتمال وجود دارد که ترامپ با توجه به خطرات یک درگیری طولانی مدت، که نتیجهاش هم در بین پایگاه سیاسی او و هم در بین عموم مردم آمریکا به طور گسترده نامحبوب است، به دنبال یک راه خروج دیپلماتیک باشد.
شما این روند را با توجه به اعلام آمادگی برخی کشورها برای میانجیگری در صورت حصول توافق بین تهران و واشنگتن با هدف پایان دادن به تجاوز علیه ایران، گزارشها درباره ارائه طرح ۱۵ بندی آمریکا به ایران از طریق میانجیگران، تجربه گذشته ایران در مذاکرات با ایالات متحده که طی آن دو بار در میانه مذاکرات مورد حمله قرار گرفت، و از سوی دیگر، افزایش فعالیتهای نظامی واشنگتن در منطقه، چگونه ارزیابی میکنید؟
کافیرو: اقدامات ترامپ، چه در دوره اول ریاست جمهوری او و چه از زمان بازگشت به قدرت در ژانویه ۲۰۲۵، این تصور را در ایران ایجاد کرده است که ایالات متحده با حسن نیت مذاکره نمیکند. در نتیجه، مقامات ایرانی همچنان نسبت به ورود به مذاکراتی که ممکن است آنها را در معرض فشار نظامی یا حملات غافلگیرانه قرار دهد، چه از سوی ایالات متحده و چه از سوی اسرائیل، محتاط هستند.
از نگاه تهران، هرگونه توافق آتشبس در معرض خطر «موقت بودن» قرار دارد، مگر اینکه با یک قدرت بازدارنده قابلاعتنا پشتیبانی شود، و من باور ندارم که ایرانیها تاکنون احساس کرده باشند که به این هدف دست یافتهاند. در نتیجه، به نظر میرسد رهبری ایران معتقد است که قبل از انجام مذاکرات معنادار و پایدار، ابتدا باید هزینههای کافی را بر دشمنان خود تحمیل کند.
پیامدهای اقتصادی جنگ تحمیل شده به ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
کافیرو: پیامدهای اقتصادی جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران هم قابل توجه و هم گسترده بوده است و پاسخ تهران با هدف گستردهتر جلوگیری از حملات آینده، بر افزایش هزینههای اقتصادی برای دشمنانش متمرکز بوده است.
این راهبرد شامل اقداماتی بوده که اقتصاد جهانی را مختل میکند از جمله مسدود کردن دسترسی به تنگه هرمز برای کشورهایی که آنها را متخاصم تلقی میکند. این تحولات در بازارهای جهانی انرژی بازتاب یافته و باعث افزایش قیمت نفت و وارد آمدن فشار بر صنایع در سراسر جهان شده است.
فشارهای اقتصادی ناشی از این وضعیت محدود به منطقه نیست، بلکه تهدیدهای واقعی برای اقتصاد آمریکا نیز ایجاد میکند. در این چارچوب، ترامپ و دولت او احتمالاً بهخوبی از هزینههای سیاسی و اقتصادی تداوم نوسانات در بازارهای انرژی آگاه هستند، امری که انگیزهای قوی برای کاهش تنش و بازگرداندن سطحی از ثبات در اختیار آنها قرار میدهد.
در عین حال، به نظر میرسد اسرائیل کمتر تحت فشار این ملاحظات اقتصادی جهانی قرار دارد و در عوض، تلاشها برای تغییر شکل موازنه قدرت منطقهای را به گونهای که هژمونی آن را تثبیت و هرگونه مقاومت در برابر سیاست خارجی توسعهطلبانه تلآویو را به شدت تضعیف کند، در اولویت قرار داده است.
این تفاوت در اولویتها نشان میدهد که با ادامه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تنشها و تضاد منافع بین واشنگتن و تلآویو میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند.
این جنگ (تجاوز به ایران) در میان افکار عمومی ایالات متحده آمریکا محبوب نیست. در میان همه طیفهای مردم آمریکا، در نتیجه جنگ های این کشور در افغانستان و عراق که بهترتیب از سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ آغاز شد، خستگی قابلتوجهی از جنگ وجود دارد.
اگر جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به یک درگیری طولانی و فرسایشی تبدیل شود که از نظر تلفات انسانی و هزینههای مالی بار سنگینی بر آمریکا تحمیل کند، این فرض منطقی است که متحدان ترامپ در کنگره که از این جنگ غیرضروری حمایت کردهاند، بهای سنگینی بپردازند.
این امر بهویژه در صورتی محتملتر خواهد بود که تاثیر این درگیری بر اقتصاد جهانی در نهایت به شهروندان عادی آمریکایی از طریق افزایش قیمت بنزین، بازگشت تورم بالاتر و غیره آسیب برساند.
نکته قابلتوجه آن است که در میان حامیان راستگرای ترامپ، نارضایتی قابلتوجهی نسبت به اسرائیل وجود دارد، چرا که بسیاری در پایگاه حامیان رئیسجمهوری به این جمعبندی رسیدهاند که این جنگ را آمریکا به نیابت از تلآویو انجام میدهد. من معتقدم که با ادامه درگیری و افزایش هزینههای آن برای آمریکاییها، این نارضایتی در محافل راستگرا افزایش خواهد یافت.
تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد. جمهوری اسلامی ایران در پاسخ، با تأکید بر حق ذاتی دفاع مشروع، اقدام به هدف قرار دادن مراکز نظامی و امنیتی متجاوزان کرده است.
مقامات رسمی ایران تصریح کردهاند این اقدامات در چارچوب ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد و با هدف بازدارندگی و جلوگیری از تداوم تجاوز انجام شده و هرگونه اقدام جدید با پاسخ قاطعتری مواجه خواهد شد.
انتهای پیام/
نظر شما