گروه سیاسی ایسکانیوز، گزارشهای اخیرکارشناسان و رسانههایی مانند بلومبرگ مبنی بر پر شدن قریبالوقوع مخازن نفت ایران، با هدف تحت فشار گذاشتن ایران برای کوتاه آمدن از موضع بسته نگاه داشتن تنگه هرمز، بیش از آنکه یک واقعیت محض اقتصادی باشد، آغاز یک کارزار روانی در حوزه انرژی است. ایران با ظرفیت ذخیرهسازی استراتژیک در پایگاههای خشکی نظیر گناوه و جزیره خارگ و همچنین ناوگان نفتکشهای غولپیکر بر روی آب، اکنون با نرخ انباشتی مواجه است که تحلیلگران غربی آن را نقطه ایست کامل در اواخر اردیبهشتماه میدانند.
سید اسماعیل حسینی، سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس نیز در گفتوگو با ایسکانیوز انتشار این دست شایعات و اخبار را نوعی بازی رسانهای برای مدیریت قیمت نفت دانست و گفت: سیاست داخلی ما ایحاب میکند در مورد آمار دقیق ظرفیت صحبت نکنیم، اما بررسیها در حال انجام است و نباید به گزارشهای این رسانهها بها داد. این گزارشها عملیات رسانهای است تا بتوانند در کوتاهمدت و در زمان شروع بازارهای مالی، قیمت انرژی را مدیریت کنند
مهندسی بحران؛ فراتر از اعداد بلومبرگ
اما عمق ماجرا در اعداد و ارقام نهفته نیست، بلکه در پدیدهای به نام توقف اجباری تولید است. از منظر مهندسی مخازن، بستن چاههای نفت، بهویژه در میادین کهنسال، صرفاً یک تصمیم مدیریتی ساده نیست؛ این کار میتواند به آسیبهای جدی به ساختار لایههای نفتی منجر شود. اما دقیقاً در همین نقطه است که روایتهای داخلی با گزارشهای خارجی زاویه پیدا میکنند.
رضا نوشادی، کارشناس ارشد حوزه نفت و انرژی در گفتگو با ایسکانیوز، با نگاهی متفاوت به این چالش فنی، مرز میان واقعیتهای مهندسی و شایعات رسانهای را ترسیم میکند. او با رد ادعای آسیب دائمی به مخازن میگوید: صنعت نفت ایران بسیار مجربتر از آن است که با نوسانات مقطعی دچار آسیب فنی شود. در بسیاری از مخازن، قطع موقت تولید نهتنها آسیبزا نیست، بلکه به دلیل فعال شدن مکانیسمهای طبیعی مانند فشار آب زیرزمینی یا انبساط گاز، ممکن است پس از بازگشایی، میزان برداشت حتی افزایش یابد.
وی این وضعیت را مانند استراحت یک ورزشکار بین دو نیمه تشبیه میکند که به جای فرسودگی، منجر به بازسازی توان مخزن میشود.
یکی از پرسشهای کلیدی در افکار عمومی این است که چرا این حجم از نفت مازاد در صنایع داخلی مصرف نمیشود؟ واقعیت فنی با شعارهای عمومی متفاوت است. ظرفیت پالایشی ایران در سال ۱۴۰۵، علیرغم تمام توسعهها، بر مدار ۲.۲ تا ۲.۵ میلیون بشکه در روز میچرخد. سیستم پالایشگاهی کشور یک ساختار سختگیر است که برای نوع خاصی از نفت خام طراحی شده و تغییر ناگهانی خوراک آن به سمت نفتهای صادراتی، مستلزم تغییرات بنیادین در فرآیندهای شیمیایی است.
واقعیت میدان؛ چرا نفت را در داخل مصرف نمیکنیم؟
فرشید فرحناکیان دکترای حقوق نفت و گاز نیز در خصوص امکان جذب نفت مازاد در پالایشگاهها و پتروشیمیهای داخلی در گفتوگو با ایسکانیوز گفت: بخشی از مازاد نفت میتواند وارد پالایش یا صنایع پاییندستی شود، اما در عمل محدودیتهای جدی وجود دارد. ظرفیت پالایش نفت ایران حدود ۲ میلیون بشکه در روز است؛ اما این ظرفیت: بهطور کامل آزاد نیست؛ در شرایط بحران یا آسیب زیرساختی کاهش مییابد و برای جذب جهشهای ناگهانی صادرات طراحی نشده است. از سوی دیگر، پتروشیمیها عمدتاً خوراک گاز طبیعی و میعانات سبک مصرف میکنند؛ نه نفت خام سنگین صادراتی؛ بنابراین استفاده از ظرفیت داخلی بیشتر نقش مسکّن کوتاهمدت دارد تا راهحل ساختاری.
نمیتوان کتمان کرد که پیوند درآمدهای ارزی با نفت، پاشنه آشیل اقتصاد در شرایط محدودیت صادرات است. نوسانات نرخ ارز و التهاب در بازارهای موازی، واکنش طبیعی به اخبار مربوط به پر شدن مخازن است. وقتی صحبت از اشباع به میان میآید، تورم انتظاری بالا میرود؛ اما راهبرد جدید مدیریت اقتصادی بر مبنای اقتصاد صیانتی و تقویت کریدورهای جایگزین، تلاشی برای بیاثر کردن این فشارهاست.
این وضعیت، آزمونی برای تابآوری سفره مردم است. حاکمیت با درک این موضوع که هدف از این جنگ فنی، ایجاد گسست اجتماعی است، مدیریت مخازن را از یک بحث صرفاً نفتی به یک پرونده امنیت ملی تبدیل کرده است. در این میان، محرمانه ماندن آمارهای دقیق تولید، نه یک پنهانکاری، بلکه یک راهبرد صیانتی برای جلوگیری از نفوذ شایعات به امنیت روانی جامعه است.
تحلیلگران معتقدند که برخلاف دوران صبر استراتژیک، ایران اکنون به سمتی حرکت کرده که هزینه محدودسازی انرژی خود را برای بازارهای جهانی غیرقابلتحمل کند. اشباع مخازن نفت ایران، در واقع به معنای آزمون قدرت مدیریت داخلی است. اگر قرار باشد تولید نفت به دلیل فشارهای خارجی محدود شود، منطق حاکمیت حکم میکند که این فشار با تقویت ظرفیتهای جایگزین و مدیریت فنی مخازن خنثی شود.
نبرد ارادهها؛ فراتر از یک چالش فنی
کارشناسان همچنین هشدار میدهند که ایران بازیگر کلیدی بازار انرژی به ویژه در منطقه استراتژیک خلیج فارس است و هرگونه حذف ایران، شوکی بزرگ به قیمتهای جهانی وارد خواهد کرد که در نهایت به نفع هیچکس نخواهد بود. آنطور که از اظهارات کارشناسان برداشت میشود ادعاهایی نظیر انفجار مخازن یا بحران ۲۲ روزه بیشتر از آنکه ریشه در واقعیتهای مهندسی داشته باشد، در اتاقهای خبر رسانههای بیگانه ساخته شده است.
اردیبهشت ۱۴۰۵، نه یک شمارش معکوس برای تسلیم، بلکه فرصتی برای بازتعریف قدرت مدیریت ملی است. واقعیت میدان میگوید فشار اقتصادی جدی است، اما تجربه صنعت نفت نشان داده که متخصصان داخلی همواره راهی برای تخلیه فشار و ابداع مسیرهای جدید پیدا کردهاند. پاسخ ایران به پر شدن مخازن، در زمین بازی دشمن نخواهد بود؛ بلکه از طریق تحمیل یک بلوغ فنی و مدیریتی، ثابت خواهد کرد که نفت برای این مرز و بوم، نه یک نقطه ضعف، بلکه ابزاری برای تثبیت پایداری و اقتدار ملی است.
انتهای پیام/
نظر شما