نفت در عصر ابهام ساختاری؛ از مخزن تا ناوگان سایه و جنگ روایت‌ها

کارشناس حقوق نفت و انرژی با رد ادعای آسیب دائمی به مخازن نفتی ایران در صورت اشباع ذخیره‌سازی، بر این باور است که قدرت واقعی در بازار امروز، نه در تولید، بلکه در کنترل «دیده شدن» یا «نشدن» جریان نفت است. او با تشریح معماری جدید بازار، توضیح می‌دهد که چگونه روایت‌های فنی و ابزارهای غیرشفاف، مانع از حذف فیزیکی نفت ایران از سفره جهانی انرژی می‌شوند.

فرشید فرحناکیان کارشناس حوزه نفت وگاز در گفتگو با خبرنگار اقتصادی ایسکانیوز درباره اینکه آیا پر شدن ظرفیت ذخیره‌سازی نفت ایران و احتمال توقف تولید به معنای بحران فنی در مخازن است، اظهار داشت: در سطح مهندسی مخزن، پاسخ کوتاه این است که نه لزوماً؛ چراکه در بسیاری از مخازن نفتی، توقف تولید (Shut-in) حتی می‌تواند به بازسازی نسبی فشار مخزن کمک کند. وی افزود: آنچه به‌طور کلاسیک به‌عنوان آسیب مخزن مطرح می‌شود، معمولاً نتیجه مستقیم بسته شدن چاه نیست، بلکه ترکیبی از مدیریت نادرست تولید، ویژگی‌های سنگ مخزن و طولانی شدن توقف است.

وی با بیان اینکه در ایران نیز بخش بزرگی از مخازن در دسته میادین بالغ (Mature Fields) قرار دارند، تصریح کرد: این یعنی حساسیت بیشتر به مدیریت فشار، تزریق گاز و رفتار سیالات، اما حتی در این شرایط هم Shut-in کوتاه‌مدت معمولاً به معنی نابودی ظرفیت تولید نیست. وی ادامه داد: مشکل زمانی آغاز می‌شود که توقف تولید طولانی شود، هم‌زمان در چند میدان رخ دهد و با محدودیت در تجهیزات و عملیات احیاء همراه باشد که در این حالت، آسیب اصلی نه به «ساختار مخزن»، بلکه به قابلیت تولید آینده (Productivity) وارد می‌شود.

وی در خصوص چرایی طرح ادعای «ریسک آسیب دائمی تولید ایران» در گزارش‌های بین‌المللی، این موضوع را فراتر از مهندسی مخزن و مربوط به حوزه ژئواکونومیک انرژی دانست و گفت: در تحلیل‌هایی مانند Kpler یا برخی پژوهشگران انرژی، ریسک مخزن فقط یک مفهوم فنی نیست، بلکه یک ابزار سنجش فشار ژئوپلیتیک است. وی با تبیین سه عامل میادین پیر و حساس ایران، وابستگی به تزریق گاز و مدیریت فعال مخزن و هزینه و زمان احیای تولید که باعث بزرگ‌نمایی این ریسک می‌شود، خاطرنشان کرد: افت طبیعی تولید در این میادین بالاست و هر اختلالی می‌تواند روند کاهش را تسریع کند. همچنین توقف یا اختلال در فرآیند تزریق گاز می‌تواند ضریب بازیافت (Recovery Rate) را کاهش دهد. وی تصریح کرد: حتی اگر آسیب دائمی رخ ندهد، بازگشت به ظرفیت قبلی زمان‌بر و پرهزینه است؛ بنابراین بازار، از «ریسک فنی» یک مفهوم اقتصادی می‌سازد که همان ریسک کاهش ظرفیت عرضه آینده است.

فرحناکیان با اشاره به بحث‌های مطرح شده درباره امکان جذب نفت مازاد در پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌های داخلی، خاطرنشان کرد: در سطح نظری، بخشی از مازاد می‌تواند وارد پالایش یا صنایع پایین‌دستی شود، اما در عمل محدودیت‌های جدی وجود دارد. وی افزود: ظرفیت پالایش نفت ایران حدود ۲ میلیون بشکه در روز است، اما این ظرفیت به‌طور کامل آزاد نیست، در شرایط بحران یا آسیب زیرساختی کاهش می‌یابد و برای جذب جهش‌های ناگهانی صادرات طراحی نشده است. وی با بیان اینکه پتروشیمی‌ها نیز عمدتاً خوراک گاز طبیعی و میعانات سبک مصرف می‌کنند و نه نفت خام سنگین صادراتی، تاکید کرد: بنابراین استفاده از ظرفیت داخلی بیشتر نقش «مسکّن کوتاه‌مدت» دارد تا راه‌حل ساختاری.

وی همچنین پتانسیل کریدورهای زمینی و سوآپ با کشورهایی مثل روسیه برای کاهش فشار صادرات را مورد اشاره قرار داد و تصریح کرد: در نگاه ژئواکونومیک، این گزینه‌ها وجود دارند اما محدودند. وی افزود: سوآپ نفت و گاز در منطقه کاسپین یا همکاری‌های محدود با روسیه، می‌تواند بخشی از جریان را حفظ کند و تا حدی فشار ذخیره‌سازی را کاهش دهد؛ اما ظرفیت این مسیرها معمولاً در حد صدها هزار بشکه در روز است، نه میلیون‌ها بشکه. وی ادامه داد: در مقابل، صادرات دریایی ایران، حتی در شرایط فشار، در سطح بالاتری قرار دارد؛ بنابراین کریدورهای زمینی نقش «شریان کمکی» دارند و نه جایگزین.

این کارشناس ارشد انرژی، ورود به لایه اصلی بحث را مستلزم درک نقش «ناوگان سایه» در ادامه صادرات دانست و از آن به عنوان «اقتصاد ابهام» یاد کرد. وی اظهار داشت: ناوگان سایه (Shadow Fleet) مجموعه‌ای از نفتکش‌هاست که با خاموش کردن سیستم AIS، انتقال کشتی‌به‌کشتی (STS)، مالکیت صوری و پرچم‌های غیرشفاف، امکان ادامه صادرات نفت در شرایط تحریم یا فشار ژئوپلیتیک را فراهم می‌کند. وی با تاکید بر اینکه اهمیت واقعی این پدیده فقط لجستیکی نیست بلکه ساختاری است، گفت: این ناوگان باعث می‌شود جریان نفت قابل‌ردیابی نباشد، آمار رسمی با واقعیت بازار فاصله بگیرد و تصویر واحدی از عرضه جهانی شکل نگیرد؛ به همین دلیل، ناوگان سایه نه یک ابزار حاشیه‌ای، بلکه بخشی از معماری جدید بازار انرژی شده است.

فرحناکیان درباره اثر این وضعیت بر قیمت جهانی نفت معتقد است: بازار نفت در حال گذار از یک مدل «شفاف و تک‌قیمتی» به یک مدل «چندلایه و چندروایتی» است. وی افزود: در گذشته قیمت برنت تقریباً نماینده کل بازار بود؛ اما امروز بازار رسمی (شفاف) و بازار سایه (غیرشفاف) هم‌زمان وجود دارند. وی نتیجه این فرآیند را افزایش نوسان قیمت‌ها و شکل‌گیری «ریسک پرمیوم» (Risk Premium) دائمی دانست و تصریح کرد: این شرایط توان پیش‌بینی بازار را کاهش می‌دهد، به‌طوری‌که حتی اگر عرضه فیزیکی به‌طور کامل حذف نشود، ابهام درباره عرضه می‌تواند قیمت‌ها را بالا نگه دارد.

وی همچنین احتمال حذف کامل نفت ایران از بازار جهانی را از منظر عملی تقریباً غیرواقعی خواند و گفت: حتی در شدیدترین سناریوها، ناوگان سایه بخشی از صادرات را حفظ می‌کند، مسیرهای غیررسمی فعال می‌مانند و برخی خریداران، به‌ویژه در آسیا، همچنان جذب نفت تخفیفی می‌شوند؛ بنابراین مسئله واقعی «حذف» نیست، بلکه تغییر شکل جریان نفت از حالت شفاف به حالت مبهم است.

این تحلیلگر حوزه انرژی در پیش‌بینی واکنش بازار جهانی به ادامه بن‌بست فعلی، خاطرنشان کرد: در کوتاه‌مدت، بازار به سمت افزایش قیمت، رشد «ریسک پرمیوم» و نوسانات شدید حرکت می‌کند. وی افزود: در میان‌مدت سه عاملِ ظرفیت تولید مازاد عربستان و امارات، تولید نفت شیل آمریکا و ذخایر استراتژیک کشورها نقش تعدیل‌کننده دارند؛ اما نکته مهم این است که بازار دیگر صرفاً به «کمبود واقعی» واکنش نمی‌دهد، بلکه به «ریسک کمبود» واکنش نشان می‌دهد.

وی در تبیین نقش بازیگران بزرگ مانند آمریکا، چین و ایران در این نظم جدید، اظهار داشت: در این ساختار، ایالات‌متحده برای کنترل روایت ریسک و استفاده از داده برای تنظیم فشار بازار تلاش می‌کند و چین از ابهام بازار برای خرید نفت با تخفیف و کاهش هزینه انرژی بهره می‌برد. وی ادامه داد: ایران و تا حدی روسیه نیز شبکه‌های غیرشفاف برای حفظ جریان صادرات و کاهش اثر تحریم توسعه می‌دهند که این رویکردها در کنار هم، بازار نفت را به یک سیستم چندقطبی اطلاعاتی تبدیل کرده‌اند.

فرحناکیان با اشاره به تغییر نقش اوپک در نظم سنتی بازار، تصریح کرد: این تغییر به معنای حذف اوپک نیست، بلکه این نهاد از یک تولیدکننده صرف، به نهادی درگیر در مدیریت انتظارات بازار، تنظیم روایت عرضه و هماهنگی در شرایط عدم شفافیت تبدیل‌شده است؛ در واقع اوپک دیگر فقط تولید را تنظیم نمی‌کند، بلکه «ادراک بازار از تولید» را هم مدیریت می‌کند.

وی در جمع‌بندی نهایی با تاکید بر اینکه بازار نفت در حال گذار از فیزیک به ادراک است، گفت: اگر کل بحث را در یک تصویر خلاصه کنیم، در سطح مهندسی، Shut-in الزاماً مخرب نیست و در سطح عملیاتی، هزینه احیا و پیچیدگی مدیریت واقعی است. وی در پایان خاطرنشان کرد: در سطح ژئواکونومیک، مهم‌ترین عامل، ادراک بازار از عرضه است و در سطح ساختاری، نفت از یک کالای فیزیکی به یک سیستم اطلاعاتی-سیاسی تبدیل‌ شده است؛ لذا قدرت واقعی نه در تولید نفت، بلکه در کنترل دیده شدن، اندازه‌گیری شدن و تفسیر شدن جریان نفت است و در این نظم جدید، بازار دیگر فقط بر اساس بشکه‌ها کار نمی‌کند، بلکه بر اساس تصویر بشکه‌ها تصمیم می‌گیرد.‌

انتهای پیام/

کد مطلب: 1304289

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha