درآمدهای نفتی مانعی برای شکل گیری تقاضای جامعه به علم و دانش است

رئیس اسبق دانشگاه تهران گفت: دانشگاه‌ها به اندازه کافی به سمت حل مسائل کشور هدایت نمی شوند و از سوی دیگر، جامعه و بخش های مختلف اقتصادی نیز تقاضای گسترده ای برای استفاده از یافته های علمی ایجاد نکرده اند. سال های طولانی درآمدهای نفتی این امکان را فراهم کرده بود که بسیاری از نیازهای کشور بدون اتکا به توسعه فناوری و دانش برطرف شود.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، چشم انداز آموزش عالی تا سال ۲۰۵۰، یکی از مهم ترین موضوعاتی است که امروز در محافل علمی و سیاست گذاری مورد بحث قرار دارد. گسترش هوش مصنوعی، تحول فناوری‌های دیجیتال، تغییر نیازهای جامعه و بازار کار و شکل گیری شیوه های تازه یادگیری، این پرسش را پیش روی سیاست گذاران قرار داده است که دانشگاه های آینده چه ویژگی هایی خواهند داشت و چگونه باید برای ایفای نقش خود آماده شوند.

محمود نیلی احمدآبادی، رییس سابق دانشگاه تهران، در گفت‌وگو با ایسکانیوز با نگاه به آینده آموزش عالی، از تداوم نقش دانشگاه به عنوان مهم ترین نهاد تولید و گسترش دانش سخن می گوید که در ادامه می‌خوانید.

در سال های اخیر درباره آینده دانشگاه ها و چشم انداز آموزش عالی تا سال ۲۰۵۰ دیدگاه های متفاوتی مطرح شده است. برخی معتقدند با گسترش فناوری های دیجیتال و هوش مصنوعی، ساختار فعلی دانشگاه ها دگرگون خواهد شد. ارزیابی شما چیست؟

زمانی که فناوری های دیجیتال به شکل گسترده مطرح شدند، پیش بینی های فراوانی درباره آینده آموزش عالی وجود داشت. بسیاری تصور می کردند آموزش حضوری به شدت کاهش پیدا خواهد کرد و آموزش دیجیتال جای آن را خواهد گرفت. پس از شیوع کرونا نیز آموزش مجازی به صورت جدی وارد میدان شد و در مقیاس وسیع مورد آزمون قرار گرفت.

در همان مقطع، برخی بر این باور بودند که دیگر نظام کلاسیک دانشگاهی از میان خواهد رفت و دانشگاه های بزرگ به مجموعه هایی کوچک تر تبدیل خواهند شد. همچنین تصور می شد افراد به جای گذراندن دوره های چهار ساله، مجموعه ای از دوره های کوتاه مدت و انتخابی را در دانشگاه های مختلف، عمدتا به صورت مجازی، طی خواهند کرد و همان مسیر جایگزین آموزش دانشگاهی خواهد شد.

اما واقعیت این است که هیچ یک از این دو پیش بینی به آن شکلی که مطرح می شد، تحقق پیدا نکرد. نه آموزش دیجیتال توانست جای آموزش حضوری را بگیرد و نه دانشگاه های جامع از میان رفتند یا به مجموعه های کوچک تجزیه شدند. دانشگاه ها همچنان جایگاه خود را حفظ کرده اند و به نظر من نیز در آینده نزدیک قرار نیست این ساختار دچار تغییر بنیادین شود.

معتقد هستین در افق ۲۰ تا ۲۵ سال آینده نیز ساختار آموزش عالی کمابیش به همین شکل باقی خواهد ماند؟

بله، البته فناوری های نو، به ویژه هوش مصنوعی، تحولات مهمی ایجاد کرده اند و امروز دستیابی به اطلاعات و یافته های علمی بسیار آسان تر از گذشته شده است، اما استفاده درست ازهمین ابزارها نیز نیازمند دانش و تخصص است. برای نمونه، اگر مجموعه اطلاعات پزشکی را در اختیار فردی قرار دهند که تخصص پزشکی ندارد، صرف وجود اطلاعات باعث نمی شود بتواند از آن استفاده کند. حتی اگر هوش مصنوعی همه راه حل ها را نیز ارائه دهد، باز هم بهره برداری صحیح از آن نیازمند دانش تخصصی خواهد بود.

از سوی دیگر، آنچه آموزش عالی به جامعه ارائه می دهد، فقط انتقال دانش نیست. دانشگاه فرهنگ می سازد، شبکه انسانی ایجاد می کند، اخلاق حرفه ای را منتقل می کند، روش حل مسئله را آموزش می دهد و توان تبیین مسئله را در افراد تقویت می کند. همه این موارد در محیطی شکل می گیرد که افراد با یکدیگر تعامل مستقیم دارند؛ محیطی متنوع که ارتباط انسانی در آن برقرار است، نه صرفا ارتباط دیجیتال.

تا امروز هیچ سامانه یا فناوری را ندیده ام که بتواند این نیازهای اساسی را به طور کامل جایگزین کند. حتی تجربه دوران کرونا و همچنین تجربه شرکت هایی که به سمت دورکاری کامل حرکت کردند، نشان داد پس از مدتی با کاهش فرهنگ سازمانی و تضعیف هویت جمعی مواجه شدند. به همین دلیل بسیاری از همان شرکت‌ها دوباره کارکنان خود را ملزم کردند حداقل دو یا سه روز در هفته به صورت حضوری در محل کار حاضر شوند.

به اعتقاد من، همین موضوع درباره دانشگاه نیز صادق است. آنچه مجموعه دانشگاه را به هم پیوند می دهد، فقط آموزش نیست؛ فرهنگ دانشگاهی، اخلاق، تعامل اجتماعی و تجربه زیسته مشترک نیز بخش مهمی از کارکرد دانشگاه محسوب می شود. به همین دلیل تصور می کنم در ساختار کلی آموزش عالی تغییر اساسی رخ نخواهد داد، اما محتوای آموزش به شدت دستخوش تحول خواهد شد؛ همان گونه که در گذشته نیز همواره این اتفاق رخ داده است.

یکی از موضوع های مهم در سیاست گذاری آموزش عالی، کاربردی سازی دانش و پژوهش است. دانشگاه ها برای آنکه علم بیش از گذشته در متن جامعه اثرگذار باشد، چه مسیری باید طی کنند؟

واقعیت این است که دانشگاه ها همین امروز نیز این وظیفه را انجام می دهند، فارغ التحصیلان دانشگاه ها در صنعت، کشاورزی، بهداشت، حمل و نقل، عمران و بسیاری از بخش های دیگر کشور فعالیت می کنند و همین نیروهای انسانی، مهم ترین محصول دانشگاه هستند. اگر امروز به جاده ها، صنایع، بیمارستان ها، مراکز درمانی یا بخش های مختلف خدماتی نگاه کنیم، بخش عمده آن ها با تکیه بر دانش آموختگان دانشگاه ها اداره می شوند.

بنابراین نمی توان گفت دانشگاه از جامعه فاصله دارد یا در کاربردی سازی دانش نقشی ایفا نمی کند. البته باید بپذیریم که در ایران نرخ بازده سرمایه گذاری در آموزش عالی، نسبت به ظرفیت واقعی دانشگاه ها و نسبت به میزان سرمایه گذاری انجام شده، پایین است. اما این مسئله را نباید صرفا به دانشگاه نسبت داد. به اعتقاد من، بخش مهمی از این موضوع به سیاست گذاری های کلان کشور بازمی گردد. سیاست هایی که نتوانسته اند از ظرفیت علمی دانشگاه ها به شکل مطلوب بهره برداری کنند.

دانشگاه‌ها به اندازه کافی به سمت حل مسائل کشور هدایت نمی شوند و از سوی دیگر، جامعه و بخش های مختلف اقتصادی نیز تقاضای گسترده ای برای استفاده از یافته های علمی ایجاد نکرده اند. سال های طولانی درآمدهای نفتی این امکان را فراهم کرده بود که بسیاری از نیازهای کشور بدون اتکا به توسعه فناوری و دانش برطرف شود. طبیعی است در چنین شرایطی، احساس نیاز به یافته های علمی نیز کاهش پیدا می کند.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1313801

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha