ابراهیم آقاجری، برق و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی اهواز، در گفتوگو با خبرنگار استانی ایسکانیوز با اشاره به تجربهای که در دوران دانشجویی برای او رقم خورده است، اظهار کرد: سالهای ۱۳۷۶ و ۱۳۷۷ که دانشجو بودم، به دلیل رفتوآمدهای مکرر میان اهواز و تهران، بخش قابل توجهی از سفرهایم را با قطار انجام میدادم. در یکی از این سفرها با دو فرد سالمند همسفر شدم که یکی از آنها برای من بسیار جالب توجه بود.
وی افزود: این فرد که از نظر ظاهری و نحوه صحبت کردن، انسانی باتجربه و فرهیخته به نظر میرسید، در میان گفتوگوها عنوان کرد که پس از حدود ۳۰ سال دوری از ایران، برای نخستین بار به کشور بازگشته است. او با اشتیاق فراوان از دیدن مناظر طبیعی، کوهستانها و اقلیمهای مختلف ایران سخن میگفت و علاقه داشت مسیر طولانی سفر را از نزدیک مشاهده کند.
آقاجری ادامه داد: در خلال صحبتها متوجه شدم که این فرد در مقطعی از دوران پیش از انقلاب، از مدیران ارشد صنعت نفت و رئیس مناطق نفتخیز جنوب بوده است. او میگفت با وجود سالها زندگی در خارج از کشور، امروز هیچ آرزویی برایش مهمتر از دیدن دوباره سرزمین مادری نیست.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی اهواز تصریح کرد: این مدیر باسابقه خاطرهای را برای من تعریف کرد که هنوز پس از گذشت سالها در ذهنم باقی مانده است. او میگفت در دوران مسئولیت خود، روزی برای بازدید از عملیات بارگیری نفت به یکی از اسکلهها رفته بود. هنگام بارگیری یک نفتکش، یکی از شلنگهای انتقال نفت دچار مشکل شده و مقدار قابل توجهی نفت در حال هدر رفتن بود.
وی افزود: آن مدیر تعریف میکرد که به دلیل حساسیتی که نسبت به منابع کشور داشته، بلافاصله نسبت به این موضوع واکنش نشان داده و از کارکنان خواسته بود جلوی هدررفت نفت را بگیرند. در همان زمان یکی از مسئولان انگلیسی حاضر در مجموعه که از نظر جایگاه اداری در سطح پایینتری قرار داشت، با لحنی تند و تحقیرآمیز با او برخورد میکند.
آقاجری گفت: به روایت آن مدیر نفتی، رفتار این فرد انگلیسی به اندازهای توهینآمیز بوده که تلخی آن پس از دهها سال همچنان در ذهنش باقی مانده بود. او از خود پرسیده بود چگونه فردی که از نظر مسئولیت و جایگاه اداری در رتبهای پایینتر قرار دارد، چنین جسورانه و از موضع بالا با یک مدیر ایرانی صحبت میکند.
وی ادامه داد: آن مدیر باسابقه در پاسخ به این پرسش، به واقعیتی تلخ اشاره کرده بود؛ اینکه در آن دوران بخش مهمی از تصمیمات مرتبط با صنعت نفت و منابع کشور در اختیار بیگانگان قرار داشت و همین مسئله زمینه چنین رفتارهایی را فراهم میکرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی اهواز گفت: جملهای که آن فرد در پایان صحبتهایش بیان کرد، برای من بسیار تأثیرگذار بود. او گفت: امروز خوشحالم که هیچکس بدون اجازه ما نمیتواند حتی یک قطره از نفت این سرزمین را جابهجا کند و ما خودمان درباره منابع و سرنوشت کشورمان تصمیم میگیریم.
آقاجری با بیان اینکه این خاطره مفهوم استقلال را برای او به شکلی ملموس معنا کرده است، اظهار کرد: شاید بسیاری از ما واژههایی مانند استقلال و آزادی را بارها شنیده باشیم، اما گاهی درک عمیق این مفاهیم نیازمند شنیدن روایت کسانی است که شرایط گذشته را از نزدیک تجربه کردهاند.
وی افزود: آن مدیر نفتی بخش عمده عمر حرفهای خود را در دوران پیش از انقلاب سپری کرده بود و سالها نیز در خارج از کشور زندگی کرده بود. بنابراین قضاوت او نه از سر تعصب، بلکه مبتنی بر تجربهای مستقیم از دو دوره متفاوت تاریخی بود.
آقاجری ادامه داد: استقلال مفهومی نیست که تنها در کتابها یا سخنرانیها تعریف شود. زمانی میتوان ارزش واقعی آن را درک کرد که بدانیم برای دستیابی به آن چه هزینههایی پرداخت شده و چه انسانهایی جان خود را در این مسیر فدا کردهاند.
وی با اشاره به فداکاریهای ملت ایران در مقاطع مختلف تاریخی گفت: از مبارزات مردم در دوران انقلاب اسلامی گرفته تا هشت سال دفاع مقدس و همچنین شهدایی که در سالهای بعد برای حفظ امنیت، اقتدار و تمامیت ارضی کشور جان خود را تقدیم کردند، همه بخشی از مسیر حفظ استقلال کشور بودهاند.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی اهواز تأکید کرد: نسل جوان باید بداند که استقلال یک دستاورد اتفاقی نیست، بلکه نتیجه سالها مقاومت، ایستادگی و فداکاری است. اگر امروز کشور در بسیاری از حوزهها درباره سرنوشت خود تصمیمگیری میکند، حاصل تلاش و مجاهدت کسانی است که برای حفظ عزت و حاکمیت ملی از جان خود گذشتند.
آقاجری در پایان گفت: شاید مهمترین پیام آن گفتوگوی کوتاه در قطار این بود که ارزش استقلال را زمانی بهتر درک میکنیم که بدانیم نبود آن چه پیامدهایی برای یک ملت به همراه دارد. استقلال تنها یک شعار سیاسی نیست، بلکه بخشی از هویت، عزت و آینده هر کشور محسوب میشود.
انتهای پیام/
نظر شما