در فرآیند جذب نیروی متخصص، «شفافیت» و «زمانبندی» دو رکن اصلی عدالت هستند؛ اما آنچه در جریان آزمون استخدامی مرکز آموزش بهداشت و درمان گچساران رخ داد، گویای شکاف عمیق میان استانداردهای اداری و واقعیتهای اجرایی است. ابطال این آزمون، تنها یک تصمیم اداری برای اصلاح یک خطای فنی نبود، بلکه واکنشی لازم به یک بینظمی بود که حق حضور در رقابت را از بسیاری از داوطلبان واجد شرایط سلب کرد.
آزمونهای استخدامی، پل ارتباطی میان توانمندیهای فردی و نیازهای نهادهای دولتی است. این پل باید بر پایههایی استوار از اعتماد عمومی و رعایت دقیق پروتکلهای اطلاعرسانی بنا شود. اما وقتی فاصله زمانی میان اعلام رسمی زمان آزمون و لحظه برگزاری آن، تنها ۲۴ ساعت باشد، این پل به جای اتصال، فرو میریزد.
در جریان اخیر آزمون استخدامی مرکز آموزش بهداشت و درمان گچساران، شاهد بودیم که چرخدندههای اطلاع رسانی با چنان سرعتی یا بهتر بگوییم با چنان بیدقتیای حرکت کردند که بسیاری از متقاضیان، حتی پیش از آنکه بتوانند برنامهریزی کنند، با خبر برگزاری آزمون مواجه شدند. این یعنی یک روز! تنها یک روز برای کسانی که شاید از مناطق دوردست میآیند، کسانی که نیاز به هماهنگیهای کاری یا شخصی دارند و کسانی که باید آمادگی روانی و جسمی خود را برای یک آزمون رسمی فراهم کنند.
این مسئله تنها یک خطای زمانی ساده نیست؛ بلکه پرسشی اساسی را در ذهن جامعه داوطلبان ایجاد میکند: آیا هدف از برگزاری این آزمون، سنجش دانش و مهارتها بوده است یا صرفاً تکمیل ظرفیت اداری با کمترین سطح از مسئولیتپذیری؟
زمانی که فرصت اطلاعرسانی به حداقل ممکن کاهش مییابد، «عدالت آموزشی» و «فرصت برابر» که از اصول بنیادین استخدامی هستند، قربانی میشوند. داوطلبی که به دلیل نقص در سیستم اطلاعرسانی، فرصت حضور در جلسه را پیدا نمیکند، نه تنها از آزمون بازمانده، بلکه از اعتماد به نظام اداری و فرآیندهای دولتی نیز محروم میشود. این نوع بینظمیها، نوعی تبعیض ناخواسته ایجاد میکند؛ تبعیضی که در آن تنها کسانی برنده هستند که یا در نزدیکی محل آزمون هستند یا بهطور تصادفی و لحظهای از خبر مطلع شدهاند.
تصمیم به ابطال این آزمون، گامی مثبت در مسیر اصلاح بود، اما ابطال به تنهایی کفایت نمیکند. ابطال بدون بازنگری در ساختار اطلاعرسانی، تنها به معنای تکرار یک اشتباه در آینده است.
مسئولان مرکز آموزش بهداشت و درمان گچساران باید فراتر از یک عذرخواهی ساده، پاسخ این سوال را بدهند که چرا سیستم اطلاعرسانی با چنین ضعف ساختاری مواجه بوده است و مهمتر از آن، چگونه میتوان تضمین کرد که در دور بعدی آزمون، هیچ داوطلبی به دلیل «بیخبری»، از حق قانونی خود محروم نخواهد شد؟
در نهایت، آزمون استخدامی نباید به یک مسابقهی «هر که زودتر شنید» تبدیل شود؛ بلکه باید عرصهای باشد برای نمایش توانمندیها در محیطی که در آن، زمان و اطلاع، به اندازه خودِ آزمون، مقدس و قابل احترام باشند.
سعیده صداقتنژاد، فعال رسانه*
انتهای یادداشت/
نظر شما