به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از اصفهان؛ همزمان با افزایش گمانهزنیها درباره توافق احتمالی، بازتاب این خبر در میان مردم تنها به بحثهای سیاسی و اقتصادی محدود نمانده است. گفتوگو با شهروندان در خیابانها نشان میدهد افکار عمومی در موقعیتی دوگانه قرار گرفته؛ جایی میان امید به کاهش تنشها و احتیاط نسبت به آیندهای که هنوز برای بسیاری نامشخص است.
در میان هیاهوی بازار و شلوغی خیابانها، وقتی صحبت از توافق جدید میشود، انگار زمان برای لحظهای میایستد. مردم درباره قیمتها، سیاستها و آینده حرف میزنند؛ اما آنچه در میان این گفتوگوها بیش از هر چیز جلب توجه میکند، احساسات متفاوتی است که در چهرهها دیده میشود.
برای فهمیدن این احساسات، به میان مردم رفتم؛ از پیرمردی که آرام در گوشهای از خیابان نشسته بود تا جوانی که با عجله از کنارم عبور میکرد. در میان این گفتوگوها، کمکم متوجه شدم جامعه امروز در میان دو احساس بزرگ و متضاد قرار گرفته است: امید به تغییر و احتیاط در برابر آینده.
اخبار مربوط به توافق احتمالی میان ایران و آمریکا مانند موجی در فضای جامعه منتشر شده است. با این حال، واکنش مردم تنها به بحثهای اقتصادی یا سیاسی محدود نمیشود. آنچه در عمق گفتوگوهای روزمره دیده میشود، نوعی واکنش روانی جمعی است؛ واکنشی که جامعه را به دو نگرش متفاوت تقسیم کرده است.
گروه نخست، کسانی هستند که خبر توافق را با نوعی امید دنبال میکنند. در گفتوگو با برخی شهروندان، این نگاه بارها تکرار شد. یک فروشنده در بازار میگفت: «اگر این اتفاق بتواند تنشها را کمتر کند و وضعیت اقتصادی را کمی قابل پیشبینیتر کند، برای مردم اتفاق خوبی است.»
از نگاه روانشناسی اجتماعی، این نوع واکنش ریشه در نیاز انسان به ثبات و امنیت دارد. زمانی که جامعه برای مدت طولانی با نااطمینانی اقتصادی و سیاسی روبهرو باشد، هر نشانهای از کاهش تنش میتواند حس امید و انتظار برای بهبود شرایط را تقویت کند. در چنین حالتی، توافق برای این گروه بیشتر به عنوان نمادی از امکان تغییر و بازگشت آرامش روانی تعبیر میشود
اما در سوی دیگر این روایت، گروهی از شهروندان قرار دارند که با احتیاط بیشتری به موضوع نگاه میکنند. در میان گفتوگوهای خیابانی، برخی افراد تأکید میکردند تجربههای گذشته باعث شده مردم با دقت بیشتری به چنین خبرهایی نگاه کنند.
یکی از شهروندان در ایستگاه مترو میگفت: «مردم دوست دارند شرایط بهتر شود، اما خیلیها ترجیح میدهند اول نتیجه واقعی را ببینند.»
از منظر روانشناسی، این واکنش نوعی سازوکار محافظتی ذهن است. زمانی که افراد دورههای طولانی نااطمینانی را تجربه کرده باشند، ذهن آنها برای جلوگیری از ناامیدی دوباره، نسبت به اخبار امیدوارکننده با احتیاط بیشتری واکنش نشان میدهد.
به همین دلیل است که جامعه در چنین لحظاتی میان دو احساس حرکت میکند: امید و تردید. این دو احساس در ظاهر متضاد به نظر میرسند، اما در واقع هر دو واکنش طبیعی ذهن انسان در برابر شرایط پیچیده و نامطمئن هستند.
آنچه در میان گفتوگوهای مردم بیش از هر چیز تکرار میشد، یک خواسته مشترک بود: ثبات و آرامش. بسیاری از شهروندان معتقدند مهمترین مسئله، نه صرفاً اعلام یک توافق، بلکه تأثیر واقعی آن بر زندگی روزمره مردم است.
شاید مهمترین نکته در میان تمام این صداها همین باشد؛ جامعه امروز بیش از هر چیز به دنبال نشانههایی از آیندهای قابل پیشبینیتر است، آیندهای که در آن مردم بتوانند با آرامش بیشتری برای زندگی خود تصمیم بگیرند.
با این حال، همه نگاهها به توافق احتمالی از زاویه اقتصاد نیست. در گفتوگو با برخی شهروندان، دلیل مخالفت یا تردید بیشتر به احساسات هویتی و تجربه سالهای پرتنش گذشته بازمیگشت. برخی از آنها میگفتند با وجود مشکلات اقتصادی، موضوع برایشان فقط معیشت نیست؛ بلکه به هزینهها و فداکاریهایی مربوط میشود که جامعه در سالهای گذشته متحمل شده است.
یکی از شهروندان در گفتوگو با خبرنگار ایسکانیوز تأکید میکرد: «مردم میدانند اقتصاد سخت است، اما خیلیها احساس میکنند برای امنیت و استقلال کشور هزینههای بزرگی داده شده و طبیعی است که نسبت به هر توافقی با حساسیت بیشتری نگاه کنند.»
کارشناسان علوم اجتماعی این نوع واکنش را «واکنش هویتی» توصیف میکنند؛ حالتی که در آن افراد تلاش میکنند میان تغییرات سیاسی و حفظ ارزشها، خاطرات جمعی و فداکاریهای گذشته تعادل برقرار کنند. به همین دلیل، برای این گروه از شهروندان مسئله فقط پیامدهای اقتصادی یک توافق نیست؛ بلکه این پرسش نیز مطرح است که چنین تصمیمی چگونه با تجربهها و هزینههایی که جامعه پشت سر گذاشته معنا پیدا میکند.
خبرنگار: بیتا حاجی ربیع
انتهای خبر/
نظر شما