حفظ حرمت گفت‌وگو؛ مسئولیتی که از نمایندگان ساقط نمی‌شود

علی کاوه *

مناظره اخیر محمدمهدی شهریاری، نماینده مردم بجنورد، با امیرحسین ثابتی، در روزهای اخیر به یکی از سوژه‌های پر بازدید شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ای تبدیل شد.

در روزهایی که جامعه بیش از هر زمان دیگری به انسجام، حل مشکلات داخلی و گفت‌وگوی عقلانی نیاز دارد توجه به چند نکته از این گفتگو حائز اهمیت است. سیاست، عرصه تفاوت دیدگاه‌هاست؛ اما آنچه به یک سیاستمدار اعتبار می‌بخشد، تنها مواضع و سوابق اجرایی او نیست، بلکه شیوه بیان، سعه‌صدر و احترامش به مخاطب و مخالف است.

اختلاف نظر، نه تنها مذموم نیست، بلکه لازمه پویایی مجلس و سیاست است. نماینده‌ای که از موضع خود دفاع می‌کند و نماینده‌ای که آن را به چالش می‌کشد، هر دو در چارچوب وظایف نمایندگی عمل می‌کنند. اما آنچه افکار عمومی از یک نماینده مجلس انتظار دارد، دفاع از اندیشه با منطق است، نه بیان دیدگاه با ادبیاتی که شأن خود فرد و نهاد قانون‌گذاری را مخدوش می‌کند.

آقای شهریاری، سال‌ها در مسئولیت‌های مهمی همچون سرکنسول اسبق ایران در فرانکفورت، استانداری و نمایندگی مجلس حضور داشته است. از چنین چهره‌ای انتظار می‌رود تجربه سیاسی، بیش از هر چیز در ادبیات و منش او نمود پیدا کند. مخاطب از یک سیاستمدار باسابقه انتظار دارد حتی در اوج اختلاف نظر، آرامش خود را حفظ کند و اجازه ندهد هیجان، جای منطق را بگیرد.

نماینده مردم، تنها سخنگوی دیدگاه‌های خود نیست؛ او ویترین فرهنگ سیاسی حوزه انتخابیه‌اش نیز هست؛ آقای شهریاری شما که خود را نماینده ۹۹ درصد جامعه می‌دانید، باید توجه داشته باشید که نماینده مردم دیاری هستید که خراسان شمالی را به «گنجینه فرهنگ‌ها» می‌شناسند؛ استانی که همواره به ادب، نجابت و احترام در گفتار شهره بوده است. مردم بجنورد، مانه، سملقان، گرمه، جاجرم و راز و جرگلان، انتظار دارند و شایسته آن هستند که نام نماینده‌شان با منطق، متانت و قدرت استدلال شناخته شود.

از سوی دیگر مجلس شورای اسلامی، خانه گفت‌وگوی ملی است. اگر ادبیات گفت‌وگو در همین خانه آسیب ببیند، چگونه می‌توان از جامعه انتظار داشت که اختلاف‌های خود را با مدارا و احترام حل کند؟

اما نقد این مناظره تنها به ادبیات آن محدود نمی‌شود. بخشی از سخنان آقای شهریاری از منظر محتوایی، پرسش‌هایی را در افکار عمومی ایجاد می کند؛ چرا در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران همواره بر حقوق حاکمیتی خود در تنگه هرمز تأکید کرده و رهبر معظم انقلاب نیز بارها بر اقتدار، استقلال و حفظ منافع ملی در برابر فشارهای خارجی تصریح داشته‌اند، شما به عنوان عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در اظهارات خود تنگه هرمز را آبراه بین المللی خواندید و گفتید: «زمان صلح باید به وضعیت قبل بازگردد». آیا چنین سخنانی خواسته یا ناخواسته به تقلیل جایگاه حقوقی و ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران در یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان منجر نمی‌شود؟

شما در بخشی از مناظره خطاب به طرف مقابل گفتید: «برای این از انتقام حرف می‌زنید که مذاکرات را به شکست بکشانید.» این در حالی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی، به‌عنوان نخستین خونخواه رهبر شهید انقلاب، در پیام اخیر خود بر ضرورت «مطالبه ملی انتقام» تأکید کرده‌اند. سؤال اینجاست: آیا پیام رهبری را نخوانده‌اید؟!

جناب آقای شهریاری در این مناظره بار دیگر از «بازگشت به آرای مردم» سخن گفتید و آن را راه‌حل برخی مسائل کشور دانستید. این در حالی است که طی ماه‌های گذشته، میلیون‌ها نفر از مردم ایران در مراسم‌های مختلف، از آیین‌های وداع و تشییع گرفته تا تجمعات و برنامه‌های مردمی در صحنه حضور یافتند و در شعارها، بیانیه‌ها و مطالبات خود بر حفظ عزت ملی، ایستادگی در برابر دشمن و خونخواهی رهبر شهید و شهدای این حوادث تأکید کردند.

پرسش این است که شما چند بار در این تجمعات و در کنار مردم حضور یافتید؟ و اگر از نزدیک شاهد آن نبوده‌اید، بر چه مبنایی درباره افکار عمومی قضاوت می‌کنید؟ چرا وقتی بخش قابل توجهی از جامعه، خواسته‌ای را به‌صورت آشکار، مستمر و فراگیر بیان می‌کند، این واقعیت اجتماعی در تحلیل‌های شما کم‌رنگ یا نادیده گرفته می‌شود؟

تلخ‌تر آنکه، بازتاب این سخنان و ادبیات تنها به فضای داخلی محدود نماند. بخش‌هایی از این مناظره و ادبیات به‌کاررفته در آن، به سرعت در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های خارجی بازنشر شد؛ تا جایی که برخی رسانه‌های اسرائیلی نیز با برجسته کردن همین حواشی، آن را دستاویزی برای تخریب جایگاه مجلس شورای اسلامی و القای تصویری منفی از فضای سیاسی ایران قرار دادند. اینجاست که یک لغزش در کلام، صرفاً متوجه یک فرد نیست، بلکه می‌تواند به اعتبار یک نهاد و حتی چهره کشور در عرصه رسانه‌ای آسیب بزند.

امروز جامعه بیش از هر زمان دیگری به الگوهای گفت‌وگوی اخلاق‌مدار نیاز دارد. اگر قرار باشد رقابت سیاسی با تندی کلام تعریف شود، سرمایه اجتماعی آسیب می‌بیند و اعتماد عمومی به گفت‌وگوی سیاسی کاهش می‌یابد.

در فرهنگ ایرانی، سال‌هاست این جمله را شنیده‌ایم که «ادب مرد بِه ز دولت اوست.» این ضرب‌المثل صرفا یک توصیه اخلاقی نیست؛ بلکه معیاری برای سنجش شخصیت کسانی است که در جایگاه قدرت و مسئولیت قرار می‌گیرند. آنچه در حافظه مردم باقی می‌ماند، منش، اخلاق و ادبیات صاحبان آن مسئولیت‌هاست. نمایندگان مردم نیز از این قاعده مستثنا نیستند. چرا که پیش از آنکه سخنگوی یک جریان سیاسی باشد، نماینده فرهنگ و شخصیت مردمی است که به او اعتماد کرده‌اند. از همین رو، حفظ حرمت گفت‌وگو، نه یک توصیه اخلاقی، بلکه بخشی از مسئولیت نمایندگی است.

* خبرنگار و فعال رسانه‌ای

انتهای پیام/

کد مطلب: 1312991

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha