محمد میلاد احمدی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات در گفتوگو با خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، در پاسخ به این پرسش که با توجه به افق ۲۰۵۰، دانشگاههای کشور چه مأموریتها، ظرفیتها و اصلاحات ساختاری را باید در دستور کار قرار دهند، اظهار کرد: اگر بخواهم به این سؤال پاسخ دهم، باید بگویم که امروز در رشتههایی مانند آیندهپژوهی، مدیریت و سناریونویسی، روشهای علمی شناختهشدهای وجود دارد که میتوان به شکل نظاممند و علمی به چنین پرسشهایی پاسخ داد. طبیعتاً پاسخ دقیق به این سؤال نیازمند مطالعات مفصل آیندهپژوهانه، استفاده از روشهای کمی و کیفی و بررسی سناریوهای محتمل، مطلوب و نامطلوب است.
وی افزود: اگر بخواهم به صورت مختصر و در قالب یک پیشبینی نکاتی را مطرح کنم، معتقدم این سؤال را باید از چند بُعد بررسی کرد؛ هم از منظر علم و هم از سایر ساحتهای دانشگاه. دانشگاه یک موجود پیچیده است و ابعاد تربیتی، فناورانه، اجتماعی، فرهنگی، سیاستی و حکمرانی دارد. در این زمینه نیز تفاوتی میان دانشگاه آزاد، دانشگاههای دولتی یا سایر دانشگاهها وجود ندارد و منظور من، نهاد دانشگاه به طور کلی است.
احمدی ادامه داد: وقتی میخواهیم درباره افق ۲۵ سال آینده صحبت کنیم، باید ببینیم این نهاد در هر یک از این ابعاد به چه سمتی حرکت میکند و چه آیندهای پیش روی آن قرار دارد. با توجه به روندهای محیطی، هم فرصتهای مهمی پیش روی دانشگاهها وجود دارد و هم تهدیدهایی که اگر بهموقع مدیریت و خنثی نشوند، میتوانند آینده دانشگاه را به سمت نامطلوبی سوق دهند. بنابراین، باید هر دو دسته عوامل را همزمان مورد توجه قرار داد.
هوش مصنوعی مهمترین روند اثرگذار بر آینده دانشگاههاست
وی با اشاره به تحولات فناوری اظهار کرد: از سوی دیگر، فناوری یکی از مهمترین روندهای اثرگذار بر آینده دانشگاههاست. اگر امروز این سؤال را از هر فردی بپرسید، احتمالاً نخستین موضوعی که به ذهن او میرسد، هوش مصنوعی و فناوری اطلاعات خواهد بود. این فناوریها هماکنون نیز دانشگاه را بهشدت تحت تأثیر قرار دادهاند و این روند همچنان در حال گسترش است.
وی ادامه داد: فناوریهای نوین در حال پیوند خوردن با سایر فناوریها هستند. برای مثال، صنعت نسل پنجم (Industry 5.0) مجموعهای از فناوریها مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و تحلیل کلاندادهها را در بر میگیرد و تقریباً همه رشتههای دانشگاهی، از مهندسی و علوم پایه گرفته تا بخشهایی از علوم انسانی، با آن درگیر خواهند بود.
احمدی افزود: نکته مهم این است که طراحان و راهبران این فناوریها، افقی را دنبال میکنند که الزاماً همان افقی نیست که ما برای خود مطلوب میدانیم و چهبسا در برخی موارد برای ما تهدید محسوب شود. برای نمونه، در بحث صنعت نسل پنجم، از آمیختگی انسان و ماشین سخن گفته میشود؛ موضوعی که بر پایه فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و کلاندادهها شکل گرفته است.
وی با اشاره به دیدگاههای زندهیاد دکتر محمدمهدی طهرانچی گفت: به تعبیر زندهیاد دکتر محمدمهدی طهرانچی، هدف برخی از این روندها معرفی «همزاد ماشینی» یا «همزاد رباتیک» برای انسان و حرکت به سمت امتزاج انسان و ماشین است؛ یعنی شکلگیری رباتهای انسانگونه و انسانهای رباتیک.
هوش مصنوعی نباید جایگزین اندیشیدن شود
احمدی در پاسخ به این پرسش که اگر دانشگاههای جهان به سمت استفاده گستردهتر از هوش مصنوعی و حتی آمیختگی انسان و ماشین حرکت کنند، آیا دانشگاههای ایران نیز باید همین مسیر را دنبال کنند یا خیر، گفت: در پاسخ به این سؤال، اجازه دهید منظورم را بهصورت شفاف بیان کنم. به اعتقاد من، گسترش هوش مصنوعی کاربردی، انسانها را به دو طبقه تقسیم خواهد کرد؛ طبقهای که میاندیشند و طبقهای که قدرت اندیشیدن از آنها گرفته میشود یا اساساً این توانایی در آنها پرورش پیدا نمیکند.
وی افزود: این نکته را نیز با الهام از دیدگاههای زندهیاد دکتر محمدمهدی طهرانچی مطرح میکنم. شاید این موضوع در نگاه اول دور از ذهن به نظر برسد، اما همین امروز نیز آثار آن را در دانشگاهها مشاهده میکنیم. بسیاری از اساتید و دانشجویان، استفاده روزافزون از هوش مصنوعی را در فعالیتهای آموزشی و پژوهشی بهصورت مستقیم تجربه کردهاند.
احمدی ادامه داد: امروز هوش مصنوعی میتواند مقاله بنویسد، مقاله داوری کند، طرح درس تهیه کند، مسائل را حل و تحلیل کند و حتی سؤال طراحی کند. زمانی که بخش قابل توجهی از این وظایف را بر عهده میگیرد، طبیعی است که بسیاری از فعالیتهای سنتی آموزشی، جذابیت و کارکرد گذشته خود را از دست بدهند.
وی تصریح کرد: اگر دانشگاه با همین روند فعلی به مسیر خود ادامه دهد، دیگر نهادی نخواهد بود که در آن اندیشه پرورش پیدا کند؛ زیرا هوش مصنوعی مولد، بخش قابل توجهی از این وظایف را بر عهده خواهد گرفت.
اساتید باید آموزش «اندیشیدن» را بر عهده بگیرند
وی تأکید کرد: به همین دلیل، نوع نگاه و جهتگیری دانشگاهها نسبت به هوش مصنوعی اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر بتوانیم استفاده صحیح از این فناوری را در دانشگاه به یک فرهنگ تبدیل کنیم و این باور را نهادینه کنیم که هوش مصنوعی جایگزین اندیشیدن نیست، در کنار آن نیز اساتیدی داشته باشیم که در تراز آموزش شیوه اندیشیدن به دانشجویان باشند، آنگاه میتوانیم از مزایای این فناوری بهرهمند شویم و در زمره کسانی قرار بگیریم که همچنان صاحب اندیشه باقی میمانند.
احمدی در پایان خاطرنشان کرد: اما اگر قرار باشد با همان روشهای سنتی گذشته، چه در آموزش، چه در ارزشیابی و چه در بخش قابل توجهی از فعالیتهای پژوهشی مانند پایاننامهها، رسالهها، تألیف آثار علمی و حتی فرآیند صدور مدارک ادامه دهیم، به اعتقاد من با یک خطر جدی مواجه خواهیم شد.
وی افزود: در آن صورت، این احتمال وجود دارد که جامعه دانشگاهی ما نیز بهتدریج در زمره طبقهای قرار گیرد که به جای آنکه هوش مصنوعی در خدمت آن باشد، این هوش مصنوعی است که بر آن حکمروایی میکند.
انتهای پیام/

نظر شما