توهم منافع مشترک با غرب؛ تله‌ای قدیمی برای خنثی کردن قدرت ایران است

کارشناس تاریخ شفاهی ایران با اشاره به تاریخ معاصر و وابستگی حکومت گذشته، اظهار داشت: قدرت‌های جهانی اساسا منافع خود را در ضعیف ماندن ایران می‌بینند و تکرار اشتباهات دوران پهلوی در قالب تفاهمات صوری، تنها راه بازگشت دخالت‌های خارجی به ساختار سیاسی کشور است.هیچ سازمان بین‌المللی متعهد به منافع ایران نیست و تنها زمانی می‌توانیم در میز مذاکرات پیروز شویم که صاحب قدرتی باشیم که دشمن را به احترام مجبور کند.

حجت‌الاسلام سعید فخرزاده، مسئول تاریخ شفاهی حوزه هنری، در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی ایسکانیوز، با اشاره به سیر تحول مدرنیته در ایران زیر تسلط دولت‌های خارجی و عدم استقلال سیاسی کشور گفت: در تحلیل وقایع تاریخی و سیاسی، نباید دچار نگاه‌های تک‌بعدی و سطحی شویم. برای درک درست از آنچه در تاریخ معاصر ایران گذشت، ضروری است که به جای تمرکز صرف بر اشخاص و چهره‌های سیاسی، به جریان‌های جاری و پشت‌پرده‌های استراتژیک بنگریم. پیش از ظهور رضاخان، جریانی روشنفکری در اعتراض به حکومت فرسوده و ناکارآمد قاجار شکل گرفت که هدفش نجات ایران از انفعال بود و همین جریان زمینه‌ساز تغییرات بنیادین و نهضت مشروطه شد. اما نکته کلیدی اینجاست که این جریان (بومی) که خواهان تغییرات ساختاری بود، در نهایت توسط قدرت‌های استعماری، به‌ویژه انگلیس، مصادره به مطلوب شد. در واقع، رضاخان به عنوان چهره‌ای که در جایگاه دست‌نشانده قرار داشت، در موقعیتی نشاندند که اگرچه ظاهر تغییرات را داشت، اما در عمل با خواسته‌ها، نیازها و برنامه‌های واقعی مردم فاصله داشت و بیشتر در راستای اهداف خارجی حرکت می‌کرد.

وی در ادامه با تحلیل روند تثبیت قدرت در دوران پهلوی افزود: در سال‌های نخستین، بسیاری از روشنفکران به دلیل نیاز مبرم جامعه به نظم و تغییرات ظاهری، دچار نوعی تردید در نقد رضاخان بودند. از سوی دیگر، خود رضاخان نیز در ابتدای به قدرت رسیدن، با هوشمندی سعی می‌کرد با شخصیت‌های مذهبی و چهره‌های اثرگذار فرهنگی درگیر نشود تا مقاومت‌ها را کاهش دهد؛ اما این آرامش موقت بود و به زودی دیکتاتوری تمام‌عیار وی آغاز گشت. باید به این نکته توجه کرد که جامعه ایران همواره دارای ظرفیت‌های درونی برای توسعه و پیشرفت بوده است، اما متأسفانه در آن دوران، قدرت‌های استعماری این ظرفیت‌ها را به نفع منافع خود هدایت کردند. برای نمونه می‌توان به احداث راه‌آهن اشاره کرد؛ پروژه‌ای که در ظاهر مدرنیته بود، اما اگر به دقت تحلیل شود، می‌بینیم که مسیرها و اهداف آن نه بر اساس نیازهای داخلی و منافع ملی ایران، بلکه در راستای تسهیل جابجایی نیروها و تأمین منافع استراتژیک غرب طراحی شده بود.

فخرزاده با پرداختن به مسئله حیاتی نفت و وابستگی اقتصادی تصریح کرد: اگر به قراردادهای نفتی دوران رضاخان بنگریم، می‌بینیم که علی‌رغم ادعاهای لغو قرارداد دارسی، این توافقات در واقع ماهیتی استعماری و بلندمدت داشتند. آنچه رخ داد، چیزی جز تمدید قراردادهای پیشین برای بهره‌برداری ناعادلانه از ثروت‌های ملی نبود؛ قراردادهایی که سال‌ها بعد در دوران ملی‌گرا و توسط دکتر مصدق به چالش کشیده و ملغا شدند. حقیقت این است که رضاخان هرگز یک تیم فکری مستقل و ملی در کنار خود نداشت. برنامه‌های کلان او توسط افرادی نظیر فروغی و تحت تأثیر شدید منافع انگلیس طراحی می‌شد و در واقع، اراده ملی در این برنامه‌ها جایی نداشت.

این کارشناس تاریخ با اشاره به چرخش قدرت از انگلیس به آمریکا تأکید کرد: پیش از انقلاب اسلامی، شاهد تغییر قطب سلطه بودیم و کنترل منافع ایران به طور کامل به آمریکایی‌ها واگذار شد. آمریکا تلاش می‌کرد ایران را در مدار وابستگی مطلق و حمایتی خود نگه دارد تا همواره دسترسی به منابع غنی نفت و معادن کشور را تضمین کند. اما انقلاب اسلامی با یک چرخش استراتژیک، این مسیر را متوقف کرد. انقلاب نه‌تنها یک تغییر حکومت، بلکه توقف برنامه‌ریزی‌های آمریکا برای ایران بود و مسیر حرکت کشور را از وابستگی به سوی منافع ملی و استقلال تغییر داد.

وی در نقد دیدگاه‌هایی که اتحاد با قدرت‌های بزرگ را راه نجات می‌دانند، اظهار داشت: برخی تصور می‌کنند می‌توان با تکیه بر قدرت‌های بزرگ و تعریف منافع مشترک، به رشد و توسعه رسید. اما تاریخ معاصر، به‌ویژه سرنوشت دکتر مصدق و وابستگی مطلق محمدرضا پهلوی به آمریکا، ثابت کرده است که تکیه بر قدرت‌های خارجی هرگز منجر به رشد ملی نشده است. باید این حقیقت تلخ را پذیرفت که قدرت‌های جهانی، اساساً منافع خود را در ضعیف بودن ایران می‌بینند. ایران قوی برای آن‌ها تهدید است، نه فرصت. هرگونه تفاهمی که بر پایه ضعف باشد، پله‌پله به سمت دخالت در امور داخلی پیش می‌رود؛ ابتدا در مسائل هسته‌ای دخالت می‌کنند، سپس موشکی و در نهایت به ساختار سیاسی و نظام حکومتی کشور می‌پردازند. لذا، هیچ سازمان بین‌المللی نمی‌تواند تعهد دهد که پس از حل یک مسئله خاص، دیگر کاری به ایران نخواهند داشت. تنها راه نجات، دستیابی به قدرتی است که مذاکرات را عادلانه کند؛ یعنی زمانی که ایران صاحب قدرت باشد، می‌تواند منافع خود را تحمیل کرده و از آن‌ها دفاع کند.

حجت‌الاسلام فخرزاده با پرداختن به مبانی فکری انقلاب اسلامی بیان کرد: استقلال واقعی، پیش از هر چیز استقلال فکری و خودباوری است. امام خمینی (ره) در ذهن نسل مبارز، مفهومی به نام «ما می‌توانیم» را نهادینه کردند. تفاوت بنیادین نگاه امام (ره) با رویکرد نخبگان در این بود که ایشان معتقد بودند تحول نباید صرفا در سطح نخبگان و در قالب جریان‌های فکری محدود باشد، زیرا در آن صورت مردم تنها ابزار نخبگان خواهند بود. امام (ره) تأکید داشتند که آگاهی باید به اعماق جامعه نفوذ کند تا مردم خودشان به صحنه بیایند و انقلاب را رقم بزند. این «خودباوری» بود که باعث شد مردمی با سلیقه‌ها، گویش‌ها و فرهنگ‌های مختلف، در یک پیوستگی ملی در کنار هم بایستند و استقلال کشور را رقم بزند.

وی با تبیین مفهوم جامع «بسیج» از نگاه امام (ره) افزود: در نگاه امام (ره)، واژه بسیج هرگز به معنای یک نهاد اداری یا سازمانی محدود نبود، بلکه به معنای حضور همه‌جانبه و فعال مردم در تمام عرصه‌های زندگی و صحنه‌های مختلف جامعه بود. شاهد بودیم که در بحرانی‌ترین لحظات، مانند جنگ تحمیلی، همین مردم بودند که بدون هیچ چشم‌داشتی و با هزینه شخصی، برای دفاع از تمامیت ارضی ایران پا به میدان گذاشتند. اگر این حضور مردمی و این باور عمیق نبود، دشمن می‌توانست به راحتی در لایه‌های مختلف جامعه رخنه کرده و حاکمیت را ساقط کند. این ثابت کرد که مردم، تنها پایه و اساس استقلال واقعی یک ملت هستند.

این مقام حوزه هنری در پایان با اشاره به تداوم این مسیر در دوران مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) خاطرنشان کرد: تأکید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر حضور آتش به اختیار مردم و حمایت از گروه‌های خودجوش مردمی، در واقع تداوم همان تفکر امام (ره) برای جلوگیری از انجماد ساختارهای اداری است. ایجاد نهادهایی نظیر جهاد سازندگی و کمیته امداد، تلاشی بود برای اینکه مدل جمهوری اسلامی را در عمل پیاده کنیم؛ مدلی که در آن اداره امور کشور نه در دست بوروکراسی‌های خشک دولتی، بلکه در دست مردم و بر پایه حضور فعال آن‌ها باشد. استقلال ملی زمانی تغییرناپذیر می‌شود که بر پایه همین حضور مردمی و مدل اقتصادی مستقل استوار باشد، نه بر پایه ساختارهای وارداتی و وابسته.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1313304

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha